نخستین 200 خط.
.اسم من "اولیور کوئین" ـه
...به مدت 5 سال، در یک جزیره
...فقط به یک هدف گیر افتاده بودم تا
.نجات پیدا کنم
.اولیور کوئین" زنده ست"
حالا من آرزویی که پدرم وقت مردنش داشت رو برآورده میکنم
.تو میتونی نجات پیدا کنی
از لیست اسامی ای که به جا ...گذاشته بود استفاده میکنم
و کسانی که دارن شهر رو .آلوده میکنن، از بین میبرم
برای انجام این کار، باید .شخص دیگه ای باشم
.باید چیز دیگه ای باشم
...قبلاً در "پیکان" اتفاق افتاد
...چطور میتونم ازت فاصله بگیرم
وقتی خودت ازم فاصله نمیگیری؟
.جان دیگل" از این به بعد همراه توئه"
...فکر کنم تازه دارم میفهمم که
.چه جور آدم هستی
.سلام
اولیور"؟"
.تو همون شخص خود مختاری
."آروم باش، "دیگ
.تو بدنت سمّی شده
.حرومزاده
.بس کن
.بس کن
میتونستم هرجایی ببرمت
.میتونستم ببرمت خونه
.ولی آوردمت اینجا
تو واقعاً تو اون جزیره .عقلت رو از دست دادی
.تو این راه چندتا چیز یاد گرفتم
مثلاً چی؟ کلاس تیراندازی؟
.نظم و ترتیب
.شهر استارلینگ داره نابود میشه
توسط یه سری از جانی های ممتاز آلوده شده
کسانی که از وقتی که قدرت و ثروت به دست آوردن
براشون مهم نیست به .کی صدمه میزنن
میخوای چیکار کنی؟
تنهایی همشون رو از پا در بیاری؟
.نه
.حالا، ازت میخوام که بهم ملحق بشی
.از نیروهای ویژه خارج قندهاری .این خیلی عالیه
.تو یه سرباز پیرو هستی
.اولیور"، تو که سرباز نیستی"
.تو یه جنایت کاری
.و همچنین یه قاتل
کجا بودی؟
چی؟
اینجا چیکار میکنی؟
شنیدم که تیراندازی شده
.خواستم مطمئن بشم که حالت خوبه
واقعاً؟
.آره
رفتم در خونتون
و دیدم که خانوادت .بخاطرت وحشت زده شدن
.نمیدونستن که کجا بودی
.اوه
اولیور"، انقدر از خود راضی هستی که"
فکر نمیکنی کسایی هستن که بعد از اینکه یه بار تیر خوردی
نگرانت هستن و میخوان بدونن که کجایی؟
.حق با توئه
من که خیلی وقت پیش با این از خود راضی بودنت کنار اومدم
"ولی "مویرا"، "تیا" و "والتر
.این حقشون نیست
مستحق بهتر از این هستن
مستحق کسی هستن که .حتی به خودش هم اهمیت نمیده
..."لورل"
.ممنون که اومدی
من به زندگی بقیه "اهمیت میدم، "اولیور
شاید بد نباشه تو هم .یه بار این کارو بکنی
.اوه، پسر
.برخوردش تند بود
خوبی؟
.آره
امشب دومین باریه که یکی از دوستام
.داره مجازاتم میکنه
.یه جورایی آدم رو خسته میکنه
.آره
.شب بخیر - .شب بخیر -
.زنده بمون
باید با این چیکار کنم؟
.زنده بمون
اینی که میگی یعنی "پرنده"؟
.زنده بمون
!من که چینی بلد نیستم
."متأسفم "لورل
.خیلی متأسفم
هیچ نشانه ای از ورود به واسطهی زور
یا شواهدی که حاکی از تلاش برای این کار باشه، وجود نداشت
ولی تا ساعاتی بعد، پلیس یه چاقوی آشپزخانه خونی رو
...در صندوق عقب ماشین پیدا کرد
تو هم خوابت نمیبره؟
.نه
چی نگاه میکنی؟
.پیتر دکلان" رو" ...چاقویی که پیدا شده
...اثر انگشت "پیتر دکلان" روشه
.یارو زده زنشو کشته
...با وجود اینکه شواهد در حال افزایش هستند
...درسته. این یارو همسرش رو
.توی اتاق بچش کشته... .روانیه
.کامیل" همه چیز من بود"
نتونستم بیشتر از اونی که خودم رو .کشتم، اونو بکشم
خب، چرا خوابت نمیبره؟
.خوابای بد میبینم
درباره ی چی؟
."لورل"
چرا یه کاری نمیکنی؟
منظورم اینه که، اون اومد اینجا
.تا مطمئن بشه که تیر نخوردی
.دلایلی وجود داره
چی هستن؟
اینکه تو با خواهرش میخوابی
و خواهرش داره میمیره
و پدرش نمیخواد ریخت تو رو ببینه
و تو هم اساساً از دید بقیه
از وقتی که برگشتی یه عوضی هستی؟
.اونا اصلی هاش هستن
میدونم ممکنه مثل همیشه ...به نظر نیاد، اما
.ولی من کسی که قبلاً بودم، نیستم
.پس نشونش بده
.خودت باش
منظورم اینه آدم جدیدی .که هستی، باش
چطور خوابیدی؟
.خوب. ممنون
.یه مهمون داریم
.جایگزین آقای "دیگل"ـه
جایگزین؟
.بله. امروز صبح استعفاء داد
دلیلش هم گفت؟
گفت از مدلی که تو شبهات رو میگذرونی خوشش نمیاد
.مخصوصاً اینکه همیشه بهش سرکوفت میزدی
.سلام
.آقای "کوئین"، "راب اسکات" هستم
.من محافظ جدیدتونم
."دستای محکمی داری "راب
.حاصل 5 سال خدمت کردن توی ارتشه
.الان دیگه بیشتر احساس امنیت میکنم
خدا رو شکر دیگه مجبور نیستیم
چیزی درمورد این مرتیکه .مزخرف بشنویم
اعدام "دکلان" نیمه شب دو روز .آینده صورت میگیره
"کارمند سابق "کامیل دکلان
جیسون برودور"، به نقل قول از" :آقای "دکلان" گفته
امیدوارم این کارم به "کامیل" آرامشی " ".که حقشه رو بده
جیسون بوردور"؟"
چی؟
همسر این یارو که مرده، برای .جیسون بوردور" کار میکرد"
.آره ظاهراً
چطور؟
.همینطوری
.راب"، میخوام برم شهر"
میشه لطفاً مایشن رو برام بیاری؟
"دلخور نشین آقای "کوئین
ولی کاملاً به این موضوع واقفم
.که به در رفتن علاقه دارین
اگه میخواین این کارو بکنین، ترجیح میدم که
.تمام وقت جلوی چشمام باشین
.سی و دو کیلومتر از شهر فاصله داریم
...اگه تو منو نبری
دیگه چطوری میتونم برم اونجا؟...
درسته؟
.ازش خوشم میاد
!هی
میگن که "پیتر دکلان" زنش رو .به طور بیرحمانهای کشته
بهانه ای هم نیاورده
.و تمام شواهد و مدارک علیه اونه
اون محکوم به مرگ شده بود
یه پرونده بسته شده، باز شده
.فقط یه چیز مونده
همسر "دکلان" که "کامیل" باشه .برای "جیسون بوردور" کار میکرد
.و "جیسون بوردور" هم توی لیست منه
."آقای "بوردور
کاری که کردی قابل تحسینه؟
.باید بذارین که هر دوشون رو بکشم
.زنده ی "پیتر دکلان" بیشتر ارزش داره
"شوهری که زنش رو بکشه" موضوع خیلی بهتری
،از "کشته شدن توسط یه تیر زهر آلود" ـه اینطور فکر نمیکنی؟
به هر حال تا 48 ساعت آینده
.همه اینا باید تموم بشه
احتمال داره که "برودور" تو قتل این زن دست داشته باشه
که به این معنیه که یه مرد بیگناه .داره اعدام میشه
.به یه وکیل خوب نیاز داره
...اگه ازت بخوام که
بریم یه نوشیدنی بخوریم، قبول نمیکنی؟
نمیتونم. باید به رونوشتی که برای .پرونده "فرناندز" هست نگاه بندازم
میدونی، اگه جایی بری که نه برای کارت باشه و نه خونت باشه
احتمال اینکه با یه نفر آشنا بشی .خیلی میره بالا
.نه، اینطور نیست
.تو راه خونه میتونم چندتا قیافه ببینم
در این صورت، امیدوارم که .ناز و مجرد باشه
."شب خوش "جوانا
."سلام، "لورل
!تکون نخور
.بهت صدمه نمیزنم
.وایسا عقب. پدرم پلیسه
.داری اشتباه بزرگی میکنی
من کسی که فکر میکنی نیستم
.و به کمکت نیاز دارم
پیتر دکلان" تا 48 ساعت دیگه اعدام میشه"
.فکر میکنم که بی گناهه
"همسر "دکلان" میخواست "جیسون بورد .رو لو بده
.بوردور" اونو به قتل رسوند"
No comments yet. Be the first to leave one.