What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

What We Do In The Shadows S03E07 720p WEB H264-GOSSIP
What We Do In The Shadows S03E07 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
What We Do In The Shadows S03E07 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
What We Do In The Shadows S03E07 WEBRip x264-TGX
What We Do In The Shadows S03E07 WEBRip x264-ION10
What We Do In The Shadows S03E07 10bit x265 720p WEBRip 2CH PSA
What We Do In The Shadows S03E07 10bit x265 1080p WEBRip 2CH PSA
ناشر NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
2CH
1080
تاریخ انتشار: 2021-10-24
تعداد دانلود: 64
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫-اون یکی چی؟ ‫-به خوبی جواب میده.

‫این جمعیت آب‌آورده‌ی ‫انسان‌ها اصلا به دریا تعلق نداره

‫خفاش!

‫سلام.

‫-گمشو از اینجا! ‫-درست مثل سریال جزیرۀ گیلیگان!

‫زودباش!

‫برامون کارت پستال بفرست!

‫فقط پسرا!

‫و بزن بریم...

‫مترجم: ‫Negar FD

‫دوباره خیلی عذر می‌خوایم اگر

‫وقتتون رو گرفتیم...

‫کاش می‌تونستم تو هرچیزی که

‫این تماس قرار بود راجع ‫بهش باشه کمکت کنم...

‫این کنت بکیولاست؟

‫-اون کیه؟ ‫-سلام کنت بکیولا!

‫-طرفدار بزرگتم! ‫-نه، هیس!

‫مثل اینکه واقعا خون‌آشام نیست.

‫ما اشتباه فهمیدیم! در واقع اون اسکوت...

‫-اسکات... بکیولاست. ‫-اسکات!

‫نادجا واقعا باید برم... ‫آدم تو استخرم هست...

‫-بله باید بری. خیلی ممنونم. ‫-ولی قبل از اینکه بری

‫کنت بکیولا، میشه فقط یه چیزی بپرسم...

‫شما احیانا خونه‌ی اجدادی

‫تو نواحی ترنسیلوانیا نداشتین؟

‫نه تا جایی که می‌دونم.

‫همه اینجا تو "شرمن اوکس" ساکن هستیم.

‫اوه، نزدیک بخارسته؟

‫نه، یه جاییه بین مولهالند و گلریا...

‫به خاطر همکارم عذرخواهی می‌کنم

‫دیوانه هستش.

‫من و نندور به یه توافق بهتر رسیدیم

‫راجع به ریاست شورای خون‌آشامی با همدیگه.

‫-که یک... ‫-راه حل دیپلماتیک هست، که به این وسیله...

‫که هر دو نفرمون ریاست ‫شورا رو به صورت روز در میون

‫بر عهده داریم.

‫راه حل افتضاحیه.

‫هر روز رو با لغو کردن کاری که ‫اون یکی روز قبلش انجام داده می‌گذرونن.

‫ما دو نفر هستیم... اما یکی کار می‌کنیم.

‫یکی.

‫من گفتم با هم بگیمش!

‫از زمان حکومت ‫پادوک دیوانه، این بدترین

‫ریاست شورای خون‌آشامیه که دیدم.

‫که اتفاقا اونم سعی کرد وظایف ‫رهبریش رو با یه چهار پایه

‫که فکر می‌کرد سخنگوئه تقسیم کنه

‫ولی حتی با اونم روزای خوشی رو گذروندیم!

‫هیچ روز خوشی با این دوتا وجود نداره.

‫در نهایت، تقسیم قدرت و

‫همزیستی همه‌ش همینه.

‫یک شرایط کاملا فلسطینی/اسرائیلی.

‫بله، یک برد دو طرفه.

‫-نندور! ‫-بله؟

‫دوباره شروع شد...

‫-چیه؟ ‫-نندور!

‫اینجایی!

‫-همه‌جا رو دنبالت گشتم... ‫-الان نه عزیزم.

‫-یه لحظه وقت می‌خوام. ‫-امکانش هست لطفا من رو بلند کنی و...

‫- سرم شلوغه. ‫- الان پوست بیضه‌هات رو می‌کنم و مجبورت می‌کنم

‫مثل آدامس بجویش!

‫این چیه؟

‫این یک عهدنامه برای شورای خون‌آشامی ما

‫در منطقه‌ی سه ایالتی هست...

‫برای اینکه حامیان مالی مفتخر راه‌ پیمایی تفریحی

‫-برای بیماری ام اس باشیم. ‫-بله.

‫-و چرا فکر می‌کنی این ایده‌ی خوبیه؟ ‫-نادجا!

‫ایده‌ی خوبیه، چون خوبه که

‫انسان‌ها سالم باشن.

‫انسان‌های سالمتر یعنی ‫انتخاب‌های سالمتر برای تغذیه‌ی ما.

‫-منو بلند کن لطفا! ‫-الان نه عزیزم!

‫-لطفا! ‫-برو کوچولو!

‫پس قراره پشت یه سری تی‌شرت به

‫کل دنیا اعلام کنیم:" با ‫افتخار، اسپانسر شده توسط

‫-خون‌آشام‌هایی که در میان شما زندگی می‌کنند... ‫-گوش کن به من!

‫-که اتفاقا قرار نبود راجع بهشون بدونین؟" ‫-یوو هووو!

‫لغوش می‌کنم.

‫-لغو میشه. ‫-سلام؟

‫هیچی رو لغو نکن.

‫به طور موقت دستور توقف کار

‫لغو کردن رو میدم.

‫هیچیکس اصلا نمی‌فهمه. ‫اینجوری میشه که مثلا

‫"اسپانسر شده توسط ولز فارگو

‫ساندویچی جرسی مایک...

‫"... وی‌کستا."

‫گاهی حس می‌کنم برای همه نامرئی شدم.

‫و این دردناکه، می‌دونی؟

‫عجب، خب...

‫الان قراره این کارو بکنیم؟

‫گیرمو رو برای مصاحبه‌ها ‫می‌ذارین کنار عروسکه؟

‫این کار... این کارو می‌کنیم؟

‫واقعا مصاحبه‌های آدمای درجه ‫دو رو همزمان انجام می‌دیم؟

‫عالیه، خیلی عالیه بچه‌ها...

‫اوه وای چه قدر بدبختی!

‫پاهای من پنج سانته!

‫مثل اینکه شما کارتون اینجا تمومه...

‫منم کار دارم برای انجام دادن...

‫-کمک می‌خوای؟ ‫-نه خودم می‌تونم.

‫-اوی! ‫-گیرمو، بیخیال...

‫این یارو خودش کار اضافیه، درست نمی‌گم؟

‫حالا حدس می‌زنم دارین فکر می‌کنین

‫چرا این رفقا توی قایقن؟

‫راستش تو راه جایی به اسم پلام آیلند هستیم

‫کالین رابینسون باور داره که پلام آیلند

‫اسراری راجع به منشا ‫انرژی خون‌آشامیش داره...

‫متعلق به دولته

‫یه مرکز تحقیقات بیماری‌های حیوانیه...

‫غیر قابل دسترس برای آدمای ‫عادی و احتمالا کاملا محافظت شده.

‫قرن‌ها پیش...

‫من فرماندهی بسیاری از

‫کشتی‌های مهم رو بر عهده داشتم.

‫من زندگی دریانوردی خودم رو به عنوان یک...

‫ملوان جوان در حال شستن ‫عرشه‌های پیپی...

‫عرشه‌‌های پیپی!

‫اسمش همینه!

‫-اوه... ‫-آره.

‫و از اونجا مسئول قایق‌های جنگی،

‫کشتی‌های جنگی، کشتی دزدان دریایی و...

‫دو ثانیه هم تایتانیک بودم.

‫هرچی بگی من توش دریانوردی کردم.

‫چه غلطا؟

‫-فقط بزن رو... ‫-آره آره دارمش.

‫ببخشید.

‫آره، بلنده.

‫می‌دونی، اینکه یه روح

‫تو بدن یه عروسک باشی ‫تجربه‌ی پیچیده‌ای بوده.

‫ولی یه سری خاطرات خوبی اینجا ساختم.

‫بله...

‫یادت باشه قطع کردن سر ‫کسی آخرین راه حل ممکنه.

‫آره، باشه.

‫که به نوبه‌ی خودش باعث به وجود ‫اومدن یه الگوی ناهموار میشه...

‫و برای همینه که

‫هفته‌ی پیش عجیب راه می‌رفتی.

‫-اگه خفه خون نگیری تو اونی میشی که عجیب راه میره. ‫-کاملا.

‫اوه نندور!

‫لعنت!

‫-خیلی خوبه! هی! ‫-می‌کشمت!

‫-نندور می‌کشمت! ‫-وای اوه... هی! نادجا!

‫ولی حالا که مدتی گذشته، ‫فهمیدم که به اینجا تعلق ندارم.

‫شاید من اون تیکه‌ی اضافه‌ی پازل هستم

‫زمانی که پازل تموم شده و ‫جایی برای گذاشتنش نیست.

‫که اتفاقا پازل‌ها اینطوری نیستن.

‫ولی کی اهمیت میده؟

‫این حسیه که دارم.

‫من اون تیکه‌ی اضافی پازلم.

‫باشه...

‫بزنیم به جاده...

‫صادقانه بگم نندور، نمی‌خوام

‫از سگ‌های باکره نمونه‌برداری ‫کنیم. قبلا امتحانش کردیم،

‫جواب نمیده.

‫-لغو خواهد شد. ‫-"بستنی خون‌آشامی"؟

‫فقط خون سرده

‫می‌تونیم خودمون خون رو بذاریم تو یخچال

‫-نیازی نیست بستنی خون‌آشامی تولید کنیم! ‫-نادجا...

‫-لغوش کن. ‫-سلام؟

‫-من دارم می‌رم. ‫-لغو خواهد شد.

‫پرتره‌های بیشتر از نندور؟

‫لغوش کن. نه، به اندازه‌ی کافی پرتره داریم...

‫باشه پس، فکر کنم به راه رفتنم ادامه بدم.

‫کارناوال خون‌آشامی؟

‫ما یه گونه‌ی مخفی هستیم!

‫وقتی من کاپیتان بودم، زندگی بهترین بود!

‫هزارتا آواز مخصوص دریا بلد بودم!

‫تا خایه بین فاحشه‌ها غرق بودم

‫روزای دیگه با شمشیر می‌جنگیدم

‫اینقدر طلا داشتم که ‫می‌تونستی یه چوب گوهی رو...

‫چه غلطی داری می‌کنی؟ تاریکه...

‫می‌دونم، حس خوبی داره ولی.

‫هی می‌تونی به پشتمم بزنی؟

‫شاید بعدا اینکارو بکنم.

‫این چه آهنگیه؟

‫آزاره‌دهنده‌ست ولی آشنا...

‫و بازم چیزی نیست که قبلا شنیده باشم.

‫موتور رو خاموش کن! موتور رو خاموش کن!

‫و رادیو!

‫فکر کنم صدا از اونجا میاد!

‫داره از سمت راست کشتی میاد

‫باید بررسیش کنیم!

‫خب مجبوریم! نمی‌دونم ‫چه کار دیگه‌ای میشه کرد!

‫-باشه، همون کارو می‌کنیم. بزن بریم. ‫-زودباش!

‫نه، دارم فکر می‌کنم...

‫-ممکنه تله باشه. ‫-منم به همین فکر می‌کردم!

‫کاملا مثل یه جور تله به نظر میاد...

‫احتمالا نباید...

‫اوه اوه!

‫نه، فکر می‌کنم حتما باید بررسیش کنیم!

‫-زودباش بجنب دیگه! بزن بریم! ‫-حله!

‫-حالا چی میگی؟ ‫-کراواتم کو؟ کراواتم کو؟

‫لعنتی!

‫اوه نندور! اوه نندور کمک!

‫-چیه؟ چیه؟ ‫-کمکم کن! کسی هست؟ نمی‌تونم...

‫اوه، نه!

‫-چیه؟ چی شده... ‫-نیست!

‫-کی؟ ‫-عروسک کوچولوم!

‫رفته! خونه رو ترک کرده! نمی‌تونم پیداش کنم!

‫از کجا می‌دونی از خونه رفته؟

‫-شاید فقط زیر مبله... ‫-نه!

‫می‌تونم تو استخونام حسش کنم!

‫منم اگر می‌خواستم همه نگرانم باشن

‫و شر به پا کنم دقیقا همین کارو می‌کردم!

‫یه کم بهش فضا بده، مطمئنم برمی‌گرده.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left