نخستین 200 خط.
یه کوچولو مریضم
مریضم ولی این موتانگِ دکتر بعد از این
نمی دونه چقدر وقت دارم یه روز یا یه ماه
کیم سووان
سووان
گفتی دوستم داری
تو بهم گفتی دوستم داری
خودت بهم گفتی دوستت دارم
تو گفتی دوستتم داری ...دوستم داری
متاسفم - فکرشم نمی تونی بکنی چقدر می تونم منتظرت بمونم -
هر چقدر...نه تو نمی تونی نمی تونی منو بذاری بری
دوباره نمی تونی بهم پشت کنی نمی تونی هیچ جا بری
سووان - .بلک -
برای منم همینطوره یه روز ....یا شاید یه ماه فرصت داشته باشم
چرا من فراموش کردم؟ همه آدمها یه روز می میرن
چرا باید وقتمو با تاسف و حسرت بگذرونم چیزی برای گیج شدن نیست
...ممکنه این آخرین لحظه زندگیمون باشه
دوستم داشته باش
پدر ، لطفا نجاتم بده
واقعا ....دلم می خواد زندگی کنم
تو بلک ، من قو
سووان ، برا چی برگشتی پیش من؟
هر جا که باشی ، من پیدات می کنم بلک
خیلی خیلی دلم برات تنگ شده
بعد از یه مدت طولانی تونستیم همو ببینیم
همینکه میدونم خوبی خدارو شکر می کنم
عاشقتم
...چه زنده باشم چه مرده
عاشقتم
...پـدر ...پـدر
!پـدر
ماری ، سون جه خیلی نگرانته
حتما غذاتو بخور ، یادت نره قبلش گرم کنی و بخوری
کسی که به جای تو می تونه قربانی بشه
مدیر بنیاد سان وو خانم یون ماری هستش
سلام بلک
سلام...سووان
کدوم دستت درد می کنه؟
بازم خوابم میاد - بیا اینجا -
گشنه نیستی؟
هر چند از وقت صبحانه گذشته - مگه ساعت چنده؟ -
زود باش بخور - باشه ..حتما -
بازی بازی نکن ، دیرم شده
امروز هیچ جا نمی تونی بری
باید برم سر کار
نمی خوای با من باشی؟
با این حال نباید کارو پیچوند
زیاد وقت نداریم باید برم سرکار زود باش
...باشه پس بیا عجله کنیم
...بذارش برا بعد از کار
بعد از کار چی؟ من فقط گفتم عجله کنیم غذا بخوریم
سووان بعد از کار چیکار کنیم ؟ چیکار؟ هان؟
زود باش بخور، دیرم شده ، زود باش
بریم؟
دیر کردم
نترس من از خُدامه بیرونت کنن
من دیشب با سووان بودم - ببخشید که خبر ندادم -
!برو تو اتاقت
برو سریع آماده شو بیا
خیلی خب از حالا قراره چیکار کنی؟
می خوام کارمو تموم کنم بعد باهاش ازدواج کنم - کار؟ -
بعد از اینکه باهاش ازدواج کردم بهش آرامش میدم و باهاش بلند حرف نمیزنم
اگه من اجازه ندم چی؟
مگه بار پیش که اومدم اینجا شما اجازه شو ندادی؟
من باید توی یه جلسه شرکت کنم پس با اجازه
وقتی رفتی دفتر یه نفر اونجا منتظرته که از دیدنش خوشحال می شی
گفتید چا جی وون رییس سان وو شد؟
کیا دستشونو برای برکناری من بالا بردن؟
کیا؟
کسایی که دستشونو بردن بالا همین الان خودشون برن استعفا بدن
من رییس سان وو گروهم و تمام شماها زیر دستای منین
کی جرات کرده منو اخراج کنه؟
نگاه کن جناب رییس مین شما الان در جایگاهی نیستی که
صداتو بلند کنی ، بعدازرسوایی اختلاس و ورشکستگی
من کسی بودم که همه پولهارو خوردم؟
اگه حتی یه نفر اینجاست که از من پول نگرفته باشه بیاد جلو
من مین سون جه..رییس سان وو گروه می دونین چطوری به این جا رسیدم؟
بخاطر سرپوش گذاشتن روی کارهای خلاف تک تک شماها نبوده؟
اگه یکی از شماها احساس می کنه ناعادلانه من به اینجا رسیدم
و تواناییهاش بالاتر از من بوده
اگه همچین فکر احمقانه ای دارین همین الان باید با لگد پرتت کنم بیرون
و با دستهای خودم دفنتون کنم
رییس شرکت ساختمانی سان وو جناب چا جی وون
اومدی برای عرض سلام؟
ادامه بده
چا جی وون مدیر عامل شرکت ساختمانی سان وو
تبریک می گم وقتی نبودم جایگاه منو قاپیدی
باشه ارزونیت
چطوری آزاد شدی؟ - هر طوری بخوای منو دور کنی -
باز برمیگردم اینجا
چا جی وون می خوای منو بکشی؟منم همون احساسُ بهت دارم ، برگشتیم سر خط
همه چی بار اولش سخته دومین بار دیگه آسون می شه
اولین کسی که برای کشتن انتخاب میکنم مطمئن باش تویی
چرا می خوای منو بکشی؟
!بخاطر اشتباهی که با توهین به من کردی
من کسی نبودم که به پدرت شلیک کرد
...سون جه اینکه تو پد منو کشتی یا نه
تا زمانی که حقیقتُ بهم نگی با بک یون دو هیچ فرقی نداری
.چاجی وون
لازم نیست در مورد کشتن من بهم هشدار بدی ما قبلا دشمن هم شدیم
مین سون جه ، تو نا امیدو عصبانی میشی وقتی که من خوشحالم ، درسته؟
و وقتی تو از خشم و ناامیدی فریاد می کشی من خوشحال میشم
به این میگن دشمنی
درسته وقتی تو هم احساس بی عدالتی می کنی من خوشحال میشم
و مطئن باش من می کشمت
کاپیتان چا
مین سون جه
اگه نمی خوای هدف بعدی من بعد از چا جی وون باشی
بهتره بیشتر مراقب باشی
حرومزاده عوضی
رفتی دنبالش؟
به جای مین سون جه ، یون ماری رو گرفتن
چی؟ - جلوی مطبوعاتم گرفتن تا آروم باشن -
.بلک
این مقاله رو دیدی؟
مدیر گو یهو نقش زمین شد
چرا؟
...فکر کنم بیشترش فیلم بوده
بعد اینکه مقاله در مورد تو وچا جی وون خوند اینطوری شوکه شد
مقاله؟ دوباره اتفاقی افتاده؟
...واااو ، از دست این دختره به هر حال تبریک میگم
!کایا
من اجازه نمیدم تو و بلک با هم ازدواج کنید چا جی وون رییس جدید شرکت ساختمانی سان وو با تنها دختر رییس شرکت پخش سان وو بک یون یونگ ازدواج می کند
ازدواج با بلک؟ چه مزخرفاتی
این چه صدای میومیو هستش که از یه توله سگ در میاد؟
وقتی بک یون دو پدرت باشه بلک قراره داماد اون بشه؟
همچین چیزی می شه که دشمن آدم بشه پدر زن آدم؟
نه می تونه بکشه نه می تونه ببخشه این وسط گیر کرده
بیماری بلک چیه...چطوری می تونیم نجاتش بدیم
فقط روی این تمرکز کن
اگه راه داشت همون کارو براش می کردیم
تو می تونی نجاتش بدی موتانگ تو یه آدم مرده رو زنده کردی بلکم نجات دادی
یه بار دیگه نجاتش بده ، باشه؟
اشتباه کردم ...دیگه هیچ وقت باهات بد حرف نمیزنم
برای اینکه من بلد نبودم بهتر از این باشم هیچ وقت دیگه اون کارو نمی کنم
اشکالی نداره اگه نتونه از دست و پاش استفاده کنه فقط زنده نگهش دار ، ها؟
این کارو نکن ، منم مثل تو بودم ولی الان دیگه خیلی دیره
موتانگ
رگهای خونیش اینجا روی مغز دارن فشار میارن
به همون اندازه با گسترش این دیوراه عروق نازکتر شده ، درست مثل یه بادکنک
وقتی این بزرگتر می شه تضمینی نداره کِی این بالن پاره می شه
عمل چی؟
بعد از 5 سال قایم کردنش دیگه الان امکانش نیست
برای اینکه می خواست قبل از مردنش همه چی رو سروسامان بده
با این بدبختی ها و سختی هایی که کشیده وضعیتش بدتر شده
...اگه در حین عمل اتفاقی بیفته بلک مون
بخاطر همین نمی تونیم بهش عملُ توصیه کنیم
همین الانم دلم می خواد بهش بگم بره یه گوشه برا خودش بقیه عمرشو راحت زندگی کنه
وقتی بهش فکر می کنم جیگرم بخاطر این بی عدالتی آتیش می گیره
....پدرش ، خواهرش ، دوست دخترش و حتی شرکتش
اونوقت اون حرومزاده هایی که زدن زندگی یه خونواده رو نابود کردن دارن راست راست راه میرن
آخه خدارو خوش میاد؟
این وسط تو هم باید جلوش در بیای آخه چرا تو باید بین این همه آدم ... دختر
بک یون دو باشی ...؟ آخه چرا؟
.بلک
مبادا بهش بگی من این چیزارو بهت گفتم فشارش نباید بره بالا
میدونم
کجایی بلک؟
اجازه نمیدن خانواده برن دیدنش میرسن شواهد و مدارک دستکاری بشه
احتمالا از عمد جلوشو گرفتن
برای اینکه می ترسن چیزی بگه مدراک و شواهدشون خراب بشه
تو حالت خوبه؟
ممنونم که سووانُ فرستادی پیشم یادم باشه دفعه دیگه مهمونت کنم
موضوع چیه شنیدم یون ماری رو دستگیر کردن؟
همه چی عجیب غریب شده سون جه هم آزاد شده
همه چی توی شرکت رو به راهه؟
دادگاه منو یادته؟
باید مدرکی پیدا کنیم ثابت بشه پدرت
پشت مسئله قتل کارمند مورینو نبوده
...باید هر طور شده پدرمو ملاقات کنم - ...باید -
یه راهی پیدا کنیم از اونجا بیاد بیرون
نون لوبیا قرمز دوست داری؟
مدیر گو؟
برادر ...اگه می خوای از اینجا خلاص بشی باید چیزایی رو که می خوام به من بگی
به عنوان مثال مدارکی که دست مین سون جه و بک یون دو رو رو کنه ....یه سرنخ
چطوری میتونم بهت اعتماد کنم؟
به من نه ...به چا جی وون باید اعتماد کنی
...کسایی که کوچکترین چیزی در مورد اون دوتا بدونه
جون سالم از اینجا بیرون نمیبره
فقط چا جی وون می دونست چطوری باهاشون بجنگه
با این هیکل ، تو می تونی ؟اوف
باشه
چا جی وون سعی کرده بره دیدن سو جین تک
مزاحم ، مطمئن شو سو جین تک دهنشو باز نمی کنه بگو بندازنش انفرادی
متوجه شدم
...وقتی خوب فکر می کنم اون روز
احساس می کنم یه ویدیو کلیپ عجیب دست رییس رسید
خانم یون ماری نمی خواد کسی رو ببینه
دادستان لی کجاست؟
دیدن وکیلم رد کرده
میگه می خواد بدون دفاع محاکمه بشه
دستکاری سهام شرکت ساختمانی سان وو
پول شویی ، و سرمایه غیر قانونی توسط شرکت بیناد سان وو
و فروش غیر قانونی سهام شرکت سرمایه گذاری سان وو
...و باز کردن یه حساب به نامهای دیگه
بعد از اینکه انداختین گردن آقای مین سون جه
و به عمد تقاضای طلاق از ایشون دادین تمام این اتهاماتُ قبول دارید؟
!خانم یون ماری
مطمئن نیستم کار درستی کرده باشیم
اگه یه وقت مین سون جه اون لیست قمارُ رو کنه چی می شه؟
No comments yet. Be the first to leave one.