نخستین 200 خط.
یه لحظه بهم وقت بده
صبر کن،کوجی
صبح بخیر
خانم کوکو، اگه یادم باشه اون یارو
درسته، رئیس هایاماعه دیشب اینجا موند
خیلی متاسفم یهو اومدم اینجا
اوه،صبح بخیر
اوه،قبلا اینو بهت گفته بودم این دومین باره
این شون پسر عموی هارو ئه
خوشبختم،من هایاما هستم
ممنونم که دعوتم کردین
من شما رو از اکانت ماشیبا دیدم
خوب خوابیدی؟
بله
ممنونم ازت،من خیلی راحت مثل بچه خوابیدم
خوشحالم
وسایلتون رو از دیروز جمع کردم- ممنونم
ماشیبا،قضیه چیه؟
من نمیتونم با تموم اتفاقایی که پیش اومده، ادامه بدم
دیروز دیدمش
ترکیه، اینجا اومدی چیکار؟
وسایلم رو ازم گرفتن
چی؟
همه چمدونام رو ازم دزدین
الان دارم میرم اداره پلیس
اداره پلیس؟
تو راه رفتن به هتل
کل چمدونات؟
اتفاقی نزدیک یک پارک رسیدم
یه صندلی تاشو پیدا کردم
صندلی؟
یه صندلی تاشو
باد داشت میبردتش و یه مادری هم داشت دنبالش میدوید
دنبالشون کردم وقتی گیرشون آوردم داشتن از وسایل شرکتم استفاده میکردن
فهیمدم اونا مقابل باد اصلا مقاومت نمیکنن
داشتم راجبشون فکر میکردم که
فهمیدم ،چمدونام
غیب شده،درسته؟
خیلی براتون متاسفم
و ما بعدش با هم رفتیم اداره پلیس
و به محض اینکه اجازه دادید ایننجا بمونن، اومدیم
اومدم
ببخشید کوجی،مجبورت کردم منتظر بمونی
مرحله 10
شون،از اینکه اتاقت رو بهم قرض دادی واقعا ممنونم
آره
حقیقتش اینه میخواستم یه تشک بذارم تو اتاق
اما هاسه، که وسط یه پروژه بزرگه
هی،هاسه،هاسه
من بابت دیروز متاسفم
مهم نیست- امشب تمیزش میکنم-
شون؟
پس تو همه چیزو قبول کردی؟
نه،تا اون موقع خواب بودم
تنها چیزی که یادم میاد اینه یکی از اونا پرسید:کسی بالای سر ما ئه؟
من واقعا به همه زحمت دادم
نه اینطور نیست
لطفا صبحونهتون رو بخورید
باشه،ممنون
لعنتی
چه بوی خوبی داره
چیه؟ خیلی وقته اینطوری موندی
خیلی لباس پوشیدی
تو امروز تو لول 10 هستی
از این به بعد شروع میشه
داشتم فکر میکردم یکم به ظاهر خودم برسم
واقعا؟- چه عجیب-
چی؟
رئیس یهو از اتاقش اومد بیرون و بعدش یهو دوباره برگشت
این خیلی عجیبه
به نظر من این یه اختلاس برای پولشویی ئه
داری بیش از حد راجب این فکر میکنی،هارو
حمله رئیس اورکا
واقعا داری ماشیبا رو کنار میذاری؟
بابت غذاتون ممنونم
ممنونم بابت غذاتون
@Jdrama_world ترجمه و زيرنويس از Miuyy:مترجم
هی، خوبی؟
رئیس،اینم چایی خوبه-
خیلی داغه
خوبه؟
واقعا مدت زیادیه که غذای خوبی نخوردم
اوه،این آبگوشت
ساقه ماهی؟
آره،آبگوشت ماهی آکاشی
من خیلی دوسش دارم چون واقعا خوشمزس
شما واقعا راجبش زیاد میدونی
رئیس موقع سفر به کل دنیا،همه نوع غذا رو تست میکنه،اون واقعا یه متخصصه
از چه مزه ایی خوشتون میاد؟
من از غذاهای اسپانیایی خوشم میاد
رستورانای سطح بالا واقعا خوبن
ولی وقتی از بغل یه مغازه ایی رد میشم خیلی بیشتر حال میکنم تا اتفاقی با یکی غذا بخورم
آجیلو (یه غذا اسپانیایی) با شراب چری
به نظر که خوبه- اوه،دیگه چی؟-
به جای برنج،از پئلا با پاستا استفاده میکنن
رشته؟
البته من رستورانای موردعلاقه زیادی دارم
تو شهر بیلبائو "Nueva Canción" یکیش
از سن سباستین Aracelis همینطور،
آراسیلیس؟
آره
من
من اونجا کار کردم
منظورت،واقعا اونجا ئه؟
همون رستوران معروفی که نمیتونی بدون وقت رزرو بری اونجا؟
آره،خودشه
حدس میزدم،برای نیم سال؟
این کار بدون حقوق بود
اما آخرش، من سرآشپز بخش ماهی شدم
این پست بهم تحویل داده شد
حتی فکرش هم شگفت انگیزه هنوز خیلی جوونی
تو یه نابغه نیستی؟
شنیدید بچه ها؟ همین که میگن کار خیلی خوب پیش میره
فهمیدی؟- بله بله فهمیدیم-
وقتی بیرون میری میپیچی راست بغل یه رستوران یه بندر هست، درسته؟
آره هست،تازه یه کشتی لنگر دار هم داره
اونجا یه رنگین کمان رو دیدم توی اسپانیا؟-
دقیقا،سر همین اسم رستوران ئل آرکو لریس" گذاشتیم"
واقعا اینطوره؟
اونا واقعا خوب دارن با هم کنار میان
هی،تا کی اینجا میمونید؟
خب- تا چند دقیقه دیگه میرم بیرون-
دوباره کارتم رو میدم و توی هتل یه اتاق رزرو میکنم
چرا خجالت میکشی؟
میتونی همینجا پیشمون بمونی،درسته؟
چی؟
آره خوبه،تا وقتی که آقای هایاما باهاش مکشلی نداشته، باشه
یعنی واقعا ایرادی نداره؟ اخه نمیخوام اذیتتون کنم
البته که میتونی
البته که دفعه بعدی برات غذای اسپانیایی میپزم
اوه،خیلی خوشحالم میکنه
متاسفم ولی ازتون خیلی ممنونم
بفرمایید
بیا تو وقت داری-
درباره مسائل، اول فکر نمیکنی؟
منظورم اینه،کی فکرشو میکرد رئیس توی اتاق من بمونه
امشب باید چیکار کنم؟
وقتی مردم باهات حرف میزنن،بهشون گوش کن
درسته
پس چطوره اجازه بدی رئیس تو اتاق تو بمونه؟
ده،ده،ده
اگه خوب فکر کنی
میبینی رئیس واقعا پادشاه دریا ئه؟
هی،داریم راجب رئیس حرف میزنیم،باشه؟
اما کوسه ها اورکا رو نمیخورن
این اورکا ئه که کوسه ها رو میخوره
حسودی نمیکنی؟
نمیکنم
من خوبم،بهرحال
برای پیدا کردن کلمه دست پاچه شدی
نشدم،میتونی صدام رو بشنوی
داری با من دعوا میکنی؟
ماشیبا؟
ببخشید،میشه گوشیت رو بهم قرض بدی؟
اوه،تو وسط کاری هستی؟
مشکلی نیست
ببخشید،ماشیبا من باید به شرکت کارت زنگ بزنم
میشه موبایلت رو قرض بگیرم؟ البته-
سر راه منی- آخ-
چت شده؟
شماها خیلی خوب با هم کنار میاید
ما فقط همسایه ایم
این نگاه چیه دیگه؟
!هیچی
اوه،عینک
عینکم
کی میخواد قدم بزنه؟
بفرمائید- ممنونم-
اوه، راستی
میشه یه خواهش دیگه بکنم؟
در چه مورد؟
رئیس بخش
لطفا این بین خودمون بمونه
ببخشید،ببخشید
احساساتم همیشه بهترینا رو ازم میگیره
چه اتفاقی برا شما دوتا افتاده؟
هر دوی ما خوشحالیم گه میخوایم به استقبالشون بریم
این که بدل نیست،مگه نه؟
این واقعا،واقعیه؟
من واقعا بابت مشکلی که پیش اومده معذرت میخوام
خیلی متاسفم
این واقعا شمایی،رئیس
من دیگه رئیس نیستم
لطفا بشینید
ما زیادیم- من قصد اومدن نداشتم-
واقعا از این بابت متاسفم- میخوام پنج تا برنج املت سفارش بدم،لطفا-
بله،همین الان- نه،برای ما سفارش نده-
دقیقا! وقتی که بار اول میای اینجا باید اول املت برنج سفارش بدی
کار درستی کردی
خیلی ممنونم
رئیس،چه اتفاقی براتون افتاده؟
ما نتونستیم از طریق تلفن یا ایمیل باهاتون تماس بگیریم
شنیدم که همه رو نگران کردم
برای همین میخواستم باهاتون ملاقات کنم و حرف بزنم
ما چندوقته که داریم راجبش حرف میزنیم
برای همین،اون روز
در مورد یه پیشنهادیه که چندوقته دارم ارائه میدم
شرکت ما در آینده قراره در ترکیه گسترش پیدا کنه
که در راستای فلسفه اس دی جی اس و اتحاد با شرکتای محلیه
ما باید کانالای فروش خودمون رو افزایش بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.