56 Days

56 Days

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

56 Days S01E01 1080p WEB h264
ناشر Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-02-18
تعداد دانلود: 586
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 190 خط.

SANDS Movie

‫ ‫

‫- اوه. ‫- ببخشید.

‫توی صفی؟

‫نه.

‫نوشیدنی اشتباهی گرفتم.

‫هی، ناسا.

‫کیفت. آه، ازش خوشم میاد.

‫از کیفت خوشم میاد.

‫مرسی.

‫اون، آه، مالِ موزه فضایی نیویورکه.

‫آره، نه، میدونم، ‫همون «اینترپید».

‫آه، من همیشه... ‫همیشه دلم میخواست برم اونجا.

‫باحاله، ولی فکر کنم مرکز ‫فضایی کندی باحال‌ تر باشه.

‫چون، میدونی، «انترپرایز» ‫فقط یه شاتل آزمایشی بود...

‫و کندی «آتلانتیس» رو داره ‫که دیگه اصلِ جنس بود.

‫داری سعی میکنی من رو ‫تحت‌ تأثیر قرار بدی؟

‫شاید.

‫داره جواب میده.

‫میتونی اسم همه شاتل‌ ها رو بگی؟

‫نه، فکر نکنم. ‫اونقدرا هم وارد نیستم.

‫راستی، من الیورم.

‫من سی‌یرام.

‫سی‌یرا، میخوای باهام یه قهوه بخوری؟

‫در واقع دفترم، آه، ‫همونجا نبش خیابونه.

‫مال منم همینطور.

‫که تنها دلیلیه که ممکنه من رو توی فروشگاهی ببینی ‫که یه بخش مخصوص کامبوچا داره.

‫آه، آره، من کامبوچا دوست دارم.

‫یه چیزی در موردش هست، آه، ‫اینکه طعمش حال‌ به هم‌ زنه...

‫و، آه، اینکه خیلی گرونه، ‫واقعاً سر حالم میاره.

‫- میگیرتت؟ آره. ‫- آره.

‫سر حالم میاره.

‫خب، شغلت چیه؟

‫- آه، من توی بخش پشتیبانی فنی‌ ام. ‫- آهان.

‫آره، برای یه شرکت خدمات ابری.

‫بیشتر، میدونی، مثلاً نسخه پشتیبان، ‫و بازیابی و اینجور چیزها.

‫- تو چی؟ ‫- من توی حوزه معماری کار میکنم.

‫نه، من... ام...

‫من نقشه‌ ها رو نمیکشم، من... اه...

‫فقط در موردشون حرف میزنم.

‫خب، آه، اهل اینجایی یا...؟

‫نه، آه، پدرم توی نیروی دریایی بود، ‫برای همین...

‫همه‌ جا بزرگ شدم، ‫ولی یه هفته پیش برای کارم به بوستون اومدم.

‫- نه بابا! ‫- آره.

‫من، آه، منم همینطور.

‫یعنی، من یه چند ماهی میشه ‫که به اینجا اومدم.

‫ولی، آه...

‫- لعنتی. ‫- چی شده؟

‫نه، فقط، بالاخره یه نفر رو دیدم که جالبه، ‫و تو حتی نمیتونی شهر رو بهم نشون بدی.

‫متأسفم که ناامیدت کردم.

‫هی، آه...

‫این شاید یکم، آه، جسورانه باشه، ‫ولی به هر حال می‌پرسم.

‫یه مستند درباره آپولو ۱۱ توی سینما «ادلر» ‫توی «بروکلین»، روز چهارشنبه پخش میشه.

‫میخوای باهام بیای؟

‫میدونی بروکلین کجاست؟

‫اصلاً نمیدونم بروکلین کجاست.

‫اوه، خب، خوبه.

‫ولی میتونیم با هم پیداش کنیم، مگه نه؟

‫کور عصاکشِ کور.

‫باشه.

‫آره، گوشیت رو بهم بده.

‫ممنون.

‫درباره این، آه، جایی خوندم که ‫کوکتل‌ های خیلی خوبی داره.

‫میتونیم... میتونیم اونجا همدیگه رو ببینیم.

‫ساعت ۶:۳۰، ‫کافه «وست‌ بری».

‫باشه.

‫برای من خوبه.

‫اونجا می‌بینمت.

‫کور عصاکشِ کور.

‫بامزه‌ست.

‫مرکز بی‌ سیم به دایره قتل.

‫ریردون هستم.

‫واحد گشت گزارشی از ‫پلیس بوستون فرستاده...

‫احتمال قتل در مجتمع «کراسینگز»، ‫منطقه «سی‌ پورت» در اسکله بوستون.

‫اونجا اوضاع خیلی به‌ هم‌ ریخته‌ست.

‫فهمیدم. تا ده دقیقه دیگه اونجاییم.

‫یا عیسی مسیح.

‫آهان، درست شد. اوه...

‫- کارل؟ ‫- آره. اینجام.

‫- من... من اینجام، این تو ام. ‫- داری چیکار میکنی؟

‫اومدم، اومدم، اومدم.

‫دیشب شب مزخرفی داشتم، خب؟

‫- اونقدر بد بیهوش شدم که قسم میخورم ‫اون زنه بهم داروی بیهوشی داد. ‫- آره؟

‫به خاطر اون هشت تا آبجو نبوده؟

‫هنوز کیف پولت همراهته؟

‫آره. آره، هنوز کیف پولم رو دارم.

‫- آره. کجا میریم؟ ‫- سی‌ پورت.

‫دوقلوها همین الانش هم اونجان.

‫مرکز بی‌ سیم میگه اوضاع ‫اونجا دیوونه‌ کننده‌ست.

‫سی‌ پورت؟ ‫خیلی وقته اونجا نرفتم.

‫همم.

‫همم، این دفعه کی بود؟

‫نپرس، نپرس، نپرس. ‫نمیدونم، یه هانا نامی.

‫یه هانا نامی.

‫آره؟ باید دیگه میفهمیدی ‫که نباید لایک میکردی...

‫- بده، بدش به من. خواهش میکنم. خواهش میکنم. ‫- یه هانا رو.

‫این چیه؟ تو...

‫دیشب با همین به کلوپ رفتی؟

‫معلومه که آره. ‫الان هم دوباره میخوام بپوشمش.

‫- خیلی خب. ‫- این کت یه مرد جذابیه.

‫یادگار زن سابق برای زندگی جدیدم.

‫خوبه. من حتی قبل از اینکه ‫با برادرت بخوابه هم ازش متنفر بودم.

‫کدوم گوری هستیم، دبی؟

‫میدونی قبلاً اینجا چی بود، مگه نه؟

‫انبار قدیمی صدف که ‫اون روس‌ ها رو توش پیدا کردیم.

‫برو بابا.

‫عمراً اگه میشد تشخیص داد.

‫هیچی ثابت نمیمونه، ‫به جز جنازه‌ ها.

‫اینجا چی داریم؟

‫مشکوک به قتل.

‫گزارش از طرف آتش‌ نشانی اومده، ‫ولی کل چیزی که میدونیم همینه.

‫کجا داریم میریم؟

‫اون پشته، دور بزنید.

‫اوه. پسر.

‫ببخشیدها.

‫فقط... با شلوار، ‫توی مکان عمومی.

‫یه ذره عفت داشته باش.

‫خدایا، از این آدم ها متنفرم.

‫نه به اندازه من.

‫آره، ولی تو از همه متنفری.

‫گزارش ساعت ۵:۳۸ اومد، ‫یه هشدار اشتباه بود.

‫- دستی توی لابی فعال شده بود. ‫- که خب، کی اهمیت میده...

‫تا وقتی که بوی گند رو شنیدیم.

‫بوی تعفن از واحد ۱۱ میاد، ‫برای حیوون زیادی شدیده.

‫در زدم، ولی کسی جواب نداد.

‫در بازه.

‫خب چیکار کردید؟

‫رفتید تو و به همه‌ چی دست زدید...

‫- همه چی رو به گند کشیدید؟ ‫- نه بابا.

‫نوار زرد کشیدیم، ‫و منتظر شما موندیم.

‫کدوم آپارتمانه؟

.بده ببینم

‫کسی از شما با همسایه‌ ها حرف زده؟

‫- ببینید کی اونجا زندگی میکنه؟ ‫- آره، ولی کسی نمیدونه.

‫کسی مدیر ساختمون رو صدا زده؟

.اینجام

‫این عوضی دیگه کیه؟

‫تویی؟ تو مدیر ساختمانی؟

‫کوین سالیوان، ‫از گروه مدیریت واترتون.

‫کوین، کی توی واحد ۱۱ زندگی میکنه؟

‫اصلاً نمیدونم. ‫اونجا یه واحد اجاره‌ ای شرکتیه.

‫مستاجرهای کوتاه‌ مدت، ‫میان و میرن.

‫ولی اگه حکم دارید، ‫میتونم برم کلید یدک رو بیارم.

‫در بازه. نیازی به کلید نداریم.

‫نیازی به حکم هم نداریم، رفیق.

‫ولی در هر صورت داریم یکی میگیریم.

‫فعلاً، در فضاهای عمومی میمونیم.

‫تیم بررسی صحنه جرم توی راهه. ‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫هی. بیا بریم.

‫- سلام. ‫- سلام!

‫معذرت میخوام.

‫امیدوارم خیلی منتظر نمونده باشی.

‫نه، نه، اصلاً.

‫فقط خوشحالم که جای درستی اومدم.

‫پیش‌ خدمت‌تون الان خدمت میرسه.

‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

‫خب.

‫خب پس...

‫کوکتل مورد علاقه‌ ای داری؟

‫آره.

‫فرنچ ۷۵.

‫اسمش رو از روی یه اسلحه ‫در جنگ جهانی دوم گرفتن...

‫به‌ خاطرِ لگدِ قویش.

‫برای شروع چیزی میل دارید بنوشید؟

‫اوم، میشه لطفاً دو تا ‫فرنچ ۷۵ برامون بیارید؟

‫پس، این نوشیدنی مورد علاقه‌ته.

‫اوم...

‫فیلم مورد علاقه؟

‫- نمایش ترومن. ‫- کلاسیکه.

‫غذا؟

‫ساندویچ پنیر کبابی.

‫با سس مایونز.

‫آره.

‫فقط باید بهم اعتماد کنی.

‫باید امتحانش کنی.

‫اوم، باشه.

‫نوبت منه.

‫خواهر یا برادر داری؟

‫یه برادر کوچیک‌ تر.

‫ولی با هم صمیمی نیستیم.

‫تو چی؟

‫یه خواهر بزرگ‌ تر و...

‫خیلی با هم صمیمی هستیم، ‫ولی خیلی با هم متفاوتیم.

‫یه سوال.

‫گفتی که فقط درباره اینجا خونده بودی...

‫در حالی‌ که اون زنی ‫که پالتوت رو گرفت...

‫کاملاً مشخص بود که ‫قبلاً تو رو اینجا دیده؟

‫خجالت‌ آوره.

‫امـ... امیدوار بودم متوجه این قضیه نشی.

More Farsi Persian subtitles for 56 Days

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left