نخستین 200 خط.
سرباز یون
...شنیدم از سون هوا خواستی
پول اون ساعت گرونتو بده
هان؟
خب ، اونجوری نیست
اینکارو نکن
سون هوا دختر فقیریه
همینکه با یک مادر بزرگ بدون پدر و مادر بزرگ شده
کلی مشکل پشت سر گذاشته
اخیراً دوست پسرش بهش خیانت کرده
چی؟
اون عوضی افتاده دنبال یه دختر پولدار
پس استاکر نیست؟
خوش اومدین - یه کیک سفارش داده بودم -
کیک زغال اخته؟ - بله -
بفرما نوش جان - ممنون -
نون وحشی ...نه
هون سوایی که من می شناسم اینطور نیست
اون دختر خیلی خوبیه
سخت کوش و شجاعس
یعنی چی خدایی؟
الان این واقعاً در مورد دختری که من می شناسم داره حرف میزنه؟
خودش به اندازه کافی بدبختی داره تو دیگه بهش اضافه نشو
با ساعت گرونی که هیچ وقت نداشتی اذیتش نکن
افتاد؟
هان؟
باشه
هر چند اون ساعت داشتم
عاشقتم سون هوا
...همیشه پیشت میمونم تا اذیت محافظت کنم
و تا ابد باهات میمونم
...منظورت تا ابد این بود
اینجوری میخواستی ازم محافظت کنی؟
یون جه گیونگ
چقدر مکاری که میخواستی اینکارو بکنی
بذار برای وقتی که اومدی کره بررسی میکنیم
باشه پس اونموقع می بینمت
چی میخوای؟ - یون جه گیونگ -
چقدر تو پستی
همیشه همه پولدارا از پشت به مردم خنجر میزنن و اونهارو خرد میکنن؟
بالاخره درستو یاد گرفتی
...یاد گرفتی چه اتفاقی میفته
اگه جایگاهتو ندونی و با من در بیفتی
حالا حساب کار دستت اومد
اینجا جایی نیست که بتونی مثل بازار توش چونه بزنی
چونه بزنم؟
فکرکردی خیلی از من بالاتری؟
تو فقط یه معشوقه ای
معشوقه ای که یک خانواده رو از هم پاشید
خفه شو
...به چیت مینازی که اینجوری سرتو بالا میگیری
اومدی از من خواستی مراسم خواستگاریتو راه بندازم؟
خیلی به خودت افتخار میکنی از این بابت؟
گویا از این بابت عصبانی شدی
...باید همون موقع پولو میگرفتی
...وقتی بهت پیشنهاد دادم تشکر میکردی
و از من فاصله میگرفتی
به چیت مینازی که اینقدر اعتماد به نفس داری؟
چی؟
مگه همین نیست
قبول نکردی چون هنوز به سانگ هیوک احساس داری
جه گیونگ
یه طوری حرف میزنی انگار من معشوقه ام
تو زنش
هنوز بهش احساس دارم؟
ازش چندشم میشه و هیچ حسی بهش ندارم
مال تو باشه ...خوبه؟
...دیگه با مکر و حیله از شرکت من استفاده نکن
سعی نکن من تحریک کنی
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
باز که اینجایی
دلم میخواست یه دونه بخوابونم زیر گوشِت
گفتی تا ابد کنارمی
چطور تونستی کاملا بری طرف یکی دیگه؟
چقدر مسخره
خیلی خب
امیدوارم تا ابد کنار جه گیونگ باشی
به هر دختری که میرسی بهش نگو تا ابد کنارش میمونی
منظورت چیه؟ - مظلوم نمایی نکن -
...تو مراسم خواستگاری که شرکت ما برنامه ریزی کرده بود
برای یون جه گیونگ
شرکت سون هوا مراسم خواستگاری رو برنامه ریزی کرده بود؟
به این زودی به گوشِت رسوند؟
مجبور بودی همچین کاری کنی؟
چی؟
عین یکی داری حرف میزنی
به نظر میاد مردها نمی دونن چرا دخترا اینکارو می کنن
هان؟
...نمیتونی سعی کنی بفهمی
چرا تا این حد پیش رفتم؟
سون هوا پولمو نگرفت و من تحقیر کرد
یه طوری رفتار میکرد انگار من یه معشوقه ام
سون هوا دیدگاهش اینجوریه
سانگ هیوک داری طرف اونو میگیری؟
تو طرف کی هستی؟
اینطور نیست
دارم میگم تحریک سون هوا کار درستی نیست
...تو گفتی تا ابد طرفت تو میمونم
همین دیروز گفتی
به این زودی یادت رفت؟
به این میگی طرف من بودن؟
چرا هیچی نمیگی؟
به نظرت من اشتباه میکنم
داری ناراحتم میکنی
من عاشقت شدم و نمی دونستم بچه داری
چرا باید برچسب معشوقه بهم بخوره
خیلی خب
همش تقصیر منه
آیگو
وای ترسوندیم
یوبو
جلو نیا ..برو عقب
اینجا چیکار میکنی ...برو بیرون
یه چیزی باید بهت بگم
برو گمشو
چرا یه ذره هم عوض نشدی
اصلا مردونگی نداری
فکرکردی یه بار دیگه میتونی گولم بزنی
الکی خودتو خسته نکن
برو بیرون ، آقای کیم
خیلی خب باشه
صبر کن ، یه لحظه به حرفم گوش کن
واقعاً مجبوری بذاری جه گیونگ ازدواج کنه؟
رئیس تو که نرفتی خونه پسره رفتی؟
مادرش داشت با یه زنه گیس و گیس کشی میکردن
نبودی که ببینی
خیلی وحشیانه دعوا میکردن
منظورت چیه؟
...من رفتم خونه اون پسره
همونی که قراره با جه گیونگ عروسی کنه
...آی نمیدونی
من کار داشتین
بشین
درسته
...به نظر میاد بابات تصمیم درستی گرفته
بر اساس حرفهایی که بهش زدم
...آینده تو از بچه ای که تو شکمته
اهمیت بیشتری داره
جه گیونگ
...فوری یک تاریخ مشخص کن
و یک برنامه بذار خانواده ها همو ملاقات کنن
ایوای رئیس ، من که همه رو برات تعریف کردم
دهنتو ببند
...با سانگ هیوک حرف بزن
سریع یک تاریخ مشخص کن
چشم حتما
ای بابا رئیس
امکان نداره من بذارم جه گیونگ با همچین خانواده ای وصلت کنه
نبیندم یه بار دیگه در مورد نوه من مزخرف بگیا
وگرنه میفرستم ناکجا آباد
یادت باشه
...در ضمن این پیام از بخش روابط عمومی گرفتی
در مورد مصاحبه با مجله شرکت؟
بله
عروسیتو با سانگ هیوک اعلام کن
چشم بابا
...پاسخگو نمی باشد
چه خبر شده؟
حتما بچه ام سرش شلوغه
یواش یواش قیافه سانگ هیوک از یادم رفته
...باید شماره
سانگ هیوک ازش میگرفتم
اگه شمارشو داشتم بهش میگفتم بهم یه سری بزنه
سبیوک
دلت برای بابایی تنگ شده؟
ای جان حتما داره خواب می بینه
نزدیکتر لطفا
1, 2, 3.
خب حالا یه ژست دیگه
1, 2.
خوبه
1, 2.
سبیوک
به لطف تو میتونم بیام تو همچین ساختمونی
می بخشید
یک لحظه لطفا
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
بفرمایید
...کجا میتونم
مون سانگ هیوک ببینم؟
موون چی؟
موون سانگ هیوک
بله آقای پارک
سبیوک جونم یه ذره صبر کن
الان باباتو می بینی
...فکر کنم وقتی سانگ هیوک سرش شلوغه
بتونم سبیوک بیارم اینجا
مون سانگ هیک؟
کارمند اینجاس؟
بله
پس مادر بزرگ میتونی از اونجا بپرسی
کجا؟ کجا کجا؟
سبیوک یه ذره صبر کن
الان باباتو می بینی
اون باید مادر بزرگ سون هوا باشه
اگه رئیس بفهمه چه اتفاقی برای جه کیونگ چه اتفاقی براش میفته؟
هی آقای کیم
بله قربان
حواست کجاس؟
خانم می تونم کمکتون کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.