نخستین 200 خط.
يه نفر تويِ خانواده تون 700.000 . سهم خريداري کـــرده
. اين فرصتي بود که به سختي ايجاد شده
فقط براي نجات دادنِ ون جائه ... نمي تونم . اين صندلي رو به مين جائه تحويل بدم
ايون جانگ بوده ؟
. سونگ جائه بوده
مي خواستم اونُ به عنوانِ يه کادو بهت . بدم و يه جورايي شگفت زده ت کنم
. اما نمي تونم باهات رقابت کنم
وقتي بچه بوديم، هم خرسِ عروسکي ات رو بعد از . دعوايي که با هم کرديم مخفي کردم، اما تو اونو هم پيدا کردي
کي بهت گفتم که سهام کارتهاي اعتباري سونگ جينُ بخري ؟
. وون جائه ازم خواست اگه پولِ نقد دارم، بخرم
اين تو و مين جائه بودين که کارتهايِ اعتباري . سونگ جين رو به عنوان يه شرکت تاسيس کردين
. بهش گفتم اينکارُ نکردم
بهرحال، وون جائه در . کنارِ مين جائه وايستــاده
نگران نباش . به پولِ آکادميِ . سونگ جين دست نزدم
... هر يکشنبه رفتم عبادتگاه و دعا کردم
. که اين جنگ به زودي تموم بشه
. حالا ديگه تموم شده
. مامان و من از اينجا ميريم
تو انقدر سرِ ميزِ ناهارخوري ناراحتي که . حتي نمي توني خوب غذا بخوري
... حالا، ديگه ميخوام با مامانم سفر کنم
، سئو يون، حتي اگرم سرت با کارات شلوغ بود بازم هر ماه يه بار بايد به ديدنم بياي، باشه ؟
، همه کتابهايي که بهم داده بودي رو خوندم . پس مي توني با خودت ببريشون
مقاله هايِ گائه ون کجان ؟
نمي تونم جلويِ صدمه خوردنِ . سونگ جائه رو بگيريم
. بايد با رئيس دادستانها ملاقات کنين
اگه اين شانسُ از دست بدين، گروهِ سونگ جين
. از دست شما برايِ هميشه خارج ميشه
نائب رئيس، اگه همينجا بس کنين، نمي تونيم . بفهميم که تائه جو چه تصميمي ميگيره
! نائب رئيس
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
. مقصد همونـــِه
. اما مسير يکم تغيير کرده
کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو . به شرکتِ مرکزي تبديل ميکنم
و بعدش ؟
سهامِ سيمانِ سونگ جين که هان جانگ هي . مالکشـِه برايِ کنترل گروه غيرقابل استفاده ميشه
و بعدش ؟ - ... مين جائه و من -
. دو تا سهامدارِ اصلي مي شيم
. که اينطور
اگه تو قبل از برگزاريِ مجمعهايِ ساليانهِ سهامدارها، سهامِ کارتهايِ اعتباري سونگ جينُ بخري
و مين جائه رو به پايين بکشي
. فقط من و تو باقي مي مونيم
. درستــِه
. آقايِ جو پيل دو بود، درسته ؟ بهش بگو
سهامِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين . رو جمع آوري و خريداري کنه
. اينکارُ نمي کنم
. آقاي جانگ تائه جو
نقشه ات برايِ تغييرِ شرکت مرکزي ... به کارتهايِ اعتباري سونگ جين
گوداليه که باهاش بتونيم کاري کنيم . رئيس چويي مين جائه سقوط کنه
. اما اون مرد خودش تويِ گودال افتاده
، فقط اگه اون گودالُ با خاک پر کني . بازي هم تموم ميشه
پس چرا داري ازم مي خواي که برم تويِ اون گودالُ باهاش مبارزه کنم ؟
... بهت گفتم . اول از شرِ هان جانگ هي خلاص شيم
. همونطوري که گفتم، برطبقِ نقشه پيش ميريم
. بيا با هم بدويم
. فکر نکن که بتوني بارِ اين عوض کردنُ رويِ دوشم بزاري
بعد از تقسيم کردنِ يه اتاق اونم سالها با هم
. کم کم دارم بيشتر و بيشتر مي شناسمت
هميشه صبحِ زود پا ميشي ، و همون کتابهايي . که دوست داري رو بارها و بارها مي خوني
... و همينطور ميدونم
. که الان داري به چي فکر مي کني
حقِ رايِ مشترکي که با هم ... تويِ سهامِ سيمانِ سونگ جين داريم
مي خواي اونا رو به پشت سريهات به عنوانِ يه يادگاريِ به ياد موندني بدي -
و بعدش ميخواي همه چيزُ به . کارتهايِ اعتباريِ سونگ جين که خودت اداره ش ميکني، منتقل کني
نبايد سرِ ميزي که با هم چيديم . بشيني و تنها غذا بخوري
. اينهمه سخت کار نکردم، که فقط ظرفا رو بشورم
من دو سالِ پيش دنباله رويِ حرفات . تويِ بحثِ سرمايه گذاري بودم
... و اين من بودم که ضرر رو جبران کردم. اينبار
. اين تصميمه خودته که بهم اعتماد کني
. و تصيمِ منه که به تو اعتماد کنم
بعد از اينکه کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو به يه شرکتِ مرکزي تبديل کرديم
تا جلسهِ سهامدارهايِ سال بعد . مي تونيم همهِ مشکلات رو حل کنيم
پس ، به آقاي جو پيل دو بگو که ... سهامِ کارتهايِ اعتباري سونگ جينُ جمع آوري کنه
. دوستـــها نبايد به همديگه دستور بدن
. خواهش مي کنم
. آقاي جانگ تائه جو، دارم ازت خواهش ميکنم
... اين اولين باره
. که تويِ اين دنيا دارم از کسي خواهش مي کنم
بايد قبل از اينکه مهلتِ قانونيِ مدارک . بگذره دنبالِ يه خريدارِ خوب باشم
. تائه جو، اين آخرين شانستــِه
تائه جو، سئول هي هفتهِ بعدي . آزاد ميشه ، با آزادي مشروط
. بيا راهي رو که بايد ميرفتيمُ بريم
فردا صبح با رئيسِ دادستانها . يه قرارِ ملاقات بزار
خيلي بد شد . برايِ فردا صبح . برنامه ريزي کردم
. خانم چويي سئو يون
ميخواستم کارتهايِ اعتباري سونگ جين . رو به شرکتِ مرکزي تبديل کنم
، رئيس مين جائه و من ... سهامدارهايِ اصلي
اگه به کارمون ادامه بديم، کاري هست که تو بتوني انجام بدي؟
. امروز آخرين شبيه که آروم سرت رو ميزاري رويِ بالشت
. خوب بخواب - . تو هم همينطور -
... اوه، همين چند لحظه پيش مين جائه رو ديدم
فکر کنم اين اولين باره که سه . نفري صبحِ زود با هم قرارِ ملاقات گذاشتن
فکر کنم مي خوان اون دونهِ برنجي که . تويِ گلويِ گروهِ سونگ جين گير کرده رو بيرون بيارن
مراسمِ مدرکِ ام بي ايـِت هفتهِ آينده است ؟
. بيا بريم و يکم لباس بخريم
. تويِ خانوادهِ ما، بالاترين مدرک فعلاً ام بي اي هست
. ام بي اي، مدرکِ کارشناسيِ ارشده
سونگ جائه و سئو يون مدرکِ . دکتري شون رو گرفتن
. از غذات لذت ببر
در موردِ خانوادهِ چويي صحبت کردم ؟
سئو يون، کارتهايِ اعتباري سونگ جين به عنوانِ شرکت مرکزي
. اين کشتي که من و تو مي خوايم سوارش بشيم ... عمه جانگ هي
جرئياتِ خريدِ سهامِ اوراقِ بهادارِ شين ميونگ
و مدارکي که اثبات مي کنه تو 40 بيليارد . از ميونگ دانگ قرض گرفتي، رويِ ميزِ منه
. اونا رويِ ميز جانگ تائه جو هم هست
سونگ جائه هم داره تويِ دامي که . من برايِ تو پهن کردم، ميوفته
جانگ تائه جو ، اسناد و مدارک ِ . برعليهِ تو رو فاش مي کنه
قبل از اون، دستِ خانم . هان جانگ هي رو ميگيره
. ما بايد اول دستِ خانم هان جانگ هي رو بگيريم
چند سالِ پيش، تو اخباري رو از خريد و فروشِ . سهام که سونگ جائه برايِ کمک به تو خريده بود رو فاش کردي
فقط به خاطرِ اينکه مي ترسيدي سهامِ من و جانگ ... تائه جـــو بهم اضافه بشن
خانم هان جانگ هي، شما . مادرِ سونگ جائه هستين
. و تو هم دخترِ چويي دونگ سونگ هستي
چطوري مي تونم افکارت رو بخونم و دستامو به دستايي بدم که هميشه در حال گسترشن ؟
در اين سالهايِ گذشته من تونستم نفس کشيدنِ تو رو تويِ سالنِ غذاخوري و هال تحمل کنم
. همش به لطفِ لبخندهايِ سونگ جائه بود
... بورس اوراقِ بهادار، شرکتهايِ حقوقي . بايد به مسائلِ زيادي رسيدگي کنم
... فردا ادامه مي ديم - . باشـــِه -
مين جائه، تو که مشکلي نداري ؟
... از آقايِ جانگ تائه جو هم ميخوام
که ببينم مي تونم جزئياتِ خريدِ سهام . رو تا فردا پيشِ خودش نگه داره
عمه جانگ هي ، سئو يون ... و من ... سه تاييمون
. بياين سهاممون رو تويِ کارتهايِ اعتباري باهم يکي کنيم
به نظر مي رسه که جانگ تائه جو در جلسهِ . سهامدارهايِ عمده در آينده شرکت کنه-
چويي دونگ سونگ حتي يه بار هم تويِ زندگيش . تجارتي رو راه اندازي نکرد که براش سودي نداشته باشه
تويِ دفترچه حسابِ سئو يون چي ميمونه ؟
. برادرم، سونگ جائه
مين جائه، نزار جانگ تائه جو . به کارتهايِ اعتباري سونگ جين دست پيدا کنه
با صدايِ بلند و خنديدن اونُ . بفرست پشتِ ميزِ ناهارخوريش
. تائه جو رو به راحتي نمي شه کنترل کرد
. احتمالاً به شدت صدمه ديده
. هرکاري که فکر مي کني بهتره رو انجام بده
پرداختي ها از فروشِ فولادِ . سونگ جين همين امروز رسيدن
، حالا که تويِ باتلاق گير کردم . بيا امشب رو با هم يه چايي بخوريم
. گرد وخاک و خاکِ باتلاق رو تکون بده
. بدنت رو بشور و ذهنت رو آروم کن
فکر کنم که نتايجِ صحبتهايِ اين . چند روزه مون به جاهايِ خوبي برسه
فکر مي کردم خيلي عجله دارين . چون فقط دو ساله ديگه زمان دارين، تا به 70 برسين
حتي اگرم عجله داشته باشم، بازم بايد . از موانعِ جلويِ راهم دوري کنم
. صحبتهايِ بزرگترها رو آويزهِ گوشت کن
تائيد شده که سونگ جائه 700.000 سهم از . کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو خريداري کرده
با سي دي ها و فروشِ خانهِ سونگ بوک - دانگ
. از بازار اونا رو خريده
. خانم، اين برايِ ما خيلي خوبه
اگه سونگ جائه سهام رو نميخريد
اصلاً نمي تونستيم از برنامهِ رئيس چويي . مين جائه و نائب رئيس چويي سئو يون خبردار بشيم
... پس مي تونستيم
... نگه داشتنِ دستِ مين جائه و سئو يون . اما اونا امکان داره اول دستم رو ول کنن
. قانون هايِ محدوديتهايِ سهام رو پيدا کن
. بايد سونگ جائه رو برايِ تحصيل به خارج بفرستم
. بله، خانم
... به سونگ جائه گفتم
که مراقبِ دستي که سئو يون . به سمتش دراز ميکنه، باشه
. که عاشقِ لبخندش نشه
در موردِ سئو يون... اشتباه مي کردم ؟
به محضِ اينکه شرکتِ کارتهايِ اعتباري . سونگ جين شرکتِ مرکزي بشه، عمه جانگ هي 70 سالش ميشه
. و سونگ جائه هم اصلاً از گروه خوشش نمياد
هنوزم مديرايِ زيادي هستن . که از سئو يون پيروي ميکنن
به همين خاطر وقتي که سئو يون برايِ پيشآهنگيِ کشتي سازي رفته بود
حتي مديرهايِ بالايِ 60 سالم رفته بودن . و رويِ همديگه افتادن فقط به خاطرِ اينکه... واي خدايِ من
... برايِ فتح کردنِ يه قلعه
دو، سه برابر سربازانِ خط . دفاعي بايد مبارزه کنن
. منم رويِ قلعه اي به نامِ گروهِ سونگ جين نشستم
... مين جائه
. چشمام اينروزا يه طورين
، شاه دانجونگ، شاهزاده گوانگهائه ... شاهزاده يئون سان
، وقتي که شاهِ جديد به قدرت ميرسيد شاهِ قبلي و خانوادهِ سلطنتي
. تبعيد ميشدن... و زنداني ميشدن
نگران نباش . من بهت اين شانسُ مي دم که . به توسعهِ گروهِ سونگ جين کمک کني
. تائه جو به زودي خونه رو ترک ميکنه
اگه اون جزئياتِ سهامم رو از جيبش بيرون بياره
ميدونه که مدارکي که من ازش . دارم ، عمومي ميشه و همه ميفهمن
. تو از فرودگاهِ هليکوپترِ چونوانگ شروع کردي
. و من ايستگاهِ اتوبوسِ نوگودان رو برداشتم
. تائه جو تا قلهِ چونوانگ بالا رفت
اون از جريانها عبور کرد و بارون زده هم شد
. و حتي از يه صخره هم پرت شد
اون هرچقدر که به جلو گام برداشت . مرتکبِ گناه هايِ بيشتري شد
. و منم همهِ جزئياتِ کارهاش رو دارم
... اون در خانوادهِ يه ارابه ران متولد شد
اما تونست برايِ چند سال . به اتاقِ سئو يون راه پيدا کنه
. اين يه زندگيِ موفقيت آميز بود
جانگ تائه جو ... هم بقيهِ زندگي اش . بايد تويِ مغازهِ نودل فروشي، مايع نودل درست کنه
به محضِ اينکه شرکتِ مرکزي به کارتهايِ اعتباريِ سونگ جين تغيير پيدا کنه
بعدش در عرضِ چند ماه به طورِ . منظم جلسهِ سهامداران برگزار ميشه
سهامهايِ دوستانه رو امن کنين و با سهامدارهايِ . خارجي تماس بگيرين و اونا رو به سرمايه گذارايِ عالي تبديل کنين
تصميم دارين با رئيس جانگ تائه جو چيکار کنين ؟
... مين جائه بهم گفت
که ميخواد مثلِ يه اسبِ مسابقه . به جانگ تائه جو، تعليم بده
اسبِ مسابقه اي که برايِ مرگِ گوان يو . روزها سوگواري کرد و بعدش هم مــُرد
شايد منم ميخواستم جانگ تائه جو . رو به يه اسبِ مسابقه تبديل کنم
ژنرالِ کيم يو شين بود ؟
کسي که گلويِ اسبش رو بريد . و اونو به يه مکانِ اشتباهي برد
اون حتماً برايِ يه مدتِ طولاني . اون اسب رو به ياد مي آورده
فردا وضعيتِ سهامدارهايِ کارتهايِ . اعتباري سونگ جين رو بهم گزارش بده
... حالا مي فهمم
. که قدرتِ پول چيه
مي تونم همه چيز
. حتي مــردمو از سر راهم بردارم
... تائه جو
. بيا با هم ... به امپراطوريِ طلا بريم
No comments yet. Be the first to leave one.