نخستین 200 خط.
ممنونم...
که زنگ زدی.
سرما میخوری.
سرده. بیا تو.
همه چی رو تو خودت نریز.
اون روز وقتی فرستادمت بیمارستان, و در مورد مریضیت فهمیدم,
میدونی چی بیشتر از همه اذیتم کرد?
بخاطر اینکه همیشه خودتو با تمام مشکلات اذیت میکنی .
اگه بتونی بهم تکیه کنی تا حمایتت کنم,
خیلی ممنون میشم.
فکر کنم خیلی ممنون میشم.
اما اینطور نیست, برا همینم الان ناراحتم.
چرا اومدی بیرون?
چون ماشینتو دیدم, اما ندیدم داری میای تو, پس...
درمورد چیزی فکر میکنی?
مشکل چیه? دوباره کارگردان داره بهت فشار میاره?
اگه بهت زنگ بزنم,
اما یه کلمه هم حرف نزنم,
حتی سلامم نکنم,
چیکار میکنی?
منم دوست دارم?
اما میتونی حس کنی منم یه مشکلی دارم.
بعدش, شاید به پلیش گزارش بدم.
نمیدونم چیکار میکنم.
چرا بعضی وقتا امتحانش نمیکنی?
قسمت ششم
همه اینا رو میبری گالری?
مشکلی نیست. خودم از پسش برمیام.
میتونیم با هم بریم.
قهوه?
من چای میخوام.
سرما نخوردی?
چرا اخر هفته زودتر نمیری خونه?
واسه چی?
شاید قبلا عشق بود,
اما الان غیراخلاقیه! زشت و بده!
فهمیدی?
چی غیراخلاقیه?
منحرف شدن از مسیر درست, دنبال راه نرمال و عرف نرفتن.
این غیراخلاقیه.
بی اخلاق بودن...
قبلا هم همینطوری بود.
واضح تر بگو!
اون داره میمیره.
هنوزم مجبوریم درمورد اخلاق و عرف بحث کنیم?
اگه اینجوری فکر میکنی, چرا نمیتونی همینو به ته هون بگی?
چرا ازش مخفی میکنیش?
چون خودتم میدونی غیراخلاقیه,
واسه همینم مخفیش میکنی.
مخفی کردنش از اون درست نیست.
با اینکه حرف زدن درمورد اخلاق و عرف با کسیکه داره میمیره واسش زیادیه,
اما حقیقته.
یه حقیقت غیرقابل انکاره.
خوبه.
میتونی بقیه شو بذاری به عهده کارگرا.
همسری...
ممنون.
یه دیقه صبر کن.
یه دیقه صبر کن.
اون...
نمیتونم بذارم سرجای من بشینید.
چون خودم خیلی وقته باهاش یجا ننشستم.
هی.
میشه بذاری پیرمرد بشینه لطفا?
همه میدونن واقعا نخوابیدی.
همسری.
>>داره برف میاد>>
حتی خدا هم داره با این برف بهمون نعمت میده.
باید سپاسگزار باشیم.
من...
من ازدواج کردم.
میدونم.
از یکی شنیدم.
مرسی بهم زنگ زدی.
ممنون که بهم توهین کردی.
و ممنون که چیزی نگفتی.
برای همه چیز ممنونم.
ممنون می یون.
زندگی خیلی خسته کننده اس.
میدونم یه بیماری لاعلاج دارم و فقط سه ماه دیگه زنده ام.
اما اصلا احساس ناراحتی نمیکنم.
اون موقع, اولین کسی که بهش فکر کردم تو بودی.
و بعدش قلبم خیلی سخت می تپید. متوقف نمیشد.
بالاخره که دارم می میرم,
بعد اینکه بمیرم, باید جزای همه کارای اشتباهمو بدم.
منو می بخشی?
حرف بی ربط نزن.
چرا فکر میکنی باید بمیری?
خیلی دیر شده.
با اینکه شنیدم ازدواج کردی,
اما گو می یون هنوزم همون گو می یونه.
خوشحالم بازم میبینمت.
هیچ گزارشی اینجا تو ایستگاه پلیسم نیست.
تو اورژانس بیمارستانا هم, هیچ هیون جی سوکی نیست.
اگه واقعا تصادفی شده باشه,
اینجا تو کلانتری یه گزارش میاد,
پس لطفا خیلی نگران نباش. لطفا یکم بیشتر صبر کن.
بریم.
تو اول برو.
خودم میتونم برگردم.
اینو بگیر.
چیزی نیست.
بگیرش.
تو مریضی.
ادم مریض باید اینو مصرف کنه.
لطفا بهم زنگ بزن. منتظر تماست هستم.
بهم زنگ بزن منم یه غذای توپ مهمونت میکنم.
باید بهم بزنگیا!
داره برف میاد, اما خیلی سنگین نمیباره.
من یه چتر میارم و میام ایستگاه قطار دنبالت. الان کجایی?
کجا رفتی?
چرا چیزی نمیگی?
میدونی چقدر نگران بودم?
چرا همیشه نگرانم میکنی?
میدونی چقدر عصبی بودم?
نگران بودم شاید فرستاده باشنت بیمارستان.
خواهش میکنم همیشه موبایلتو همراهت ببر.
دوباره کسی رو نگران خودت نکن.
حس نمیکردی یه نفر بیاد و تو همچین روز برفی ای دنبالت بگرده?
چرا?
حرفات شیرینه.
که یکی میاد دنبالم و میبرتم...
درست میگی.
حس میکنم واقعا یکی دنبالم میگرده.
دوست داشتی کی باشه?
خودت.
واقعا آرزو میکنم این روی خوش قلب تو بتونه تو اعماق قلبم جا بگیره.
واقعا با می یون ملاقات کردی?
نه بهم فحش داد نه از دستم عصبانی بود.
حتی دوساعت همراهیم کرد.
تو قلبش یه جایی واسه من هست.
سه روز نشده برمیگرده پیشم.
تو سه روز هشتمین ضربه اتو میزنی?
باشا...
7تا توپ. آخریش.
چند وقت یبار درد میکشی?
روزی یبار یا هرچند ساعت یبار?
همسری.
لطفا بیاریدش به اتاق چکاپ.
لطفا بیاید اینجا.
میخوام یه چیزی ازتون بپرسم.
شاید الانم از شرایطش اطلاعات داشته باشید.
واسه شرایط اون,
هرجا برید یه نصیحت بهتون میکنن.
بهتره دارو مصرف کنه تا عمل بشه.
اما به حرفمون گوش نمیده.
میتونه سوار هواپیما بشه?
هه جین ما,
هیچوقت با مامان باباش نمیره بیرون.
هردومون سرمون با درس خوندن خیلی شلوغ شده بود.
میخوام تو امریکا درمان بشه. بعدش میتونه با هه جین هم باشه.
میتونه یه پرواز طولانیو تحمل کنه?
داشتم دنبال یه ماشین میگشتم. همین روزا یکی میگیرم.
از همین یکی استفاده کن.
چرا یکی دیگه میخوای?
زود بی استفاده میشه.
میخوای کجا بری?
بیا با هه جین بریم تعطیلات.
ما تاحالا مسافرت خانوادگی نرفتیم.
سان فرانسیسکو چطوره?
اونجا رو دوست داری،مگه نه?
میتونی اونجا استراحت کنی همونجا هم تحت درمان باشی.
هی در مورد طلاق فکر کردی?
هی...سوار شو!
این بدرد نمیخوره, آجوشی.
امروز چه روزیه?
روزی که کاری ندارم انجام بدم و میتونم زود برم خونه.
چرا همش منو تحت تاثیر قرار میدی?
چیزی واسه تحت تاثیر قرار گرفتن وجود نداره.
دارم بررسی میکنم ببینم بعد کار با همکارای خانومت لاس میزنی یا نه.
شبیه دختر بازام?
هیچوقت نمیتونم مطمئن باشم.
من?
خودمم نمیتونم درموردش مطمئن باشم.
هیشکیو غیر از تو ندارم.
از وقتی بدنیا اومدم همینجوری بوده.
چشام فقط به توئه.
خیلی سرده.
اینجایی?
این چیه?
کوکتیل.
کوکتیل هم الکل داره.
لطفا یکم آبمیوه بهش بدین.
واه. اینجا خیلی گرون بنظر میاد.
کی میتونم برم همچین جاهایی?
مدرسه هم الان تعطیله.
تو یه همچین تعطیلات طولانی ای از کجا بیارم بخورم؟
و مردم میگن ادمای کارکشته حتی تو تعطیلاتم حقوق میگیرن.
همه این حرفا بی معنیه.
بهتره از قورباغه ها خواب زمستونی رو یاد بگیریم!!!
منتظر یه تماسی?
کی تلفنو اختراع کرده?
ادیسون.
بل نبود?
درسته. درسته.
خیلی شبیهه. خیلی شبیهه.
چرا همچین چیزی ساخته?
تلفن تو دستامه,
اما هنوزم نمیتونم به کسی که میخوام زنگ بزنم.
فقط ادمو دیوونه میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.