نخستین 200 خط.
آنچه در "تیرانداز" گذشت
من باید با کاسپر حرف بزنم
الکساندر پرازِویچ این شماره رو به من داده
خودم هستم آقای سایگِر
وویدِین این اطلاعات رو برای من گذاشته
همشون به وسیله ی یه روزنامه نگار به نام کارلینا اُردِنکو نوشته شدند
یه چیزی راجع به شهری به نام گِرِزنیول
دیمیتری وویدِین
تو یه روزی باهاش برخورد کردی
روز بعد تیکه های بدنش پیدا شد
ضمیمه بی
به نظر میاد ما داشتیم پیمانکاران نظامی خصوصی استخدام میکردیم
تا عملیات سیاه خارج از کتاب رو رسیدگی کنند
جنایات جنگ سراسرش نوشته شدن
یه نفر وقتی ما داشتیم اینو بررسی میکردیم دیدمون و متوقفمون کرده
ما داریم زندانیش میکنیم
اون چندین بند قانون ثابت عدالت نظامی رو نقض کرده
با کی باید حرف بزنم پس ؟
منشی ارتش
فقط چنین چیزی وجود نداره
الان حرفمو باور میکنی؟
آره...الان باورت میکنم
ما باید راجع به گلولت صحبت کنیم
چهارتا اسلحه تک تیرانداز در جهان وجود داره
که به اندازه ی کافی قوی هستن تا گلوله ای مثل اینو شلیک کنند
که "پادشاه سیاه" نام داره و یکیش هم دقیقا اونجاست
تو یه "پادشاه سیاه" دیگه پیدا کنی تیراندازت هم پیدا میشه
ترجمه شده توسط : @ThePriNc3 and @Nima076
تا وقتی که بفهمیم که یه جاسوس توی ساختمون وجود داره
ما باید شکل و شمایل خودمونو حفظ کنیم
یعنی که من مجبورم راجع به هر چیزی که مربوط به سوایگر میشه سوال پیچت کنم
فهمیدم ، قربان
اون کجاست؟
روحمم خبر نداره...
نقشه ای داره؟
آره ...داره دنبال تیرانداز واقعی میگرده
حقیقتا چیز دیگه ای بیشتر از این نمیدونم
خیلی زیاد حرف نمیزنه
نزدیکش بمون
بذار بیشتر بهت اطمینان کنه
حتما
متاسفانه با مرگ پِین
سر نخ هام درباره ی ارتباط وویدِن
با همه ی این چیزا کم رنگ تر شده
اما هنوز باور دارم که روسیه ای ها پشت پرده ی همه ی اینا هستن
بسیارخب...اگه اینطور باشه
باید طبق قانون انجامش بدیم
پس نمیتونیم بذاریم کسی بفهمه که ما میدونیم این قضیه چجوریاس
فقط یه کاره مثل همیشه
به کتابخونه خوش اومدید
تک تیرانداز "پادشاه سیاه" برای فروش
نتایج جستجو
مشخصات اسلحه
شرح تک تیرانداز
باشگاه عاشقان اسلحه تابلوی پیغام گردآورندگان اسلحه
بیاید و "پادشاه سیاه" افسانه ای رو تموم هفته ببینید
پروندتو راجع به روسیه ای ها خوندم
خیلی خوب بود
ممنونم قربان
فقط به این خاطر که همشون با دیمیتری وویدِن ارتباط دارن
حتما به این معنی نیست که پِین اونارو کشته
اوه ، و کاملا هم توطئه رو بروز نمیده
کارلینا اُردِنکو ...باید باهاش حرف بزنم
خب باهاش حرف بزن
وارد شدن
اکانت : جولی
آهای تو...
مَری بالاخره خوابش برد
پس یه دیقه وقت دارم که سلام احوالپرسی کنم
امشب یه ورقه شکلات نعنایی خوردیم... همونی که دوست داری
هرطور شده کُلشو خوردیم
کاشکی اینجا بودی
این لحظات ساده هست که خیلی دلم برات تنگ میشه
منم دوست داشتم اونجا باشم
اگه این باعث تسلی خاطرت میشه باید بگم که دارم پیشرفت میکنم
تقریبا تموم شده دیگه...قول میدم
دوست دارم
جولز...دامن رقص مری رو دیدی؟
میخواد بپوشدش
آره ...توی کشوی اوله
اُه-اُه اون جای همه چیو عوض کرده
نمیتونم پیداش کنم
نه بابا؟
کمکت میکنم
لانی
جک بفرما داخل
یا عیسی لان... چیکار کردی
این صندلی هارو از صنف آب نبات فروشی ها دزدیدی؟
به هرحال...ممنون به خاطر بیرون آوردنم
چاره ی دیگه ای واسم نذاشته بودی...مگه نه؟
خیلی شاد و منگولی به عنوان کسی که چهره ش توی همه ی اخبار پخش شده بوده
همه ی ماموریت ها به مانع میخورن
آره...پنچری لاستیک یه مانعه
تو کاملا به فاک رفتی
در واقع باید بگم به تماشایی ترین شکل ممکن..
به نظرم تو باید بازنشته شی
به خوبی واست جبران میکنیم
و یه مکان خوب واست دست و پا میکنیم
فیجی چطوره؟
آهای...کاپیتان بِلای
ببین...این اصلا خوب نیست لان
منظورم اینه که... بیخیال... تو نمیتونی کاری با من بکنی
خب... و من به فیجی نمیرم
یا جای دیگه ای
من 10 میلیون دلار میخوام یا اینکه با این لوتون میدم
کیفیت تصویرش اینجا خیلی تخمیه
باهاش از صفحه ی لپ تاپم فیلم گرفتم...
نسخه ی اصلیش خیلی بهتره
درست شبیه تک تک صفحات
کامل و بدون ویرایش نسخه ی کپی ضمیمه ی بی
که اینم باز در اختیار دارم
پس تموم این مدت تو مدرک داشتی؟
آره
از جسد دیمیتری وویدِن برداشتمش
فک کردم میتونه یه طرح خوبی واسه محافظت از خودم باشه
فک کنم درست فک میکردم
نه
اشتباه میکردی
ببین... تو میومدی اینجا
و فلشو بهم میدادی
منم بهت پاداش میدادم
چرا باید این کارو میکردم؟
اوه..نمیدونم
وفاداری ...؟! به عنوان مثال
به خاطر اینکه میتونست باعث بشه ازت قدردانی کنم
به خاطر اینکه من همیشه تو رو به عنوان یه دوست در نظر داشتم
آره ، خب تو خیلی مودب حرف میزنی
به عنوان کسی که منو با محافظ های مسلح احاطه کرده
جک ، اگه میخواستم بکشمت
میتونستم تو رو از توی جتم بیرون بندازم
از 1070 کیلومتری زمین
واقعا انقدر احمقی؟
من 10 میلیون یا چیز دیگه ای بهت نمیدم
از الان به بعد روی پای خودتی
خب ، پس فک کنم باید برم پیش مامورهای فدرال
بفرما برو
و به هر حال اون کاپیتان اِیهَبـــه
که یه پا داشت.. فیلم موبی دِک
من یه کپی بهت میدم
یه چی نیاز داری بخونی وقتی که منتظر حکم دادگاهی
خوشحال شدم دیدمت
سرهنگ سینگِر
کی؟
تو سرهنگ سینگِر رو توی تموم زندگیت میشناختی
حالا یهویی اون به پرونده های دسته بندی شده داخل ضمیمه "بی" دسترسی داره
تو قبرشو کندی وقتی که ازش خواستی بهت کمک کنه
حالا باید پُرش کنی
سینگِر هیچی نمیدونه
تو رو میشناسه
و راجع به ضمیمه "بی" هم میدونه
احتیاط خوبه ولی بیش از حدش دیگه به همه شک میکنی
سینگِر خطرناک نیست
و اون خانم گذشته هم نیست
مردم دلشون واسش تنگ میشه
میدونی...
به نظرم تو داری جایگاهت رو از یاد میبری
جایگاهمو؟
فک میکنی تو چه خری هستی؟
تو یه مستی که اجازه دستیابی به اطلاعات امنیتی رو داره
و تو یه احمقی که
فک کرده میتونه منو شکست بده
حالا برو به چرندیاتت بپرداز
و بعدش برو با سینگِر کنار بیا
نِیدین ممفیس پشت تلفن با هم حرف زدیم
تو دوست الِکسی هستی؟
نه کاملا
من مامور مخصوص اف بی آی هستم
فقط چند لحظه وقتتون رو میگیرم
من خیلی سرم شلوغه زن...خانم اف بی آی
وقتی برای مضطرب بودن ندارم
یه روزنامه نگار اوکراینی به نام کارلینا اُردنکو گم شده
باید باهاش صحبت کنم
خیلی خوشحال میشم اگه بتونید چند تا استعلام دقیق بگیرید
میترسم نتونم کمکتون کنم
اف بی آی به یه شماره ای با عملیات به طور بالقوه
غیرقانونی آگاهی داره که به شما مرتبط میشه
فقط یه حرکت دیگه میخواد تا دومینو تعطیل بشه
جفتمون میدونیم اگه چیزی تو چَنتِه داشتین
تا الان ازش استفاده کرده بودید
راست میگی ، استفاده میکنم بیاید داخل
اف بی آی
- دستاتو نشون بده - زانو بزنید
این یه سالن زیباییــه
تو سه تا سالن زیبایی برای پول شویی داری
یه کاسینوی غیرقانونی به مدت 8 سال و دو تا فاحشه خونه
و البته کل تجارت مواد روسیه ای ها
در شمال غربی اقیانوس آرام
تو داری وقتتو هدر میدی
من تموم زمان های دنیا رو دارم
و تو چی؟
دنبال چی میگردی؟ شاید بتونم کمک کنم
نظرت چیه؟ این یکی از چیزای مورد علاقمــه
- دوسش دارم - آره
نظر تو چیه؟
- هی - ممنونم
شما آقای جونز هستین؟
خودمم، بله آقا
تو گلوله های ویکفیلد رو برای مرکز هدف هزارمتریش آماده کردی
در منطقه ی اتباع میسولا ، درسته؟
آره...یه تیراندازی خفن و خوبی بود
No comments yet. Be the first to leave one.