نخستین 200 خط.
الو؟
تصادف هواپیما؟
دارین در باره چی حرف میزنید؟
پرواز آقای نام ووسو ک دچار حادثه شده
بنا بر این در حال حاضر ایشون در حال انتقال به بیمارستان هستند
خبر فوری.
هواپیمایی که به مقصد کره فرودگاه شارل دوگل پاریس را ترک کرد
قبل از فرود در فرودگاه چانچئون با یک ساختمان
برخورد کرده و دچار آتش سوزی شد
از دویست سرنشین این هواپیما
...هنوز هیچ تلفاتی گزارش نشده
.آقا
سریعتر لطفا
.خواهش می کنم
با توجه عکس رادیولوژی هیچ شکستگی وجودنداره
اما به رباط دستتون آسیب وارد شده
بهتره تا دو روز دستتون تکون ندین
برای همین من براتون آتل بستم
فعلا زیاد از بازوتون کار نکشین
.بله ، دکتر
من درمانهای ابتدایی و براتون انجام دادم
اگه وقت داشتین دستتون به یه دکتر ارتوپد هم نشون بدین
موقع رفتن یادتون باشه نسخه تونو بگیرین
.متشکرم
خواهش می کنم
تا حالا باید بیول و پدر رسیده باشن
.ببخشید بیمار نام ووسوک کجاست؟
بهم گفتن اونو بعد از حادثه هواپیما به این بیمارستان منتقل کردن
اون کجاست؟
تصادف هوایی؟
اونطر ف هستند
پدر بهش گفته من اینجام؟
....بیا اینجا
اون داره چیکار می کنه؟
.مربی
منم مون سو این
میتونی منو بشناسی؟
مگه چقدر جدی بوده؟
که حتی نمی تونی منو بشناسی؟
معلوم هست داره چیکار می کنه؟
.متاسفم
متاسفم .مربی
من باید باهات بهتر رفتار میکردم
ولی همیشه نگرانت کردم
من خیلی دوسِت دارم
من خیلی عاشقتم
.مربی
.لطفا پاشو مربی
!مربی
...ای وای
داری چیکار می کنی مون سو اسن؟
تویی مون سو این؟
بالا سر تخت مردم گریه نکن بیا اینجا
!مربی
.متاسفم
خودتی درسته؟
من که خواب نمی بینم ؟
خوشحالی؟
چی؟
خوشحالی می بینی من زنده ام؟
معلومه که خوشحالم
فکر کردم توی هواپیما خیلی آسیب دیدی
حتی نمیتونم بگم چه حالی داشتم
من که الان سورو مور گنده کنارت وایسادم
دیگه گریه نکن
مردم دارن نگامون می کنند
من که چیزیم نشده چرا گریه میکنی؟
.نمی دونم
نمی دونم چرا نمی تونم جلوی گریه امو بگیرم
.متشکرم
ازت بی نهایت ممنونم که سالم و سلامتی
من از این به بعد باهات خیلی خوب رفتار میکنم
و به همه حرفات گوش میدم
یهو چطور اینقدر مهربون شدی
.متشکرم
ممنونم .مربی
من نمیدونستم تو اینقدر اهمیت داشته باشم
. منم متشکرم
بابا خیلی بد صدمه دیده بابا بزرگ؟
بابات فقط یه کمی دستش ضرب دیده؟
پس نگران نباش
.بریم
.باشه
بابا کجاست پدر بزرگ؟
مثل اینکه بابات بعد از خوردن داروهاش خوابش برده
پس بیا ما یواشکی بریم خونه تا اون یه کم استراحت کنه
نمی خوام
من میخوام بابامو ببینم
خودش به محض اینکه بیدار بشه میاد خونه
بیا یه کم دیگه صبر کنیم
میخوای سر راهمون بریم مغازه لوازم التحریری یه سری هم اونجا بزنیم
ببینیم بیول ما از چیزی اونجا خوشش میاد ، هان؟
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به تيم ترجمه "هــزار در"ميباشد و انتشار آن بدون تگ هاي اختصاصي و ذکر منبع مجاز نيست و پيگرد قانوني دارد
من جنتلمنم
توی آشپزخونه مردم درای چیکار میکنی
آشپزخونه مدرم؟
چطور این آشپزونه مردمه؟
آشپزخونه مال توئه؟
من مسئول کارهای آشپزخونه این خونواده ام
بنابر این اینجا آشپزخونه منه
خدای من
تو واقعا حرف دهنتم نمی فهمی
تو که قرار نیست با یی مون عروسی کنی
وضعیت هر دومون برای اون الان یه جوره
پس چرا مدل معشوقه ها توی این خونه رفتار می کنی؟
چی؟
.هی
بیا رو راست باشیم
هردومون یه موقعیت داریم رفیق
از همون موقع ها که خونه ما کار میکردی تو بهم حسودیت میشد
ومیخواستی همه چیه منو بدزدی
هنوزم عوض نشدی
دیگه داری منو عصبانی میکنی
!هی
بیخودی حرف مفت نزن
من هیچ وقت نه بهت حسودی کردم نه چیزیتو دزدیدم
نکنه مون سوبُ یادت رفته
پسر صاحب آبجو فروش توی شهرمون؟
یادت رفته منو چقدر دوست داشت بعد تو با وسوسه هات اونو از من دزدیدی
.هی
خودت عرضه نداشتی دوست پسرتُ صفت بگیریش
پس تقصیر خودت بوده، نه من
من کردم
حالا یادت افتاده
پس بخاطر اون مرده ازم عصبانی ای
میترسی دوباره دوست پسرتُ از دستت در بیارم
عصبانی؟ خودتم نمی فهمی چی داری میگی؟
فقط همین یه کلمه رو بلدی؟
من اومدم خونه
شما گفتین میرین بیرون برای دیدن مربی
چرا تنها برگشتین؟
وو سوک یه کاری داشت برای همین ما زودتر اومدیم
میتونم باهات یه دقیقه حرف بزنم بوک نیو؟
وای سوخت
حرف زدن بذار واسه بعد
اینو بچش اول ، بگو مزه اش چطوره
- .خب - بیا
بیا
این پنکیکُ من پختم
من اینو با یه دستور مخصوص با صدف و بولگیو درستش کردم
مزه اش چطوره؟
ها
اینکار نکنید
من احساس بدی پیدا میکنم
.ای وای
چرا نارا حت می شین؟
من واقعا نا امید شدم
من فقط خواستم مزه اش رو بچشی
لطفا به من توجه نکنید ادامه بدین
شما خیلی به هم میاین درست مثل تازه عروس و دامادا
مثل عروس داماد؟
چطوری میتونی این حرفُ بزنی بوک نیو؟
!بوک نیو
تا اینو مزه نکنی نمیتونم بذارم بری
چطوره؟
این بهترین فصل برای صدفه
نه متشکرم
بابا یکی توی دستمه
حالا حتما باید وایسه بخوره؟
من بودم تف میکردم
زود نیست برای رفتن از بیمارستان؟
چرا یه روز اینجا نمیمونی بعد بیای خونه؟
دکتر گفت بهتره برم خونه استراحت کنم
نگران نباش
به هر حال مربی
مگه فقط بازوت ضرب ندیده
چرا پات اینجوریه؟
آخه دکتر گفت فقط بازوت صدمه دیده
پس چرا اینجوری
نمیتونی درست راه بری
..این
مگه خودت گریه کنون بهم نگفتی
،دیگه میخوای باهام خوب رفتار کنی اینجوری میخوای خوب رفتار کنی؟
نکنه نظرت عوض شده؟
چی؟
نکنه فقط اینجوری میکنی توی راه رفتن کمکم نکنی
نه اینجوری نیست ...من فقط
آخه بازوت فقط آسیب دیده بود
اما نمی تونی خوب راه بری
بخاطر همین نگران شدم
.جدی میگم
فقط برای اینکه نگران شده بودم پرسیدم
نه برای اینکه نخوام بهت کمک کنم
.پس باشه
بیا بریم یه جایی تا یه غذای توپ بخوریم
نمیخوای بری خونه؟
به پدر گفتم اول میریم شام میخوریم بعد میریم خونه
من یه مرد زخمی ام که از مرگ برگشته
باید یه غذای درست حسابی بخورم
برام گالبی بخر - گالبی؟ -
خودت گفتی من هر چی بگم گوش میدی من میخوام از الان شروع کنم
چرا من همچین چیزی گفتم؟
باشه
.باشه
پس تو اینجوری به سونبه چسبیدی دروغگو
بعد الکی میگی نمیخوای باهاش رابطه داشته باشی
از اونجایی که هرد و شون وضعیت مشابهی دارن
فکر میکنم این ماهستیم که باید روی اشتباه اونا سرپوش بذاریم
و بهشون اجازه بدیم تا با هم ازدواج کنند
فکر میکنم این هوشمندانه ترین راه برای حل این مسئله است
No comments yet. Be the first to leave one.