Sacrifice

Sacrifice

دانلود زیرنویس Farsi/persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sacrifice 2025 720p CAM H264-CinemaCity persian
ناشر shine021
«قربانی» کیفیت پرده ای

برچسب‌ها

cam
تاریخ انتشار: 2026-08-21
تعداد دانلود: 1
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

زيرنويس از مهدي shine021

سه نفر نجاتمون می‌دن.

قول می‌دم.

زيرنويس از مهدي shine021

دخترت شاه رو می‌کشه.

و تقدیم آتش می‌کنم.

یعنی من که هیچ‌کدوم از این چیزها رو نمی‌بینم.

واو، چه پرپشته.

باد کولر رو روی پوست سرم حس می‌کنم.

انگار دارن عملاً می‌ریزن.

خب، پس دست‌زدن بهش رو متوقف کن.

همه‌ش توی ذهنته.

نه، این‌طور نیست.

پس دوباره می‌ریم ترکیه و کاشت مو می‌کنیم.

این دیگه سؤالِ کار و زحمته.

سه هفته بین راهب‌ها باشم، دیگه نگران این کچلی لعنتی نیستم.

همسایه‌مون کچله، ما هم همسایه‌ایم، مگه نه؟

از استرسه، می‌دونی.

تقصیر این دنیاست.

بابام تا آخر عمرش موهای خیلی خوبی داشت.

امشب دنیا تایler واقعی منو می‌بینه.

خودِ واقعی منو.

فقط می‌خوام به مردم نشون بدم که می‌تونم مفید باشم.

راستی، کسی درباره اون قضیه شعله چیزی گفته؟

فقط نادیده‌شون بگیر.

چرا باید اون موضوع رو پیش بکشن؟

یعنی این کارو نمی‌کنن، ولی... خب، پس چرا همچین حرفی می‌زنی، لعنتی؟

درش میارم.

اوه، بس کن.

ولی جدا از اون، اینو آروم و بااحتیاط بگیر.

خوش بگذره توی مراسم.

می‌رقصیم.

می‌دونی، به چشم میاد.

زود برگردیم، باشه عزیزم؟

برگردیم به چی؟

خانم، این لیموزین برقیه؟

الیور، یعنی قراره با یه ماشین لعنتی

پرخرجِ دهه نود، برسم به مراسم تغییرات اقلیمی؟

تماس رو قطع کن!

عاشق لیموزینی؟

فقط از راه رفتنم فیلم بگیر.

کادر افقی بگیر.

بگیرش... آره، باشه.

آره، همین‌طوری.

حرکت قهرمانانه رو داری؟

گرفتی؟

آره، خوبه.

بدون کپشن.

عکس‌ها چطورن؟

عالیه.

سلام بچه‌ها.

تصمیم گرفتم روی زمین قدم بزنم.

ممنون.

اینجا بن براکن رو داریم.

آره، آره. همه چشم‌ها به ماست، می‌دونی.

می‌خوای دستم رو بگیری؟

نه، اینجا نه.

این‌قدر عجیب‌وغریب رفتار نکن.

اوه، پس کابویی.

توجه کسی رو بهش جلب نکن.

باحاله.

نیک تایلر.

گلوریا براکن.

سلام. آره، می‌دونم کی هستی.

الان دیگه هیچی جلودارمون نیست.

دوستت دارم.

اوه، واو.

حتماً شنیدی که یه شرکت تولید راه انداختم.

یه پروژهٔ عالی دارم که با هم انجامش بدیم.

خب، سلامتی‌ت چطوره؟

اون یک میلیون چطوره؟

یک میلیون.

هرچی زندگی بیشتر ادامه پیدا کنه و خرد بیشتری شکل بگیره، شعله‌افکن‌های بیشتری هم خواهیم داشت، آقای اکتاویوس.

نه، قربان.

کارهایی که اون روز کردم وحشتناک بود، ولی عزادار بودم.

به تهِ خط رسیده بودم.

تا عمیق‌ترین حد ممکن خودم رو واکاوی کردم و فکر کنم ازش آدم بهتری بیرون اومدم.

آره.

ببخشید.

گلوریا، بن، ببخشید. باید عذرخواهی کنم.

ببخشید، لطفاً.

لعنتی!

حالش خوبه.

من خوبم.

هی، دی‌کی، استاد!

چی؟

خوبی؟

استراحت کردی؟

آره رفیق، خوبم.

واقعاً خوبم.

بهتر از همیشه.

آماده‌ام برگردم سر کار!

می‌دونی؟

می‌خوام از این تریبون استفاده کنم و یه کار معنادار انجام بدم.

کاری که واقعاً تغییری ایجاد کنه.

اوه رفیق، آره. البته فایروالکر واقعاً مشکل بزرگی نیست، ولی... نه، می‌دونم.

می‌دونم.

فقط داشتم، می‌دونی...

حس می‌کنم روی یه فرکانسیم.

موسیقی کیهان، داداش!

الان داری چی کار می‌کنی؟

آه، خب، راستش داستان بامزه‌ایه.

من توی یه معدن قدیمی‌ام، در یه مراسم خیریهٔ محیط‌زیستی.

یه جزیرهٔ عجیب‌وغریب وسط ناکجاآباد؛ یونانی، شاید هم ترکی.

راستش از مراسم‌هایی مثل این بدم نمیاد.

همه با جت‌های خصوصی‌شون میان اونجا و بعد شروع می‌کنن به جویدن گوشتِ

پرترهٔ شرارت؛ و بخش حراج هم یه جورایی در آستانهٔ

یه محفل نمادینه؛ انگار واقعاً قراره هر چیزی رو قربانی کنی.

الان دارم دربارش سرچ می‌کنم.

راب اهل اقیانوسه.

واو.

بذار یه کم به پهلو خم‌ات کنیم.

نمی‌دونم درست انجامش می‌دم یا نه، ولی جواب می‌ده.

اصلاً نمی‌دونم درست می‌گم یا نه، ولی کارم بد نیست.

موشک گنده.

انگار یه ضدیخِ لعنتیه.

هاها!

داری برای خودِ اهل فن موعظه می‌کنی، رفیق.

اتفاقاً منم دقیقاً برای همین اینجام.

دارم حقیقت رو می‌کوبم توی صورتشون.

می‌دونی، درست توی دلِ هیولا.

نمی‌خوام خرابش کنم، ولی... خودت می‌بینی.

آره.

خوبه.

خب، وقتی یه چیز خفن پیدا شد بهت خبر می‌دم.

باشه.

راستی، می‌خواستم بگم که فیلمنامه‌های زیادی خوندم.

فکر می‌کنم خیلی کم پیش میاد که... الو؟

لعنتی.

من گفتم 'موسیقیِ کیهانِ لعنتی'؟

چه احمق لعنتی‌ای.

به درک. نمایشنامه‌نویسِ متظاهرِ لعنتی.

مایک به درک.

همون‌طور که می‌بینی، همهٔ این فراخوان‌های جدید و کوچیک خوب پیش می‌رن.

خودت رو به دردسر می‌ندازی.

این آینده‌ست، می‌دونی؟

مخصوصاً این یکی.

یکی از بهترین‌هاست.

خب، می‌خوای... بذار یه چیزی بهت نشون بدم.

واقعاً خیلی بامزه‌ست.

این رو ببین.

یه اثر کلاسیکه.

مجانیه! مجانی!

همه‌چی مجانیه!

دارم میام!

التماستون می‌کنم! التماستون می‌کنم، بچه‌ها!

دارم میام!

این دیگه چه کوفتیه؟

خفه شو، عوضی.

دارم میام.

مطمئنم همیشه همین کارو می‌کنی.

ولی خودت می‌بینی.

خودت می‌بینی.

کجا می‌ری؟

می‌خوام اذیتت کنم، احمق عوضی.

ولش کن، شوهرمه.

اوه!

گاهی دوست داره وانمود کنه قلدره.

آره، آره.

مایک، داری با این شرایط کنار میای؟

سال سختی بوده...

سال سختی.

ممکنه به هر چیزی که فکر می‌کنی می‌خوای برسی.

ولی هنوز صبح‌ها با یه سوراخ توی قلبت از خواب بیدار می‌شی.

نمی‌دونم می‌دونی یا نه، ولی من...

امسال پدرم رو از دست دادم و... خیلی متأسفم.

اشکالی نداره.

این... نمی‌دونستم.

غیرمنتظره بود.

آماده نبودم.

اون تنها چیزی بود که منو وصل نگه می‌داشت به...

فقط... به‌عنوان پدرم.

بیا برای دخترم یه عکس بگیریم.

اوه، عالیه.

اون همه‌چیز رو می‌دونه.

وسایلم رو برمی‌دارم یا یه همچین چیزی.

مایک، تو محشری.

حتماً.

عوضی خودشیفتهٔ بچه‌ننه.

هی، حالت خوبه؟

از دستم عصبانی نشو، ولی فکر کنم باید یه کاری بکنم.

ولی نه.

نه.

فقط فکر کن.

درسته؟

یادت باشه، آروم و با ملایمت.

بعضی چیزها از آروم و با ملایمت بودن مهم‌ترن، مگه نه؟

رفیق، قرص‌هات رو خوردی...؟ آره، اون قرص‌های لعنتی رو خوردم.

موضوع این نیست.

من اینو این‌طوری می‌نامم.

این کار واقعیه.

برای همین خیلی بجا بود که اینجا، در یونان، دور هم جمع بشیم.

گهوارهٔ تمدن.

بذارید از زبان خود بن بشنویم.

اسم من بن براکنه.

بیایید با واقعیت روبه‌رو بشیم.

تغییرات اقلیمی همین حالا اینجاست.

این یه فاجعه‌ست.

و تقصیر ماست.

جنگل‌زدایی، سیل، طوفان‌های سهمگین، جمعیت بیش‌ازحد، آتش‌سوزی‌های طبیعی.

Sacrifice subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left