نخستین 194 خط.
.هی، اینجا رو باش
...قبلا زنگ زدیم. گفتن که بیداری
اما تا وقتی که برسیم اینجا .دوباره خوابت برده بود
زیاد منتظر موندی؟ - .نه -
.20دقیقه
.میدونی، واقعا نمیخواستیم مزاحمت بشیم
.فقط حوصلهم سر رفته همین
.آره،اما هنوز
خب چی برام اوردی؟
خبری هست؟
.آره
.لیتل من" که حتما یه تیراندازه بوده"
خوبه. میتونی بنویسی؟
.باشه، نفر دوم
..تونستم "لیتل من" رو تشخیص بدم
چون اومد جلو تا سعی .کنه پولها رو از روی داشبورد برداره
.اما اون یکی، توی تاریکی موندش
...خب - .خب، میدونی، اشکالی نداره. اشکالی نداره -
اینجا کسی هست که بشناسیش؟
."حتما "وی-بی
.باشه
بذار بهت بگم چی از .تیراندازها دستگیرمون شد
.راه فرارشون رو تعقیب کردیم .لندزمن" لباسهای ورزشی کلاهدارشون رو پیدا کرد"
حالا، دی.ان.ای بدست اومده .از موی روی یکی از اون لباسها با "وی-بی" مطابقت داره
فریمون" یه تماس تلفنی از یه تلفن عمومی نزدیک صحنه" .تیراندازی رو دنبال کرد که به پیجر "استرینگر بل" شده بود
تماسگیرنده از کد "بی" برای پیام .دادن استفاده کرده بود
،آزمایشگاه جرمشناسی ...قوطی یه نوشابه رو که اونا جا گذاشته بودن رو انگشتنگاری کردن
.که با "لیتل من" مطابقت داره
...میدونی، پس، میگم
.باشه، حالا اینا رو گوش کن
.یه مشکلاتی هم داریم
سلاحها رو پیدا نکردیم .هیچ اثرانگشت یا شاهدی در صحنه جرم نیست
بدتر اینکه، درگیر انتخاب .یه هیئت منصفه از بالتیمور هستیم
.آدم خوب توی این شهر سخت پیدا میشه
به خصوص 12تاشون (تعداد نفرات لازم .برای تشکیل هیئت منصفه) با هم
...شناسایی هر دو تیرانداز تو
.برگزار شدن محاکمه رو خیلی آسونتر میکنه
...میدونی
گاهیاوقات .کاکاسیاهها باید سخت بازی کنن
:ترجمه از داوود
.از این اتفاقها توی بازی میافته جمله معروف بالتیمور غربی
هر کی توی لیستمون .بود رو گرفتیم به جز رییس
به خونه مادرش سر زدیم ."گفتش که برای یه دادگاهی رفته "واباش
برو پای کامپیوتر و ببین .معاونهای کلانتر میتونن اونو توی دادگاه دستگیر کنن
.باشه
.نه، "رانی مو" رو گرفتیم .همین الان دیدم که با ون زندان رفت
.باشه
.به اندازه کافی صید کردیم، بریم خونه - .قربان -
ها؟- .بریم، خونه قربان -
داری به کسی نگاه میکنی .که قراره بزودی سرجوخه بشه
میگم وقتی درجههای پایینتر اطرافمون .هستن، عادت کن که احترام بذاری
پس، بریم خونه قربان، باشه؟
چند نفر رو گرفتیم؟
.تا الان 12 تا رو .که میمونه هفت تا دیگه
چیز بدردبخوری هست؟
،یه سری شماره تلفن که مطابقت داره .کلی هم اسم مستعار، چیز زیادی نیست
یه چیزی میخوایم. ماموریتمون رو .لغو میکنن مگر اینکه یه چیز جدید پیدا کنیم
.شنود از کار افتاده .شنود توی کلوب هم بیفایدهس
.حتی اگه چیزی هم پیدا کنیم، دارن از اونجا میرن
کجا میرن؟ - .معلوم نیست -
.اما مجبورن دوباره همه چیزو بسازن
یا "بارکزدیل" دوباره سازمان .پخش موادش رو میسازه یا از کار دست میکشه
.اگر "ایوان" کاری نکنه، "استرینگر" میکنه - چرا "ایوان" نه؟ -
بدون هیچ سابقهای .دو ساعت بعد از گذاشتن وثیقه آزاد شد
چیزی که علیه "بارکزدیل" داریم .به سختی میتونه اونو تو زندان نگه داره
پس باید متوجه بشیم که .کجا میخوان دوباره سازمانشونو درست کنن
...دنبال شنود جدید میریم
شاید حتی شنود تلفنی بگیریم .اگر با یه تلفن سروکار داشته باشیم
.نه تا وقتی که معاون زندهس
قبل از اینکه بخوای .بخشنامهت رو تموم کنی، همه رو میفرسته یه جای دیگه
پلیس فدرال چطور؟
فکر میکنی معاون اجازه میده که این پرونده رو پیش پلیسهای فدرال ببری؟
چرا باید معاون خبر داشته باشه؟
.مکنالتی"، عجب آدم معرکهای هستی"
.آره
."مکنالتی"
بله؟
.نه بابا
.نه بابا
.روندا پرلمن" ـه"
همین الان یه تماس از ...یه وکیل تسخیری در شمال "جرسی" داشته
که ادعا میکنه .وکیل "دیآنجلو بارکزدیل" ـه
.همدیگه در بخش جنایی میبینیم .به نوار ضبط هم بیار
خبری از وکلای مواد مخدر نیست؟ خبری از "لوی" نیست؟
این پرونده نظر"روندا" رو هم جلب کرده، مگه نه؟ - جلب کرده؟ -
.یه وثیقه 250000 دلاری باورت میشه؟
.خیلی بده که این همه پول رو بدی بره
لوی" کجاست؟ توی کلوب که نیست، هست؟"
.کلوب تعطیله. دیگه نمیتونیم حرف بزنیم
.زود باش، مرد، بیا از این بریم - چه خبر، عزیزم؟ -
پس، همین؟
قبل از اینکه جایی بری .قبل از حرفی بزنی، باید خوب در موردش فکر کنیم
در آخرین شمارش .تقریبا به 20 نفر بازداشتی رسیدیم
و اگر به دلایل بازداشت نگاه کنی ...متوجه میشی که مثل مال خودت هستن
.اطلاعات بدست اومده از منبع محرمانه
اینقدر اطلاعات برای .یه خبرچین دیگه زیادی ـه
.موافقم. یه حسی بهم بگی برامون شنود گذاشتن
یا یکی دو تا تلفن بوده .یا شایدم توی یه اتاق یا جایی
با برادرزادت پشت تلفن حرف زدی؟
.البته که نه. خبری از تلفن نبود .وقتی حرف زدیم رودررو بودیم، توی اتاق پشتی کلوب
.لعنتی - .خوبه که از اونجا رفتی -
نمیدونم.، یعنی، اگر یه میکرفون اونجا .گذاشته باشن، فهمیدن که تو و من کلا در مورد مواد حرف میزنیم
.یادم افتاد .گفتش امشب بهش زنگ بزنم
مشکل اینه که، اونا تو رو گرفتن و منو نگرفتن؟ - .آره، این ذهن منو هم حسابی مشغول کرده -
به محض اینکه بیافتم دنبال .فهمیدن قضیه، متوجه میشیم
افرادی که زندانی کردن چی؟
.باید هواشونو داشته باشیم - .اینجوری که باید کلی پول خرج کنیم -
،اگر این کار رو نکنیم .این خطر رو به جون میخریم که اونا دشمن خودمون کنیم
حالا که حرفش رو زدی با برادرزادهت چه کار میکنی؟
قرار نیست بلایی سرش بیاد؟
.بذار یه چیزی بهت بگم، مرد .اون عضو خانوادهس، برامون مشکل درست نمیکنه
،یکی دو روز که تو زندان موقت باشه .به گریه میافته، مثل بقیهشون تقاضای وثیقه میکنه
.باشه
بیا پول رو از طریق خانوادهها بهشون .برسونیم، اینطوری پول بیشتری از چشم مخفی میمونه
.و نباید از یه وکیل هم استفاده کنیم - .باشه -
ببینید، آقایون میخوام ...به این فکر کنید که به چه کسی اتهام زدن
.و چه مدت رو باید زندان برن
یه راه محدود کردن فاش شدن .سازمانت چیزی به اسم دادخواست ساختاریافتهس
یعنی اینکه باید افرادت .همهشون رو به یه نفر ربط بدی
.امروز "گرگز" رو دیدم، برای شناسایی رفته بودم
حالش چطوره؟
.خوب، فکر کنم. از آی.سی.یو بیرون اومده
آروم پیشرفت میکنه، اما خوبه که پیشرفت میکنه، مگه نه؟
جیمی"، تو نرفتی ببینیش؟"
.نه، نتونستم برم
اینکه تقصیر تو نیست، درسته؟
.وقتی از "جرسی" برگردم، میرم
.میرم
میدونی، "کول" و من .بهش عکسها رو نشون دادیم
.بدون مشکل "لیتل من" رو شناسایی کرد .اما "وی-بی" رو نه. پس سعی کردم با انگشت بهش بگم کی رو بگه
لعنتی نزدیک بود بهش التماس کنم که محاکمه رو یکم آسونتر کنه، میدونی چی گفت؟
.گاهیاوقات باید کاکاسیاهها سخت بازی کنن
.به این میگن پلیس واقعی - .آره -
باهاش چه کار کردی؟ - .نمیدونم -
شما دو تا باید .تو یه ماشین راه زیادی تا "جرسی" رو رانندگی کنین
.لعنتی
این چوب درخت ماهون ـه؟ - .محض رضای خدا، این چوب ماهون نیست -
این چوب درخت ماهون ـه؟
.لعنتی، پسر، اینجا زیادی ساکت ـه
!آروم
...میدونی چیه؟ میتونیم
.اینجا خیلی مناسبه
تنها کاری که باید بکنیم ...اینه که یه گاوصندوق کوچولو بذاریم اینجا
و بهشون بگیم که از .الان به بعد پول به اینجا میاد. همین
...گندش بزنن، پسر، وقتی همه چیزو عوض میکنی - .شششش -
توهم زدین؟ .ما که اصلا تا الان اینجا نیومده بودیم
.دارم بهت میگم، این کار دیگه فرق کرده
قرار نیست دیگه در مورد .هیچی داخل جایی صحبت کنیم. الان اوضاع فرق کرده
.باید روی پای خودمون وایستیم
هر چی بیشتر از بازار دور بمونیم .کنترل برجها سختتر میشه
اگه میخوای ازشون پشتیبانی بشه .باید به من "استرینگ" تکیه کنی
.اونقدر هم داغون نشدم - .باید یه قدم برگردی عقب -
.درست میگه داداش،نمیتونی یه فرصت دوم داشته باشی میفهمی چی میگم؟
تا موقعی که روبهراه بشی .خواهرمون حواسش به پول هست و منم حواسم به محصول هست
.اینجاییم تا بهت کمک کنیم - .باشه -
اما به "روبرتو" بگو .باید حسابی مواد بفروشه
میخوام اون معتادای خونههای سازمانی دونهدونه مثل مگس بیافتن دنبالش، میفهمی چی میگم؟
خبرش رو پخش کن .و بهشون بفهمون که ما هنوز کارمون تموم نشده
برادرزادهم چی؟ - .خیالت نباشه -
بهم وقت بده "روبرتو" رو حالی کنم ."بعدش میرم سراغ "دی
.کاری که لازمه رو انجام بده
بهش بگو که متاسفم ...که اینطوری باعث شدم گوشه زندان بیافته
.و میخوام براش جبران کنم
.جبرانش میکنی
.حتما
میخوام روشن کنم که همکاری ...مشروط به تعهدی که
.موکل من اونو قابلقبول بدونه
درغیراینصورت هر چیزی .که اینجا گفته بشه، همینجا میمونه
.رُک و سرراست
هر تعهدی که در مریلند .مطرح بشه در جرسی هم قابل اجرا خواهد بود
موافقم که در مورد خریدوفروش مواد .مخدر، موکل شما بسیار مفید خواهد بود
خودش این خواسته رو اعلام کرده ...که برای شهادت آمادگی داره و یه عضو ارشد
...در تشکیلات توزیع مواد مخدر "ایوان بارکزدیل" بوده
و مقادیر بسیار زیادی .از مواد مخدر رو برای عموش فروخته
...پول تحویل داده، در جلسهها شرکت کرده
و یه بار هم .از طرف عموش به نیویورک سفر کرده
همه اینا چیزایی .که تا الان میدونستیم رو تایید میکنن
مگه دیگه چی میمونه؟
.قتلها
مرد، چرا همش به این موضوع گیر میدین؟
بهتون گفتم که من .چیزی در مورد کشته شدن اون شاهد نمیدونم
کدوم شاهد؟
اینو یادته؟
.یا عیسی مسیح
اونم کشتن؟ - .همون موقعی که اون پسره رو کشتن -
.این همه جسد
.دارن رد خودشونو میپوشونن، مرد - .ما هم همین فکر رو میکنیم -
.هیچ نقطه ضعفی در کار نباشه - .متوجه میشم که چرا اون نگهبان رو کشتن -
.بهش پول داده بودن، پس باید شرش کنده میشد
ارلاندو" هم زیادی میدونست" .خبرچینی هم کرده بود، پس اونم باید شرش کنده میشد
...اما بعدش این بچه
."والاس"
امشب باید برم یه ."سری به خیابون "آرگایل" بزنم. باید برم پیش "والاس
از موقعی که به بچههای برج .کمک کردیم اون پسر دزده رو بگیریم، حالش خوب نبوده
No comments yet. Be the first to leave one.