نخستین 200 خط.
آماده هستيد ؟ چون مي خوام حواستون کاملا به من باشه
اين شروع يه جريان تازه ست
براي بهبود زندگي خودتون وقت داريد ؟
سي ثانيه وقت براي تبليغي از ساعت سازي "اکيوتران " داريد ؟
ساعت مچي پايين صفحه تلويزيون مشخص ميشه
ثانيه شمار هم خيلي آروم و روان حرکت مي کنه
" بالا تصوير هم نوشته " ساعت مچي اکيوتران
فرض کنيد به يه جلسه کاري رفتيد
لاي دندونتون غذا مونده ، رو کراواتتون ته مونده سيگاره
هيچي هم نداريد که تو جلسه عنوان کنيد
شايد جلسه حوصله سر بر باشه ، ولي شما نبايد اينطوري باشيد
چون يه ساعت مچي "اکيوتران " داريد
اين ساعت شما رو مورد توجه قرار ميده
. يه اتاق جلسه ساده ست . تصوير سياه سفيده
. صداي بوق ماشينا از بيرون مياد . هيچ صحبتي تو جلسه نمي شه
ما فقط مرد اصلي رو مي بينيم که شما باشيد . يه مرد تقريبا 30 ساله
موهاي بهم ريخته که صاف نشده
اما کت شلوار و کراوات هم داره
... اين يه تاجر ـه که سر جلسه حوصله ـش سر رفته و
داره به ساعتش نگاه مي کنه ...
... حالا ديگه فقط يه صداي مرموز از محيط شنيده ميشه
ترجمه نشده -
تاجر بلند ميشه و بقيه نگاش ميکنن
دو نفر که موهاشون سفيده و يکي ديگه همسن تاجر ـه
قيافش هم شبيه استيو مک کوئين ـه
شما دستتون رو تکون ميدينُ و يه دفعه استيو مک کوئين ساعتتون رو مي بينه
«اولين کلمه ها رو ميشنويم که ميگه « براي سوئيس ـه ؟
... حالا ديگه تصوير رنگي ميشه و بين اون دو نفر يه صحبتي شکل ميگيره
بقيه افراد داخل اتاق هم دارن به حرفا گوش ميدن . گفت و گو درباره فايده هاي اين ساعت ـه
« اصل سوئيس ـه . دقيق کار مي کنه »
« اوج طراحي و تکنولوژي »
... ساعت اکيوتران ، فقط يک وسيله نيست »
« يک سبک گفتمان است ... »
واي ، فردي
خيلي بهمون کمک ميکنه
راستش فکر کنم کلي سر و صدا کنه
اصلا چنين چيزي ازت انتظار نداشتم
! البته يه جور ديگه هم ميتوني ازم تعريف کني
! اينجوري که تو گفتي قشنگ حال من گرفته شد
خب واقعا خيلي خوبه
البته با اون قسمت سياه سفيدش مخالفت مي کنن
آره ، ولي تا حالا کسي چنين کاري نکرده . حداقل من که نديدم
« اکيتوران ، وقت گفت و گو رسيده »
مثل اوني که گفتم دراماتيک نيست . حس مفيد بودنشُ ميگيره
نمي دونم . به نظر من اين شيک تره
بله ؟
ازم خواسته بودين 5 دقيقه قبل جلسه خبرتون کنم
ممنون شرلي
خب ، هفته ديگه ميبينمت
من مي خوام يه قهوه ديگه بخورم
... استخدام رسمي نشدن هم خوب بهت ساخته ها
بله ؟
سلام بابا
چطوري عزيزم ؟
من حالم خوبه
گفتم تا قبل اينکه بري دفتر ، بهت زنگ بزنم
خوب کاري کردي
مي خوام جمعه صبح با هم صبحونه بخوريم
حتما ، خيلي خوبه
من ودکا ميارم ، با آبميوه قاطيش ميکنيم
نه ، بريم رستوران
بازار بريم چطوره ؟ اونجا ودکا دارن
فقط من ميام
پس خيلي حساس شد
ده و نيم صبح ، خدافظ
خدافظ عزيزم
حس ميکنم ديشب همه کاري کرديم
سلام داون
سلام آقايون - همه اينجان -
همه رو بفرست داخل
اين جلسه چقدر طول مي کشه ؟
به شما بستگي داره . مگه نه ؟
!اين ديگه چه جورشه ؟ همه هفت رنگ لباس پوشيدن ؟
بالاخره مُد شده ديگه ، لو
درُ ببندم ، لو ؟ - بله خانم پرستار -
خب ، امروز حالتون چطوره ؟
براي چکاپ روزانه آماده اين ؟
... حالا دهنتونُ باز کنين و بگين آع ع ع
سلام آقايون
... اون مطالب تازه و داغُ برام بيارين
! اينا که تاريخ مصرفش گذشته احمقا
مي دونين معني اينا برا من چيه ؟
يعني شماها هيچي براتون مهم نيست
و اونايي که چيزي براشون مهم نيست ، نبايد اينجا کار کنن
در ضمن شماها آخر هفته تعطيل نيستين
ميتونم بعدا بيام - نه -
کلارا ، ميشه از لابي يه لقمه کره مربا برام بياري ؟
بله ، حتما
بيا تو
چي دستت ـه ؟
پرونده لوازم آرايشي " اي وان " . گفتي ميخواي منُ ببيني
من چند تا حساب داخلي دارم ؟
خب الان هر چي هست براي توئه
! حس ميکنم بيشتره
... هر روز ميام تو اين دفتر خراب شده
بعد تا ميخوام به کارام برسم ، دم ظهر باب از ديترويت زنگ ميزنه
حدود ساعت 2 هم پيت از لس آنجلس
اينا که گفتي به " اي وان " ربط داره ؟
يا فقط يکي رو مي خواستي بياد به ناله هات گوش بده ؟
من واقعا دست تنهام . فقط "تورکلسون" کمکم مي کنه
که اونم کارمند کاتلر ـه
فکر کنم شبا هم به کلارا يه حالي ميده
خيلي هيجان انگيز شد - خب بره باهاش دوست بشه -
مسئله اينجاست که کارخونه کفش باتلر يه سرپرست جديد تبليغات استخدام کرده
و اگه من باهاش جلسه بزارم ، رتبمُ اوردم پايين
خب تو که سرپرست حساب داخلي هستي . طرف فکر ميکنه آدم مهمي ـه
خب از نظر اون همينطوري ـه
... ولي از نظر چارلز باتلر جونيور ، منم ميشم مثل يکي از
کارمند هاي زير دستش ...
اگه يه کارمند زيردستم نباشه ، بدردش نمي خورم
خب هماهنگ کن راجر يا کاتلر باهاش جلسه بزارن
دوباره ايده احمقانه دادي . اصلا بهم گوش نميدي
الان بحث سلسه مراتب ـه . متوجه ميشي چي ميگم ؟
بهش بگو دقيقه آخر يه قراري برام پيش اومد
بگو با جري لوئيس يا يه کمپاني فيلمسازي قرار داشتم
نه ، اسم بقيه مشتري ها رو نيار
حتما
! مرسي که بهم اعتماد داري
فقط يه جوري ردش کن بره
" لقمه ـتون آمادست . باب بنسون هم پشت خطه "
ميبيني که ؟ وقت ندارم برم برينم
رسيديم مورد آخر که خيلي هم مهم ـه
از موتور سيتي خبري شد ؟
قرار شد دوشنبه براي مدل جديد شِورلت کنفرانس خبري بزارن
خدا رو شکر - ولي هنوز به ما تاييديه ندادن -
حتي اسمشم نمي دونيم
لعنت بهشون
... گرافيست هاي شِورلت همش به من ميگن
! همه کارا يه راه و روش شِورلتي داره
هدفشون هم فقط پول نيست - اينا رو بنويسين -
به تبليغ " اکيوتران " اشاره نکردين
واه ، براي امروز ـه ؟
.من که نظرمُ گفتم داون ، دربارش چي گفته بودم ؟
« براي هميشه ، راس ساعت »
اين جزو انتخاباي ما نبود . فکر کنم اين رد شد
« اين چطوره ؟ « اکيوتران ، دقتي بي نظير
فکر کنم يکي از گزينه ها بود . مطمئنم
" وقت گفت و گو رسيده "
فکر کنم اين از همشون کامل تره
... منم فکر مي کنم داري باعث ميشي که بهت بگم
برام مهم نيست شما چي فکر مي کني
چرا يه چيزي بهم ميگي که ميدوني انتخابش نمي کنم ؟
چون شما بهم گفتين دو تا جمله براش بسازم
ظاهرا فقط يه جمله ساختي
هفته پيش 30 تا انتخاب داشتيم
و شما گفتيد که دو تا ازش در بيارم
خب روش ما همين ـه
The Spencer Davis Group's "I'm A Man?
زيرنويس : مجيد ميرجمالي
ماشينتُ دوست دارم
پروازت دير شد . وقت نداريم بريم خونه
فقط يه قرار ناهار کوچيک دارم . بعد کل هفته رو با هم تنهاييم
پس بريم
بلد نيستم صندليُ جا به جا کنم
اول با کدوم شرکت شروع کنيم ؟
غافلگريم کن
به ، ببين کي اينجاست
چرا کت شلوار قهوه اي نپوشيدي ؟
ناسلامتي تو لس آنجلس هم ژانويه ست - اين که نشد بهانه -
اوه مويرا ، يادم بنداز قبل سفرم دو بسته پيراشکي ببرم
پس خانمت دلش براي پيراشکي هاي نيويورک تنگ شده ؟
نه ، شيريني ها براي پيت ـه . زن من عاشق کاليفرنياست
از اين همه جنب و جوش خسته نشدي ؟
ميدوني چند بار در روز ميام اينجا يکم خوش بگذرونم ؟
مگه لو بامزه نيست ؟
لو حرف نداره . ما فقط دلمون برات تنگ شده
چرا يه روز ديرتر نميري بيمارستان ؟
هنوز وقت داري به کارات برسي
مي توني با من بياي بريم براي گشايش
قرار بود استرلينگُ ببرم
ولي تو لب تر کن ، من ميپيچونمش
مويرا ، بيا از برنامه هاي شِورلت شروع کنيم
واقعا مي خواي کار کني ؟
براي ايشون مرخصي ساعتي رد کن
منم همينُ داشتم مي گفتم
ميدونم ، باشه آيرا ، بايد برم
سلام آلان
ببخشيد ، فکر کنم يکم زود اومدم
اولين بازيگري که تا حالا چنين حرفي زده
عزيزم خيلي زيبا شدي
دان دريپر ، ايشون هم آلان سيلور هستن - بلند نشين -
شوهرتون هم که خودش يه پا مدل ـه
بهتون گفته بودم
دان ، مي خوام همين اول يه چيزي رو مشخص کنم
فقط بدونيد که براي من مهم بود
تا شما با مردي که همسرتون وقت زيادي رو باهاش مي گذرونه آشنا بشين
خيالتونُ راحت کنم . همش به خاطر حرص و طمع ـه
هيچي ديگه در ميون نيست
من مشکلي ندارم
... همکاراي من تو نيويورک به دخترايي که ميان غرب
کلي وعده و وعيد مي دن ...
بيچاره ها بايد از کلي آدم سگ صفت رد بشن
ولي خانم شما حواسش حسابي جمع ـه
منظورم اينه از اون خانماست که قرار تو يه سريالي حسابي بدرخشه
انگاري ميخوان براي سريال " دنياي براکن " بهش زنگ بزنن
چي ؟
بي خيال - بي خيال نميشم -
من فکر کردم يارو از من بدش اومد
ولي رئيسش عاشق تو شد
... يه چيزي درباره اين دختر بگم
No comments yet. Be the first to leave one.