How To with John Wilson

How To with John Wilson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

How To with John Wilson S03E01 WEB-DL Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

برچسب‌ها

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
تاریخ انتشار: 2024-07-23
تعداد دانلود: 76
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫سلام نیویورک‌نشین‌ها.

‫رابطه‌ای که با توالتتون دارید...

‫با تمام اشیاء منزلتون فرق می‌کنه.

‫خیلی شبیه یه شریک احساسیه...

‫تنها چیزیه که دائما از شما حمایت می‌کنه.

‫لحظات صمیمی بی‌شماری رو با هم تجربه کردید.

‫و با تمام خم و چم زیباش آشنایی دارین.

‫دلیلی برای اینه که برگردید خونه.

‫و وقتی که می‌رید بیرون واسش ‫ چیزهای خوب بخرید.

‫و نمی‌تونید تصور کنید که ‫یه نفر دیگه پیشش باشه...

‫حتی با این‌که ممکنه قبل شما ‫ شرکای زیادی داشته باشه.

‫ولی وقتی خونه رو ترک می‌کنید...

‫از ناحیه امن خودتون خارج می‌شید...

‫و مجبورید که از توالت‌های ‫موجود دیگه استفاده کنید.

‫معمولا اول از کسب‌وکارهای محلی ‫درخواست می‌کنید...

‫ولی هیچ‌کدومشون قبول نمی‌کنن.

‫می‌تونم برم دستشویی؟

‫- نه. ‫- باشه.

‫نه. خب؟

‫و درست وقتی که به چیزهای نامتعارفی...

‫فکر می‌کنی تا خودت رو راحت کنی...

‫از روی پل کویینز‌بورو رد می‌شی...

‫و می‌بینی که یه توالت همراه ‫ روی دو تکه الوار...

‫روی گارد ‌ریل قرار داده شده.

‫پس از پل بالا می‌ری که ببینی بازه یا نه.

‫و با این‌که بالاخره جایی واسه ‫خلاص کردن خودت پیدا کردی...

‫با خودت می‌گی که کاش انقدر زحمت نیاز نداشت.

‫مطمئنی که این شهر پر توالته...

‫ولی همیشه وقتی یکی نیاز داری...

‫در دسترست نیستن.

‫ولی شاید اگه کمی تحقیق کنی...

‫بتونی رازش رو کشف کنی...

‫و وارد ماتریکس توالت‌ها بشی...

‫و ورود به تمام توالت‌های شهر...

‫برات آسون بشه.

‫پس جای نگرانی راجع به زیادی آب خوردن...

‫یا از خونه دور شدن...

‫بشین اینجا دوست من تا بهت...

‫بهترین راه پیدا کردن ‫توالت عمومی رو نشون بدم.

‫درواقع این شهر کلی توالت عمومی داشت که...

‫قبل هزاره سوم در دسترس بودن.

‫قبلا می‌تونستی توی هر ‫ پارک یا ایستگاه مترویی...

‫به توالت دستریس پیدا کنی.

‫ولی بعد در دهه هفتاد...

‫اکثرشون به دلیل کمبود بودجه...

‫تعطیل شدن.

‫و این مشکل به مرور زمان بدتر می‌شه.

‫حدود هشت میلیون شهروند ‫ در نیویورک وجود داره...

‫و شصت میلیون توریست هم سالانه میان.

‫ولی فقط حدود هزار توالت عمومی...

‫برای برطرف کردن نیاز مردم وجود داره.

‫و فقط دو تاشون دائما در دسترس هستن.

‫[بیست و پنج ساعت روز در ‫هفت روز هفته خدمات می‌دهیم]

‫بنا بر دلایلی هیچ توالتی...

‫توی میدان تایم نداریم...

‫یا مرکز راکفلر...

‫و محله آپر ایست ساید هم...

‫یکی از بزرگ‌ترین توالت‌های دنیاست.

‫ولی شاید شهرداری به فکر راه‌اندازی ‫توالت‌های بیشتری نیست...

‫چون که سیستم فاضلاب همین الان هم کم آورده.

‫پس یه سری به شرکت فاضلاب می‌زنی...

‫که ببینی درواقع ظرفیت بیشتری دارن یا نه.

‫[پنج روز است که در این ‫ کارخانه حادثه‌ای رخ نداده]

‫از اینجا می‌تونیم که...

‫تمام اتفاقات کارخانه رو بررسی کنیم.

‫چاله کثافت یه عبارت واقعیه یا...

‫مثلا چیزیه که...

‫نه، درواقع چندین چاله کثافت داریم.

‫دستگاه مخصوص شماره یک چیه؟

‫دستگاهیه که دیروز اختراع ‫کردم که یه کار خاص انجام بده.

‫آهان.

‫خب چه نوع موادی از این سوراخ خارج می‌شه؟

‫پلاستیک، بطری پلاستیکی، ‫کارتن‌های کاغذی.

‫یعنی این‌جور مواد هم وارد فاضلاب می‌شه؟

‫آره، هر چیزی که به وارد ‫ فاضلاب بشه میاد اینجا.

‫فضولات گربه چی؟ می‌شه ریختش توی توالت؟

‫- فضولات گربه رو نمی‌شه. ‫- آهان.

‫اگه توالت عمومی بیشتری بسازیم...

‫سیستم فاضلابمون ظرفیتشون رو داره؟

‫بدون شک.

‫چی می‌شه اگه...

‫تمام کارخانه‌های فاضلاب نیویورک تعطیل بشن؟

‫فاضلاب به منزل مردم...

‫و رستوران‌ها برمی‌گرده...

‫عملا همه‌چیز احتمالا نابود می‌شه.

‫مراسم سیسمونی داشتین؟

‫نه، امروز یه نفر که اسمش رو ذکر نکرده...

‫این رو گذاشته روی میزم و من...

‫باید بفهمم که کار کی بوده.

‫- آهان. می‌شه ببینیم چی توشه؟ ‫- حتما.

‫- خوبه. ‫- یه لباس قشنگه.

‫اوه. قشنگه.

‫نوه‌ام خیلی خوشحال می‌شه که...

‫- می‌تونه این رو بپوشه. خدای من! ‫- وای.

‫حتما طرفدار جنگ ستارگان بوده چون که...

‫- یودا کوچولو. ‫- یودا کوچولو.

‫چون که دیگه توالت‌های عمومی ‫ زیادی پیدا نمی‌شه...

‫خیلی از مکان‌ها راه حل موقتی‌ای دارن...

‫که سال‌ها باقی می‌مونه.

‫چند توالتی که همچنان فعالیت می‌کنن...

‫خیلی شرایط بدی دارن.

‫معمولا شهرداری در اتاقک‌ها رو برمی‌داره...

‫که مردم توش کارهای بد بد نکنن.

‫پس احتمالا مجبوری همراه ‫ خودت یه پتو بیاری...

‫که توی توالت کمی امنیت داشته باشی.

‫معمولا هم دستمال توالت پیدا نمی‌شه...

‫چون ظاهرا شهرداری ازش ‫ استفاده‌های دیگه‌ای می‌کنه.

‫یه توالت عمومی توی ساحل برایتون هست...

‫که راستش خیلی خوبه...

‫و دلیلش اینه که کارکنان اونجا...

‫خیلی بهش رسیدگی می‌کنن...

‫و با وسایل تزئینش می‌کنن.

‫الان مثلا درخت کریسمس با ذرت بو داده...

‫نه، ولی تغییرش دادم به... ‫نمی‌تونم خوب تلفظش کنم.

‫- به پوریم یهودی. پریم. ‫- پوریم. پوریم.

‫- آره گمونم. ‫- اون بود...

‫و بعدش هم به تعطیلات ‫بعدی یعنی پروم رفتیم.

‫آهان.

‫از یهودی‌هایی که میان اینجا یاد گرفتم.

‫- مایا آنجلو دارم. می‌بینی؟ مایا آنجلو. ‫- چه باحال.

‫از سگ‌هام بگیر. سال نو مبارک!

‫[سال نو مبارک! ‫حین رانندگی مشروب نخورید]

‫حین رانندگی مشروب نخورید. ‫بعدش «دعا کنید» رو هم اضافه کردم.

‫حدودا سه سال پیش یه خانم از منهتن اومد.

‫- می‌خواست از روی پل ورازانو بپره. ‫- واقعا؟

‫بعد یکی از علامت‌ها رو خوند...

‫و شدیدا زد زیر گریه.

‫[موقعیت شما نباید شکرگزاری شما رو تغییر بده، ‫ ولی شکرگزاری شما قطعا می‌تونه موقعیتتون رو تغییر بده]

‫پس یه خانم رو از ‫خودکشی احتمالی نجات دادی؟

‫آره.

‫چقدر زحمت لازمه که یه ‫دستشویی توی نیویورک...

‫[بدون دست و پا زاده شد و بعد چهارده سال راب ‫ تونست به آرزوش یعنی مربی شدن برسه]

‫به چنین ظاهری برسه؟

‫خب اول از همه، نمی‌خوام پز بدم.

‫ما، من و سبستا از سرمایه خودمون ‫استفاده می‌کنیم. پول خودمون.

‫هر چیزی که اینجاست ‫رو با پول خودمون خریدیم.

‫جدا؟

‫آره، همه‌اش رو با پول خودمون خریدیم.

‫- آهان. باشه. ‫- بله عزیزم؟

‫می‌شه یه تاکسی برای من خبر کنید؟

‫باشه.

‫تنها تلاش شهرداری مبنی ‫ بر حل مشکل دستشویی...

‫وقتی بود که توی سال 2008...

‫پنج دستشویی خودکار...

‫در کل پنج محله بزرگ ساختن.

‫هزینه ورود 25 سنت بود...

‫و محدودیت زمانی پانزده دقیقه‌ای داشت.

‫ واست سواله که چطور ‫ خودش رو تمیز می‌کنه...

‫و متوجه می‌شی که زمینش...

‫درواقع یه دکمه هست...

‫و اگه روی سینک بشینی...

‫می‌تونی دستشویی رو گول بزنی که رفتی بیرون.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫وای!

‫چون توالت عمومی خیلی زیاد پیدا نمی‌شه...

‫اکثر فعالیت‌های مردم بیرون رخ می‌ده.

‫خیلی از مردم در نواحی مشخصی ‫ از نیویورک ادرار می‌کنن...

‫برای همین صاحبین فروشگاه...

‫هر روز صبح پیاده‌رو رو وایتکس می‌زنن...

‫تا بوش رو از بین ببرن.

‫همچنین در توالت‌های نمایشی...

‫در فروشگاه ایکه‌آ رو پیچ کردن...

‫تا ملت ازشون استفاده نکنن.

‫ولی وقتی داشتی بررسیشون می‌کردی...

‫اونی که پیچ نشده بود...

‫توش جیش بود.

‫بوش رو حس می‌کردی.

‫و هر چند قدم توی نیویورک...

‫احتمالا یکی از بطری‌ها رو می‌بینی...

‫که با ادرار شخصی پر شده...

‫که نتونسته به موقع دستشویی پیدا کنه.

‫سلام. چطوری؟

‫- خوبم. ‫- یه لحظه وقت داری؟

‫واسه راننده‌های روز...

‫واسه افراد توی هوای روشن ‫ سخت‌تره که دستشویی کنن...

‫واسه همین از بطری استفاده می‌کنن.

‫و اکثرا کلی بطری شاش روی زمین می‌بینم.

‫هر کسی وقتی نمی‌تونه دستشویی پیدا کنه...

‫راه حل مخصوص خودش رو داره.

‫ولی اگه به اندازه کافی پول داشته باشی...

‫درواقع اصلا نیاز نداری که نگران باشی.

‫خب یه حالتی هست...

‫که بهش می‌گم مثانه همپتون...

‫که این حالت...

‫از این ایده برداشته شده که مسیر...

‫نیویورک تا همپتون...

‫از سه تا شش ساعت متغیره.

‫تزریق بوتاکس به مثانه...

More Farsi Persian subtitles for How To with John Wilson

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left