نخستین 200 خط.
تمامی شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها ، مذهب ها و حوادث غیر واقعی و ساخته ذهن نویسنده می باشد
نظرت عوض شد؟
نونا نونا چیشده؟
نونا؟
نونا
لعنت به اون مشتت
چرا جا خالی ندادی؟
...من باید
یوجین رو از خاطراتم پاک کنم
منظورت چیه؟
اگه این کار رو بکنم
شاید بتونم رئیس رو ببخشم
من هیچوقت نگفتم باید حتما ببخشیش
اگه نبخشم
نمیتونم به زندگیم ادامه بدم
...روگال
...بدون من برو
نه هیچوقت بدون تو نمیرم
بیا باهم برگردیم
ببخشید
...این
تنها راه بود
گی بوم؟
گی بوم؟
قسمت 15
اگه به هوش نیاد چی؟ - باید بیاد -
اون خاموش شدن هیچی نبود
ممکن بود بمیره باورم نمیشه درش آورد
بدون این حتی نمیتونه نه راه بره و نه تکون بخوره
آره باید یه جدیدش رو براش بذارم - عوارض جانبی ای داره؟ -
ممکنه باعث از دست دادن حافظه اش بشه و شاید بدنش این تراشه ی جدید رو پس بزنه
انگار همه چیز خطری و ریسکیه
گوانگ چول میتونی مینا رو بلند کنی؟ - آره -
سوزان بیا برای جراحی آماده بشیم - باشه -
مطمئنی این اولین آزمایشت از این نوعه؟
این یه نوع محرکه
بدن رو تحریک میکنه که فورا حجم زیادی انرژی تولید کنه
حتی میتونه یه آدم فلج رو راه بندازه - هوانگ دوک گو-
تو مسکن خواستی منم یه عالمه محلولش رو بهت دادم
اما با یه ذره اش هم چند روزه آدم ممکنه بمیره
خیلی شنیدم که بهم میگن آدم قوی ای هستم
چطوری اینقدر قدرت تحملت بالاست؟
...قدرت تحمل
چرا اون دال هوی عوضی پیداش نیست؟
مرده
چی؟
کی کشتش؟
چوی یه وون
تو دال هو رو کشتی؟
دال هو هم مرده؟
ای وای دلم شکست
تو کشتیش؟ - هممون بالاخره یه روزی میمیریم -
بعضی ها هستن که لیاقتشونه که زودتر بمیرن عین خودت
گوشی رو بده چوی یه وون - هنوز زنده اس -
ولی چیکار کنیم؟
گفته برای کادوی تولدش، سرت رو میخواد
منم نتونستم نه بگم
باید اونجا باشم که تولدش رو بهش تبریک بگم
خوبه. اگه فکر میکنی میتونی از پسش بر بیای بیا پیشمون
میدونی دیگه که ویلام کجاست
ماشین رو آماده کن
من بهت اعتماد داشتم
اما انگار
تو به من اعتماد نداشتی
یه وون
...نه راستش
اینجوری نبود که من از قصد میخواستم این کار رو بکنم
بدجور منو تهدید کرد
درک میکنم
بعضی ها وقتی تحت فشار قرار بگیرن حتی حاضرن بچه هاشونم بفروشن
بالاخره ما که در واقع هم خون هم نیستیم
...حتما دیوانه شده بودم، منظورم اینه از بین این همه آدم، تو رو
ببخشید
طوری نیست
یه وون
یه وون
ولم کن ولم کن
یه وون
یه وون
یه وون
یه وون
گفتی میخوای ببینیش اما واقعا بهش شلیک کردی
گولم زدی؟
...کو یونگ دوک
میدونی کی کشتتش؟
چرا به مزخرفاتش گوش میدی؟
آماده ای که هوانگ دوک گو رو بگیری؟
از کجا مطمئنی که حتما میاد دنبالت؟
فقط حواست باشه که وقتی اومد، حتما کارشو برای همیشه تموم کنی
چه خبر شده؟
دیشب گی بوم هیونگ دوباره اومد با فرمانده بدجور دعوا کردن
و؟ - فرمانده حالش خوبه -
اما گی بوم هیونگ تراشه اش رو از گردنش کشید بیرون
فرمانده گفت گی بوم هیونگ تحریکش کرده بود
گفت میخواد همه چیز رو پاک کنه
اشکال توی تراشه روی مینا هم اثر میذاره
بله، باهم دیگه دارن درمان میشن
احساس میکنم سرم داره میترکه
چه بلایی سر گی بوم میاد؟
یعنی با یه تراشه جدید همه چی رو فراموش میکنه؟
خاطره هایی که از نظر زمانی به زمان آسیب دیدن تراشه نزدیکترن
بازیابیشون سخت تره
چشمهای مصنوعیش هم به حالت اولیه برگشتن
به خاطرهمین خاطرات تصویریش کلا پاک شدن
پاک شدن؟ تا کی؟
این رو نمیدونم
این خیلی وحشتناک نیست؟
باقی موندن در بین اعضای روگال ولی بدون هیچ حافظه و احساسی
چرا هست
اما مردم توی اینترنت منتظر حضور روگالن
ماهم زندگی خودمون رو داریم
یا بهتره نداشته باشیم؟ مثل روباتها؟
اگه یه مدت دیده نشیم فکر میکنن آرگوس ما رو کشته
هرچی میخوان فکر کنن برام مهم نیست
بیخیال روگال میخوام برای یه مدت همه چیز رو فراموش کنم
کانگ گی بوم
کانگ گی بوم؟
این اسمته
تو کی هستی؟
هان ته وونگ
هان ته وونگ؟
داده هان ته وونگ
من هیچی یادم نمیاد - حافظت به تدریج برمیگرده -
من کمکت میکنم
یه تراشه جدید برات کارگذاشته شده به خاطر همین چشمات ممکنه اثرات جانبی داشته باشن
باید زودتر خوب بشی تا بتونی کاری رو که توش مهارت داری انجام بدی
من تو چی مهارت دارم؟
دستگیری آدمهای بد
تخصصت بود
پس چرا اینطوری داغون شدم؟کی بهم حمله کرد؟
هیچ کس
مثل اینکه خودت گذاشتی این اتفاق بیفته
هرچی ماموریت سخت تر بود
تو توی انجام دادنش بهتر بودی
پس تو چی؟
من؟
حس میکنم خیلی کارا انجام دادم
گی بوم
اما فکر نمیکنم
توی هیچ کدومشون عالی بودم
خب فکر نمیکنم این درست باشه
از کجا میدونی؟ - همینطوری -
حالت خوبه؟
میتونه از جاش تکون بخوره پس فکر نمیکنم نگرانی ای وجود داشته باشه
حافظش چی؟ - اون کیه؟ -
رئیس چوی گون چول
داده چوی گون چول
من اطراف رو بهش نشون میدم تاکمکش کنه حافظش رو بدست بیاره
باشه
چطوره که مادام جانگ اینجا نیست؟
هیچ وقت همچین فرصتی رو از دست نمیداد
اون زنه مادام جانگ فکر میکنم دردسر درست کرده و گیر افتاده
میدونم بهت گفتم به درد نخور
پسش میگیرم
کجان؟
بهم التماس کن تا از جونت بگذرم
...من رو
من رو نکش
بلندتر
..تو روخدا
...من رو
قصد دارم برای مدتی کلیه فعالیتهای روگال رو تعلیق کنم
مشکلی هست؟ - نه فقط برای مراقبت و نگهداری -
نمیتونی کانگ گی بوم رو تحت کنترل نگه داری؟
منظورم اینه اون کسیه که هوانگ دوک گو رو آورد بیرون
یه عده میگن شکارچیای آرگوس در حقیقت به انجام جنایت تحریک میکنن
اگه اون یه اسلحه خود تخریب کنندست
راههای زیادی برای کنترلش هست
هان ته وونگ و کانگ گی بوم
اگه نمیتونن گذشتشون رو فراموش کنن چرا حذفشون نکنیم؟
اگه از شرشون خلاص شیم
روگال رسما میتونه بخشی از آژانس پلیس ملی بشه
واگه توی چندتا رویداد ملی خودتون رو نشون بدین
همه انتقادات فورا از بین میرن
نونا حالت خوبه؟
فقط از هوش رفتم همین
اینو به من نگو دیدم که درد میکشی
واقعا الآن خوبم
گفتی فرمانده با سونبه گی بوم رفته بیرون؟
آره
گفت که احساس خفگی میکرد
...اما اگه به هوش اومده بود
من میفهمیدم، اما چیزی حس نکردم
به خاطر این نیست که تراشه عوض شده؟
اینکه خوبه. خیالم راحت شد
واقعا خوبه؟
اون میزان درد رو راحت میتونستم تحمل کنم
مگه اینکه از روی جنازه من رد شی
پلیس اینجاست
چی؟ - چطور؟ -
انگار یکی بهشون اجازه داده بیان تو
هان ته وونگ کجاست؟
آهان یه عوضی بیشعور
نمیتونین بدون اطلاع همین طوری راه بیفتین بیاین اینجا
پلیس
لی گوانگ چول؟ - خب که چی؟ -
و تو هم سونگ مینا
میدونی ما کی هستیم پس لازم نیست نقش بازی کنیم
دنبال شما دوتا نیومدیم فقط بگید هان ته وونگ کجاست
اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.