هماهنگ با نسخه‌های زیر

زوج تحقیقات قسمت ششم 06 - ده حقیقت متفاوت
ناشر ALIXSBZ
-بهترین ترجمه ی این سریال- ProMovies.me Hana.winx

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-05-26
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بهت پرونده ی کلاه برداری دادم که آسون بگیری کارو

اونوقت تو تبدیلش کردی به پرونده ی قتل

...آخه پزشکی قانونی مجوز کالبدشکافی میخواستن

...پس برای همین وقتی یه زنگ بهت زدن

دوییدی با مجوز رفتی؟

دلیل داشتم

نظر شما چیه آقای کانگ؟

حتی وقتی پزشکی قانونی هم شک کرده بود، ما باید مراقب میبودیم

اما چون رسما اعلام کردن که پرونده ی قتله

باید تحقیقات رو ادامه بدیم

خانم دادستان، ما دادستان هستیم

ما زیر دستای پزشکای قانونی نیستیم

میدونی که درسته؟

بله قربان، میفهمم

بازم بک بوم بود نه؟

بله قربان

این که قتل زنجیره ای نیست

مشخصه که یه خانوادن سر ارث دعواشون شده

بی خیال کارای پزشکی قانونی بشین

مظنون ها رو بیارین و بازجویی شون کنین

من هر دو روش رو برای تحقیقات استفاده میکنم

هم به بازجویی احتیاج دارم، هم به تیم پزشکی قانونی

دوباره همه ی مظنونین رو میارم

...اینجوری ممکنه

جدید ترین همکارمون رو به پزشکی قانونی ببازیم که

جناب کانگ

اگه شما مسئول دادستان ها هستی، حواست به زیر دستات باشه

چشم قربان

میتونین برین

چرا بین این همه آدم به تو زنگ زد؟

کی؟- بک بوم-

خب، پرونده ی قبلی رو هم با هم حل کردیم

...فکر کردی اگه مشکلی پیش بیاد

اون میاد ازت حمایت میکنه؟

آخرش همه چیز میوفته گردن تو

البته، خودم درخواست مجوز دادم

دکتر بک همچین هم آدم خوبی نیست

آره یه کم روانیه، بی مخه

تو آدما رو خوب میشناسی

...اون پِرو امیدوارم بتونی به جای اینکه ازت استفاده کنن

خودت ابتکار عمل حل پرونده رو به دست بگیری

درست مثل یه دادستان واقعی

سونبه

بین شما و دکتر بک چیزی پیش اومده؟

یه مرتبه خیلی حساس شدی

زیاد بهش اعتماد نکن

...اون کسی نیست که

تو بتونی از پیش بر بیای

مراقب باش

گوشه ی تخت- چشم-

بمیر

عکس

نه، این زاویه داره

دسته ی مبل- بله-

بمیر

خشونت خیلی بهت میاد

این بیشتر همه شبیه بود، بنویسش

آلت قتاله رو پیدا کردین؟

این فقط شبیه سازیه، اغراق نکن

مثل سریالای آمریکایی خود به خود مشخص نمیشه

اون روز ده نفر رفته بودن دیدنش

پس بیشتر از ده تا دروغ هست

...انگار جمجمه اش

وقتی که سرش خورده به دسته ی مبل ترک خورده

این یعنی یکی هلش داده

مهم اینه که کی هلش داده

راست میگی، ببین

چوی هه جا هست که کل روز رو باهاش بوده

...بعدش سه تا خواهراش هستن

که اومده بودن دیدنش

یه بهیار هم داشتن

دکتر شیفت، دکتر خودش

پرستارا، رزیدنتا و انترنا

اما این سه تا خواهرا مظنون اصلی هستن

بزرگتره، جانگ ایل نام

منتظر بود گرین کارتش آماده بشه

خواهر وسطیه، جانگ ای نام، اقامت مالزی داره

سومی، جانگ هونام

املاک جزیره ی ججوش رو برای فروش فوری گذاشته بوده

مشخصه که میخواستن فلنگ رو ببندن- دقیقا-

فکر نمیکنید همدست باشن؟

میگم، بیست میلیون دلار، برای هر سه تاشون بسته

دقیقا- ...اگه از دوره ی گوگوریو-

کار میکردم هم، بازم اینقدر در نمیاوردم

...بیاید همه ی کسایی که به اتاقش رفتن رو

ببینیم

...باید بفهمیم روزی که جانگ دوک نام

از دنیا رفت، چی شده

...خب

...شما قبلا بهیار بودی

سه سال پیش، بیمارستان سئون، درسته؟

بله، اون موقع اونجا بودم

...یادت هست که

...چی به سر اون آقایی که 13 جولای سه سال پیش

جراحی قلب کرده بود، اومد؟

اون آقایی که سه تا خواهر عجوزه داشت

اصلا اعصاب ندارن، یادت نمیاد؟

آهان اون سه تا زن وحشیه

خدا لعنتشون کنه

بنده خدا بعد جراحی فوت شد

یادته اون موقع چی شد؟

...همه میگفتن

...قبل اینکه قلبش وایسه

سه تا خواهرش میکشنش

دیوونه شدی؟ عقلت رفته هان؟

شاید هنوز بیهوشیت از بین نرفته

آبجی، نکنه دکتر مغز اینو جراحی کرده؟

حتما دیوونه شده- خواهرا-

تو رو خدا گوش کنین

تو اصلا نمیدونی اون زنیکه کیه

ازدواج ثبت کردی برا من؟ دیوونه شدی؟

فکر میکنی برای چی اومده پی مردی افتاده که رو به مرگه؟

برای پوله پول

اون همچین آدمی نیست

چرند نگو

فکر کنم چند روز بعد دعواشون بود

همسرش اومد- سلام-

...الان منم میخوام دیگه

جز این خانواده بشم- چی؟-

خانواده؟ چی نالیدی؟

زنیکه ی دو زاری تو چه ربطی به خانواده ی ما داری

باور نکردنیه

من

واقعا عاشق دوک نام هستم

بذارین تا بهتر بشه پیشش بمونم

چه مسخره

به خاطر خواهر شوهراش حسابی سختی کشید

اگه با من بد رفتار میکردن مهم نبود

اما با دوک نام هم، مثل آدم رفتار نمیکردن

...وقتی مریض شد، بیمارستان زندانیش کردن

وقتی که داشت میمرد، سر و کلشون پیدا شد

انگار منتظر مرگش بودن

...نمیتونم

خواهر شوهرام رو ببخشم

روز مرگ ایشون چطور؟

...من

...اون روز

برای چند لحظه رفتم بیرون

...وقتی برگشتم

دوک نام بیدار شو

...دکترا و پرستارا داشتن

بهش ماساژ قلبی میدادن

نباید تنهاش میذاشتم

روزی که آقای جانگ فوت شدن

شما باهاشون دعوا کردین؟

اون بیچاره تازه جراحی شده بود

چرا باهاش دعوا کرده باشم؟

واقعا؟

راستش

هو نام، بیشتر همه به دوک نام حسادت میکرد

اون از همه ی ما کوچیک تره

خیلی فاجعه بود

...یی نام همیشه میگفت

دلش میخواد دوک نام مریضی بگیره بمیره

...دوک نام طرف عروسمون، نه اون زنیکه

چویی رو گرفت، این کارش

باعث شد ایل نام بدجوری دیوونه بشه

...حتی یه روز هم نبوده که اونو

برادر واقعی خودم ندونسته باشم

حتی یه بار هم شده

وقتی کد آبی رو شنیدیم فورا رفتیم

اما قلبش از حرکت ایستاده بود

راستش فکر نمیکردیم باید سرش رو هم چک کنیم

مجبور بودیم فورا بهش ماساژ قلبی بدیم

اما خونریزی نداشت

اگه سرش خونریزی کرده بود

خون روی بالش پخش میشد

اگه میشد هم که مشخصا ما می دیدیم

احتمالش هست که جراحی خوب پیش نرفته باشه؟

دکتر لی هسونگ، خودشون شخصا ایشون رو جراحی کردن

و جراحیشون خیلی خوب پیش رفت

میتونین مستقیم از خودم بپرسین

من دادستان اون سول از دادستانی شرقی سئول هستم

شما دکتر لی هسانگ هستین؟

بله، بفرمایید

شما شخصا جانگ دوک نام رو جراحی کردین

و دکتر مسئول ایشون هم شما بودین؟

ما با پلیس همکاری کردیم

دیگه چی میخواین؟

پزشکی قانونی دارن سوابق پزشکی ایشون رو بررسی میکنن

ما میخوایم وضعیت اون موقع رو بدونیم

من بهش ماساژ قلبی دادم

شوک وارد شده بهش، ربطی به جراحی نداشت

دوک نام

دوک نام چشمات رو باز کن

دوک نام

دوک نام چشمات رو باز کن

دوک نام

دوک نام

همراه رو ببر بیرون

دوک نام، دوک نام

وقتی که زنده بودن چطور بودن؟

...فکر میکنید من چند نفر رو

جراحی کرده باشم؟

ما که نمیتونیم به خاطر بیاریم هر بیماری چه جوری بوده

در این حد وقت آزاد نداریم

اینجوریه؟

پس باید یکیو پیدا کنیم که خبر داشته باشه

پرستار مسئول اتاقای وی آی پی میدونه

اما الان پیش ما کار نمیکنن

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left