نخستین 200 خط.
هرگونه استفاده ي مادي از
= قسمت 70=-
نمی تونم بگم از مال من بهتره
موافقم مال یونگ ها خوشمزه تره
اما این دو جا غذاش خیلی محبوبه
تفاوتشو پیدا کن
ولش کن ما خودمون تمیز میکنیم
ولش کن من بعدا تمیز میکنم
نمی خواد شما دوتا دارین از حال میرین
راستش حتی نمی تونم انگشتمو تکون بدم
همه اون موادرو فروختین؟
میدونی چیه؟ این کیم یونگ ها خیلی مسخره است
حتی نمی ذاره من یه چکه آب بخورم
اونوقت به پسرهای دانشجو کلی سرویس میده
نخیرم اینطور نیست
پس چطوره؟
استراتژی و تاکتیک
خیلیاشون تو شبکه های اجتماعی مارو پیدا میکنن
این ایده خودت بود یادت رفته؟
کی گفتم؟ کی ؟
هی تمومش کنید و بلند شین
میخوام برای تشویقتون یه کاری بکنم
چی؟ - دلتون چی میخواد؟ -
گوشت
باشه بریم - راست میگی؟ -
باشه
همه چی رو به راهه به نظر میاد عجله میکنی
منظورت چیه؟ کباب دلت نمیخواد پس بیخیال
بریم
سلام میونگ ها چی شده؟
چی؟
باشه الان میام
ببخشید باید بریم خونه
پس گوشت چی؟
حالا مامان کجاس؟
نمی دونم با مادر بزرگ رفت
فکر نمیکنی داره زیاده روی میکنه؟
همه مادر شوهرا با عروس شون مشکل دارن خودم میدونم
اما باورم نمیشد مامان ما این مدلی باشه
اینم مثل همونها بوده
کیم میونگ ها
چطور جرات کردی این حرفهارو بهش بزنی؟
مگه چی گفتم؟
اصلا میدونی داری چی میگی؟
گفتم مونگ مونگ نزدیک بوده بچه شو سقط کنه
باشه خوبم شنیدم
با اینکه خوب شنیدم ولی بازم به نظرمن اشتباه از تو بوده
مگه من چکار کردم؟
تمومش کنید الان دعواتون میشه
یونگ ها برو دوش بگیر یه کم استراحت کن
میونگ ها تو بیا با هم شام آماده کنیم
من نمی تونم باید اطراف مونگ مونگ باشم
اینقدر مسئله رو بزرگ نکن
مگه مریض شده؟
چطور میتونی اینو بگی؟
اگه اتفاقی براش بیفته همه مون پشیمون میشیم
کی مسئولیت قبول میکنه شما مسئولیت قبول می کنید؟
هی
دارین چکار می کنین؟
بابا
بابا برای مونگ مونگ یه اتفاقی افتاد
اگه سجو داریم برو بیار
نه
شماهام بخورین الان اخلاق شماهام خوب نیست
شماهام بخورین
نمیشه با خانواده شام بخوریم؟
نمیشه
دکتر گفت باید استراحت مطلق باشی
باید یه مدتی فقط بخوری و بخوابی
دندونهاتو مسواک کنی
موهام چی؟ - من خودم برات میشورم -
دستشویی چی؟ - دستشویی -
مونگ مونگ همینجا بمون
بابا
چیه ؟ مونگ مونگ دوباره حالش بده؟ - نه -
پس چی شده؟
میشه یک ماه اتاقهامونو با هم عوض کنیم
چی؟ - چی؟ -
مونگ مونگ سختشه بره دستشویی
اتاق شما دستشویی داره میشه لطف کنی بابا
مثل اینکه دیوونه شدی
به تو چه ربطی داره
میونگ ها بهتره تمومش کنی
شما دوتا دخالت نکنید
دنبال من بیا
بابا - بابا -
شما دوتا همینجا بمونین
بابا
بابا به خدا منظوری نداشتم
...هی مرتیکه
پدر و مادرت کلی مریض شدن فکر کردی بخاطر همین خنگ شدیم؟
نه بابا همچین فکری نکردم
تو وقتی رفتی تو اون اتاق بالا پشت بوم
...باید به جای اینکه
اجازه بدم باهاش زندگی کنی باید میزدم پاهاتو میشکستم مرتیکه
بابا
میموندی خونه ما
ببرش اتاق خودشون
کیونگ ها
بابا غلط کردم ببخشید
فکر کردی اینجا کجاس مرتیکه
بابا ببخشید
چی شده؟
مامان بابا خون جلو چشماشو گرفته
حالا چکار کنیم؟
چی شده؟ - بابا غلط کردم -
بابا منو ببخش
یکی از چوبهای گلفش نیست
برادر شوهرم داره از اعصبانیت منفر میشه
مثل اینکه خیلی بهت رو دادم
فکر کردی بابا ننه ات خرن؟
بابا ببخشید غلط کردم
من الان پسر ندارم
فکر میکنم پسرم مرده و همین الان می کشمت
وای خدا جون
به چه جراتی یه دخترو حامله کردی؟
حالا میخوای اتاق خواب پدر و مادرتو بگیری؟
مرتیکه به درد نخور
بابا ، غلط کردم کیونگ ها کمکم کن
مونگ مونگ
عزیزم در باز کن تو رو خدا
در باز کن دیگه
امروز من باید دست و پای این مرتیکه رو بشکنم
امروز میخوام یه درس حسابی بهش بدم
بابا دیگه کافیه
بابا در باز کن
داداش جون مولا در باز کنه
عزیزم
چکار میکنی مونگ مونگ؟
میخوام به پلیس زنگ بزنم 119بود؟
نه 112 است؟
بدش به من
برادر شوهر مونگ مونگ داره به پلیس زنگ میزنه
دیگه بیا بیرون
عزیزم این در بی صاحابی رو باز کن
جونگ یونگ برو چکش بیار
باید سریع در بشکنیم
باشه چکش کجاس؟
میونگ ها خودت بیا در باز کن
فکر کردین دارم شوخی میکنم
کسی دخالت نکنه
گفت کسی دخالت نکنه
همه بیاین کنار
عزیزم تو چت شده؟
باهاش حرف بزن چرا از خشونت استفاده میکنی؟
بابات خیلی بده
خشونت بده
خیلی کتک نخوردم ، نگران نباش
اینجات کبود شده
مونگ مونگ برو کنار
ای بابا بذار ببینم
وای خدا
جای دیگه ات نیست؟
مامان
با چوب گلف محکم میزد پشتم
بذار ببینم
وای خاک بر سرم از دست این مرد
داشتی پسرمو میکشتی
حالا باید چکار کنم؟
اگه زخمش تو تابستون خوب نشه چی؟
خدا مرگم بده
خیلی درد داره ...آره؟
چه خاکی تو سرم بریزم؟
بابا کجاس؟ - رفت بیرون -
کجا رفته؟
چش شده؟ - هیش نپرس -
خیلی ناراحته
یونگ - بله قربان -
میدونم اون ازدواج کرده ولی تو ازدواج نکن
نه اگرم ازدواج کردی
هیچ وقت به بچه دار شدن فکر نکن
اگه بچه نداشته باشی خیالت از هفت دولت راحته
فکر کردم بچه هام مشکلی درست نمی کنن
اما حالا می بینم هر کی بچه نداره راحته
ای داد...ای داد کاشکی زده بودم کشته بودمش
وای خدا
داداش میخوای برم برات یه چیزی بخرم؟
دهنتو ببند تو از همه بدتری
کاری به کار من نداشته باش برو بگیر بخواب
گوانگ جه چکار میکنه؟
...فکر نمیکنی واقعا به جای پدرت
دلت برا چیز دیگه ای تنگ شده؟
خیلی دلت تنگ شده برای رئیس؟
اما اونچه که تو واقعا دلت براش تنگ شده
بابات نیست
بلکه بخاطر گذشته ای هستش که
...بدون نگرانی
مثل یه شاهزاده واسه خودت می گشتی و خرج میکردی
بابا
در طول روز نمی تونم احساسم رو نشون بدم
اما شبها نمی تونم قایمش کنم
دلم برات تنگ شده بابا
....چندین بار ازت خواستم
یه بارم شده به خوابم بیای
صدای منو نمی شنوی مگه نه؟
باید با هم صحبت کنیم
من باید الان برم
بعدا صحبت میکنیم
کی میتونم با تو حرف بزنم؟
شما میدونی من این روزها سرم شلوغه
No comments yet. Be the first to leave one.