The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

DAE JO YOUNG E037 KOR HDTV XViD
ناشر Rahpooyan
www.forum-irani.tk

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
تاریخ انتشار: 2015-08-19
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 193 خط.

قسمت 37

احمق نباش

ميدونم چه احساسي داري هيچکسي از ين تسليم ذلت آور لذت نمي بره

... اما وقتيکه تو داري يه کشور را اداره ميکني

من نميتونم مرداني که بخاطر فريب خوردن از دشمن ميخواهند گوگوريو را نابود کنن را ببخشم

سرت را تسليم کن

کشتن بوکيوان براي اين کشور با ارزشتر از کشتن هزار سرباز دشمن توي ميدان جنگه

يالا سرت را تسليم کن ... يالا

چکار داريد ميکنيد ؟

اينجا قصر سلطنتي است معني اينکارهاتون چيه ؟

اعلي حضرت اين مردها بايد فورا دستگير شوند

نه تنها سعي کردن نماينده ارشد بوکيوان را بکشن بلکه به خانه سلطنتي هم اهانت کردن

شايد کشور بخاطر جنگ و قحطي مشکل پيدا کرده باشه اما بي حرمتي و درگيري در کاخ قابل تحمل نيست دائه جويونگ را ببريد

ببريدش

نه

به من گفته اند که دائه جويونگ را آزاد کردي

خب ... تو ميخواهي من را زنداني کني ؟

فکر ميکني اينکار را نمي تونم بکنم ؟

فردا صبح پرچمهاي تانگ بروي چهار دروازه پيونگ يانگ برافراشته خواهد شد

وقتيکه سقوط گوگوريو پيش روي ماست چرا تو به يه زنداني کوچک اهميت ميدهي ؟

همه اردوگاه آماده باشند چطور ميتوني تو اين موقع حساس شراب بخوري؟

چرا نميتونم ؟ شما که با خون و خونريزي کمي وارد شهر خواهيد شد

نه اصلا خون و خونريزي نخواهد شد

زمانيکه گوگوريويي ها تسليم شدن و دروازه را باز کردن ارتش تانگ هرچيزي که ميبينه را قتل و غارت خواهد کرد

شما با تنها چيزي که وارد شهر خواهيد شد خون و خون ريزيه

ما بايد اين را ببينيم

تانگ حتي به يکي از قولهايش که در اين جنگ به گوگوريو داده عمل نخواهد کرد ؟

وزراي گوگوريو باور دارن اگر حالا تسليم شوند تانگ هرچي آنها خواستن را بهشون ميده

من نمي خوام اين چيزها را بشنوم

خيتانها هم بايد خوب اين موضوع را زيرنظر داشته باشن

تانگ واقعا زميني که قولش را به شما داده بود بهتون ميده ؟

من اميدوارم شما نابودي گوگوريو را تماشا کنيد و از اشتباهات آنها درس بگيريد

ساکت شو

من تو را دستگير کردم که دور از چشمان مقامات باشي

تو گفتي تانگي ها بوکيوان را فريب داده اند ؟

بله اعلي حضرت

آنها قول داده اند که کاري به مردم و دربار سلطنتي نخواهند داشت يعني شما داريد ميگيد آنها دروغ گفته اند ؟

اين يه حيله است که ما را تسليم کنن

اما وزرا باور دارن تانگ صادق و بي ريا است

آنها بعدا پشيمان خواهند شد شما نبايد با پيشنهاد تسليم موافقت کنيد

فرمانده جويونگ چي تو را در اين باره اينقدر مطمئن کرده ؟

ژنرال يون نامسنگ وقتيکه من در اردوگاه دشمن زنداني بودم من را آزاد کرد و همه جزئيات نقشه تانگ را به من گفت

يون نامسنگ حالا يه ژنرال تانگي است که به آنها کمک ميکنه تا ليائودونگ را بگيرن

چطور ميتونيم حرفهاي يه خائن را باور کنيم ؟

او از وقتيکه تانگي ها اينجا را گرفته اند حتي توي يه حمله آنها شرکت نداشته است

اينها بخاطر گرفتن عذاب وجدان است

اگر چيزي که تو ميگي حقيقت داشته باشه ما بايد تا آخرين لحظه بجنگيم

اما اگر بوکيوان درست بگه من بايد تسليم شدن را انتخاب کنم تا از مردم و خانه سلطنتي محافظت کنم

اما من نميدونم چي درسته

بزودي صبح خواهد شد بايد تصميم تون را بگيريد اعلي حضرت

اعلي حضرت ؟

نگران نباشيد نماينده ارشد

همه چيز همونطوريکه شما ميخواهيد خواهد شد

اين خواسته من نيست اين خواسته مردم و خداوند است

بله درسته

با وجود همه اون اتفاقات تو براي گوگوريو که همه اميدش را از دست داده بود زندگي آوردي

شب امشي خيلي طولاني شده است

من دعا ميکنم روز هرچه زودتر بياد و اين ابر سياه جنگ که بر روي عمر گوگوريو سايه افکنده را ببرد

من با نماينده فرمانده ارشد و ژنرال يانگ مانچون مرحوم تا آخرين لحظات عمرشون باهاشون بودم

اگر آنها زنده بودن هرگز به تسليم شدن فکر هم نميکردن

اما آنها رفته اند و من هيچکسي را ندارم

شما فقط دوتا مبارزا مرداتون را از دست داده ايد اما بقيه هستن

مردم و مبارزان گوگوريو هنوز با وفا و قوي هستن

وزراي درباري هم که تغييري نکرده اند و تانگ هم همون بلاي هميشگي است

شيوه دفاع از کشور هم همون شيوه هزار ساله پيش است

چرا شما ميخواهيد اين راه ذلت آور را انتخاب کنيد که هيچکسي قبل از شما اين راه را انتخاب نکرده ؟

اعلي حضرت

زماني شما از من پرسيديد که من ميدونم کي پشت ترور ژنرال يانگ مانچونه

من در آن موقع جواب دادم مقصر واقعي تانگه

اما کسي که به دستور تانگ ترور را انجام داد

کسي بجز نماينده ارشد بوکيوان نبود

من اين را مخفي نگه داشتم که تفرقه بيشتر نشه اما حالا واقعيت بايد گفته شود که از گوگوريو محافظت بشه

به حرف يه وزير شرور مه ژنرال يانگ مانچون را کشته گوش نکنيد

شما نبايد تسليم شويد ... هرگز نبايد تسليم شويد اعلي حضرت

فرمانده ارشد را احضار کنيد

من ميخوام يه دستور صادر کنم

بله اعلي حضرت

اين سربازا کجا دارن ميرن ؟

آنها دارن به شرق ميرن

اون قسمت شهر جايي است که وزرا زندگي ميکنن

شرق ؟ برو بفهم چه اتفاقي افتاده ؟_ بله_

در اين صبح به اين زودي براي چي به اينجا آمده ايد ؟

اعلي حضرت يه دستور صادر کرده اند

شما بايد فورا دستورش را اطاعت ميکرديد و به دروازه هاي شهر مي رفتيد پس اينجا چکار ميکنيد؟

اعلي حضرت جنگ با تانگ را انتخاب کرده

براي جلوگيري از آشوب مردم اعلي حضرت دستور داده بوکيوان تا دستور بعدي در بازداشت خانگي باشن

چي ؟ بازداشت خانگي ؟

گوگوريو تا آخرين لحظه اي که ما مقاومت ميکينيم ايستادگي خواهد کرد پس به دستور توجه کنيد و آن را بپذيريد

شما نمي دونيد چکار ميکنيد شما داريد اين کشور را خراب ميکنيد

اين کار ظالمانه در حق مردم اين کشور است

سربازا فرمانروا بوکيوان را به داخل ببريد و مراقب او باشيد

چشم

ولم کنيد عوضي هاي ... شما از خدا نمي ترسيد ؟

چطور جرات ميکنيد چشم و گوش اعلي حضرت را ببنديد و اين کشور را نابود کنيد

شما سزاي اينکارتون را خواهيد ديد

چرا منتظريد ؟

ولم کنيد ... اي عوضي ها

جنگ واقعي تازه شروع خواهد شد

سلاح در دستمان و اراده در قلب مان سرنوشت اين مردم و خانه سلطنتي را رقم خواهد زد

بخاطر داشته باشيد تانگ شايد اين جنگ را شروع کرده باشه اما ما بايد کسي باشيم که آن را تمام ميکنيم

فهميديد ؟_ بله فرمانده ارشد_

ژنرال _ چي شد ؟_

پرچم اعلي حضرت بالاي دروازه ها برافراشته شده است ؟

چرا ساکتي ؟ به سوالم جواب بده ... گوگوريو تسليم شد ؟

متاسفم اما فقط پرچمهاي گوگوريو بالاي دروازه ها بودن_ منظورت اينکه آنها تسليم نشدن ؟_

غيرممکنه

اگر آنها نقشه واقعي ما را نفهميده باشن امکان نداره تسليم نشن

بوکيوان چطور شد ؟ او به ما قول داد که تسليم خواهند شد

جاسوسانمون در شهر بزودي همه چيز را گزراش خواهند کرد

گزارش را ول کن

ژنرال اين زياد هم بد نيست ... اجازه بدهيد ما با ارتش شيلا متحد شويم و فورا حمله کنيم

ما شهر را با خاک يکسان خواهيم کرد

ما بايد منتظر بمونيم اگر قبل از حمله ما تحقيقاتي در مورد وضع بکنيم براي مون ضرري نخواهد داشت

لعنتي

وزرا در خانه بوکيوان جمع شده اند

هيچ فعاليت غيرعادي نداشتن ؟ چيزي که نبود_

نگران نباشيد آنها فقط دارن با هم گفتگو ميکنن بجاي آنها روي ارتش تانگ متمرکز شويد

بله ژنرال

من ميدونستم اين اتفاق خواهد افتاد به خطر انداختن زندگيت که بتوني اين صلح را درست کني هم بي فايده شد

اگر ما عقب بکشيم و منصرف شويم گوگوريو نابود خواهد شد

با دستاني بسته چکار ميتونيم بکنيم ؟

يه راه است که ميشه اين کشور را نجات داد

تو نقشه اي داري ؟

نماينده ارشد من شين سونگ_ بيا تو_

شما براي چي به اينجا آمده ايد ؟_ من از خواستم بياد_

مطمئن شو کسي اطراف اين اتاق نيست

بله نماينده ارشد

تا حالا من همه کاره مذاکرات صلح با تانگ بودم اما از اين لحظه به بعد من ديگه کاري نميتونم بکنم

براي همين من همه قدرت اينکار را به دست شين سونگ مي سپارم

نماينده بوکيوان

من کاري که خواستي را انجام دادم اما مشکلات واقعي تازه داره شروع ميشه

همه وزرا را زير نظر دارن پيش تنها چندتاشون ميتونن به ما کمک کنن

من مجبورم فرمانده ارشد را هم گول بزنم

کاري که شما بايد انجام بدهيد خيلي ساده است

تنها کاري که شما بايد بکنيد اينکه دروازه هاي شهر را باز کنيد و بذاريد ارتش تانگ وارد شهر بشه

کساني که مقاومت کنن کشته خواهند شد اما وزرايي که به اين تسليم کمک کنن آنها ازشون تقدير هم خواهد شد

تنها تفاوت اين تسليم با تسليم قبل اينکه بجاي کل دربار سلطنتي وزرا دارن تسليم ميشن

تو ميخواهي اول من چکار کنم ؟

اول بايد با وزرا صحبت کنيد من يه نقشه کامل و خوب طراحي خواهم کرد و بعد با ارتش تانگ تماس خواهم گرفت

چي ؟ او دروازه هاي شهر را باز خواهد کرد ؟_ بله ژنرال_

او با کمک وزراي دربار دروازه شهر را يه شبه باز خواهد کرد

اگر همه چيز طبق اين نقشه پيش رفت چه اتفاقي براي خانه سلطنتي و مردم خواهد افتاد ؟

کي به مردم و خانه سلطنتي آنها اهميت ميده ؟ احمقها

چطوري آنها که فرمانده هان اين کشورن ميتونن اينقدر احمق باشن ؟

ما ديگه نبايد منتظر بمونيم

ما بايد تصميمي بگيريم کي اينکار را انجام و به آنها جواب بدهيم

من با فرمانده ارشد صحبت خواهم کرد

هونگ پي بريم_ بله ژنرال_

چيزي درست نيست_ منظورت چيه ؟_

تانگي ها با اين حال که از وقته تسليم شدن گذشته اما هيچ حرکتي نکردن

وزراي درباري هم همينطور آنها هم ديگه دور هم جمع نشده اند

ما براي توفيق و سرکوبي وزرا خيلي تلاش کرديم تنها کاري که مونده ما انجام بدهيم اينکه از شهر محافظت کنيم

ما به حد کافي در مورد ارتش شيلا و تانگ که پيش روي ما هستن نگران هستيم ما بايد روي آنها متمرکز شويم

اون چي بود ؟

يه ستاره دنباله دار

اون از بالا سر دروازه جنوبي رد شد يه ستاره دنباله دار؟_

چرا در چنين زماني ؟

برادر

خوش آمدي چي فهميدي ؟

چي شده ؟

تعبير اون ستاره دنباله دار چي بوده ؟

ستاره دنباله دار از بين ايپ سا لون و پليادس آمده و در جهت جنوب غربي افتاده

پيشگو گفته يه بدبختي بزرگي براي پيونگ يانگ نازل خواهد شد

بدبختي بزرگ ؟

منظور او اينکه پيونگ يانگ نابود خواهد شد ؟

او جزئيات را به من نگفت

ژنرال

شايد ما بايد سربازانمون را آماده کنيم

اگر پيشگو درست گفته باشه ما بايد همينجا بمونيم و از ليائودونگ محافظت کنيم ما بايد براي بدترين چيزها آماده شويم

برادر

من فقط اميدوارم و دعا ميکنم که پيونگ يانگ بتونه اين وضعيت حساس را بگذراند

هان ؟ آخرين شب ماه ؟ يعني امشب

بله امشبه

زمان کافي نيست ما حداقل ده روز وقت نياز داريم

وقت زياد فقط باعث دردسر خواهد شد

چطوري ميتونيد شما همه وزرا را ساکت نگه داريد که حرفي بيرون درز نکنه ؟

به ما بگوييد ... شما ميخواهيد ما چکار کنيم ؟

ما دروازه جنوبي را ميخواهيم

دروازه جنوبي ؟

تپه هاي اطراف دروازه هاي جنوبي محلي ايده آلي براي مخفي شدن سربازاست

من به شما نياز دارم که نگهبانان دروازه را بکشيم و دروازه را باز کنيم

باشه

ما با وزراي تانگ عهد و پيمان محکمي داريم ديگه ؟_ بله فرمانروا_

آنها تا امشب منتظرن

امشب

سربازان پيشرو ما اينجا مخفي خواهند شد زمانيکه دروازه باز شد ارتش شيلا از دروازه شمالي حمله خواهد کرد

در همون زمان ارتش تانگ به دروازه جنوبي حمله خواهد کرد

ما بايد قبل از ارتش شيلا به قصر برسيم و

پادشاه و خانواده سلطنتي که دارن فرار ميکنن و فرمانده ارشد گوگوريو نام گئون را بگيرين

پشت خانه نام گئون يه جنگل هست که او ميتونه به راحتي از طريق اون جنگل فرار کنه

پس ما اول بايد خانه اش را کاملا محاصره کنيم

ژنرال

ژنرال بهمون حمله شده_ حمله؟_

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left