نخستین 200 خط.
خُب اين يارو که اينجاست داشته کاراي هميشگي نگهداري ريلش و انجام ميداده
و ، اين استخوان ها رو ديده و فکر کرده مال آهوئه
سيستم دنداني انسان کاملاً متفاوته
يه نمونه ي ديگه از وضعيت رقت انگيز سيستم آموزشي کشورمون
خُب، درسته تا وقتي که همه ي بچه ها دندون پزشک بشن
ما يه روان پريش داريم که جسد ترکيده رو از قطار در حال حرکت پرت کرده بيرون
نه، اين استخوان ها زير قطار بودن
اگه تيکه هاي جسد از پنجره پرت شده باشن بيرون
تو شاخ و برگ درختاي اطراف پخش ميشدن
.... سطح تجزيه نشون دهنده ي
اينه که جسد حداقل به مدت دو ماه تو فضاي آزاد بوده
مست بوده ؟ خود کشي کرده ؟ - حدس و گمان -
شواهدي از ضربه ي شديد به استخوان جناقي وجود داره
چاقو خورده - حدس و گمان بيشتر -
کتک خورده - ميشه بس کني لطفاً ؟ -
"بيخيال ، امروز روز قشنگيه "بونز
بايد از حدس و گمان لذت ببريم - کمبود متمايز خونريزي وجود داره -
اين قرباني قبل از اينکه قطار بهش بزنه مُرده بوده
خيله خب،پس يکي اون و کشته ، رو ريل ولش کرده
به اميد اينکه اين کار خودکشي به نظر بياد
من نمي تونم انگيزش و مشخص کنم ...اما ميتونم بگم که قطار قرباني و کشيده
و جسدش در حالي که بين ريل و چرخاي قطار قرار گرفته خرد شده
وووا، ما داريم ميگيم که استخوان ها و لاشه
رو ريل آهن پخش شده بوده ؟ - بله، اونم مايل ها -
تمام قطار ها بايد مسيرشون از اين ريل عوض بشه تا ما بتونيم بقيه ي بقايا رو پيدا کنيم
صبر کن، تو ميدوني اين کار چه هرج و مرجي تو "آمترک" ايجاد ميکنه ؟
"خُب، بهت گفتم "بوث من به حدس و گمان علاقه اي ندارم
ميدوني، "بونز" وقتي که من بچه بودم هميشه ميخواستم يه بيخانمان باشم
ميخواستم رو ريل هاي خط آهن مسافرت کنم، گيتار بزنم
تغذيت بد باشه ، درگير بيماريهاي قابل جلوگيري باشي - بزار بهت بگم -
مي دوني چيه ؟ تو ميتوني باعث شي بابانوئل گريه کنه واقعاً ميتوني
هي، تو دوباره سگک کمربندت و بستي
"از خودراضي" - آره -
از موقعي که از کما اومدم بيرون همينطوري بهش خيره شدم
پيش خودم فکر ميکنم "چرا من همچين چيزي ميپوشم ؟"
بخاطر اينکه دوستش داري ، هميشه داشتي - آره، منم به همين نتيجه رسيدم -
خُب، خوشحالم که به اين نتيجه رسيدي من ازش خوشم مياد، "بوث"يـه
بوث"يـه؟" - يه کيست استخواني رو اين استخوان ران وجود داره -
"در نتيجه ي انگل "اکينوکوکوس گرانولوسوس
اين اصلاً تو آمريکا رايج نيست
مهاجر غيرقانوني، ببخشيد،حدس نمي زنم ، فقط الان "بوث"ي ام ديگه
خُب چي داري ؟
لگن خاصره مَرده
امتزاج شاخ استخوانيش نشون ميده که قرباني در دوران نوجوانيش بوده
اون فقط يه بچه بوده
نشانگراي روي اين استخوان ها متناقضن حتي براي يه مهاجر غير قانوني
ميخوام اونا رو ببرم آزمايشگاه تا يه سري آزمايش ديگه انجام بدم
"صبر کن "بونز - تيم قانوني "اف.بي.آي" ميتونه جستجو رو ادامه بده -
کلارک" و ميفرستم که نظارت کنه" - ... بونز" صبر کن" -
ممکنه بخواي اون جمجمه رو که آدماي من دستشونه با خودت ببري
خُب تو و "پري" ميخوايد بعد کتابخونه بريد چيزي بخوريد؟
احتمالاً - .... باشه، اما قول بده که -
اگه دير ميخوام بيام زنگ بزنم، ميدونم
ببخشيد ، مامان جديدم ديگه - اشکالي نداره -
اُه، ميخواستم ازت بپرسم
برنامه ي رقص اين آخر هفته رو ميدوني ؟ - رسميه؟ -
آره، من و "پري" فکر کرديم ممکنه جالب باشه
که ميدوني، کل شب و اونجا باشيم
... مثلاً ، ليموزين اجاره کنيم و صبحش بريم صبحونه بخوريم و
آه، کل شب ؟ ک-کجا ميخواي بخوابي
نمي خوابيم، اصلاً موضوع همينه
خُب، تو و "پري" شب و باهم ميگذرونيد و نمي خوابيد
چرا اينجوري ميگي ؟ - دارم بهش فکر ميکنم، فقط همين -
اُه، "پري" اومد
فکر ميکردم از"پري" خوشت مياد - خُب، خوشم مياد -
خب بهش فکر ميکني ؟ - آره -
"سلام "شل- سلام -
"دکتر "سرويان- "کم" بهم بگو "کم" -
خداحافظ بچه ها- خداحافظ-
... نمونه هاي گياهي "کلارک" تو نبايد فکر ميکنم اين مال من باشه
آره، از خودت پذيرايي کن
هي، "برنن" گفت که جمجمه رو پيدا کرده
تا من بتونم يه صورت بهتون بدم - بله، همينجاست-
کامل با شکستگي هاي پيش از مرگ روي استخوان آهيانه
به نظر ميرسه قرباني بدجوري کتک خورده بوده
هي، "برنن" گفت اين نوجوونه درسته ؟ - اوهوم-
آه، اين تيکه هاي لباس به نظر دوخت دست مياد
انگار مامانش دوخته باشدشون
يه جورايي ماجرا رو غمگين تر ميکنه
دکتر "برنن" کجاست ؟
اون داره تحليل ايزوتوپ انجام ميده
فکر ميکنه ممکنه قرباني مال يه کشور ديگه باشه - اُه، اين با عقل جور درمياد -
پوسيدگيهاش نشون ميده آبي که ميخورده فلورايد نداشته
نوجوونا از کي شروع به سکس کردن ميکنن ؟ - الوووووو -
اگه بتونن صبح شروع ميکنن و تا وقتي که بيفتن ادامه ميدن
لطفاً بگو اين مربوط به پروندست
راجب "ميشل" ـه ، مگه نه ؟ سکس داره ؟
کار کردن اينجا مثه برنامه ي "ديد" ميمونه - منظورم اينه که از چه سني -
دکتر "سرويان" اجازه ميديد من مرخص بشم
تا به يه کار مربوط تر به پرونده بپردازم ؟
اُه، دکتر "برنن" الانشم درخواست داده که تو لباس بپوشي
تا به کار تکنسين هاي اف.بي.آي نظارت کني براي بازيابي بقايا از رو خطوط آهن
صبر کن ببينم، دکتر "برنن" ميخواد من لباس بپوشم
و تو خطوط راه آهن راه برم ؟
اممم، اين لطف در حق يه برادر نيست
شرط ميبندم تو زود شروع کردي، مگه نه "کلارک"؟
يه اعجوبه ، احتمالا"؟
آه، در صورتيکه نشنيدي
آه، خانم "مونتنگرو" من کار دارم که انجام بدم
پس من و ببخشيد
آره- آفت کش وجود نداره -
شواهدي از غذاي از پيش آماده شده وجود نداره
يه بچه از دهات کوره - "نه، از اون مهم تره "بوث-
اين بچه بدون هيچ نشانگر استخواني بزرگ شده که نشون دهنده ي زندگي امروزيه
شواهدي از تماس با برق يا مواد پتروشيمي وجود نداره
خوبه، پس برميگرديم سراغ مهاجر شايد از يه کشور در حال توسعه
نه، تحليل ايزوتوپ هاي استخوانش
با زمين شناسي نواحي ايالت هاي ميان آتلانتيکي تطابق داره
نمي فهمم - منم نميفهمم -
قربانيمون يه پسر نوجوونه که حدود دو ماه پيش مُرده
اما، طبق داده هامون ، اوايل 1800 بزرگ شده
من مبدا نشانگرهاي قربانيمون و پيدا کردم
چي ؟ چي پيدا کردي ؟ نشونگر، عاليه
اون مال قرن نوزده نبوده
از استخوان لگن خاصره اسکن ايکس ري دوگانه پرتو سنجي گرفتم
...و بعد با کامپيوتر - "من به روش هاي شما اعتماد دارم دکتر "برنن -
مي تونين مستقيم بريد سراغ نتيجه
نوجوون مُرده ي ما يه "آميش" بوده آميش ها فرقه اي مذهبي هستند) (که هنوز به شيوه ي قرن نوزده زندگي ميکنن و قوانين سختي براي زندگي دارند
آميش" مثه اونايي که درشکه دارن و کلاه ميذارن ؟"
بله- خُب پس بيا به "بوث" زنگ بزنيم -
شايد يه چيزي تو ليست آدماي گمشده پيدا بشه - داره چک ميکنه -
من دارم ميرم ببينمش
اين تو کتابت نقاشي يه آلت مردونست
آه، آره فکر ميکنم هست
چرا داره حرف ميزنه ؟ - بوث" منتظرت نيست؟" -
بانمکه
خُب پدر و مادر "ليواي يودر" پرونده ي گمشدنش و دو ماه پيش پر کردن
اون بچه دقيقاً شبيه طرحيه که "آنجلا" کشيده
احتمالاً تو سفر "روم شپرينگا"ش بوده اين عکس گواهينامه رانندگيش و توجيه ميکنه
خُب منظورت چيه ؟ - آميش" ها وقتي تو اجتماعشون باشن رانندگي نميکنن" -
نه منظورم اون "رام" ، "رام" چي ؟ - "روم شپرينگا" -
... اين مدت زمانيه که جوانان آميش تشويق ميشن
که دنياي بيروني رو کشف کنن
"معنيش ميشه "الکي اين ور اون ور دويدن
اين ديوونگيه - ديوونه تر از مذهب تو نيست -
ببين، ما شيطان و طرد ميکنيم اونا دکمه رو رد ميکنن
روم شپرينگا يه روش تقريباً منطقيه که به نوجوونا کمک ميکنه تصميم آگاهانه بگيرن
که به آيين آميش تعميد داده بشن يا نه
درسته، يه تعداد بچه هاي پناه داده شده رو ولشون ميکني
اگه از من بپرسي طرز تهيه فاجعه
"خُب راستش بيشتر از 85 درصد جووناي "آميش
برميگردن و عضو دائم کليساشون ميشن
واقعاً ؟ ها - چندتا کليساي تعميدي کاتوليک -
هنوزم تو دوران بلوغشون ايمانشون و حفظ ميکنن
دوباره ميريم سراغ کاتوليکها ميدوني چيه ؟
من نميخوام دوباره راجب کلاه پاپ بشنوم ، باشه ؟
.... اون بايد بزارتش سرش همونطور که ميدوني
آدماي جلوي "باکينگهام" بايد بزارنش
خُب، اين زيادي براي عهد تنگدستي پر زرق و برقه
تو اينجوري فکر نميکني ؟
ما خيلي از غمتون متاسفيم - من سعي کردم ازش محافظت کنم -
بهش گفتم دنياي انگليسي خطرناک و گمراه کنندست
خُب، اون کجا رفت ؟ - "واشنگتن" -
"اون با يه پسر ديگه رفت "جوزف بيچي
پس واقعاً گم نشده بوده - اولش نه -
اون قول داد يه بار در هفته بهمون زنگ بزنه که خيالمون راحت باشه
يه خانواده ي انگليسي آخر اين جاده هستن که اجازه ميدادن ما از تلفنشون استفاده کنيم
بعد ديگه تماس ها قطع شد - من با پدر و مادر "جوزف" صحبت کردم -
"جوزف" بهشون گفته که اون و "ليواي"
يه مدتي ميشه که باهم زندگي نميکنن
ما با پليس تماس گرفتيم و گزارش گم شدنش و پر کرديم
آخرين باري که با پسرتون صحبت کرديد ، اون به نظر نا اميد يا ناراحت مي اومد ؟
نه، اون سرزنده به نظر ميرسيد
خوشحال
اشکال نداره ما يه نگاهي به اتاقش بندازيم ؟
خب خبر خوب اينکه اين گستردگي از خطوط راه آهن
فقط براي قطارهاي عازم جنوب استفاده ميشه
که معنيش اينه که به احتمال خيلي زياد جسد از شمال اومده
و خبر بد ؟ - خُب، ما هنوزم قسمت هاي زيادي از بدن و نداريم-
و شمال اين قسمت ... چندين نقطه ي تغيير وجود داره
که خطوط راه آهن به يه دوجين خط ديگه انشعاب پيدا ميکنن
کلارک" داره ساعت هاي زيادي تو گرما و زير آفتاب جستجو ميکنه"
خُب، براش جاده هايي که بايد بگرده رو بفرست
هي، داستان "ميشل" چيه ؟
آه، "ميشل" يه دوست پسر به اسم "پري" داره
اُه، آره ديدمش، خيلي سکسيه - کي خيلي سکسيه ؟ -
"پري" دوست پسر "ميشل"
البته، اگه ورزشکار و با اعتماد به نفس و جوون دوست داري
خوش اندام و سکسي - "خُب، لطفاً نگو "خوش اندام و سکسي-
برا من چيزي داري ؟ - آره -
"اون درخت تاکي که روي استخوان بود "کادزوئه
درجه ي رشدش نشون ميده که تيکه هاي بدن
تقريباً دو ماه دست نخورده بودن
پس قرباني بايد تقريباً مدت کوتاهي بعد از اينکه با پدر و مادرش صحبت کرده مُرده باشه
پري" دانشجوي سال بالاييه ، مگه نه ؟" شايد براي همين داره به "ميشل" فشار مياره که باهاش سکس کنه
چرا فکر ميکني اون داره به "ميشل" فشار مياره ؟
زنا هم به اندازه ي مردا سکس ميخوان
، آره، خُب، اون يه بچست هنوزم عروسک داره
منم همينطور، تو 16 سالگي، در کنارش "برايان" هم داشتم
تنها کاري که ميتوني بکني اينه که بهش بگي به خودش احترام بذاره و از محافظ استفاده کنه
در طول جنگ هاي صليبي ، شواليه ها ، براي دخترا و زناشون از قفل استفاده ميکردن
چقدر اين حرفت مفيد بود ، چيز ديگه اي هم هست "هاجينز"؟
و بيا اين دفعه يه چيز مربوط به پرونده رو امتحان کنيم - درسته، اجازه هست ؟-
خُب، روي استخوان هاي قرباني، گرده هايي از خاک سنگ رسوبي بود
که از نيتروژن، کربن و سولفور تشکيل شدن
پس، اين نشون دهنده ي اينه که به احتمال زياد زير واگن زغال سنگ بوده
همم، خُب، اين باعث ميشه من تو قطارهاي مسافربري جستجو نکنم
که معنيش اينه که ميتونم بيشتر روي خط هايي کار کنم که واگن هاي حمل زغال سنگ دارن
"هي، گوش کن "کم
همه ي نوجوونا اين مرحله رو دارن
No comments yet. Be the first to leave one.