The McCarthys

The McCarthys

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The McCarthys S01E07 HDTV
ناشر StarTak
Saman76 ll StarMovie.xzn.ir

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2015-01-11
تعداد دانلود: 16
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اين ولايت منه،اعضاي خونواده ي من

همه جاي بوستون پخش شدن

والدينم اينجا زندگي ميکنن خواهرم هم همينطور

برادرام اينجا و اينجا زندگي ميکنن

و منم از اين طرف زندگي ميکنم

ولي به نظر مي ياد هميشه آخر کار اينجا ميرسيم

خوب اون درد معده اي که داشتم رو يادت مي ياد؟

فهميدم چيه

و نه جرالد

اين خدا نيست که منو مجازات ميکنه

بخاطر اون حرف وشحتناکي که زدم

درک جتر يه جورايي خوشتيپ ــه

تعريف کردن از يه آمريکايي؟

تو هم رو خرت نيويورک حساسي مادر؟

کارملو يکم،ولي اين از يه طرف ديگه است

بايد کيسه صفرام رو دربيارم

قسم ميخورم...اول ماشين ظرفشويي حالا اين

چرا هيچي تو خونه نميتونه تو يه وقت معين کار کنه؟

ميخوان درش بيارن؟

- جراحي؟ - نه

آرتور اونا قراره با قول زندگي بهتر

درش بيارن

اين چيز بزرگي نيست نه؟

روش معموليه

با کم ترين شانس نسبت به عوارض

نه...

اوه شان درست ميگه

اين عجيبه

من بحث پزشکي رو دوست دارم

تو يه زندگي ديگه،ميتونستم دکتر باشم

تو؟يه دکتر؟

تا وقتي 11 سالت نشده بود نمي تونستي زيپ کتت رو ببندي

اون توي اين زندگي ــه

ميدوني کيسه ي صفرا عضو کنجکاوي ــه

اين چيز خيلي کوچيکه که فقط اونجا مي شينه

و پر از صفرا ميشه

هي يه جورايي مثل جرالد

آره

ميتوني حرف زدن راحب"عضو" و"صفرا"

رو ول کني؟

اوه جرالد،تو هميشه نازک نارنجي بودي

چت شده؟

وسط تراشيدن،خودمو زخم کردم،خونو ديدم غش کردم

سرمو به کانتر زدم،اومدم

خون رو روي کانتر ديدم غش کردم

تلويزيون رو روشن کردم و يه تبليغ از سانديس گوجه ديدم

غش کردم

صبح فحيعي بود

نازک نارنجي بودن نيست

فقط اون چيزاي زمخته که باعث ميشه استفراغ کنم

"استفراغ"

درهرصورت،فردا شب رو بايد تو بيمارستان سر کنم

ولي مسئله بزرگي نيست

چيزي نيست که راجبش نمايش درست کنيم

خوب،اينطوري تموم ميشه

ما قراره اينو شکستش بديم

ميخوايم با عشق شکستش بديم

اوه جکي

فعلاً کسي اينو لازم نداره

دکتر گفت که

بين 10 هزار بار ممکنه يکي

اشتباه بشه

اشتباه بشه؟

نمايش رو ملايم تر کن،گون پتيو

منظورش پالترو ــه

درهرصورت

فردا ميبرمت بيمارستان مارگري

نه،تو بازي بزرگ خيابون رابرت رو داري

- مارگري - آرتور،تيمت غيرقابل شکسته

شماها موکداً شانس اينو داريد که امسال برنده بشيد

مادر درست ميگه ما شکست ناپذيريم

بخاطر دستيار مربي جديده؟

- کي ميتونه بگه؟ - من ميتونم

- تو نيستي - کلاً تصادفي ــه

بهشون گوش نده روني

تو امسال خيلي کمک کردي

اومدم که روت حساب کنم

مرسي بابا

اوه اگه روني بازي رو بي خيال شه و منو ببره بيمارستان چي؟

تمومه

واقعاً؟

روني تو خيلي پيش رفتي

ولي هنوز راه زيادي داري

منظورم اينه که،اگه به عهده تو بود

از فردا بنت رو شروع ميکردي

بنت رو شروع ميکردي

بنت کيه؟

بنت يه پسريه که براي بازي کردن تو کل فصل نيومد

و راجبش احساس بدي دارم

چون وقتي ورزش بازي ميکردم من

کمي از بنت بودم

"کمي از بنت؟"

پاس پاس

نه منظورم از"پاس" يعني ردم کن

من يه دور نميخوام

متشکرم

خيلخوب يه روني بودم

که از يه بنت بدتر بود

اصل مطلب اينه که لازمت دارم

تو تنها کسي هستي که ميتونه منو فردا ببره

واقعاً؟فقط من؟

خيلخوب باشه اگه ميخواي باعث شي بگمش

جکي خيلي نمايشي ــه

جرالد خيلي نسبت به رفتن نزديک بيمارستان بي ميله

ميتونيم لطفاً بهش بگيم "عقده بزرگ پزشکي"؟

و شان

براي همينه که دکترا به خاطر

دانش پزشکي وسيعم ميترسن؟

البته

مي بيني؟تو تنها کسي هستي که ميتونه

خيلخوب مادر خوشحال ميشم ببرمت

مرسي روني

خوب پس بهتره براي فردا کمي استراحت کنم

مي بخشي،ولي فکر کنم واضح نبود

همگي بريد خونه

شب به خير

مي بينمت

موفق باشي با...

ميخوام بدوني که هرچي که بشه

هميشه لحظات ارزشمندي که...

خيلخوب جکي خداحافظ

قسمت هفتم شب جدايي آرتور و مارگري

پس امشب اولين شب جدايي مون از

زماني که بچه ها متولد شدن ميشه

صبر کن بينم،اون تعطيلي که

با استان هنسلي به جزاير کيپ رفتم چي؟

- اوه آره که شماها تو کلبه ي آبي مونديد؟ - امم

و تو هم بهش تهمت تقلب تو مينياتور گلف زدي؟

دقيقاً

اون من بودم آرتور،و اون موقع ماه عسلمون بود

اوه آره

ميدوني که،نميتوني توپتو برداري

و هرجا که بخواي بذاري

اصل مطلب اينه که نميخوام بخاطر

دور بودنم عصباني بشي

عصباني؟تو فقط ميخواي يه عصر و يه شب بموني

آرتور،وحشت کردن بسه

مشکلي نداره،واست يه بسته زندگي درست کردم

حالا،شماره تلفن هاي ضروري

دستورالعمل ها

اسامي و جنسيت همه ي همسايه هامون

تا به خانم کوريگان

نگي"آدم گنده"

مثل معاون گرفتن،با انگشت دست نيست

حالا

بعضي از سويچ هاي لامپ ها گولت ميزنن

براي همين همينکه تاريکي شد برو به رختخواب

مارگري،چرا فکر ميکني خودم نميتونم براي خودم کاري بکنم؟

چون باهات زندگي ميکنم

اين خميردندون مزه ي عجيبي داره

شايد بخاطر اينه که مرطوب کننده است

اون لامپ ها خيلي آشنا بودن

حالا من ميدونم که تو چيزبرگر

کبابي شانس آورت

رو قبل از بازي ميخواي

ولي نميخوام از گاز استفاده کني

براي همين

فکر کردم که ميتوني پيتزاي پنير سفارش بدي

و بعدش فقط تيکه هاش رو تا ميکني

و اين يعني چي که نوشته "يادت نره که هيدرات کني"؟

منظورش اينه که آب يا

مايعات ديگه رو بخوري

و اينم ليست مايعات ديگه

ميدوني چيه؟

- من بسته ات رو لازم ندارم - عاليه

خوب حالا که نبايد نگران آقاي خودکفا باشم

ميتونم از وقتم تو بيمارستان لذت ببرم

مثل يه مرخصي ميشه عاليه

واسم کارت پستال بفرست

اوه آره و بعد وقتي مي يام خونه واست ميخونمش

چون نميدوني چطوري نامه رو دربياري

- اينم بلدم - واقعاً؟

جهت صندوق پستي رو

اشاره کن

ميخوام برم بيرون و يه هواي تازه بگيرم

و وقتي برميگردم

به اون سوال جواب ميدم

تا اون داد بزنه"مارگري بيا بيرون

صندوق پستي رو پيدا کردم"

خوب صندوق پستي نبود ميدوني که چي بود

قفس پرنده کوريگانز ها بود

اون شب رو زنده نمي مونه

خوب اين داستان با سه بار گفتنش

چيزي از دست نميده

به کي داري زنگ ميزني

بابا ميخوام بهش بگم که بدونه

که توي ميخواي عمل بشي

سلام؟

سلام بابا،با مامانم

تقريباً داره ميره عمل بشه،همه چي خوبه

خوبه،بهش بگو که ميدونم خوب پيش ميره

و منم حالم خوبه

الآن که داريم حرف ميزنيم دارم چيزبرگر کبابي ام رو درست ميکنم

خيلخوب خداحافظ بابا

و برو تيم،نه؟قطع کردي؟خيلخوب

بدون من مشکلي نداره؟

داره يه ساندويچ درست ميکنه؟

ما تو اون زندگي هستيم که شان دکتره؟

شايد بابا بيشتر از اونچه که فکر ميکني لايق ــه

جرالد،کمک لازم دارم

The McCarthys subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The McCarthys

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left