نخستین 47 خط.
چیز زیادی برا گفتن دارم
ولی اصلا نمیتونم جمله بندیشون کنم
کمکم کن
SOS
یک
یک دو
یک دو سه
یک دو سه چهار
چجور
چجور بیانی
میتونه احساساتمو به تو برسونه؟
باید قلبمو بیارم بیرون
ازش کپی بگیرم
و به قلب تو پیست کنم؟
به طور
به طور جادویی
تو یه روز خوب ظاهر شدی
قلبمو با خودت بردی
و نگامو به خودت جلب کردی
تو حریصی
چیزی که میخوام بهت بگم اینه که
منظورمو اشتباه برداشت نکن
ولی جز تو کس دیگ ایی رو نمیبینم
تو خیلی سردِ سردی عزیزم
اما با این حال منو آب میکنی
برام کافی نیست
میخوام بدون اینکه چیزی رو مخفی کنم خودمو بهت نشون بدم
ما همدیگ رو انتخاب کردیم
و روی چیزای جزئی تمرکز کردیم
وقتی میبینمت نفسم بند میاد
در واقع اصلا اینطوری نیستم
دوست دارم
همه ی کلمات زیبا رو انتخاب کنم و
برای تو جمع کنم
ولی وقتی روبروت می ایستم
همش تو گلوم گیر میکنه
وقتی صبح یه لیوان اب مینوشم
به خودم قول میدم
چیزی که رو نوک زبونمه
رو فردا میخوام بهت اعتراف کنم
تو خیلی خوشگلی
داروها برای سرماخوردگی
غذا برا گرسنگی
منم برای تو
میخوام تو رو توی دیکشنری به عنوان من معرفی کنم
راستی امروز باید چیکار کنم؟
تو گوگل سرچ کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.