نخستین 200 خط.
فقط احساس میکنم ،اونا نگران من هستن
،اما منو نمیبینن و نمیشناسن
و هیچوقت منو به اندازهای که خواهرم رو دوست داشتن، دوست نخواهند داشت
اون عوضی جواب همهی
سوالای زندگی منو داره
کاری میکنم اونا رو بهم بگه
ممنون بابت امشب
تایلر، نه
باید تمومـش کنی
،اگه نسبت به من احساسی داری
پس فقط باید بهم اعتراف کنی
اگه کلایو میدونست چه فکری میکرد؟
بری - ما باهم در ارتباط بودیم -
.یه چیزی برام فرستاد فکر میکنم باید بخونیـش
دوستـش یه نامهای بهش داد
که باید از طرف ادوین باشه
،تو اخراج شدی
و باعث شدی منم اخراج بشم
!شتاب دهنده...
اما، آره، میتونم قدرت هر وسیهای رو
!به درجه شیطانی افزایش بدم
دوباره دزدی میکنی، دراکون؟
تو که قرار بود وسایل خودت رو اختراع کنی؟
...بهش میگن انتزاعی - اوه، تمومـش کن دیگه -
چطوره که تو تمومـش کنی؟
نه، الان وقت این نیست که ماهیت رابطمون
رو زیر سوال ببری
،باشه، قبولـه
اما این کار رو برای تو انجام نمیدم
برای خودم انجامـش میدم
بویا
!وای
لعنتی، مرد
نه
این قابل قبول نیست
ازت میخوام که کارهات رو انجام بدی
،تک تک افراد توی جزیره
توی ایالات، توی آژانس خرابشده شما
فکر میکنن دارن پنهانکاری میکنن
!پس مدرک لعنتی رو پیدا کن
یه خط زمانی دروغین از طرف یه کارآگاه فاسد بود
،که فقط مجبور شده استعفا بده محض رضای خدا
یک ساعت دیگه باید دخترم رو دفن کنم
بهم نگو که آروم باشم
مامان
باید برای مراسم خاکسپاری آماده بشی
احتمالا باید اونا رو در بیاریم
میدونم، عزیزم. میدونم
اما تو خیلی شجاعی
تقریباً این یکی تمومـه
واقعا درد داره - میدونم، عزیزم -
میدونم
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
چیـه؟ - وای، خدای من، جواب دادی -
ازت میخوام دیگه بهم زنگ نزنی
ببین، من احساس خیلی وحشتناکی دارم، باشه؟
قول میدم، جبران میکنم برات
چطور؟
وام دانشجویی و اجاره خونهام رو میدی؟
میخوای یه کار دیگه برام پیدا کنی که
بهم زمان کافی برای کار روی فیلمنامهام رو بده؟
و ده دقیقه با محل زندگیـم فاصله داشته باشه؟
اوه، و بیمه درمانی هم بهم ارائه بده؟
منم اینطور فکر نمیکردم
ببخشید. خیلی متاسفم
من... من یک آدم داغونام
.جو گیر شدم ...این رو میدونم، و
میدونی چیـه؟ فقط بس کن
.من دیگه کاریت ندارم این دقیقا مثل دفعه قبلـه
تو غذا نمیخوری. نمیخوابی
مثل یه بمب ساعتی در حال حرکت هستی
و میدونی چیـه، اِم؟
،متاسفم که خواهرت مُرد
و متاسفم با مردی که اون رو کُشته برخورد کردی
،اما تو نیاز به کمک داری
چون توی این مرحله، تو به یه تعقیب کننده تبدیل شدی
.میدونم. متاسفم خیلی زود تمومـش میکنم
فقط، باید بدونم توی اون نامه چی نوشته شده
من الان بیرون آپارتمانـش هستم
فقط باید بفهمم که چطور میتونم برم داخل
،وای، خدای من، امیلی میشنوی داری چی میگی؟
...سونیتا، لطفا
لعنتی
هی
مُردی؟
فقط بررسی میکنم
آره، سعی کردم بیام
آره، همش رو پس انداز میکنم
.فرهاد یه آدم عوضیـه از همه این مردا متنفرم
باید یه خونه جدید پیدا کنم
لعنتی، لعنتی، لعنتی
نمیدونم
برای صبحونه رولت تخم مرغ میخوای؟ - اوه، اینجایین -
من و برت دیشب با هم دعوا کردیم
.اون عذرخواهی کرد. من گفتم: «باشه
برای جبرانـش، همهی روز «باید مراقب بچهها باشی
آره - من میرم با همجنسگراهام» -
«وقت میگذرونم و غیبت میکنم
صبحبخیر، بانو
سلام، آلیسون
داستان اون چی بود؟
اوه، معلوم شد تایلر یه عوضی دو روئه
عوضی چیـه؟ - کلمهای که تو نباید بگی -
اوم، خنگ اما بدتر
فکر میکردم داره خوب پیش میره
آره، خب، من فقط شیش روزه ...که اون رو میشناسم، پس
فکر میکنم هممون فراموش میکنیم
من میرم یکم قدم بزنم
سلام، بچهها
دِز، برای من یکی گرفتی؟
چرا اعصاب نداری امروز، مرد؟
گوگو، بیا اینجا
استیون دیشب جولیان رو بیرون با یه مرد دیگه دید
دقایق کار کردنـش در اینجا به زودی تموم میشه
جولیان بیچاره، فقط میخواست خودش باشه
حقشـه. خیلی ضایع عمل میکنه
خب، حالا مجبوری امروز
همه کاراش رو انجام بدی
سلام. سلام، بانو
سلام
بازم اینجایی
از کی تا حالا به اینطور آهنگهایی گوش میدی؟
من عاشق هیپهاپ هستم
پس خواننده اهل کجاست؟
از اونجایی که یه طرفدار بزرگ هستی، درستـه؟
،اون اهل نیویورکـه
بزرگترین شهر جهان، خونه شما
میدونی، من یه پسر عمو دارم که اونجا زندگی میکنه
اون توی کوئینزبریج زندگی میکنه
تا حالا یه کوئینزبریج رفتی؟
شاید، آره. فکر کنم
باحالـه
از زمانی که رفت اونجا، میدونستم که منم میتونم اون کار رو انجام بدم
چطوره؟
شگفتانگیزه
منظورم اینـه که من بیشتر توی ،حوالی شهر زندگی میکنم
اما من همیشه برای فرهنگ ...سوار قطار میشم
زندگی شبانه
سرگرم کننده است
فرهنگ دوست داری؟
...دارم. گ
من عاشق تئاتر
و رستوران - اوم -
و مسافرت هستم
پشت سر هم میری تفریحگاه آفتابی
!حقیقت نداره
پارسال رفتیم به رم
باشه
میدونی، این جزیره، ما فرهنگ داریم، میدونی؟
ما فرهنگ داریم. آداب و رسوم داریم
ما همه چیز به قدمت و عمق ایتالیا رو داریم
هیچوقت حتی از هتل خارج نشدی
...پس نشونـم بده. من
من دوست دارم ببینم جزیره شما چه چیزی برای ارائه داره
میخوام همش رو تجربه کنم
اوه، همش رو؟
آره، خیلی باحال میشه که بعد از کار باهات وقت بگذرونم
هوم
اوه، میخوای وقت بگذرونی؟
الان میخوای مثل یک آدم بومی بشی، درستـه؟
بهت میگم چیـه، بانو
فکر نمیکنم بتونی از پسـش بر بیای
خب، چطور میتونم متقاعدت کنم؟
...هوم، آم
نمیتونم - هیچ ایدهای نداری؟ -
نه، نه، نه
چرا تو... تو بگو
چرا تو یه فکری نمیکنی؟
اوه، سلام
تو مگه یه جلسه استشهادیه نداری؟ چرا برگشتی خونه؟
ساعت ۱۰ صبحـه. چرا سرکار نیستی؟
...من، آم
اخراج شدم
اخراج شدی؟
کِی؟
دیشب
چرا اخراج شدی؟
خب، اون قطعه رو به موقع تحویل ندادم
حواسـم پرت یه چیز دیگه شد
جاش
داری کسی رو میبینی؟
چی؟
،من اتفاقی اون رو دیدم، میدونی ،راننده تاکسی
همونی که تا دم در باهات اومد
اون رو توی رستورانی دیدم ...که از اونجا چیز خریدی، آه
موز پختنی
...تو فکر میکنی، من
،من با یک راننده تاکسی رابطه مخفیانه دارم
چون هر دومون خیار پختنی دوست داریم؟
اونکار رو نکن
...تو بهم دروغ میگفتی
،برای مدت طولانی
و من سعی کردم بهت اجازه بدم ،همهچیز رو خودت حل کنی
...اما، آم اما من دیگه طاقت ندارم
جاش، جاش، لطفا
!جاش، من بهت نیاز دارم
آره، من تو رو توی کارام راه نمیدادم، اما میخوام که راهـت بدم
میخوام همه چیز رو بهت بگم
باشه؟
همه چیز رو بهت میگم
No comments yet. Be the first to leave one.