نخستین 200 خط.
متاسفم
از ته قلب عذر خواهی میکنم
نباش
این منم که یه تکه آشغالم
...از اول
...اگه احساسم پنهان نکرده بودم
این اتفاق نمیفتاد
...راستش تو
بیشتر برام مثل یه دوست بودی تا یه مرد
اما با گذشت زمان کم کم به چشم یه مرد می دیدمت
شاید برا اینکه اغلب تو محل کار همو می دیدیم
اشتباه برداشت نکن
...من هرگز تو مستی
کار اشتباهی نمی کنم
...بنابر این
...حس بدی نداشته باش
یا اینکه بخاطر من احساس گناه کنی
....راستش من
هیچی از اون شب یادم نمیاد
باشه رک و راست میگم
...اون شب
واقعا اتفاقی بین ما افتاده؟
....اوا سلام دا
...سلام ، یه چیزی مناسب
این خانم زیبا و دوست داشتنی معرفی کنید
باشه چشم
ته گیل ، من چیزی لازم ندارم
یه عالم لباس دارم
سویون این با تمام احساسم میدم
لطفا قبول کن
دوست پسرتون خیلی رمانتیکه
شما با همین ...درسته؟
چی ...بله
ایشون بسیار زیبان پس همه چی بهشون میاد
اما این چطور؟
درست مثل شما شیک و زیباس
عالیه
وقتی بپوشین یکی دیگه می شین
امتحانش کنید
باشه ...میرم
دایی حسابی کار کشته ایا
هی راز خانوادگی در میونه؟
- هیس - باشه ، هیس
الو؟ - منم -
من می بخشمت
همونطور که گفتی
این یه اشتباه بوده
بخاطر همین می بخشمت
بیا همه چی رو فراموش کنیم
...هه بین من - درسته -
وقتی آدم مست میکنه هر اشتباهی ازش سر میزنه
درک میکنم
...اما
دیگه با جما درگیر نباش
اوپا ازم ممنونی؟
درک میکنی درسته؟
متاسفم که اینو میگم
اما میشه لطفا بهم فرصت بدی
همه چی باعث شده گیج بشم
چی ؟
چی گیج کنندس برات؟
چون اشتباه کردی و می بخشمت؟
هه بین
بیا عروسی رو به تعویق بندازیم
چی؟
عروسی رو به تعویق بندازیم؟
سه هفته دیگه مونده
...بیا یه ماه دیگه عقب بندازیم
نمیشه
من قبول نمیکنم
مادر بزرگ چی؟
به مامان و بابا چی بگم؟
...دعوتنامه هارو فرستادیم و
لباس عروس سفارش دادیم چطوری عقب بندازیم؟
بخاطر جما میگی؟
بهت گفته با من ازدواج نکنی؟
- هه بین - پس هیچی نگو و فقط باهام ازدواج کن
کیما جما قراره بره امریکا
چی؟
این درخواست انتقال به شعبه نیویورکه
پرش کن
اینم پوله
هر چقدر بخوای بهت میدم
پس بی سر و صدا برو
نمیخوام ، واسه چی برم؟
چی؟
لورا رو بده من
بعدش میرم
...حرومزاده
داری با من حریف بیا حریف بیا میکنی؟
حتی اگه این کار باعث نابودی زندگیت بشه
بازم میخوای بهش ادامه بدی؟
به خودم مربوطه با زندگیم میخوام چیکار کنم
چیه؟
دیدن گریه های کوون هه بین اینقدر دردناک بود؟
خیلی قلبت شکست؟
اگه قلب یکی رو بشکنی
قلب خودت خون ازش می چکه
...بخاطر همین
من هر رزو بخاطر قلب شکسته ام خون گریه میکنم
اون بخاطر اینکه به چیزی که نرسیده گریه می کنه
کون هه بینم باید بفهمه
نه
...نه فقط اون تو هم باید بفهمی
خون چکیدن از قلب شکسته چیه
فکر می کنی من نمی دونم قلب شکسته چه حسی داره؟
مدیر یون بیرون باش
نمیرم ، حتما شما بخاطر من دارین این کارو می کنین
جما هیچ اشتباهی نکرده
چی؟
چطور جرات می کنی جلوی من از این دختره دفاع کنی؟
...من ازش دفاع نمی کنم - خفه شو -
جرات داری بگی مست بودی و اشتباه کردی
بدترین و نفرت انگیز ترین آدمها اونان
چرا اینقدر تو دفتر قشقرق راه انداختی
چند بار بهت گفتم...
تو دفتر دعوا راه ننداز
متاسفم
اما حقشون بود
...هنوزم اینجوری میکنی - مشکل کیم جما -
بخاطر رفتن به شعبه نیویورک بود
نیویورک؟
خودش میخواد بره؟
...نه ، اما
تو کی هستی که بخوای خلاف میلش بفرستیش؟
این سوء استفاده از قدرته
من بهت گفتم از خط عبور نکنی
به آسونی دارم یه فرصت بهش میدم
اون طراح شرکت ماست
رزومه خیلی ضعیفی داره
...بهش پیشنهاددادم برای پیدا کردن تجربه
و یاد گرفتن انگلیسی بره نیویورک
کاری به کیم جما نداشته باش
دارم بهت هشدار میدم
هشدار میدی؟
چرا اینقدر از اون محافظت می کنی؟
خودت چی؟
چرا همش بهش پیله میکنی؟
فکر کردی دلیلش نمی دونم؟
ظاهراً دیگه به من حسادت نمی کنی
اگه همه چی رو در موردش تحقیق کنم متوجه میشم
اما چون زن و شوهریم باید هوای همو داشته باشیم
درست نمیگم مدیر مین هه کیونگ؟
جمارو به حال خودش بذار
اون کارمند منه
چرا وایسادی تماشا کردی و هیچی نگفتی؟
باید بهش میگفتی تقصیر تو نبوده
صورتت چطوره؟
راستش وقتی بهش فکر میکنم ما حق شکایت نداریم
الان باید چیکار کنیم؟
چیکار میتونیم بکنیم؟
به من بگو جما
بذار رک بگم
من هیچی برام مهم نیست
...اما وقتی یاد برادرم میفتم
...حتی اگه شما دوتا از هم جدا شده باشین
...من
خیلی دوستش داشتم
اون زمان خیلی درد و غصه داشتم...
شونه هایی میخواستم که روش تکیه کنم
وقتی کی سوک پیداش شد
و من اینو با عشق اشتباه گرفتم
...اون شب
...شاید در اعماق وجودم
من به شدت می خواستم با تو باشم
جما
دیگه دروغ نمیگم
و احساسم پنهان نمی کنم
...اما - هه بین راست میگه -
من یک زن شیطان صفتم
...منظورم این بود - معذرت میخوام -
لطفاً همه چی رو فراموش کن
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
...در ضمن تو باید
با هه بین ازدواج کنی
برادرم چی؟
شما دوتا واقعا از هم جدا شدین؟
...اون هنوز
بهت گفتم که اشتباه گرفته بودم
...تو واقعاً
من دوست داری؟
هه بین
اگه تصمیم گرفتی این کارو بکنی
پس قوی باش
وقتی بعد از مدتها که با هم بودین
این دیگه بی اهمیت میشه
میدونی؟
نگران نباش مامان
من تصمیم خودمو گرفتم
بیا تو
اوپا
خانم مدیر باید باهاتون صحبت کنم
خوب شد اومدی میخواستم باهات خصوصی حرف بزنم
بشین
می خواستم برم پیش رئیس اینو بهش بدم
ولی دیدم مستقیم به شما بدم بهتره
استعفا؟
آقای یون
واقعاً همینو میخوای؟
هه بین
No comments yet. Be the first to leave one.