نخستین 200 خط.
مترجم: Negar FD
اوه خدا
باورم نمیشه با خدمتکار عروسی مامانم ریختم رو هم
نه، ریگن تو سخت کار کردی
تو حق خوابیدن با یه مرد غریبه رو به دست آوردی
صبر کن ببینم...
اسمم مسترزه، ریف مسترز.
چرا داری اسمت رو برعکس میگی خل و چل؟
این یارو خل و چله!
دو تا مارتینی، شیک شده، نه هم...
گور باباش! بیا چندتا شات بزنیم عوضی!
ریگن! ریگن!
این یکی برای تمام عشاق جمعه!
اوه نه!
شاید اون دزدای دریایی رو شکست داده باشی ولی من کونت رو به عنوان غنیمت گرفتم.
-ایش! -یه کم صبحونهی بریتانیایی درست میکنم.
لوبیاهات رو چطور دوست داری؟
آره، روزم تقریبا... پره.
باید بعد از این چندتا دیکتاتور سرنگون کنم...
اوه لعنت!
جالبه، یادم نمیاد سفارش داده باشم بیدارم کنن.
حرکت ظریفی بود ریگن
سعی کن یه شب عادی با یه غریبه حوصلهسربر داشته باشی اما آخرش میفهمی مامور مخفیه.
خب، این حمله که زیادی آسون بود.
صبر کن ببینم، تو داری من رو میپیچونی؟
مسترز؟ ریف مسترز؟
آره، این یارو یه افسانهست!
خیلی از آشنایی باهات خوشحال شدم
حتما باید بعدا ببینیم همو دوباره
نظرت راجع به یه تاریخ نامشخص که هرگز نمیرسه چیه؟
باشه، بای!
اوه، اون یکی کفشم!
تاکسی
سلام، ریگن
سلام دختر، اینجاست!
خیلی دیشب خندهدار بودی
بدین وسیله عنوان خودم به عنوان "خل و چل" دفتر رو به تو میبخشم.
-خب، چطور بود؟ -چی چطور بود؟
اوه، بیخیال!
دیدیم داشتی
مسترز، ریف مسترز رو میبوسیدی.
لطفا دیگه اون شکلی نگو اسمش رو
باید همهچیز رو بدونیم، پشماش در چه وضعیه؟
کاندومهاش شبیه تاکسیدوهای کوچیکن؟
هر اتفاقی که توی اتاق خواب میوفته به کسی ربط نداره جز کنگره!
ولی این بار، اجازه میدم. بگو دختر.
بچهها، چیز زیادی برای گفتن نیست.
سکس از یاد بردنی، فقط پنج یا شش کشته داشتیم، یه سکس یه شبهی معمولی.
همیشه دلم میخواست یه جاسوس ویژه باشم.
تمام فیلمای جیمز باند رو دیدم
حتی یه هویت مخفی هم داشتم
تو فضای عمومی، مادر و پدرم به همه میگفتن که من بچهی یکی دیگهام.
آخ...
ترامای سرکوب شدهی برت به کنار، این فقط یه چیز یه شبه بود.
من... احتمالا دیگه هیچوقت یارو رو نبینم .
خب، سلام به همگی!
پشمام!
تیم، نمیدونم مامور مسترز رو یادتونه یا نه
ولی چون دیدم تو قضیهی
دزدای دریایی انجمن زمین تخت جونمون رو نجات داد،
اون من بودم!
از دستیار صوتی الکسای آمازون یه مادهی منفجره ساختم!
قراره در یه ماموریت امآی6 کمکش کنیم.
قراره جلوی دشمن شیطانیش، دکتر انگشت جمجمهای رو بگیریم.
که اتفاقا الان تو یه خونهی زیبا
با 7 اتاق خواب، 8 حمام و منظرهی 360 درجهی دریا ساکنه
رذل!
چون یه دستگاه قدرتمند کنترل ذهن روی
روی مردم به کار گرفته.
ولی ما همیشه از کنترل ذهن استفاده میکنیم!
مثل دستگاههای پاککنندهی حافظهمون.
همین هفته از یکیشون رو خودم استفاده کردم
تا پایان "بریکینگ بد" رو یادم بره و بتونم از اول ببینمش. "هشدار اسپویل"
والت میمیره، جسی زنده میمونه... حالا که چی؟
لعنت بهش!
ولی دستگاه انگشت جمجمهای خیلی قدرتمندتره.
این دستگاه میتونه کل ذهنت رو پاک کنه.
خیلی شیطانیتر از مال ماست، پس باید به عنوان یه رقیب حذفش کنیم!
ریگن، میخوام ابزار ریف رو طراحی کنی
و رهبری قایق نظارت رو به عهده بگیری.
هی، اگه یه پلیلیست خفن تو اسپاتیفای خواستی بهم بگو!
اوه خدای من... یه لیست اسپاتی...سپای! (Spy : جاسوس)
اوه اوه!
فقط من اینجا جناس میسازم... خیلی ممنون.
لطفا منو دوست داشته باش!
ریف، خیلی خوشحالم از کار کردن باهات!
بله، نمیتونم برای صمیمی شدن صبر کنم... صمیمیت تیمی. (Bond: صمیمی شدن)
هی! خندیدن عالیه!
لعنتی لعنتی لعنتی! باورم نمیشه!
نمیتونم با کسی کار کنم که قبلا باهاش خوابیدم!
نمیتونی فقط بهش بگی علاقهای نداری؟
تو که معمولا خدای رک بودنی!
یادت نیست کاری کردی گلن تو تولد خودش گریه کنه؟
اعتماد به نفسم موقع رقص زیادی بود و باید حرفش رو میشنیدم!
تو روابط فرق میکنه...
تمام کسایی که تا حالا باهاشون بهم زدم
باعث شدن فقط به خاطر روراست بودن حس کنم آدم بدهام!
دلم خواست یه پودینگ اضافه برای پودینگ خودم بردارم!
تو حوصلهسربری! تو خیلی حوصلهسربری استیو!
و تنها چیزی که ما رو با هم نگه داشته لختیه!!!
و وابستگیم به این چنگال یک بار مصرف بیشتر از وابستگیم به توئه!
هیولا...
بوو!
از الان به بعد، استراتژیم اینه که از ناراحت کردن بقیه خودداری کنم
هیچ سیگنالی ندم و فقط امیدوار باشم که یارو خودش پیامم رو بگیره.
ریف؟
فکر کنم نمیتونستم تحمل کنم که برم! (Bear: تحمل/خرس)
چه غلطا... تو...
-اونو از خونه آوردی؟ -منظورت چیه؟
واقعا یه فرش پوست خرس رو از خونه تا اینجا آوردی؟
-بله. -فقط برای اینکه با جناس شوخی کنی؟
-بله. -اون فرش رو...
-درسته. -گذاشتی تو ماشینت...
با ماشین اومدم اینجا، درسته.
فقط برای اینکه بگی "نمیتونستم تحمل کنم که برم."
تحمل کنم برم، درسته.
من گیج شدم، الان سکس میکنیم؟
به سمت چپ
حالا کمی... کمی به سمت راست
اوکی، حالا تا جایی که میتونی بدون سر و صدا وارد شو.
صفا آوردم!
ریف، چه غلطا؟
مثلا باید مامور "مخفی" باشی!
و چرا تاکسیدو پوشیدی؟
این یه ماموریت زیرزمینیه نه مراسم امی!
شرمنده عشقم... من فقط بلدم با سر و صدا وارد چیزا بشم.
-یبیخال مرد! -عالیه!
میشه فقط حرفهای رفتار کنیم، لطفا؟
12 تا بوگی دارن بهت نزدیک میشن.
-کفشرنگ رو فعال کن. -کفشرنگ؟
از اون موقعیتهایی بود که اول اسم به ذهنم رسید بعد خود ایده.
شرمنده آقایون، فقط باید بندای کفشم رو ببندم...
روحتون شاد.
آره!
این مرد مایکل جوردن قتلهای اتفاقیه!
اوکی ریف، الان فقط باید ماشین رو پیدا کنی.
خب، این همونی نیست که همش خار تو چشممه...
دکتر انگشت جمجمهای...
مثل اینکه موفق شدهام به دفاعت نفوذ کنم.
بهت اطمینان میدم که این آخرین چیزیه که بهش نفوذ کردی...
شما یه... انرژی خاصی بین این دوتا احساس نمیکنین؟
نمیدونم، هر حرفی که این یارو میزنه جنسیه.
به پروژهی دستکاری روانی بنگر!
شبیه شومبوله!
من اول گفتم!
از وقتی تو اون خمرهی جمجمه افتادم و به شکل شومی پیچیده شدم...
راجع به این روز رویاپردازی میکردم.
ریف، وقتشه... نانو روباتها رو آزاد کن.
انگشت جمجمهای.. آماده باش که خشابم رو روت خالی کنم!
اوکی آره! میشنوم الان.
چی؟ نه! ماشین قشنگم!
از کجا همچین تکنولوژی پیشرفتهای تهیه کردی؟
از دوست دختر جدیدم!
ما اصلا راجع به چنین چیزی حرف نزدیم!
لعنت بهت مسترز!
نمیتونستم بدون ابزار محشرت انجامش بدم ریگن
و حالا که از شر جمجمه خلاص شدیم
وقت انگشت کردنه.
اوکی لعنت بهش باید با این یارو بهم بزنم.
ریف، اوکی... باید صحبت کنیم... تو کشتی خوش گذشت
خصوصا بخشی که سکس داشتیم،
ولی بحث اینجاست که اون شب
فقط سعی داشتم خودم رو خالی کنم
چیزی که سعی دارم بگم اینه که این تموم شده...
صبر کن، داری با من بهم میزنی؟
چطور میتونی اینطوری باهام رفتار کنی
بعد از اینکه با اون همه ابزار توجهم رو جلب کردی؟
داره از اون مرد سواستفاده احساسی میکنه؟
عجب زن بیاحساسی
-مردستیزی دوباره اوج گرفته! -چرا؟
-چرا؟ -چی؟
نه! قصد ندارم باهات بهم بزنم.
آخیش، باشه.
چون خبرای خیلی هیجانانگیزی دارم!
راستش داشتم تو دیسی دنبال خونه میگشتم
تا بیام و تا ابد اینجا زندگی کنم!
چی؟
این کاملا خوبه.
پس بذار ببینم درست فهمیدم،
پس برای اولین بار تو سال گذشته با مردی خوابیدی
که نیاز نیست وصلش کنی به برق تا شارژ بشه
و میخوای باهاش بهم بزنی؟
این یارو کاملا خفهم کرده!
فقط دلم میخواد یه خری پیدا بشه که اینو از زندگیم حذف کنه
بدون اینکه من حس بدی راجع بهش داشته باشم!
من اصلا این رو درک نمیکنم! تو خیلی خوششانسی!
من حاضرم هر کاری بکنم تا وقت بیشتری با ریف بگذرونم. تا حالا به من اشاره کرده؟
دختر اگر واقعا میخوای از شر این یارو خلاص بشی
فقط یه راه حل باقی مونده.
پروتکل گوست! (قطع ناگهانی رابطه بدون هیچ توضیحی با از بین بردن تمام راههای ارتباطی)
پروتکل گوست؟
از منابع کاگنیتو استفاده میکنی تا مرگ خودت رو جعل کنی
بعد گم و گور میشی تا اونم بیخیال بشه.
بهم اعتماد کن، من همینطوری
به تمام سلبریتیهای بزرگ کمک کردم تا از مرکز توجه دنیا فرار کنن!
دنیا فکر میکنه توپاک و بیگی مردهان
ولی الان بهترین زندگی رو دارن
و تو بالا شهر نیویورک با سه تا سگ پامرانین زندگی میکنن.
ما همهمون از این برنامه برای خودمون استفاده کردیم...
من ان کالتر رو گوست کردم.
No comments yet. Be the first to leave one.