نخستین 200 خط.
خشم
فيلمي در دو قسمت
.قسمت اول از پير پائولو پازوليني است
.قسمت دوم از جووانينو گوارسکي است
،دو ايدئولوژي ...دو گرايش مخالف
...به يک سوال دراماتيک پاسخ ميدهند
،چرا زندگي ما تحت سلطهي نارضايتي ...اضطراب، ترس از جنگ
و خود جنگ قرار دارد؟
،چرا زندگي ما تحت سلطهي نارضايتي ...اضطراب، ترس از جنگ
و خود جنگ قرار دارد؟
براي پاسخ به اين سوال من اين .فيلم را تدارک ديدم
من از هيچ خط ترتيب تاريخي، يا شايد ...حتي منطقي پيروي نميکنم
بلکه فقط استدلال سياسي و .احساس شاعرانهام را دنبال ميکنم
قسمت اول، خشم از پير پائولو پازوليني
.بدرود، ما شما را فراموش نخواهيم کرد، بدرود
.روسها خيلي نزديک هستند
در 4 نوامبر، طوفان مرگ
مجارستان 1956 در 4 نوامبر، طوفان مرگ
...در تاريخ 4 نوامبر، طوفاني از مرگ
به مردمي يورش ميبرد که خواهان .آزادي و احترام به انسان هستند
...:زمستانهاي سياه مجارستان
.ضد انقلاب فوران کرده است
...:شهرهاي سياه مجارستان
.برادران سفيدپوست ميکشند
...:خاطرات سياه مجارستان
.برادران بورژوا نميبخشند
:صلح سياه مجارستان .آنها براي گناهان استالين خون ميخواهند
وزير دفاع و مأموران گمرک اتريش .اکنون ضد روسي هستند
:خورشيد سياه مجارستان .گناهان استالين گناهان ماست
روسها هر حق آزادي را .در خون ميکوبند
:اگر فروتنانه فرياد نميزني ..."زنده باد آزادي"
در رُم
:فرياد نميزني ."زنده باد آزادي"
:اگر خندهزنان فرياد نميزني ..."زنده باد آزادي"
:فرياد نميزني ."زنده باد آزادي"
:اگر با عشق فرياد نميزني ..."زنده باد آزادي"
:فرياد نميزني ."زنده باد آزادي"
در مادريد :فرياد نميزني ."زنده باد آزادي"
:فرياد نميزني ."زنده باد آزادي"
،شما، فرزندانِ پسران ...با تحقير، با خشم
:با نفرت، فرياد بزنيد ."زنده باد آزادي"
:پس فرياد نميزنيد ."زنده باد آزادي"
...اين را به ياد داشته باشيد، فرزندانِ پسران
:که فرياد بزنيد ..."زنده باد آزادي"
،با تحقير .با خشم، با نفرت
در پاريس
...:عصر سياه پاريس
.بورژوازي فرانسه به باستيل ميرود
...:بلوارهاي سياه پاريس
.رهبرانش همچون کلنلها راهپيمايي ميکنند
...:طالعهاي سياه پاريس
.آزادي به غم بدل گشته است
...:هياهوي سياه پاريس
.بيدو اکنون فاشيسم را در قلب خود دارد
...:آيندهي سياه پاريس
.بورژوازي فرانسه، با فرياد، ميميرد
،دستهاي با پينو ...شومان، بيدو، نمايندگان
.زير طاق پيروزي گل ميگذارند
...جمعيت به مقر حزب کمونيست حمله کرده
.و آن را به آتش کشيدهاند
در مرز مجارستان
در مرز مجارستان ...اين برف مربوط به سال گذشته
.يا هزار سال پيش بود، قبل از هر اميدي
...اينها مادران، فرزندان، نوهها
...اقوام قديمي ما، چهرههاي يکسان
...بازماندگان روزهاي گريه هستند
.که گريه ميکنند
...سالهاي 1943، 1944
.سالهاي اين سفيدي، اين مهاجرت است
...آنها نگذشته بودند
...آنها اينجا بودند، با برف محوناشدني خود
.با اشکهاي ارثي خود
:تابستانهاي سوگوارانهي خدا .آتش گشتيهاي مصري
:سکوتهاي سوگوارانهي خدا .آتش رنگينمردان فلاکتزده
:آفتاب سوگوارانهي خدا .به نام هزاران خردهپرولتاريا
.مشکل جديدي در جهان فوران ميکند
.آن را رنگ مينامند
.بُعد جديد جهان را رنگ مينامند
...ما بايد ايدهي هزاران
.پسر سياه و قهوهاي را بپذيريم
.نوزاداني با چشماني سياه و موهاي فرفري
...صداهاي ديگر
...نگاههاي ديگر
.رقصهاي ديگر
.همه آشنا ميشوند و زمين را وسيع ميکنند
...ما زندگيهاي واقعي بيشمار را ميپذيريم
...که، با درندگي معصومانه، ميخواهد
مصر: ناصر ...که، با درندگي معصومانه، ميخواهد
...که، با درندگي معصومانه، ميخواهد
.وارد واقعيت ما شود
.اين روزها، روزهاي شادي، روزهاي پيروزي است
مردم رنگينپوست، تونس، آزادي خود .را تجربه ميکند
.سالها سختي، مشقت، ضلالت در انتظار است
رنگينپوستان، اميد است که .انسان رنگي نداشته باشد
.شادي پس از شادي، پيروزي پس از پيروزي
،رنگينپوستان .تانگانيکا، آزاد است
آزادي ناچيزي که ميتواند .لبخند بر لب اروپا بياورد
...رنگينپوستان
.کشور آفريقايي ديگري مستقل است
.آزادي ابتدايي با تمام مسيري که در پيش دارد
تنها رنگ در لذت روبرو شدن .با تاريکي خود است
.کوبا آزاد است
...رنگينپوستان
اين يک پيروزي است که تنها .رنگ آن رنگ انسان است
.پيروزي، عرق ميخواهد
.دشمنان، ميان برادرانمان هستند
.پيروزي، وحشت ميخواهد
.برادران به وحشت باستاني چسبيدهاند
.پيروزي، بيعدالتي ميخواهد
.معصوميت برادران در درندگيشان
!براي جنگ در کوبا
...شايد فقط يک آهنگ
.بتواند بگويد که جنگ در کوبا چيست
!براي جنگ در کوبا
...شايد فقط يک رقص
.بتواند بگويد که جنگ در کوبا چيست
!براي جنگ در کوبا
.مانند جنگيدن در درياهاي ناشناخته بود
.شکوه جنگهاي وحشيانه، براي جنگ در کوبا
...:اکنون کوبا در جهان است
...آنها در متن اروپا و آمريكا
.معناي جنگ در كوبا را توضيح ميدهند
...توضيحي وحشيانه
...که فقط ترحم ميتواند انسان را
...در پرتو آهنگ براي
.جنگ در کوبا رقم بزند
تهاجم سرکوب شده شکست کوبندهي دشمن
!براي مُردن در کوبا
...شايد فقط يک آهنگ
.بتواند بگويد که مرگ در کوبا چيست
!براي مُردن در کوبا
...همچون مُردن در ناپل يا سويل بود
...شکوه مرگهاي فلاکتبار
.براي مُردن در کوبا
...:اکنون کوبا در جهان است
...آنها در متن اروپا و آمريكا
.معناي مرگ در كوبا را توضيح ميدهند
توضيحي وحشيانه که فقط ترحم ميتواند ...انسان را در
،پرتو اشک .براي مُردن در کوبا رقم بزند
!شادي پس از شادي، پيروزي پس از پيروزي
!مردم رنگينپوست، از آفريقا گرفته تا کوبا
!در پيروزي است که انسان هيچ رنگي ندارد
.در شادي است که تنها رنگ، رنگ انسان است
.صداي شوخ طبعي احمقانه، از ترس فرهنگ
!رها شويد !اين لحظهي شماست
...نفس راحتي بکشيد
.صداي ابتذال روزمره
به نظر ميرسد جاز هيچ مانع ...و مرزي نميشناسد
...زيرا در ريتم ديوانهوار مردان سرگرمکننده
،از همه عرضهاي جغرافيايي .از همه اديان پيوند دارد
،اين يعني، گرشوين و آرمسترانگ .کارل مارکس را شکست دادهاند
آوا گاردنر کشور ما را دوست دارد ...و در لحظات آزاد خود
بين فيلمها، سوار هواپيمايي ميشود .که به ايتاليا ميرود
.امسال دوباره، او به رم پرواز کرده است
!خوش آمدي، آوا
سوفيا لورن براي فيلمبرداري در .مزارع برنج پو حضور دارد
...او و بازيگر زن ليز بوردين براي
.بازديد از يک مرکز پرورش ماهي آمدهاند
...اين ستاره به تهيه مارماهي علاقهمند ميشود
و با کمي انزجار، قطعه قطعه شدن .آنها را مشاهده ميکند
...در آبهاي سبز آرنو
...جمهوريهاي دريايي پيزا، جنوا، آمالفي و ونيز
...روزهاي دور خود را با مسابقهاي با حضور
.رئيسجمهور احيا کردهاند
موارد اضافي نمايانگر پرونده .چهار جمهوري است
...ابتدا هيئت آمالفي، سپس جنوا
.و سپس ونيز و پيزا
.پيچش طبلها، نفير بلند شيپورها
...شايد در بسياري از کشورهاي جهان
مطمئناً در کشور من، در ايتاليا، سرمايه از ...روزي که ميتواند
.خريد خود را از سر بگيرد، دوباره احيا شده است
...نشانه، پيروزي است
.پيروزي پر شور اتحاديههاي دموکراتيک
.خريد کارگر هزينهاي ندارد
.فقط در مقابل نجابت قلبش شعلهور شويد
.شناخت نجابت
.او پسر خوبي است، پدر خوبي
...و او به شدت ميخواهد روح هم باشد
تا مهمانيهاي کساني را که فقط با .نان زندگي نميکنند، تقسيم کند
...او ميتواند مانند يک سگ وفادار
...کارگر سفيدپوست نااميد، پست شود
...زيرا او در اعماق وجدان خود ميداند
.که شايسته نيست
.و چشمانش با پرتويي تلخ ميدرخشند
...براي خيانت پرچم سرخ
.تصويري از خداي بازيافته
...اما تاريکي وجدان
.نه از خدا بلکه از مجسمههاي او ميخواهد
...قدرت وحشتناک فريسيان
.ترس از مبتذل و مضحک بودن نيست
آنها با صداقتي متأثرکننده، مراسم .خود را انجام ميدهند
هديه الهي آب براي پيشرفت به .عدد تبديل ميشود
...براي صنعت برق، پرتگاه لرزان آبشار
.به کيلووات و آمپر ترجمه ميشود
...اما سالي يک بار نيز صنعتگران
و مرداني که پديدههاي طبيعي ...را با رقم ميسنجند
.و اسير سود سهام هستند، شاعر ميشوند
...بله، صداي صنعتگران
...صداي بيطرفانهي تصنعي
...آنها شاعر ميشوند
No comments yet. Be the first to leave one.