نخستین 200 خط.
طبق تخمين من، تو بدترين کارگزار بورس در لندني
قبلاً هم ديگه رو ديديم؟ - الان ديدم -
من پدرم يا برادرم نيستم و قصد هم ندارم باشم
خب دقيقاً کي هستي؟
فلمينگ کوچک
خوشحال باش آقاي فلمينگ واستون يه پيشنهاد کار دارم
افسر دوم "ماندي" هستم - خوشبختم -
ازموند ميگه پسر بدي هستي
بالاخره شروع شد، ماندي
ليسبون 1940
به ليسبون کوفتي خوش اومدي
خاک بيطرف و محل تقاطع ـه جهان
يقيناً به وسيله نازي ها کنترل ميشه
،از مهاجرها، خائن ها، فاشيست ها
دلارهاي اسلحه و و بازار هاي سياهي که تصور ميتوني بکني اينجا پيدا ميشه
از اينجا خوشم اومد
آتيش دارين؟
...اين خانم زيبا
آلماني هستن؟
نه
مجارستاني هست
ممنون
درست رفتار کن فلمينگ، نيازي به يه حادثه ي ديپلماتيک نداريم
همين الانش در حال جنگيم
نه با پرتغال
احتمالاً منتظر ويزاي خروجش هست
يا مثل بقيشون اينجا گير کرده، بدبخت
فکر نکنم نازي ها حتي با يه قيمت بالا هم قصد کمک بهش رو داشته باشن
ولي اميد ميفروشن
دستور کار فردا در سه بخش مجزاس
حوصلت رو سر بردم، فلمينگ؟
يه کشور ديگه، يه جلسه دلتنگ کننده ديگه
واسه زيرش زدن خيلي دير شده؟ - آره،شده -
اين همه مدير، ما ميتونيم دستمون رو کثيف نکنيم
طرح هاي احتمالي نازي ها پيروزي برفرانسه هست و به سختي ممکنه
اگر ما فرانسه رو ترک کنيم آلماني ها تو پاريس قدم ميزنند
به همين سادگي
راه اقيانوس اطلس باز ميشه
و مي تونن با قايق هاشون نيروهاي انگليسي رو تهديد کنند
خب واسه نيروي دريايي فرانسه چه اتفاقي مي اُفته؟
خب، دارلن کليد همه اينهاست
چرچيل کشتي هاي فرانسوي رو ميخواد ولي درياسالار دارلن تن به اين بازي نميده
...اگر ناوگانشون به دست نازي هاي بيوفته
ما جنگ رو ميبازيم
نميتونه چرچيل دارلن رو مجبور کنه؟ - مشکله -
ما نميتونيم بفرستيمش با دارلن صحبت کنه دارلن هم نميخواد با کس ديگه ايي صحبت کنه
فکر داري، فلمينگ؟
شايد بايد تو اين مدت بهش انگليس رو بديم
تبدليش کنيم به قلمروي فرانسه
کاش اين وضعيت واسه منم اينقدر سرگرم کننده بود
جنگ يه بازي نيست، ميدوني
فلمينگ؟
فکر کنم، قرار بود بعد از ظهر يه تماس بگيرم
فعلاً کاري به به دارلن نداشته باشين مطمئنم يه چيزي پيدا ميکنيم
به نوشيدنيتون دست نزدين، قربان - شب خوش -
ميتونم پول نقد کنم؟ - بله، قربان -
خوبه
فکر نميکني کارمون تا پنجشنبه تموم شدس؟
خب، فيلپس ميخواد حدااکثر تا جمعه برگشته باشيم
لطفاً چيپ هام رو بيارين
ميز 10 هزارتاست
خانم ها و آقايان
چيپ ها رو ميزن
هرگز دوباره اينجوري نميشه، واقعاً خيلي بده
بله، قربان ميفهمم، ببخشيد قربان
ميدونيد، فکر ميکنم شايد فندکم رو جا گذاشته باشم
خيله خب، خب پس شب خوش - شب خوش، قربان -
فلمينگ فکر ميکني داري چکار ميکني؟
يکم خوش ميگذرونم
دارم حرومزاده ها رو دَک ميکنم
اجازه بدين شرط رو بالا ببريم، اجازه هست؟
حالا شرط صدهزار اسکدوس هست
چه قدرش پول واقعي هست؟
حدود هزارتا
پول داري؟
البته که نه - قربان؟ -
صدهزار اسکودوز
بايد من مطئن بشم پول دارين
از خدا ممنونم که پول نقد بود
فلمينگ، نميتوني - ديگه کاري نميشه کرد -
شرط ميز صدهزارتاست
منم هستم
واسه ما خوبه يا بد؟
برديم؟
لعنتي
فلمينگ مايوس نشو
فقط پول بود، ميشه دوباره به دستش آورد
ميشه يه لحظه من رو ببخشيد؟
خواهش ميکنم کمکم کنيد
من يهودي هستم
..ميدوني با ما چکار ميکنند
ممنون
نظرم در مورد اينجا عوض شد - اره، منم خيلي وقته عوض شده -
يالا بريم - بزار نوشيدنيم رو تموم کنم -
ببخشيد
يالا - فلمينگ؟ -
داري بهم ميگي تو هيچ نقشي در مورد نازي که مرد نداشتي؟
هيچ نقشي
اين جنگه، فلمينگ
جايگاه تو کنار منه
سعي نکن آلماني ها رو تو ورق بازي ورشکست کني، روشن شد؟
ما به افرادي نيازي داريم که يه کار بکنند
که بنا به تصوراتم به همين دليل اين شغل رو بهم دادين
،شغل تو اينه به اطلاعات نيروي دريايي کمک کني
نه اينکه با پول بقيه بازي کني
رفتارت بي ملاحظه بود - ممنون از تعريف ـتون -
تو که اينقدر گستاخي، نميميري قربان" صدام کني"
اونجا رو ببين، ملوان شکلاتي
فرمانده فلمينگ
سلام - خيلي خوشحالم که تونستيد بيايد -
بانو ان اونيل ايشون خانم ميرل رايت هستن
ببخشيد اگر خنديدم
خوشحالم که اومدين
..فقط شما به نظر
مسخره ميايم؟ ميدونم
...ميخواستم بگم
عالي به نظر مياين، خانم رايت؟
ميتونم ميرل صداتون کنم؟ - البته -
تولدتون مبارک
ممنون، فلمينگ - تبريک ميگم -
بايد هم با اون دختر باشي، کلي پول داره
همه ميدونستند وقتي خانم رايت رو ديدي چي بودي و چي شدي
خانم رايت دو قرون هم نداره
دنبال خانم رانگ بودم که پيداش کردم
مگه هممون نبوديم؟
حالا بهم بگو کي رو ميشناسي؟
خب، البته اون ازموند هست کسي که تولدش ـه
وايکانت رتمير صاحب روزنامه ديلي ميل هست
رمتمير، فکر کردم اون شوهرت بود
نه شوهرم عوض ارتش هست و الان در خال خدمت ـه
خواهشاً بگو که کوته فکر نيستي
اينجوري صحبت ـمون خيلي خسته کننده ميشه
فکر ميکنم جنگ همه چي رو عوض کرده
فکر ميکردم زندگي سادس
ولي خيلي پيچيدس
ميتونم ببينم که ما دوتا قراره با هم دوست هاي خوبي بشيم
تولدت مبارک - ممنون -
يالا
خيلي ممنون
جواب تلفن هام رو ندادي
چرا نميخواستي باهام صحبت کني؟
مطمئن نبودم چي بگم
تعجب کردم که دعوت نامه رسمي گرفتم
با حروف درشت نوشته شده بود به جشن تولدت عاشقت دعوت هستم
ازموند از تو خوشش مياد
اون دنبال يه هموني به تعداد کمي از دوستاش بود
و هر دوي ما مشتاق ديدن خانم رايت بوديم
چه دختر بچه دوست داشتني
ازمند ميگه بايد باهاش باشم
بچه اس
ميترسي با آدم بزرگ ها بگردي؟
من از هيچي نميترسم
مخصوصاً از بازي هاي کوچيک تو
ممنون
لطف دارين، ممنون
ممنون، و به افتخار پيانيست ـمون
و با آروزي خوشبختي براي ميزبان ـمون
ببخشيد - اين يه رسمه -
خوشتيپ ترين مرد تو سالن بايد بچرخه و همه رو ببوسه
برو - واقعاً خجالت آوره -
خيلي خيلي ناعادلانس
خوب بود
نه، نه، نه، نه من تولد کوفيتم رو با بوسيدن
يک مرد جشن نميگيرم - ازمندـه -
سلام
ميدونم اين کيه، ميدونم اين کيه
دوست داشتم اين يکي رو امتحان کنم
بازي خيلي خوبي بود
داري چکار ميکني؟
منم ازت همين سوال رو دارم
يک ماه سکوت، ناديده گرفتن و حالا اين؟
من دوستان زيادي دارم، دوستاني صميمي
چرا فکر ميکني يه لحظه هيجان باعث ميشه
چيزي شروع بشه؟ - چرا من رو دعوت کردي؟ -
و واسته من در مورد ازمند مزخرف نگو
من تو رو تو کلوب جاز با اون دختره ديدم
فکر کردم جالب باشه
بازي بيشتر؟
فکر کردم تصميم گيري رو به عهده تو بزارم
ميخواي بازي کني؟
خوبه که برگشتي
راستش رو بخواين مطمئن نبودم از پسش برميام
نميخوام لاف بزنم
دوستام همشون اونجا مردن، يه فتل عام بود
از فرانسه داشتن تعقيبمون ميکردن
و دفتر جنگ داشتن در مورد تسليم شدن بحث ميکردن
من باور نميکنم
تو چي مي دوني که پشت ميز ميشي و پاهات رو روهم ميندازي؟
ببخشيد، نبايد اينجوري حرف ميزنم
ببخشيد
اون ناراحته، تقصيري نداره - راست ميگه -
من پشت ميز نشستم
درحالي که اون گروه هاي تکاورهاي رو تو فلات ها رهبري ميکنه
برادرت هميشه ماجراجو بوده
معنيش اين نيست که از اون تقليد کني
تو همه چي موفق شده
حتي زنده موندن
اون اوقات وحشتناکي رو ميگذرونه
دارم منتقلش ميکنم
به يه کار پشت ميز نشيني، اطلاعات ارتش
No comments yet. Be the first to leave one.