نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
والدینم وقتی که من ده سالم بود توی تصادف مردن
.تو واقعا شجاع و صادق بودی اون بالا
خیلی بد شد که نتونست کلمه "خنده دار" رو هم یه جای جملش بچپونه
.دارم روش کار میکنم
.من..من فکر میکنم که واقعا خوب دل و جراتی داشتی
چرا این حرفای دو قرونیتون رو واسه انعام دادن به گارسون نگه نمیدارین؟
- گلدی چی گفت؟ .- گفت که آماده نیستی
نظرت با برق انداختن چیه، داداچ؟
خب، الان داریم درباره کفشات حرف میزنیم یا شومبولت؟
.- دارم جدی میگم، کارل .- دستام بسته ست
.تو واقعا،بدترین مدیر برنامه دنیا هستی
خودت میدونی، نه؟
فقط 5 ثانیه فرصت دارین تا تیکه بارم کنین
.بیشتر بشه میزنم تک تکتون رو پَرپَر میکنم
.بیل من واقعاً متاسفم...که نمیتونی اون کت شلوار رو پس بدی
،با خودم گفتم بیام پیش کمدینها ،اما در حقیقت
.یه جورایی امیدوار بودم دوست دخترمو ببینم
گلدی، من چرا اینجام؟
گمونم به خاطر اینه که .میدونی کِی خفه شی
[.[تبریک میگم،مویشه
[...[مطمئنم که بعدا به گذشته نگاه میکنی
[!![و امروز رو به عنوان شادترین روز زندگیت به یاد میاری
[.[اما بابابزرگ، عروسی من فردا هستش
[...[میدونم،میدونم
چی بهت گفته بودم؟ این؟
ترجمه از نــیـما (AourA) & مـــانــی (RainyDay)
شنبه طرفدار کی هستی؟
ریگز؟ کینگ؟
" جنگ جنسیت ها"؟
.روم نمیشه بگم به تخمم هم نیست
.دستت درد نکنه، گلدی
وقتی 19 سالم شد
،و هنوز سکس نکرده بودم
".دوستم همش میگفت، " هی، ادی، بجنب دیگه آقا
".فقط با خرج 15 دلار، توام میتونی به جمع ما بپیوندی
،بالاخره،بعد از گیر دادن های زیاد و فشار دوستان ناباب
.تسلیم شدم
.گفتم که میرم یه فاحشه پیدا کنم
.اما باید یهودی باشه
.راستش، چندتا چیز مشخص هست که ما یهودی ها توش خوب نیستیم
،ورزش حرفه ای، مزرعه داری
.و فحشاء
چون زن های یهودی که برای پول سکس میکنن
خیلی سخت پیدا میشن چون همشون دقیقا بعد از
.ازدواج بازنشسته میشن
،بابام میگفت وقتی که که مادرم رو دیده
.رفته پیش برادرش و ازش پرسیده که میشه با خواهرت باشم یا نه
"و اونم گفته، "نه
"."اما قیمتش مناسبه
.خیلی خب، ممنون از شما، مردم عزیز
.یکمی جمعیتتون زیاد بود
.شبتون خوش
!بزنید به افتخار ادی زایدل
.خوبه
.چقدر خنده دار بود
.آره،گلدی فکر میکنه طرف کارلین بعدیه
.منم همینطور فکر میکنم
.- عزیزم .- سید
نمیتونی یه لحظه پول شماردن هاتو متوقف کنی تا سلام بدی؟
چی میخوای، سید؟
تا حالا دقت کرده بودی که اجرای آزاد به اینجا یه حال و هوای دیگه داده؟
.فکر کنم،بخاطر عرق ریختن زیاده
.ازت یه خواهشی دارم
.جمعه شب به صحنه ـت نیاز دارم
.فقط، 15 دقیقه
از مندی خبر داری؟
چی؟
.اوه، آره، یه بار
.ازم یه 100 دلار پول قرض میخواست
و؟
.زمان بدی رو انتخاب کرده بود
تو چی؟
.چندبار زنگ زد ،یکی اونجا بود
.و بعدش قطع میکردن
.میتونست مندی بوده باشه
.بالاخره راهش رو پیدا میکنه .همونطور که ما پیدا کردیم
یکم برای برگشت دیر شده، مگه نه؟
.فرصتت رو خیلی وقت پیش از دست دادی
.من فقط یه جا نیاز دارم که دیده بشم
.مدیر برنامم فکر میکنه که میتونه من رو به برنامه مرو برسونه
کافه کینگ تئودور یا تروبادور چرا نمیری؟
چرا باید برم به اون پاتوق های درجه دو
وقتی که تو بهترین و معروفترین جا رو داری؟
.اون جاها همش موزیک راک میذارن و یه مشت ناواردن
.اینجاست که کمدی اتفاق میوفته
،اینجا رو نگاه کن .اونم شب دوشنبه که چقدر شلوغه
.مثل بشکن زدن بود.کار خاصی نکردم
.میدونی،یه" برو درت رو بذار، سید" هم میگفتی کفایت میکرد
.برای تو اینطوره
.خیلی پیشرفت کردی، عزیزم
.هی
...اون کفشای
پاشنه بلند که تق تق میکرد رو یادت میاد؟
بهت 20 دلار دادم که یه جفت تازش رو بخری؟
همونی که خوشت میومد رو، یادته؟
...- اسپا - اسپادریلز
.پول زیادی بود اون روزا
.17 دلار بود
.سه دلار اضافه برای ناهار و نایلون دادی
.بذار دربارش فکر کنم
،یه لطفی بکن و شب زود بخواب و زیاد تو فکر نرو
میدونی چی میگم؟
فقط سریعتر فکرات رو بکن، باشه؟
یه مسافر زمان وارد یک بار میشه.
متصدی بار میگه،
" ما اینجا به مسافرین زمان سرویس نمیدیم."
.پس،یه مسافر زمان وارد یک بار میشه [.[منظورش اینه چون در زمان سفر میکنه میتونه یه اتفاق رو چندبار تکرار کنه
.تو بامزه ای
.ممنون
.من تونی لدی هستم
.سلام. ادی زایدل هستم
.ران شک هستم سلام، نمایش من رو دیدید؟
.نه، متاسفم
.من تازه رسیدم اینجا
.به نظر من خندوندن مردم یه موهبت هستش
.اوه، پس حتما از نمایشم خوشت میومدم
.من عملا شده بودم بابانوئل اون بالا
.مثل درمان کردن دیگران
من اون جوکه رو میگم که چطور آدم های مسن همیشه
.تو رستوران ماهی سفارش میدن
.یا توانایی ساک زدن بسیار حرفه ای
.این همه ی نمایش من بود
...ملاقات....شما از خوشبختم
.متاسفم
.میدونم که فراتر از ناجور بود
،اگه بخوام راستش رو بگم
حس میکنم که دور از بصیرت هستش اگه
.که بخوام باهات موافقت کنم
،مشکل اینه که کمدین ها همیشه تو زیرک بودن خوب نیستن
.و من میخواستم که باهات تنها صحبت کنم
.بعله. بعله
.مگه اینکه ترجیح بدی با دوستت صحبت کنی
....نه، اون، ااااعع
.اونقدرا هم دوستش ندارم
.عجب فضای بی حس و حالی برقراره اونجا
.کون لقش
انگار که یه دقیقه
،تو برنامه هستم
.و دقیقه بعدی یکهو نیستم
.تو صحنه اصلی رو میخواستی .و صحنه اصلی هم گیرت اومد
.نه که حالا گیرت هم اومده داری باهاش شق القمر میکنی
خب، اگه میتونستم زودتر از ساعت
.یک و نیم نصفه شب برم رو صحنه خیلی بهتر میشدم
.معذرت میخوام ،میدونم که این جزء تمرین هاست
اما نمیشه فهمید که جوک خنده داره یا نه وقتی
.که کلا 10 نفر تماشاچی داری
،گوش کن. دارم به این فکر میکنم که یک شب مخصوص بانوان راه بندازم
.تو زیرزمین
.فقط کمدین های زن
.یه جای مخصوص به خودشون بهشون بدم .که کارهاشون رو تمرین کنن
.این شبیه اینه که دو پله هم عقب رونده بشیم
.حداقل بهتر از اینه که 10 پله به عقب بری و برسی به همون پارکینگ
ببین، عزیزم، فکر کردی چندبار میشینم و نگاه میکنم
که تو صحنه اصلی من داری گند میزنی؟
.این کار به نفعت هستش
.تو با مردها هیچوقت اینکارو نمیکنی
.بیخیال بابا من صدتا سوتین از تو بیشتر پاره کردم
،اون هم وقتی که تو منتظر بودی فرشته ممه پیداش بشه و بهت ممه بده
.پس این حرفا که اگه زن نبودم و این چیزا رو جلو من نگو
.واقعا میگم .من نمیدونم مشکلت چیه
تو وقتایی رو بهت واسه صحنه اصلی دادن که
.هر کمدین تازه کاری میگیره
،من اون چیزی رو میخوام که هر کمدین تازه کار مرد بدست میاره
.که یک برنامه ثابت و آخر هفته های دل به خواهی هستش
،حداقل جمعه شبا، ساعت دو شب هم
.جمعیت خوبی تماشاچی هستن
.بذار بهت این رو بگم
،اگه تو شب بانوان رو تو زیرزمین اجرا کنی
.من هم بهت جمعه،نیمه شب،صحنه اصلی رو میدم
گلدی، من دلم نمیخواد که انداخته بشم به
.یه برنامه درجه دو کمدی
.چونکه پیش مردها تعلق داری
.بله
.چونکه الان یکی از اونها هستی
.بله
عزیز دلم، اینکه جلوت بگوزن دلیل نمیشه
.که توام یکی مثل اون ها باشی
.تو فقط یه دافی هستی که دیگه دلشون نمیخواد بکننت
تنها چهار روز تا
No comments yet. Be the first to leave one.