نخستین 200 خط.
آنچه گذشت...
حالا که صحبت از برگشتن آدما شد...
آلدر برگشته
با کالیدا رفت دنبال نغمهی نخست بگردن
- ریل کجاست؟ - مُرده
نمرده
داره بهبود پیدا میکنه
توی میسلیوم
همینجا بمونید و وقتی شورا رسید باهاشون ملاقات کنید
به حمایتشون برای مسائل پیش رو احتیاج داریم
چرا سعی دارن منو بکشن؟
چون تو یکی از ناظران نغمهی نخست هستی
- میبرمت یه جای امن - اگه بهم احتیاج داشتید...
یا توی خطر بودید...
از این استفاده کنید
ایشون ناظر شخصی شما، سرهنگ جرت هستن
سرهنگ
ارتش در برابر اسپری
نه!
خیلیخب. حالت خوب میشه
از اینجا خارجت میکنم. خیلیخب
به نظر میاد هنوز صدای خودتو پیدا نکردی، آلبی
...خاکستری
در دست انجامه و به زودی مهارش میکنم
- دیدمش - کیو؟
ریل
هیچی باقی نمونده بود
فکر میکنم اون ممکنه جهان رو به پایان برسونه
بجنبید، دیرمون میشه
کورتز، توی کل دنیا تو تنها کسی هستی...
که واسه درس زبان مادری هیجانزده میشه
چی بگم؟
من بانوی منیشه هستم
پروفسور گرافتون، چی شده؟
کلاس زبان مادری امروز لغو شده
چی؟ واسه چی؟
لوپه...
من جوابشو میدم
اسمت چیه؟
افسر دانشجو گوادلوپه کورتز
محفل استارتی
خب، افسر کورتز، همونطور که میدونی...
من و دوستان افسر ناظرم...
اینجاییم که خاطرجمع بشیم...
که ساحرهها دیگه به چشم یه جامعهی جدا...
در کشورمون دیده نشن
که به مردم آمریکا اطمینان بدیم که ساحرهها...
پاسخگوی اعمالشون خواهند بود
با این حال به شکلی، یه زبان سِرّی که فقط ساحرهها استفاده میکنن...
به نظر به این هدف آسیب میزنه. مگه نه؟
ولی تاریخ و مسائل مهم فرهنگی بسیاری...
کلاسها تا اطلاع ثانوی...
لغو شدن
سوال دیگهای هم داری؟
چیزی دیگه نیست؟
لطفاً به پخش کردن...
بوی گند دم و دستگاه بیمارتون...
در سرتاسر پایگاه ادامه بدید
روز خوش!
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
شاید بهتر باشه قضیهی وید رو به شورا بگیم
نه، گفت نباید به کسی بگیم. حتی به اونا
آخه اون و مرزیه خیلی واضح...
- اینو گفتن - ولی آخه واسه چی؟
اصلاً از کجا میتونیم بفهمیم که میتونیم به اون مرزیه اعتماد کنیم؟
از کجا میدونید که میتونید به شورا اعتماد کنید؟
میدونی چیه؟ مسئله اعتماد نیست
ما بیگناهیم و همینه که مهمه
وقتی از خودمون دفاع کنیم متوجه میشن
نمیتونی انقدر سادهلوح باشی
نمیتونید ثابت کنید وید زندهست
کلی توی سشن دردسر درست کردیم
شورا که نمیتونه اینو نادیده بگیره
پس کاری میکنیم منطق سرشون بشه
این یکی رو با زور و اجبار نمیتونی پیش ببری
وقتی گفتم کاری میکنیم منطق سرشون بشه...
منظورم این بود که منطقی باهاشون صحبت میکنیم
اصلاً چرا انقدر از ملاقات با شورا ترسیدی؟
من قرار نیست باهاشون ملاقات کنم
یادتون رفته که وضعیت من با شماها خیلی فرق میکنه
و اسپری...
چطوری میخوای از زیر ملاقات در بری؟
وقتی برسن موانع رو برمیدارن
- از در پشتی مخفیانه میرم - میخوای به همین سادگی...
ما رو ترک کنی؟
ولی کجا میخوای بری؟
نگران من نباش، میدونی که من همیشه...
گلیممو از آب میکشم بیرون
اومدن
اون چیزی که انتظارشو داشتم نیستن
اونا نمایندهی هفت گروه زبان مختلفن
هر کدوم رسوم منحصر به فرد خودشونو دارن
مثل چند ملت درون یه ملته
من بچگیم مدت زیادی توی سشن بودم
حتی واسه یه مدت رفتم مدرسهی ابتدایی
بیایید
باید از خودمون دفاع کنیم. همین الان
شورای گریت ریور به زودی احضارتون میکنن
هم خبر خوب دارم، هم خبر بد
خبر خوب اینه که حالتو خوب کردم
خوبی؟
حال داغونی دارم ولی زندهام
خبر بد چیه؟
میخوان گلومونو ببُرن
بیشتر از یه ساعته که اونجان
مثل این میمونه که ما پای میز بچهها نشستیم...
در حالی که بزرگترا در مورد سرنوشتمون تصمیم میگیرن
اونجا چه خبره؟
باید یه چیزی بهت بگم
یه چیزی دیدم. یه چیز بد از آینده
یه چیزی که باید جلوشو بگیریم
ببخشید، چی گفتی؟
ببین، خیلیخب
توی کریسمس، یه تصویر از آینده دیدم...
که ریل یه بمب ساحرهای رو فعال کرد...
که دنیا رو نابود کرد
خب انتظار اینو نداشتم
آره. شرمنده که زودتر بهت نگفتم
میخواستم بگم ولی...
تالی، نمیتونی به حرفای نیکته اعتماد کنی
اون عین آب خوردن دروغ میگه
چیزی که دیدم وحشتناک بود
یعنی انگار پایان همهچی بود
فکر میکنم فقط انقدر دلت واسه ریل تنگ شده...
که بینشت رو به هم ریخته
منم درک میکنم
منم هنوز هر شب خوابشو میبینم
آره
شایدم حق با تو باشه
آسیاب به نوبت. باشه؟
بیا امروز رو ختم به خیر کنیم...
بعدش ریل رو برمیگردونیم
بعدش میتونیم نگران حوادث بعدی باشیم
هرچی که باشه حلش میکنیم
بعد چه کاری از دستمون بر میاد؟
نمیدونم
صبر کن ببینم، تا حالا امتحانش کردی؟
اینکه یه چیزی رو ببینی و بعد جلوشو بگیری
بفرما
وقتشه
تو هم میای، بچه اسپری؟
حالا من به جمع اونا تعلق دارم
و در کنار ریل
واقعاً امیدوارم برگردونیش
حالا آمادهایم که ببینیمتون
با من پیش برید
ایول
اعضای بزرگوار شورای گریت ریور...
من ابیگل...
بلودر هستی
خودمون میدونیم
بابت اینکه فرصتی دادید که بیگناهیمون رو ثابت کنیم ممنونیم
ولی قبلش...
به زبان سالیش: به نظر سر حال میایید
به زبان ششون: از دیدار با شما خوشوقتیم
به زبان لاکوتا: عینک خیلی جذابی دارید
وای. زبان مادری
به زبان اوجیبوه: امیدوارم سفرتون تا اینجا راحت بوده باشه
به زبان چِروکی: مشتاق رسیدن شما بودیم
به زبان ماسکوگی: از مهماننوازیتون ممنونیم
به زبان ناواجو: منت گذاشتید به دیدن ما اومدید
خب، چهچههی این خوشتیپ رو داشتی؟
محترمانه درخواست داریم که در سرزمین شما بهمون پناه داده بشه...
تا وقتی که برای برگشت به خونه جامون امن باشه
پناه بدیم؟
مگه بچهگربهی گمشدهاید؟
فکر نکنم متوجه شده باشی، سرباز
ما از قبل تصمیممون رو گرفتیم
همهتونو برمیگردونیم به جایی که بهش تعلق دارید. واشینگتن
متوجه نمیشم. اگه فقط میخواید ما رو برگردونید...
پس چرا میخواستید باهامون ملاقات کنید؟
به خاطر اینکه به جواباتون احتیاج داریم
احتیاج یه مقدار اغراقه، پالین
بیایید سریع تمومش کنیم. باشه؟
من امشب باید برم بازی بینگو
هر چی میخواید ازمون بپرسید
بیایید با این شروع کنیم که چرا...
یه مِلک شخصی رو در سرزمین ما تخریب کردید
ما قصد تخریب چیزی رو نداشتیم
ولی باید کاماریا رو متوقف میکردیم
میدونم که خوب موندم، ولی قصههای تخیلی دیگه از سن من گذشته
برخلاف آمریکا...
مردم ما این مزخرفات تفتیش عقاید رو باور نمیکنن
ساحرهها و غیرساحرهها اینجا در توازن زندگی میکنن
کاماریایی در بین ما نیست
اشتباه میکنید
ما هم نمیخوایم خیلی دیر متوجه بشید
بعد از اینکه مثل هند و فورت سیلم اینجا هم نابودی به بار بیارن
تنها نابودیای که ما دیدیم...
توسط تو و دوستای دوزاریت به بار اومده
راجع به کاماریا داریم حقیقت رو میگیم
اونا مردم من رو تا مرز انقراض بردن
همهمونو شکار کردن
تو یه تریم هستی
قلبم برای تو و مردمت به درد میاد
با این حال باید معاهدهای که داشتیم رو حفظ کنیم
دولت شما هم ظاهراً تصور میکنه...
شما رئیسجمهور وید رو به قتل رسوندید
- که یه دروغه - میدونیم
No comments yet. Be the first to leave one.