نخستین 200 خط.
،تمامی شخصیت ها، اماکن، سازمان ها ادیان و حوادث این سریال ساختگی می باشند
در هنگام ضبط این سریال ما اطمینان خاطر پیدا کردیم که تمامی بازیگران خردسالی که در این قسمت ایفای نقش می کنند از سلامت و ایمنی کامل برخوردار شوند
قسمت پنجم
دادگاه ناحیه مرکزی جوآن، شعبه جنایی اول هیئت منصفه
پرونده: اختلاس، مدافع: ریو جونگ کوان
وکیل: کیم سون وو
یک: اختلاس
دو: جعل اسناد شخصی
سه: کلاهبرداری
الو؟
الو؟
زی اویی، آره؟
خودتی، مگه نه؟
کجایی؟
زود خودمو میرسونم، منتظرم بمون
نمیدونم
نمیدونم کجام
باشه، از تلفن عمومی زنگ زدی، آره؟
ردّ این شماره رو میگیرم و جاتو پیدا میکنم پس جایی نرو
باشه؟
جوابمو بده
سرم داد نزن
منتظرم بمون
به هر قیمتی شده باید دستگیرش کنی
اگه از کنترل خارج شه
نمیدونیم ممکنه چند نفر کشته شن
و اگه ازدواج کنه و بچه دار شه
از کجا معلوم بچه چی میشه؟
نمیشه گفت
آدم میشه یا نه
شاید الان شبیه انسان باشه ولی راحت میتونه عوض شه
بستگی داره کدوم حیوان درونش برانگیخته شه
ممکنه تبدیل به یک گونه کاملا متفاوت شه
برای زنده موندن هر کاری میکنه
آدمها هم همین کار رو نمیکنن؟
بحثمون علم هستی نیست
درباره بیولوژیه
میفهمی؟ باید گیرش بندازی
میفهمی؟
باشه
خوبه
میرم تو و اینو برای بازبینی به دانشگاه میفرستم
گو روم، اگه لازم شد بهش شلیک کن
نباید پا تو این دنیا میذاشت
ولی اگه اونم احساس داشته باشه چی؟
حتی اگه ذره ای از احساسات انسانی داشته باشه
به این معنیه که هیولا نیست
هیولاست
یک نژاد ترکیبیِ وحشتناکه
که کاملا اکوسیستم رو نابود میکنه
اگه نتونستی گیرش بندازی، بهتره بکشیش
چرا مردم اینقدر ازم متنفرن؟
دعوا کردی؟
همیشه تنها بودم
ولی الان دیگه کاملا تنهام
تا الان سرش اذیت نشده بودم
ولی فکر کنم حسش اینطوریه
تو هم این حسو داشتی؟
وقتی همه چیز یادته چطوری طاقت آوردی؟
اگه لازم شد بهش شلیک کن
نباید پا تو این دنیا میذاشت
بیا تو
میرم سر کار
کاری نکن
جایی نرو. فقط همینجا بمون
اگه گشنته، یک چی واسه خودت سر و هم کن بخور
و یادت نره تمیز کنی
اونجوری نگاهم نکن
برات دل نمیسوزونم یا سعی نمیکنم درکت کنم
برای من، تو یا مظنون پرونده قتلی
یا شاهد پرونده مفقودی
دستشویی اونوره، اتاق من
پاتو بذاری اونجا کشتمت
بعد کار میبینمت
بشین
دعوا کردی؟
کتک خوردی؟
بازم اون یاروها بودن؟
اوهوم
تو که موهبت خاص داری
از همون
نمیشه استفاده کنی؟
مطمئنم آدمها عمرا حریفت نمیشن
با این قدرتی که تو داری
راحت نمیتونی اکوسیستمی که آدمها ساختن رو نابود کنی؟
منم آدمم، چرا باید نابودش کنم؟
قبول کن دیگه
تو آدم عادی نیستی
میخوام آدم عادی باشم
و چیزی که دارم موهبت نیست، نفرینه
ببخشید، فکر کنم راست میگی
بخاطر اون قدرتت
احتمالا هیچوقت فرصت نداشتی کسیو دوست داشته باشی
تا حالا عاشق کسی نشدی، نه؟
درست حدس زدم؟
راستکی
خوردی، جمع کن
خبر فوری
شبکه های بانکی که
بخاطر حمله گسترده سایبری دیشب از کار افتادن
هنوز بازیابی نشدن
که آسایش بسیاری رو به هم زده
شبکه هایی که مورد حمله قرار گرفتن فقط بانکها نبودن
،بلکه فروشگاه های آنلاین سرویسهای خدمات ایمیل
و غیره که درمجموع شامل 13 شبکه آنلاین میشه
و مشخص شده یکیشونم سرویس پزشکی قانونی ملی بوده
به همین دلیل تیم جرائم سایبری بلافاصله شروع به تحقیقات کردن
پلیس گمان میکنه کار یک سازمان هکریه
و احتمال اینکه کره شمالی
پشت این قضیه باشه رو رد نکرده
فایلها چی شدن؟- پروفسور اخبار رو دیدین؟-
افتضاحه، کل سیستم از کار افتاده
بذار ببینم
شما هم فایلهاتون رو از دست دادین؟
دست رو دلم نذار
کل سیستم پریده
فکر نکنم اصلا بتونیم تحقیقات یا اسنادمون رو نجات بدیم
فایلهایی که برات فرستادم چی؟
اونها هم به همین وضع افتادن
پروفسور، از همه چی بکاپ گرفتی، مگه نه؟
همه کامپیوترهای ما هم به فنا رفتن
پس الان به هیچکدوم از اطلاعات دسترسی نداری؟
فکر میکنی یکی که دنبال اطلاعات بوده از عمد اینکار رو کرده؟
بیخیال بابا
به همه بانکها و فروشگاه های آنلاین هم حمله شده
شنیدم بخاطر حمله سایبری کره شمالیه
پروفسور، مدارک اصلی واقعا دستت نیست؟
بعدا بهت زنگ میزنم
بالاخره زی او رو برگردوندی
آفرین
همه گزارشات و اسناد رو نابود کردیم
و پلیس هم پرونده رو به اسم حمله سایبری کره شمالی میبنده
خسته نباشی
حالا یک دنیای جدید شروع میشه
وقتی یک فضاپیما پرتاب میشه
کار اصلی با این قسمتشه
فقط برای فرستادن همین تیکه به فضا
این همه انرژی مصرف و هدر داده میشه
مصرف انرژی آدمها خیلی غیر موثره
اسرافشون زیاده
شنیدم میتونه
مقدار قابل توجهی الکتریسیته تولید کنه
طبق محاسباتمون
همش پیشرفته تر میشه
فکر کن بچه های دیگه ای مثل اون به دنیا بیان
میتونن با نگه داشتن گوشیهاشون اونها رو شارژ کنن
و فقط با نگه داشتن فرمون، ماشین برقیها رو راه بندازن
زی او رو برمیگردونیم و 101 کلون ازش تولید میکنیم
بعد میریم مرحله بعدی
اما چرا 101 کلون؟
صدویکی کلون. خیلی مبهمـه نه؟
حسابی کنجکاوی مردمـو تحریک میکنه
و اون ماییم که کلونـهاشون رو میسازیم
اون لحظه ای که اون یک میلیون و ده هزارتا ...فرشته متولد بشن
این دنیا از بیخ و بن تغییر میکنه
و ما به چنان ثروت و افتخاری برسیم که نگو
یه دوره ی جدیدی شروع میشه
یه دوره ی باشکوه
بچه هایی که فقط بما اعتماد دارن و از ما اطاعت میکنن به این دنیا حکومت میکنن
...سرنوشتِ زی او
همین بود
...اولین آزمایش موفقـمون که
قرار بود بعد از دادن سلولـهاش به بقیه، نابود بشه
لوکا
اما زیادی زندگی کرد
...حالا که گیرش آوردیم، به محض اینکه
سلولـهاشـو شبیه سازی کردیم جسدشو میسوزونیم
آره همینکارو میکنیم
دیگه به آخرش رسیدیم
اما تا وقتی که به هدف نهاییـمون برسیم کلی کار هست که باید انجام بدی
...به زودی به عنوان
رئیس سازمان اطلاعات ملی منصوب میشی
لطفاً خوب حواستو جمع کن
ممنونم
شما همیشه از من حمایت میکنین
ببخشید از آزمایشگاهـه
ها چی شده؟
چی؟
!بلند شو. بلند شو بهت میگم
...آشششغال
تو راه برگشت به اینجا ماشین منفجر شد
ول کن- ما بهش آرام بخش زدیم-
اما باز بیدار شد و دیگه کاری ازمون برنیومد
...زنیکه
!به چه جرأتی اونجوری بهم زل میزنی
ببخشید
بیدارش کن
!بیدارش کن
اون الان باید استراحت مطلق داشته باشه
بهش داروی محرک بزنین. هر غلطی میتونین بکنین تا بیدار شه
چشم
بیس و پنج میلی لیتر بیار
مگه نگفتم استراحت کنی چرا داری راه میری؟
یه خواهشی ازتون دارم
خیلی خب اول بیا بریم بخش مراقبت
الان اصلاً نباید تکون بخوری
منـو قویـتر کن
چی داری میگی؟
آمپولی که اینجام میزنی
به جاهای دیگه امـم میتونی بزنی نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.