نخستین 200 خط.
سلام نیویورکنشینها.
رابطهای که با توالتتون دارید...
با تمام اشیاء منزلتون فرق میکنه.
خیلی شبیه یه شریک احساسیه...
تنها چیزیه که دائما از شما حمایت میکنه.
لحظات صمیمی بیشماری رو با هم تجربه کردید.
و با تمام خم و چم زیباش آشنایی دارین.
دلیلی برای اینه که برگردید خونه.
و وقتی که میرید بیرون واسش چیزهای خوب بخرید.
و نمیتونید تصور کنید که یه نفر دیگه پیشش باشه...
حتی با اینکه ممکنه قبل شما شرکای زیادی داشته باشه.
ولی وقتی خونه رو ترک میکنید...
از ناحیه امن خودتون خارج میشید...
و مجبورید که از توالتهای موجود دیگه استفاده کنید.
معمولا اول از کسبوکارهای محلی درخواست میکنید...
ولی هیچکدومشون قبول نمیکنن.
میتونم برم دستشویی؟
- نه. - باشه.
نه. خب؟
و درست وقتی که به چیزهای نامتعارفی...
فکر میکنی تا خودت رو راحت کنی...
از روی پل کویینزبورو رد میشی...
و میبینی که یه توالت همراه روی دو تکه الوار...
روی گارد ریل قرار داده شده.
پس از پل بالا میری که ببینی بازه یا نه.
و با اینکه بالاخره جایی واسه خلاص کردن خودت پیدا کردی...
با خودت میگی که کاش انقدر زحمت نیاز نداشت.
مطمئنی که این شهر پر توالته...
ولی همیشه وقتی یکی نیاز داری...
در دسترست نیستن.
ولی شاید اگه کمی تحقیق کنی...
بتونی رازش رو کشف کنی...
و وارد ماتریکس توالتها بشی...
و ورود به تمام توالتهای شهر...
برات آسون بشه.
پس جای نگرانی راجع به زیادی آب خوردن...
یا از خونه دور شدن...
بشین اینجا دوست من تا بهت...
بهترین راه پیدا کردن توالت عمومی رو نشون بدم.
درواقع این شهر کلی توالت عمومی داشت که...
قبل هزاره سوم در دسترس بودن.
قبلا میتونستی توی هر پارک یا ایستگاه مترویی...
به توالت دستریس پیدا کنی.
ولی بعد در دهه هفتاد...
اکثرشون به دلیل کمبود بودجه...
تعطیل شدن.
و این مشکل به مرور زمان بدتر میشه.
حدود هشت میلیون شهروند در نیویورک وجود داره...
و شصت میلیون توریست هم سالانه میان.
ولی فقط حدود هزار توالت عمومی...
برای برطرف کردن نیاز مردم وجود داره.
و فقط دو تاشون دائما در دسترس هستن.
[بیست و پنج ساعت روز در هفت روز هفته خدمات میدهیم]
بنا بر دلایلی هیچ توالتی...
توی میدان تایم نداریم...
یا مرکز راکفلر...
و محله آپر ایست ساید هم...
یکی از بزرگترین توالتهای دنیاست.
ولی شاید شهرداری به فکر راهاندازی توالتهای بیشتری نیست...
چون که سیستم فاضلاب همین الان هم کم آورده.
پس یه سری به شرکت فاضلاب میزنی...
که ببینی درواقع ظرفیت بیشتری دارن یا نه.
[پنج روز است که در این کارخانه حادثهای رخ نداده]
از اینجا میتونیم که...
تمام اتفاقات کارخانه رو بررسی کنیم.
چاله کثافت یه عبارت واقعیه یا...
مثلا چیزیه که...
نه، درواقع چندین چاله کثافت داریم.
دستگاه مخصوص شماره یک چیه؟
دستگاهیه که دیروز اختراع کردم که یه کار خاص انجام بده.
آهان.
خب چه نوع موادی از این سوراخ خارج میشه؟
پلاستیک، بطری پلاستیکی، کارتنهای کاغذی.
یعنی اینجور مواد هم وارد فاضلاب میشه؟
آره، هر چیزی که به وارد فاضلاب بشه میاد اینجا.
فضولات گربه چی؟ میشه ریختش توی توالت؟
- فضولات گربه رو نمیشه. - آهان.
اگه توالت عمومی بیشتری بسازیم...
سیستم فاضلابمون ظرفیتشون رو داره؟
بدون شک.
چی میشه اگه...
تمام کارخانههای فاضلاب نیویورک تعطیل بشن؟
فاضلاب به منزل مردم...
و رستورانها برمیگرده...
عملا همهچیز احتمالا نابود میشه.
مراسم سیسمونی داشتین؟
نه، امروز یه نفر که اسمش رو ذکر نکرده...
این رو گذاشته روی میزم و من...
باید بفهمم که کار کی بوده.
- آهان. میشه ببینیم چی توشه؟ - حتما.
- خوبه. - یه لباس قشنگه.
اوه. قشنگه.
نوهام خیلی خوشحال میشه که...
- میتونه این رو بپوشه. خدای من! - وای.
حتما طرفدار جنگ ستارگان بوده چون که...
- یودا کوچولو. - یودا کوچولو.
چون که دیگه توالتهای عمومی زیادی پیدا نمیشه...
خیلی از مکانها راه حل موقتیای دارن...
که سالها باقی میمونه.
چند توالتی که همچنان فعالیت میکنن...
خیلی شرایط بدی دارن.
معمولا شهرداری در اتاقکها رو برمیداره...
که مردم توش کارهای بد بد نکنن.
پس احتمالا مجبوری همراه خودت یه پتو بیاری...
که توی توالت کمی امنیت داشته باشی.
معمولا هم دستمال توالت پیدا نمیشه...
چون ظاهرا شهرداری ازش استفادههای دیگهای میکنه.
یه توالت عمومی توی ساحل برایتون هست...
که راستش خیلی خوبه...
و دلیلش اینه که کارکنان اونجا...
خیلی بهش رسیدگی میکنن...
و با وسایل تزئینش میکنن.
الان مثلا درخت کریسمس با ذرت بو داده...
نه، ولی تغییرش دادم به... نمیتونم خوب تلفظش کنم.
- به پوریم یهودی. پریم. - پوریم. پوریم.
- آره گمونم. - اون بود...
و بعدش هم به تعطیلات بعدی یعنی پروم رفتیم.
آهان.
از یهودیهایی که میان اینجا یاد گرفتم.
- مایا آنجلو دارم. میبینی؟ مایا آنجلو. - چه باحال.
از سگهام بگیر. سال نو مبارک!
[سال نو مبارک! حین رانندگی مشروب نخورید]
حین رانندگی مشروب نخورید. بعدش «دعا کنید» رو هم اضافه کردم.
حدودا سه سال پیش یه خانم از منهتن اومد.
- میخواست از روی پل ورازانو بپره. - واقعا؟
بعد یکی از علامتها رو خوند...
و شدیدا زد زیر گریه.
[موقعیت شما نباید شکرگزاری شما رو تغییر بده، ولی شکرگزاری شما قطعا میتونه موقعیتتون رو تغییر بده]
پس یه خانم رو از خودکشی احتمالی نجات دادی؟
آره.
چقدر زحمت لازمه که یه دستشویی توی نیویورک...
[بدون دست و پا زاده شد و بعد چهارده سال راب تونست به آرزوش یعنی مربی شدن برسه]
به چنین ظاهری برسه؟
خب اول از همه، نمیخوام پز بدم.
ما، من و سبستا از سرمایه خودمون استفاده میکنیم. پول خودمون.
هر چیزی که اینجاست رو با پول خودمون خریدیم.
جدا؟
آره، همهاش رو با پول خودمون خریدیم.
- آهان. باشه. - بله عزیزم؟
میشه یه تاکسی برای من خبر کنید؟
باشه.
تنها تلاش شهرداری مبنی بر حل مشکل دستشویی...
وقتی بود که توی سال 2008...
پنج دستشویی خودکار...
در کل پنج محله بزرگ ساختن.
هزینه ورود 25 سنت بود...
و محدودیت زمانی پانزده دقیقهای داشت.
واست سواله که چطور خودش رو تمیز میکنه...
و متوجه میشی که زمینش...
درواقع یه دکمه هست...
و اگه روی سینک بشینی...
میتونی دستشویی رو گول بزنی که رفتی بیرون.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
وای!
چون توالت عمومی خیلی زیاد پیدا نمیشه...
اکثر فعالیتهای مردم بیرون رخ میده.
خیلی از مردم در نواحی مشخصی از نیویورک ادرار میکنن...
برای همین صاحبین فروشگاه...
هر روز صبح پیادهرو رو وایتکس میزنن...
تا بوش رو از بین ببرن.
همچنین در توالتهای نمایشی...
در فروشگاه ایکهآ رو پیچ کردن...
تا ملت ازشون استفاده نکنن.
ولی وقتی داشتی بررسیشون میکردی...
اونی که پیچ نشده بود...
توش جیش بود.
بوش رو حس میکردی.
و هر چند قدم توی نیویورک...
احتمالا یکی از بطریها رو میبینی...
که با ادرار شخصی پر شده...
که نتونسته به موقع دستشویی پیدا کنه.
سلام. چطوری؟
- خوبم. - یه لحظه وقت داری؟
واسه رانندههای روز...
واسه افراد توی هوای روشن سختتره که دستشویی کنن...
واسه همین از بطری استفاده میکنن.
و اکثرا کلی بطری شاش روی زمین میبینم.
هر کسی وقتی نمیتونه دستشویی پیدا کنه...
راه حل مخصوص خودش رو داره.
ولی اگه به اندازه کافی پول داشته باشی...
درواقع اصلا نیاز نداری که نگران باشی.
خب یه حالتی هست...
که بهش میگم مثانه همپتون...
که این حالت...
از این ایده برداشته شده که مسیر...
نیویورک تا همپتون...
از سه تا شش ساعت متغیره.
تزریق بوتاکس به مثانه...
No comments yet. Be the first to leave one.