9-1-1

9-1-1

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

9-1-1 S02E06 720p WEB x264
9-1-1 s02e06 hdtv x264-lucidtv HI removed
9-1-1 S02E06 720p HDTV HEVC x265
9-1-1 S02E06 480p HDTV x264
ناشر ladaani
❤❤ LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail : [email protected]

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
تاریخ انتشار: 2018-10-30
تعداد دانلود: 45
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫خب تقریبا امنیت خونه ات در حد قلعه های اسکاتلندی شده

‫به نظرت دیگه یه کم زیادی نیست ؟

‫منظورت سه تا سنسور حرکتی فقط برای سالن ؟

‫منظورم اینه ، مگر اینکه بخوای لیست محرمانه رو

‫از دست تام کروز دور نگه داری

‫فیلم ماموریت غیر ممکن ، ندیدی ؟

‫ببخشید تا حالا ندیدم

‫خنده داره

‫شاید بهتره لولای در رو باز کنیم

‫یا از اهرم نجات بخش استفاده کنیم

‫نه،من دوبار اندازه گیری کردم از در رد میشه

‫نمی تونید بچرخونیدش و از اون سمت بریم داخل ؟

‫نه پیتزامون میوفته

‫شما پیتزاتون روی مبل جدید من گذاشتید ؟!!

‫ ‫توی جعبه است که...

‫باشه

‫ببخشید. میخواستی نرم افزار مدیریت دوربین مداربسته رو بهم یاد بدید

‫خب تو میتونی از این قسمت همه چی رو کنترل کنی

‫با پات بالا ببر

‫و حتی اگه خونه نباشی میتونی با موبایلت چک کنی

‫خوبه چون اگه نصفه شب یه صدایی شنیدم دیگه لازم نیست

‫از تخت بیرون بیام و بعدش بفهمم صدای یخساز یخچال بوده

‫مرسی بچه ها که زحمت کشیدید تو روز تعطیلیتون بهم کمک کردید

‫- اصلا زحمتی نیست ، بشقاب بیارم ؟ ‫- روی کابینته

‫- تو آشپزخونه ‫- آبجو کجاست ؟

‫آشپزخونه ، توی یخچال

‫هوشمندانه ست

‫واقعا بامزه ست

‫آره خیلی ، تو باید بچه اش رو ببینی که چقدر بانمکه

‫چی ؟ مگه چیمنی بچه داره ؟

‫نه ، من فکر کردم منظورت...

‫چیمنی ؟!؟

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫من تیلور کـِلی از برنامه گزارشات ترافیک لحظه ای هستم

‫ما داریم سقوط میکنیم

‫سرجاتون بمونید ، سرجاتون بمونید

‫خلبان گزارش داده

‫که مشکل فنی براشون پیش اومده

‫به نظر میاد میخواسته اون قسمت فرود بیاد

‫آره ، نزدیک بوده

‫ولی به اندازه کافی نزدیک نبوده

‫از اینجا برید

‫خوب بچه ها ما باید چندتا گروه بشیم و از پشت جایگاه بریم

‫ادی وقتی که مردم رو از اینجا دور کردیم

‫به نظرت میشه موتور رو یه جوری خاموش کرد ؟

‫امیدوارم بشه ، ولی من فقط نگران سیستم پویای هلکوپتر هستم

‫سیستم چی ؟

‫وقتی که آدمای داخلش رو بیرون بکشیم وزن هلیکوپتر تغییر میکنه

‫ممکنه همه چی بهم بریزه و پره های بالگرد بشکنه

‫و اون موقع تکون خوردن هلیکوپتر کمترین مشکلمون میشه

‫خب حفاظ کلاهتون رو پائین بیارید

‫- باک تو خانوم رو بیرون بیار ‫- دریافت شد کاپیتان

‫دستت رو دور گردنم بنداز

‫- خوبه ، ما داریم میریم ‫- باشه

‫ادامه بده

‫نگران نباش

‫خب ، با شماره سه ، یک... دو ... سه

‫ضربان قلبت که نرماله ، نیاز به مراقب پزشکی نداری

‫- حالت چطوره ؟ ‫- نمیدونم

‫ترنت چی ؟ حالش خوبه ؟

‫خلبانتون حالش خوب میشه

‫میشه یه لطفی کنی این جمله رو تکرار کنی :

‫اگه با سرعت 405 کیلومتر بر ساعت، 5 مایل رو طی کنید

‫صبحتون رو خیلی ناهنجار شروع می کنید

‫مسخره بازی در میاری ؟

‫من صداشون رو میشناسم

‫شما خانوم تیلور کِلی ، گزارشگر اخبار هستید درسته ؟

‫آره شبکه "اسکای ویتنس" اخبار ساعت هشت

‫خودم هستم

‫خیلی جالبه

‫ که میبینم این صدای خوب واسه این چهره زیباست

‫لطف دارید

‫بیشتر از اون چیزی که فکرش رو کنید

‫منو از گیر کردن تو ترافیک نجات دادید

‫احتمالا فردا گیر میوفتی

‫برای برقراری صلح و آرامش در دنیا

‫پیشوای ما ، ما را با رحمت خداوند مشهور کند

‫ما پیشوایمان را عبادت میکنیم

‫خدا صدای عبادت کنندگانش را میشنود

‫برای شادی روح بروک نش

‫ما خدا را عبادت می کنیم

‫خدا دعا ما را میشنود

‫اگه زنده بود امروز 13 سالش بود

‫خیلی سخته که چهره اش رو تو ذهنت

‫به خاطر بیاری ؟

‫آره

‫مخصوصا نزدیکای تولدش که میشه

‫آخرین پروژه بروک توی مدرسه این بود

‫که یه نفر رو توصیف کنه

‫و اون من رو قهرمان توصیف کرده بود

‫خیلی بهم افتخار میکرد

‫من مطمئنم هنوزم بهت افتخار میکنه

‫امیدوارم ، پدر روحانی ، امیدوارم که اینجوری باشه

‫خیلی باحاله

‫عاشقشم ، میخوام از همه جا فیلم بگیری

‫زندگی واقعی درون یک ایستگاه آتش نشانی

‫خدایا بگو که یه دالماشیایی این دور و بر هست

‫- ببخشید ‫- کاپیتان نش ، تیلور کـِلی هستم

‫- ما اون روز همدیگه رو دیدیم... ‫- شمارو میسناسم خانوم کـِلی

‫فقط نمی دونم اینجا چیکار می کنید

‫- لطفا اینجا فیلمبرداری نکنید ‫- چرا که نه ؟

‫به خاطر اینکه کار درستی نیست

‫مگه هنوز باهاتون تماس نگرفتن

‫- کی ؟ ‫- کاپیتان

‫فرمانده پشت خطه

‫تیلور کـِلی ؟

‫شما اینجا چیکار می کنید ؟

‫منو تیلور صدا بزن ، رانندگی چطوره ؟

‫دلت برام تنگ شده ؟

‫قطعا صبح بدون تو یه جور دیگه شروع میشه

‫- حالت چطوره ؟

‫بعد از اون حادثه حالت چطوره ؟

‫عالیم

‫با تشکر از همه شما

‫من هنوز زنده ام ‫شما بچه ها فوق العاده اید

‫من میخوام یه گزارش از این ایستگاه آتش نشانی

‫و همه ی قهرمان هایی که اینجا کار می کنند تهیه کنم

‫ولی تو کارت گزارش و کنترل ترافیکه

‫من هنوز برای پرواز آماده نبودم

‫تصمیم گرفتم گزارشم رو اینبار از روی زمین تهیه کنم

‫و از طریق دوربین چهره ات رو هم معروف کنی

‫- اینم میتونه یه دلیل باشه ‫- دختر باهوشی هستی

‫واسه مصاحبه با شما خیلی هیجان زده ام

‫میخوام بدونم چرا این شغل رو انتخاب کردید

‫دیونه کننده ترین چیزی که تا حالا دیدید چیه

‫و روبرو شدن با مرگ چه جوریه

‫هَوی ، منظورم اینه که تقریبا نزدیک بود بمیری ؟

‫کسی به این اسم منو صدا نمیزنه ‫چیمنی صدام کن

‫من شرط میبندم پشت این اسم یه داستانی قرار داره

‫آره ولی از اون داستان ها نیست که بشه تو تلویزیون پخش کرد

‫شما فرمانده رو خیلی تحت تاثیر قرار دادید

‫بهم گفت که تا اونجایی که میشه باهاتون همکاری کنم

‫اصلا نگران نباشید کاپیتان نش

‫داستان شما مورد استقبال قرار میگیره

‫من قراره همتون رو معروف کنم

‫در مورد اینا بهمون بگو

‫این میز کلا در مورد عشقه

‫اینا هدیه هایی از طرف مردمی هست که ما نجاتشون دادیم

‫شیرینی ها خوشمزه و کارت پستال ‫عاشق کارت پستال ها هستیم

‫و کربوهیدرات ، ما عاشق غذاهایی هستیم که کربوهیدرات دارن

‫این چیزهایی که میبینید به ما انگیزه کار کردن میده

‫- عشق ‫- و کربوهیدرات

‫بله و کربوهیدرات

‫چی باعث شد که من آتش نشان بشم ؟!

‫سوال خوبیه

‫جوابش کوتاهه

‫بهم تیراندازی شد

‫راستشو بخوای ، من همینجوری این شغل رو انتخاب کردم

‫بعد از اینکه از ارتش جدا شدم بیشترین چیزی که دلم براش تنگ میشد

‫احساس دوستی و رفاقت بود

‫اینکه با یه تیم عالی شونه به شونه ی هم کار کنیم

‫و اینجا بهترین جایی بود که می تونستم این حس رو پیدا کنم

‫منظورم اینه که چرا بچه های کوچولو نمیخوان آتش نشان بشن ؟

‫مخصوصا ... یه آتش نشان جذاب

‫این برای شما ، بفرمائید

‫اصلا فکر نمیکردم گلوله بهم شلیک شده باشه

‫من 16 سالم بود ، داشتم از مدرسه به خونه برمیگشتم...

‫و بعد صدای تیراندازی شنیدم

‫و بعد تنها چیزی که احساس کردم دردی بود

‫که بهم نفوذ کرد و منو به زمین انداخت

‫و گلوله ای که اتفاقی به پشت من شلیک شده بود

‫و کلیه هامو سوراخ کرد ... خراشیدگی روی رگ آئورتم ایجاد کرد

‫من داشتم میمردم

‫و بعد یه نفر داد زد به 911 زنگ بزنید

‫و حدس میزنم یه نفر به 911 زنگ زد ‫چون تنها چیزی که بعدش یادم اومد این بود که

‫تو آمبولانس بودم

‫و دوتا بهیار داشتن به من رسیدگی می کردن

‫و بهم میگفتن که باید هوشیار بمونم

‫می دونید ، درسته مهارت اونا منو از مرگ نجات داد

‫ولی جوری که اونا از من مراقبت کردن

‫منو زنده نگه داشت

‫خب بریم ببینیم میتونیم مچشو بگیریم ، بیا

‫کاپیتان نش

‫می تونید چند لحظه از وقتتون رو به ما بدید ؟

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫سلام...اسم من سندی هست

‫از مجموعه ی موجودات شگفت انگیز سندی در خیابان ونتورا تماس میگیرم

‫یه آقا اینجاست که کارشو خوب انجام نمیده

‫مشکل چیه ؟

‫ما یه مسابقه خوردن داریم ‫حالش خوبه ، فقط کارش رو خوب انجام نمیده

‫بهم گفتن یه مرد اینجاست که بر اثر خفگی داره میمیره

‫نه گرورگری میگه که الان نیاز به کمک نداره

‫باشه ، خیلی ببخشید خانوم

‫اگه بگم تعجب میکنی

‫پارسال جوی چستانت توی مسابقه هات داگ خوری

‫ هفتاد و چهار تا هات داگ رو توی ده دقیقه خورد

‫ببخشید آقا شما درخواست مراقبت پزشکی رو رد کردید ؟

‫اوه خدای من

‫چه بامزه ست

‫این واسه شماست ؟

‫اسمش کلاد هست ، جایزه بزرگ مسابقه همینه

‫بچه ها ، بچه ها

‫برید کمک ، یه کم بهمون فضا بدید

‫میز و صندلی رو از اونجا بردارید

‫خب یه کم فضا به ما بدید ، لطفا

‫واسه شوک قلبی آماده باشید

‫مجرای تنفسی بسته شده

‫به کپسول اکسیژن نیاز دارم

‫این دیگه چیه ؟ مسابقه خوردن فلفل هست ؟

‫نه ، مسابقه پروتئین هست

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left