نخستین 143 خط.
تیم ترجمه ی ویبز ورلد تقدیم میکند
Kirito
...در این دنیا وجود داشتن شیاطین مدتها پیش
...در این دنیا وجود داشتن شیاطین مدتها پیش
در مواجهه با این هیولاها سلاح های مدرن انسان هم ناتوان بودند
و بشریت تا مرز نابودی پیش رفت
...خدايا ، خواهش ميکنم
لطفا نجاتمون بده
ظاهر شدن خدایان بنابراین
ظاهر شدن خدایان بنابراین
اونا خدایان جنگ بودند که ایداتن نامیده می شدند
اونا ناگهان اومدن ...و شیاطین رو شکست دادن
خفه بگیر باو
و بعدش اونا رو مهر و موم کردن …
این وقایع بیش از 800 سال پیش رخ داده
!پدربزرگ! چرا همتون بايد خودتون رو قرباني کنيد ؟
هیچ راه دیگه برای مهر و موم کردن وجود نداره
ما به طرف دیگه اون ، روح و روان سفر میکنیم و بخشی از اون میشیم
رین ، تو هنوز جوونی
به زندگی ادامه بده و مراقب مهر باش
و قدرت خودت رو با خدایانی که هنوز دنیا نیومدن تقسیم کنی
و اگه اتفاقی برای مهر و موم افتاد وظیفه تو اینه که باهاش کنار بیای
!اینو فراموش نکن
!نه... نه
ما روی تو حساب میکنیم، رین
خداحافظ
!نه ! پدربزرگ
ایداتن یانخدا میشناسن رو صلح فقط
ایداتن یانخدا میشناسن رو صلح فقط
#1 زمان صلح
ا-اون تندباد ناگهاني چي بود ؟
...خداي من ، واقعا منو ترسوند
این شبیه باد نبود بیشتر شبیه این بود که یه چیزی از بقلمون رد بشه
هوی هوی ، همین الان از بقل انسانا رد نشدیم؟
ولش کن
امکان نداره ما رو ببينن
بيشتر روي حرکت سريعتر تمرکز کن ، هاياتو
!ل-لعنتي! برگرد اينجا
!تو یه عفریته داخل بدن بچه ای
...نه ساعت برای یه دور ، دور زمین
این خیلی کندتر از حد معمولته
داری تنبلی میکنی؟
کی وسط راه منو به باد کتک گرفت؟ !جیندای عوضی پیر
واقعا که چه بچه ی بی فایده ای
فک میکنی این بهت کمک میکنه که یه ایداتن مناسب بشی؟
به هر حال ایداتن "مناسب" دقیقاً چیه؟
سریع بودن مگه چقدر مهمه؟
تو هر روز منو میکشونی اینجا و مجبورم میکنی سخت تمرین کنم... برای چی؟
در روزگار قدیم دستههای بیشمار از هیولاها روی زمین بیداد میکردن
ما خدایانی هستیم که برای جنگیدن فراخوانده شدن
-ما از سرعتمون براي جنگيدن استفاده میکنم و
باشه ، باشه ، اين داستان رو شنيدم
اما هشتاد سال از وقتي که تو اين دنيا ظهور کردم گذشته
و این هیولاها کی مهر و موم شدن؟
حدود 800 سال پيش
ديدي؟ پس اين مهر کي باز ميشه؟
دنیا به اندازه کافی برای من اروم هست
کجا داري ميري؟
. میرم که یکم خوش بگذرونم . من برای امروز به اندازه کافی تمرین کردم
مشکلش چیه؟
...پدربزرگ ، به نظر می رسه 800 سال صلح خیلی طولانی بود
. هی، ببخشید که معطل شدی، ايسلي
تو مثل هميشه سريعي ، هاياتو
...هرچند به سرعت رین پیر نمیرسه
خب ، اون الان سطحش مثل یه هیولاس
بلاخره یه روز اونو شکست میدم
تنها کاری که انجام میدی اینه که اون کتابهای انسانی رو بخونی چطوره بیای باهم تمرین کنیم؟
واقعا ترجیح میدم که نیام . میمیرم
...بعلاوه
من عاشق خوندم
و میتونم بیشتر از زمان زندگی محدود انسانا یاد بگیرم
از اونجایی که دنیا تو صلحه چه ضرری داره که همچین ایداتنی داشته باشیم؟
، خوب، من اون پیرزن نیستم پس مشکلی باهاش ندارم
زودباش بریم ببینیم پائولا چیکار میکنه
خدايا ، نميتونين ساکت تر باشين ؟ !همشون رو ترسوندي
ما که تو نيستيم ما نميتونيم مثل پرنسسهاي ناز بدويم
پرنده ها چيز جالبي بهت گفتن؟
،حالا که فکرشو میکنم
انسانهای زیادی داخل منطقه یخچالهای طبیعی شمالی جمع شده بودن
انسانها اونجا چيکار ميکنن ؟
از کجا بايد بدونم؟
من شنیدم که پرندگان سبز عظیم هم وجود داشتن
اما اونا احتمالاً هواپیما هستن
به نظر میرسه باید هواپیمای نظامی پادشاهی زوبل باشن
...منظورت اون زوبله
همون کشور که همه جاش کارخانه ی اسلحه سازیه و
و دوس داره به محیط زیست گند بزنه؟
ارتش اونا تو منطقه یخچالی چی میخوان؟
چمیدونم
به جای اینکه اینجا بشینیم حدس بزنیم ، بهتره که بریم ببینیم
فقط 400 کلیومتر تا اونجا راهه شما دوتا تو عرض 20 دقیقه بهش میرسین
فکر کنم بايد بريم
حق با توعه
... واقعا یه عالمه آدم اونجا هستن
!هایاتو
اوضاع چطوره؟
. هوی، اومدین
نمی دونم دنبال چی هستن اما امنیت اینجا خیلی جهنمیه
هر چی که میخوان احتمالا اونجاست
اما با این همه آدم، نمی تونم بدون اینکه متوجه بشن نزدیکتر بشم
پس ميتوني بری بررسيش کني ، پائولا؟
من؟
وقتی رفتی اینو بذار اونجا
چی شده ، دکتر اوبامی؟
نه ، حتما توهم زدم
فرایند ذوب شدن چقدر دیگه طول میکشه؟
98درصد تکمیله! دیگه اخراشه
به زودی بیدار میشه
ا-اين ديگه چيه؟
یکی از شیاطین 800 سال پیش
...که راحت میتونه جهانو نابود کنه
!حیوون شیطانی گیودو-کون
حتی اگه اینها فقط هیولاهای سطح پایین در میان قبیله شیاطین باشن اما انسانای فعلی نمیتونن باهاش بجنگن
چطوره؟ باحال نیس؟
تا زمانی که ما بتونیم از قدرت اون استفاده کنیم هوتنا و سارابل اهداف اسانی میشن ، مگه نه؟
برای من اهمیتی نداره که مردم زنده می مونن یا می میرن
...فقط میخوام واکنش خدایان رو ببینم
خدایان؟
!نگرانش نباش
...باشه
این پیرمرد مثل همیشه عجیبه
و چطور سردش نيست ، با این لباسا؟
...پس این همون شیطانه که اون پیر زن در موردش صحبت میکرد
!این ارزش سفر کردنو رو داشت
الان وقت خوشحال شدن نیس
چرا که نه؟ اون فقط یه بچه ماهی کوچیکه
خوب ، من مطمئن هستم که رین سان می تونه ...در بدترین حالت اونو شکست بده
اما این دکتر اوبامی چطور در مورد 800 سال پیش و
هم ما و اسم این شیطان رو میدونه؟
...نباید هیچ انسانی با این نوع دانش باقی مونده باشه
شاید این پیرمرد مثل اون پیرزن 800 سال زندگی کرده؟
منظورم اینه که ، انسان معمولی اینقدر عمر نمیکنه
...درسته که انسانا نمیتونن اینقدر عمر کنن
اما اگه اون دکتر انسان نباشه چی؟
چی میشه اگه اون یه شیطان باشه که
توی این هشت قرن داشته تلاش میکرده که
شیاطین رو احیا کنه چی؟
!ایول ، آره! بعد از 800 سال ازاد شد
!ایول !ایول! ایول
دکتر! اينجا ايستادن امنه؟
نگران نباش گیودو کون خیلی مطیعه
تا وقتی که اونو تحریک نکنین ، حمله نمیکنه
...اما وقتی با خدایان مواجهه بشه قضیه فرق میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.