نخستین 200 خط.
+هشدار: مناسب گروه سني 15
قانون؟ عدالت؟ نظم؟
واسه گرفتن تو اينا به کارمون نمياد
تو قانونو دور زدي بايد برگردونيمت سر جات
و قانوني که تو ساختي رو خراب کنيم
هنوز نفهميدي با کي طرفي؟
صبر کن
به همون روش خودت نابودت مي کنم
تو واقعا فکر مي کني داري کار درستو انجام مي دي دادستان؟
اين جوري فقط خودت شرمنده مي شي
مراقب ئه کيونگ ما باش و بهش غذا و لباس خوب بده
ميام دنبالش
خيلي زود
با اجازه
پس تو چي ازت برمياد؟
پيداش مي کنم
قسمت 4
از آخرين باري که ديدمت رنگ و روت بهتر شده
جدي؟
بازم رفتي تو تيم دادستانا؟
همون دادستان قبلي؟
آره
ئه کيونگ
هر کاري که کردي و
هر چي ديدي و شنيدي
بهشون بگو
اين جوري بهتره
،کاري که کردم نه کاري که بايد مي کردم
،چيزي که ديدم نه چيزي که بايد مي ديدم
، چيزي که شنيدم نه چيزي که بايد ميشنيدم
اينا رو بايد بگم؟
کسي که از وسط آشغالا فرار کرده
نبايد بپره تو چاه فاضلاب
الان وقتش نيست
رئيس چو هيچ وقت به شهردار رشوه نداده
حتما مي دوني که رئيس جمهور خيلي دلش مي خواد تو دادستاني
تحول ايجاد کنه
لي ميونگدوک داره سعي مي کنه حزبشو عوض کنه
مي خواد
چو يونگ گوک و شهردار از حزب مخالفو محکوم کنه
تا رئيس جمهور و رسانه ها بهش توجه کنن
مي خواد ترفيع بگيره
که بشه رئيس دادسراي مرکزي سئول
يا اگه شد دادستان کل کشور
طرح پرونده
.نقشه ش اينه
البته جه مون هم بي نصيب نمي مونه
به زودي مي بيني چطور ترفيع مي گيرن و مي رن
نه
جو جه پيل شهادت داده
همه چيو در مورد معامله شهردار و چو يونگ گوک اعتراف کرده
ساختگيه
جو جه پيل
يکي از آدماي لي ميونگدوکه
کارايي که کردي و ديدي و شنيدي
همشون راست نبودن
اگه دنيا به اين سادگي و شفافي بود
ما الان اينجا بوديم؟
دادستاني؟ مملکت؟
منم مدرکي ندارم
واسه همين ازت يه چيزي مي خوام
مياي با من که حقايقو روشن کنيم
يا مي ري با جه مون که رو حقايق سرپوش بذاري؟
کدومو انتخاب مي کني؟
چرا جا خوردي؟
آخه يهو چراغو روشن کردي
داشتي نقشه رو مي خوندي؟
آره به زور مي فهمم چي به چيه
اون ديگه ول شد
تمرکزمون رفت روي ئه کيونگ اون نقشه کنسله
مراسم سالگرد خوب برگزار شد؟
آره به لطف شما
راستي
منظورت چيه که تمرکزمون رفت روي کيم ئه کيونگ؟
کيم ئه کيونگ رو گرفتيم
از مراسم هيچ غذايي با خودت نياوردي؟
خوراکياي مراسم خيلي خوبن
شرمنده حواسم نبود
اگه گشنته
يه چيزي بگيرم
نمي خواد
خودم مي تونم بگيرم چرا تو بگيري؟
تازه بايد وزن کم کنم سرعتم کم شده
تو هم حواست به وزنت باشه
اگه سرعتت کم شه جاي يه بار، دو بار چاقو مي خوري
باشه يادم مي مونه
حالا رئيس مي خواد با کيم ئه کيونگ چي کار کنه؟
احتمالا به عنوان شاهد احضارش کنه به جلسه رسيدگي
اون جا چند تا عکس ازش بگيره بعدم بفرستتش طبقه 8
ديگه همين
چو يونگ گوک و به سانگدو کارشون ساخته ست
گفتي کيم ئه کيونگ کجا هست؟
واسه چي مي پرسي؟
همين جوري
آخه داشتم نقشه رو مي خوندم
ولي هيچ مدرکي نديدم که چو يونگ گوک به شهردار رشوه داده باشه
همه اين کارا رو مي کنيم چون مدرکي وجود نداره
مگه پرونده رو نخوندي؟
همين ديگه
هيچ مدرکي پيدا نکردم
شما از کجا مطمئنين چو يونگ گوک به شهردار رشوه داده؟
جو جه پيل بهمون گفت
خودتم اون جا بودي
اگه دروغ گفته باشه چي؟
يعني چي؟
راستش
درسته که جو جه پيل مطيع دستوراتِ چو يونگ گوک بوده
ولي اون فقط يه زيردسته
چه جوري انقدر دقيق از ريزِ روابط رئيسش
با شهردار باخبر بوده؟
ما جو جه پيل رو خريديم و مجبورش کرديم اون حرفا رو بزنه
همينو مي خواي بگي؟
منظورم اين نبود
دادستان فکر مي کني داريم پاپوش درست مي کنيم؟
يه داستان الکي ساختيم و داريم مدرک براش جور مي کنيم؟
اين جوري فکر مي کني؟
... نه نه اشتباه مي کني
آخ که چقدر گشنمه
يه کم هله هوله مي خوري؟
هله هوله؟- آره-
من که آخرش قراره دو بار چاقو بخورم
اگه قسمت باشه زنده بمونم با اضافه وزن هم مي مونم
اگرم بنا شد بميرم چاقو نخورده ريق رحمتو سر مي کشم
مهمون من بريم؟
باشه بريم
بيا تو
عزيزم، خانوم- بيدارش نکن-
من اومدم
عزيزم- يواش-
صداتو بيار پايين بيدار شد
چرا هوار مي زني؟- اين همکارمه-
ببخشيد
سلام- سلام-
شوهرم هنوز تو کارش لنگ مي زنه
نه نه اتفاقا کارش خيلي خوبه
هواشو داشته باشين
نارا بيا اين جا
بيدارش نکن- بايد بهت سلام کنه-
آره بايد بياد سلام کنه نارا
سلام
سلام
بيا اين جا- بخواب بخواب-
بخواب- شب بخير-
خب... چي مي خوري؟
... من- ها؟-
حاضري مي خورم- حتما-
سوپ جوجه با برنج چطوره؟
سوپ جوجه؟- نه نه، يه چيز ساده-
کاري نداره، الان آماده مي کنم- آره-
آره بيا بشين- چشم-
بله بفرمايين بشينين
خيلي خسته م
بشين دادستان
نگران نباش
يه زماني دنبال پسر گروه جونگميل بوديم
که مي خواست از کشور فرار کنه
با خودم گفتم که چي؟ من بايد زن بگيرم
گرفتن آدم بدا مهمه ولي خودمم بايد سر و سامون بگيرم
واسه همين بدون اين که به رئيس وو بگم رفتم دنبال کاراي عروسيم
داشتم آماده مراسم مي شدم که
آقاي وو زنگ زد
اولش نمي خواستم جواب بدم ولي ناخودآگاه دستم رفت سمت گوشي
چي بهت گفت پشت تلفن؟
گفت عروسيتو بنداز عقب
منم گفتم نمي تونم
حدس بزن چي جواب داد
"هي، پس کي تموم مي شه؟ من منتظرتم، ايش"
عين خودش گفتي
الان خيلي بهتر شده
قبلا هيچ مراسمي براش مهم نبود فقط کار
تو گفتي مي ري مراسم ولي رفتي ديدن آقاي بان
من همه چيو ديدم تو با آقاي بان قرار داشتي
تعقيبت نکردم که بندازمت تو دردسر
شغلمون ايجاب مي کنه اين جوري باشيم
هي شک کنيم و شک کنيم
پس بهت برنخوره
اين
دستور رئيس بود؟
نه دقيقا
خودم پيشنهاد دادم
چرا رفتي پيشش؟
مي خواي بري تو گروه اونا؟
پس چرا باهاش قرار گذاشتي؟
چرا بي فکر جلو مي ري و
دردسر درست مي کني؟
من بي فکر نيستم
يه گانگستر، يه پليس معتاد، يه مُزدور
دور هم جمع شدن
که مثلا خلافکارا رو بگيرن
پس مي دونستي
بان جون هيوک چي بهت گفته؟
ديگه چي شنيدي؟
گفت ما داريم پرونده رو دستکاري مي کنيم
چرا؟
گفت انتقام، چشم رئيسو کور کرده
مي خواد چو يونگ گوک رو بکشه پايين
گفت جو جه پيل
از آدماي دادستان لي بوده
اين چرت و پرتا رو از کجا درآورده؟
انتقام کورِش کرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.