Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Only Murders in the Building S05E01 1080p WEB h264-ETHEL
ناشر Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-09-10
تعداد دانلود: 74
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

به پایان فیلم‌تون خوش اومدید

باورم نمی‌شه

اما ترجیح می‌دادم مارشال رو از نزدیک بُکُشم، متوجهی؟

نمی‌دونم چطور ولی حتی این‌جور حرف‌هات هم تحریک‌کننده‌ست

می‌دونید، من توی همین حیاط ازدواج کردم

وسط شب، که فقط ستاره‌ها توی آسمون بود - آره، آها -

و فواره، شاهدِ ازدواج‌مون بود - صحیح -

به‌نظرم خوش‌شانسی میاره - آره، روز خوبی داشته باشی -

عروسی داریم قراره روز خوبی باشه

... نیکی کاچیمیلیو، پادشاه خشک‌شویی بروکلین

مفقود شده

طبق گفته‌ی مقامات، فعلا احتمال اقدامات مجرمانه را در نظر نمی‌گیرند

آقای سویج، خانم مورا

می‌خوام شما رو استخدام کنم تا شوهرم، نیکی کاچیمیلیو رو پیدا کنید

ما فقط روی پرونده‌های قتلِ داخلِ ساختمون تحقیق می‌کنیم

سوفیا کاچیمیلیو هستم

اگه نظرتون عوض شد، بهم زنگ بزنید

وای خدای من

!لستر؟ لستر

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

... لستر هربرت کالوکا در سال 1948

در فلت‌بوشِ بروکلین متولد شد

... ‏32 سال از عمرش رو صرف خدمت به‌عنوان دربان

در ساختمون آرکونیا در آپر وست ساید کرد

... لستر از خودش یه همسر به نام لورین

و دو فرزند به نام‌های فرانک و مِی به‌جا گذاشته

... به‌جای صرف هزینه برای خرید گل

به انجمن ملی پرنده‌نگری آدوبان

یا هالیوود ایمپراو ایست، کمک مالی کنید

همین؟ چهار خط؟

این اجهاف در حق مراسم ترحیمه

پس رنگ و لعابش چی؟ تاروپودش چی؟

داستان حیرت‌انگیزی که باعث می‌شه ... همه با خودشون بگن

«چه انسان شریفی»

باید می‌اومدن سراغ من

سراغ تو؟ نه سراغ زن و بچه‌هاش؟

آره، سراغ من. مردی که ... مردی که لستر معمولا رازهای مگوش رو بهش می‌گفت

«سلام مستاجر موردعلاقه‌ی من»

... انقدری که به‌خاطر مراسم ترحیم ناراحتی

از اینکه پلیس گفتی مرگ لستر یه سانحه بوده، ناراحت نیستی

نه، اصلا بحثش رو هم وسط نکش

من از هر دو ناراحتم

من عاشق لستر بودم

... من که فقط دیده بودم به لستر

انگ برداشتن پپرونی‌های روی پیتزات موقعی که پیک می‌آورد رو می‌زدی

خب، اهل این کار بود واقعا

اما رفیق‌های صمیمی همینن همدیگه رو اذیت می‌کنن

تو درک نمی‌کنی

باورم نمی‌شه داری میگوهای چهار روز مونده‌ی عروسی رو می‌خوری

خب، اگه توی یخ بوده باشه تا پنج روز هم اوکیه

اگه اخیرا سالمونلا گرفته باشی شش هفته هم مشکلی نداره

هوم! باورم نمی‌شه پیشخدمت‌ها یادشون رفت اینا رو سرو کنن

به‌نظر نمیاد از اینایی باشی که میگو دوست دارن

اوه، میگو بهترین راه برای خوردن یه ظرف سسِ کوکتل‌ـه

تازه، از اسراف متنفرم

اوه، خیلی حالم گرفته‌ست

چرا اینجا بوی دریا میاد؟

هاوارد، اصلا دوست ندارم که همین‌طوری سرت رو می‌اندازی پایین و میای داخل

نمی‌خوام حس کنم توی یه قسمت از سریال «لاورن و شرلی» زندگی می‌کنم

هاوارد، چی شده؟

اوه، ممنون که پرسیدی میبل

سولین و گریوی انقدر عاشق همدیگه‌ان که اصلا متوجه وجود من نیستن

جاناتان هنوز با «میلیِ کاملا مدرن» توی تورـه

امیدوارم با یه پسر گروه کُر کاری با هم نکنن

خودمم نفهمیدم چی گفتم

... خب، الان من موندم و یه زوج حیوون خانگی

که ازم انتظار دارن هرچی می‌خوان براشون فراهم کنم

وایسا. چقدر میگو مونده؟

یه بسته دیگه توی یخچال هست - می‌تونم عشق‌شون رو بخرم -

خب، دیگه باید بریم، نه؟

درخواست لستر که خواسته توی لابی براش مراسم بگیریم، خیلی عجیبه

رفته بودم پایین یه دوری بزنم و ببینم بقیه چی می‌گن

صحبت اصلی در مورد فیلم دوربین‌هاست

بذار حدس بزنم ... پس مرگ لستر

یه حادثه‌ی غم‌انگیز نبوده

خب، اینجا آرکونیاست

وقتی ما پیداش کردیم اصلا به‌نظر نمی‌اومد حادثه باشه

تند نرو شرلوک هولمزهای خانه‌ی سالمندان

قشنگ بود هاوارد

طبق فیلم دوربین‌ها، مرگ لستر یه حادثه‌ی غم‌انگیز بوده

صحبت‌ها در مورد اینه که دربان جدید جذاب هست یا نه

تا الان 15 نفر موافق بودن، دو نفر مخالف

و اومای یُبس هم نظری نداشته

بگذریم، پایین می‌بینمت بعد از اینکه به معشوق‌هامون غذا دادم

پس واقعا یه حادثه‌ی غم‌انگیز بوده؟

نمی‌دونم

... هنوز به‌نظر

یه‌خرده عجیب میاد

احتمالا این‌طوری به صلاح باشه

اگه قتلی نباشه، یعنی پادکستی نیست

اگه پادکستی نباشه، یعنی می‌تونم از تازه داماد بودنم لذت ببرم

تو می‌تونی یه زن 30 و خُرده‌ای ساله توی شهر باشی ... و تو هم می‌تونی

نمی‌دونم چی می‌تونی باشی

منظورت چیه؟ من یه‌عالمه کار دارم

نمی‌دونم چه جوابی بدم

اولیور - نه، نه میبل -

جدی می‌گم، کارهاش رو دیدم و اصلا چیزی نیست که بخواد بابتش رو پُز بده

اولیور - اوه، پام رو از گلیمم درازتر کردم چارلز؟ -

!اولیور

چیه؟ - ... چرا میگویی که دستته -

ناخن داره؟

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

این انگشته، نه؟

فکر نمی‌کنم انگشت پا باشه

انگشت مَرده یا زن؟

اصلا نمی‌دونم مال چه نژادیه

فکر کنم ویژگی اصلیش اینه که مُرده

یه‌جور قارچ سبز روی ناخن نمی‌بینید؟

!بهش دست نزن - !دست نزن -

!بهش دست زد - !می‌دونستم -

... خیلی‌خب اولیور، کسی توی عروسیت

نگفت توی آشپزخونه، اتفاقی افتاده؟

چرا میبل اما به کسی نگفتم

!این بچه‌بازی‌ها چیه

بی‌خیال، هیچ‌کس تصادفی انگشتش رو قطع نمی‌کنه

و بعد تصادفی نمی‌ذاره توی ظرف سروِ میگو

درست می‌گه نباید انقدر از کلمه‌ی «تصادفی» استفاده کنیم

این یه پیامه

اه. چه چندشه

مثل سر اسب توی فیلم پدرخوانده می‌مونه

خیلی مافیایی‌ـه

هی

سوفیا کاچیمیلیو

کی هست؟ قضیه چیه؟

... توی شب عروسیت، شبی که لستر مُرد

... یه زن مرموز - یه زن خطرناک -

ازمون خواست توی پیدا کردن شوهر مافیاش نیکی، بهش کمک کنیم

زن یه مافیا؟ شما چی بهش گفتید؟

گفتیم کارآگاه خصوصی که نیستیم

دست رد به سینه‌ی زن مافیا زدید؟

وای خدای من

یه عکس از سوفیا کاچیمیلیو بهم نشون بده

اوه، نگاه‌شون کن یه زوج تیپیکِ مافیایی

هیچ مرد شریفی، همچین گل گُنده‌ای به لباسش نمی‌زنه

شب عروسیم اومدن سراغ‌تون

و شما بدون در نظر گرفتن عواقبش درخواست‌شون رو رد کردید

پدرخوانده. این رو بلد بودم

عالی بود. آموزش‌هام داره اثر می‌کنه

براندوی خوبی بود - واقعا خوب اداش رو درآوردی -

ممنون - ... اما باید یه‌خرده چونه‌ات رو -

بدی جلو و با پشت انگشت‌هات صورتت رو بخارونی

هی رفیق، باید یه‌خرده صدات رو کلفت‌تر کنی

بیا، صدام رو کلفت کردم - ... اومدم پیشت -

آره، بهش پیشنهادی دادم که نتونست رد کنه

خیلی‌خب، می‌دونید چیه؟ خیلی ببخشید که شروعش کردم

می‌شه لطفا برگردیم سراغ این انگشت مشکوک‌مون؟

یعنی مال کیه؟

کسی چک کرد ببینه همه‌ی انگشت‌های جسد لستر سر جاش هست یا نه؟

خیلی‌خب. فقط باید یه نگاه کوچولو به انگشت‌هاش بندازیم

بریم داخل و بیایم بیرون - نباید خیلی سخت باشه -

خب، درسته که من عاشق لستر بودم ... اما بعید می‌دونم

خیلی کسی برای مراسمش بیاد

لستر انقدر خاطرخواه داشت و ما نمی‌دونستیم؟

من یک‌هشتم این آدم‌ها رو نمی‌شناسم

شهردار تیلمن اینجا چی کار می‌کنه؟

اوه خدای من - سلام -

ببخشید ... اوهوم

اگه ممکنه چند لحظه توجه کنید

ممنون

... دوستان، اعضای خانواده

... و ... و صد البته

... لورین عزیز، من امروز اینجام

چون لستر رو دوست دارم

مردی که اصلا نمی‌شناختمش

اما من عاشق یه دربانِ بی‌نظیرم

حتی بهتر، عاشق همه‌ی دربان‌هام

یه گروه رای‌دهنده‌ی مهمن اتحادیه‌ی قوی‌ای دارن

این ساختمون اخیرا متحمل درد و رنج بسیاری شده

... و می‌خواستم یه سر بیام و بگم

... منم شونه به شونه‌ی شما

به نگهبان پیری مثل لستر احترام می‌ذارم

نگهبانی که علاوه بر محافظت ... به نیویورکِ جدید

جانی تازه می‌بخشه

دوستت داریم رفیق

... روحت در قدرت باشه، آقای

کالوکا. نور به قبرت بباره

... راستی، راستی، یادتون نره که

انتخابات نزدیکه، پس لطفا بیاید رای بدید

خیلی ممنون

ممنون

وای، طرف خیلی کاریزما داره

!اولیور - چیه؟ خودت این کلمه رو بهم یاد دادی -

نه. کاری که باید می‌کردی رو نکردی - چطور تونستی؟ -

کاری که باید می‌کردم؟ نمی‌دونستم باید کاری کنم

ازمون خواستن یه عکس با لستر بفرستیم

اصلا ایمیل فرستادن

انقدر هاوارد برامون فن فیکشن‌های ... دوا لیپا می‌فرستاد

تمام ایمیل‌های آرکونیا رو حذف کردم

اوه، لستر

دل‌مون برات تنگ می‌شه رفیق

واقعا

صبر کنید

دستش رو این‌طوری نذاشتن

وقتی دستش این‌طوری نیست چطور می‌خوایم انگشت‌هاش رو بشمریم؟

ممکنه به‌خاطر این باشه که مافیا، انگشتش رو قطع کردن؟

خیلی‌خب، نقشه عوض شد

شما ... شماها برید با زن لستر صحبت کنید

و بهش تسلیت بگید

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left