Fate/kaleid liner プリズマ☆イリヤ
نخستین 157 خط.
hitomi uchiha ترجمه و زیرنویس
.ممنون که منتظر موندی، می می
ها؟ الیا هیچی نشده رفت؟
.آره
.به نظر میومد که عجله داشت
!خداحافظ، استاد
.باشه، سر راه مواظب باشید
!حداحافظ ، استاد
!هی، الیا! دویدن تو راهرو ممنوعه
آکادمی خصوصی هومورابارا
!میبنمت
!داداشی
آ ، تو هم داری میری خونه ، الیا؟
!آره ! بیا با هم بریم ، داداش
.باشه
چی شده؟
تو مدرسه اتفاقی افتاده؟
.یه رازه
.اوه آره ، دادا
میای تا خونه مسابقه بدیم؟
.اه؟ باشه، ولی من دوچرخه دارم
.عیبی نداره. من سریع میدوم
!وایسا ، الیا
اپیزود اول
.تولد یه دختر جادویی
هیچوقت فکرشو نمیکردم بعد یه سال برگردم
چه حسی داره بعد یه سال دوری از خانه برگردید ، ارباب؟
.هیچ حس خاصی نداره
.در عوض ، تعجب کردم که از گمرک جون سالم به در بردی
.چه کشور غم انگیز وعجیبیه
.حتی یه تکه زیبایی هم توش نیست
.درست مپل یه نفر
.یاقوت ،حرفمو پس میگیرم
.حس بدی داره
. از این که با یه همچین احمقی برمیگردم حالت تهوع میگیرم
.من اون کسیم که حالش به هم خورده
.از همون اول ،تو شروع کردی
(برای اینه که اشتباهاتِ خودتو انکار کنی، در باز کن(مثلا فحش بود
چی گفتی؟
.لطفا از دعوا کردن جلوی مردم خودداری کنید ،ارباب
.این مردم رو به هم میریزه
یادت رفت برای چی این همه راهو برگشتیم ژاپن؟
.باورنکردنیه! اینا چه وقایعِ اعصاب خوردکنی ان
.بیا کارو زودتر تموم کنیمو برگردیم ، روبی
!من رسیدم
.خوش اومدید ،الیا _ساما
آه ، شیرو شما بودی؟
.آره ، در مدرسه همدیگه رو دیدیم
.اوه ، راستی ، الیا- ساما ، بعد از ظهر یه بسته براتون رسید
...فکر کنم محتویاتش ... دی وی دی بودن
.این منم ، بوشیدو ماساشی
.آجی لیز! اینکه اونا رو بدون من ببینی نامردیه
.اوه ، الیا. خوش اومدی
.خوش اومدی" رو تحویل من نده"
.من اون کسیم که بابت اینا پول داده
...درسته ، ولی
...داشتم فکر میکردم که چی ان
دی وی دی انیمه ، هان؟
!ایلیا توسط این دنیا آلوده شده
نمیتونم اینطوری با خانم مواجه بشم .اونم بعد از این که خونواده رو به من سپرد
.نباید اینقدر نگرانش باشی
!چه حرف بی مسئولیتانه ای
حتی اگر فقط برادر ناتنیش باشی .الگوی خوبی نیستی که این اتفاقا میوفتن
من؟
.مشکل اصلی اینجاست که تو داری تمام کارای خونه ی منو انجام میدی
.هیچ دلیلی نیست که من اینجا باشم وقتی تو این کارو میکنی
میشه شما دوتا این کارو بس کنید؟
!ساکت شو ، روبی
.اون کسیه که شروع کرد ، پس اون کسیه که اشتباه میکنه
اگه دخترایی که رویای جادویی بودن رو دارن .صدای تو رو میشنیدن ،گریشون میگرفت
.روبی ، یه حفاظ درست کن
!یه حفاظ
.حفاظ همیشه فعاله ، ولی نمیتونم جادوی به این قدرتمندی رو کاملا دفع کنم
.باور نکردنیه، مثل سوسک سگ جونی
نمیخوای محو بشی؟
.فهمیدم... متوجه میشم که چه حسی داری
!اگر این طوره، آخرین تشریفاتتو انجام میدم
یه کارت رده بندی؟
.خیلی خوب
.اگر اینطوره منم بازی میکنم
!کارت رده بندی:کماندار ! به وجود بیار
!نیزه دار ! به وجود بیار
هاه؟
!هی، روبی!به وجود بیار
چی شده! سفایر؟
.اوه خدا. دیگه نمیتونم سروکار داشتن با شما رو تحمل کنم
دلیل این که استاد بزرگ ، چوب های جادویی رو .به شما سپرد این بود که، باهم همکاری کنید و ماموریت رو به پایان برسونید
!حقته ، رین توساکا
.که چوب خودت سرزنشت کنه
.میدونستم که من ارباب ارشدم
.نه ، این به شما هم اشاره داره
چی گفتی؟
.لوویا_ ساما ، شما ماموریت رو نادیده گرفتید، و گستاخانه رفتار کردید
.متاسفانه ، شما رو به عنوان اربابم مناسب نمیبینم
راجع به "ارباب ارشد " بودن چیزی میگفتی؟
!ساکت شو
...خوب ،اگر اینطوره
وایس ـ
...با وجود اینکه این کار کاملا خودخواهاناست
.ما چند روز مرخصی میریم
!یه دقیقه وایسا
میخوای که ارباب خودتو به مبارزه بطلبی، چوب مسخره؟
!شما دیگه ارباب من نیستی ، رین _ سان
!تقاص کارتو پس میدی، سفایر
.عذر میخوام ، ارباب سابق
.راستی ، شما دوتا
.تبدیلتون قبلا باطل شده ، اگر کاری نکنید میوفتید
!روز خوبی داشته باشید
.الیا _ سان
.داره دیر میشه ، باید زود برید حموم
.باشه
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
آزاد
.شاید دیدن یه فصل کامل اونم فقط تو مدت زمان بین دو وعده ،زیاده روی بود
جادو، هان؟
...اگر واقعی بود،به درد میخورد
...مثل جادوی پرواز کردن تو آسمون
...یا جادویی که تکالیف رو انجام بده
...یا جادوی عشق
!امکان نداره،امکان نداره،امکان نداره
!من همچین چیزی نگفتم
چی بود؟
!اوه آره
.شاید چراغارو خاموش کنم ،بهتر ببینم
هاه؟
...یه طورایی به نظر میاد
...که داره نزدیک تر میشه...
...خوب ، چراغ خاموش بود
.فکر کردم کارت تموم شده
.آه ، گرفتم !ببخشید ، غلط کردم
!نه
.آه ، تونستی جاخالی بدی
.میخواستم سریع کارو تموم کنم
.خوب ، عیبی نداره
.از ملاقات شما خوشبختم
.من چوب جادوی عشق و عدالت هستم ، روبی _ چان جادویی
تو ، دوست داری یه دختر جادویی بشی؟
چطوریه؟
.یه دختر جادویی شو و با قدرت ترکیبیمون با شیاطین میجنگیم
.مشکوک به نظر میاد
این وضعیت چیه؟
"اوه ، همین حالا فکر کردی که این" مشکوک به نظر میاد
...خ ـ خوب
...آره
.چه ناراحت کننده
تو این عصر مدرن ، دختری نیست که رویای تبدیل شدن به دختر جادویی رو داشته باشه؟
نمیدونم این " چیز" داره راحع به چی صحبت میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.