نخستین 200 خط.
چرا پاک نمیشه
بذار ببینم
"نمک ، سرکه ، جوش شیرین و آب گازدار"
فکر کنم آب گازدارو کافی شاپ داشته باشه
ای بابا طلاق گرفته؟
مدیر سئو عاشق یک زن مطلقه شده؟
...اون یه جادوگر حیله گره
که تونسته پسر رئیس از راه بدر کنه
من از راه بدرش نکردم
ما با هم قرار میذاریم چون همو دوست داریم
می خواستم بذارم ادامه بدین
اما فکر کردم بهتره جلوی شمارو بگیرم
میتونم بگم هیچ چیز مثتبی توش نبود
و من نه میخوام نه وارد بحث میشم
تو زندگی ، معمولاً وقتی تو بن بست قرار می گیری جوابش رو پیدا می کنی
به چیزی که واقعا میخواستی رسید؟
اعمال بلندتر از کلمات صحبت می کنند
"(دو صد گفته چو نیم کردار نیست)"
رفتارت بهم نشون میده که دروغ گفتی
...نقاشی که به دیوار تو گالری
به دیوار دفتر نامادریم آویزونه رو دیدی؟
آره دیدم
...اوننقاشی
در واقع مال منه ، من خریدمش
گفتی اون نقاشی رو تو خریدی؟
آره
اما چرا اونو تو دفتر مدیر چوی آویزون کردی؟
...نا مادریم ازم خواست میتونه مدتی
....اونو تو دفترش آویزون کنه
برای افتتاح گالریش
من اخیراً یک نقاشی بسیار گرون قیمت خریدم
معلوم شد تقلبی ـه
نقاشی گل ققنوس که تو دفترم آویزونه
باید قبل از اینکه رئیس بفهمه باید بخرمش
از نقاشی های هان سو مین تقلبی هم وجود داره؟
شاید باشه
اما کارهای اون هیچ وقت در گیر این چیزا نبوده
بهت گفتم
جعل کردن نقاشی های اون کار سختیه
مثل همیشه سردی
باشه بعدا می بینمت
بیا قبل از کنفرانس مطبوعاتی چای بخوریم
وقتی رسیدی بهم زنگ بزن
باشه خداحافظ
هر کسی اشتباه میکنه
اگه قدرت تشخیص دارید
باید به اشتباه اعراف کنیدو برطرفش کنید
...همه چی پیچیده تر شد چون تو از اون خبرنگار استفاده کردی
تا همه چی رو به گوش رئیس سئو برسونی
اما با تشکر از تو تونستم برای خودم یک مدرک بی گناهی پیدا کنم
مطمئنین ما به هم کمک کردیم؟
بهت گفتم که به هیچ عنوان نمیذارم تو سرزنش بشی
...به محض اینکه می ران اعلام کنه
میتونه راه بره همه چی حل میشه
...و همه چی برمیگرده سر جای خودش
البته به لطف اعتماد شما
مهم اینه که همه چی برگرده سر جاش
مدیر چوی آیا نقاشی واقعی رو پیدا کردید؟
نیازی نیست شما کاری بکنی
من خودم حواسم هست بهم اعتماد کن
...این واقعیت که شما میخوای من دوباره
بهت اعتماد کنم یعنی بازم میخوای گولم بزنی
من تصمیم گرفتم که درگیر یک جنگ بازنده نشم
الان دیگه من می دونم همه چیز شما دروغه
نقاشی ققنوس شما واقعیه
که چی؟
مثلا میخوای چیکار کنی؟
بهتون نشون میدم چیکار می تونم بکنم
کم پیدایید - درسته -
واقعاً خیلی وقته هم ندیدیم
این پسرمه
چه پسر خوش تیپی
به نظر مهربونم میاد
از حالا لطفا با مهربونی مراقبش باشی
بشین
ایشون یک مهمان خیلی مهم هستند بیا خودت معرفی کن
سیب زیاد از درخت دور نمی افته
دقیقا نگاهش مثل جوونیهای خودته
اون باید بهتر از باباش باشه
نه مثل پدرش
بهت گفته اجازه ندی کسی وارد بشه؟
به نظرت من هر کسی هستم؟
معذرت میخوام اجازه بدید از رئیس بپرسم
لازم نیست منتظر میمونم
گفتی کی اومده دیدن رئیس؟
واقعا که
باید یاد بگیری یه ذره انعطاف پذیر باشی
پسر شما شخصیت بسیار نیرومندی داره
من خیلی ازش خوشم اومد
چرا به جای رفتن تو اینجا وایسادین؟
چون دعوت نشدم برم داخل
به نظر میرسه رئیس یک مهمون مهم داره
اما انگار فقط پسرش دعوت کرده
خدای نکرده شما مدیر عاملی
چرا از هیچ کدوم ما دعوت نشده بریم تو
از این فرصت استفاده میکنم برا دیدن دفتر شما
حتما ، بفرما بریم دفتر من
این دفتر قبلاً متعلق به جونگ این بود
سئو جونگ این
بله میدونم
اگه جونگ این زنده بود
تو نمی تونستی بیای اینجا
بله ...احتمالاً
..رئیس نمی خواد شرکتش بیفته دست
یکی غیر از خانوادش
...و بزرگترین دلیلی که تو رو استخدام کرده
این بود که میخواست تو جونگ مین تحریک کنی
برام مهم نیست
مشکلی نداری میخواد ازت سوء استفاده بشه و بعد کنارت بذاره؟
من یک مدیر عامل قراردادی هستم
قصد ندارم برای همیشه اینجا بمونم
وقتی غرورمون آسیب می بینه
همه تمایل داریم که وانمود کنیم حالمون خوبه
ما هر چقدرم که پنهان کنید باز معلومه
چی می خواین بگین؟
اگه بتونی چیزی رو فراموش کنی دیگه جای زخم محسوب نمیشه
من در مورد جی یون حرف میزنم
مطمئنم که حق با منه
می تونم بگم فقط با نگاهت مشخصه که دلتنگشی
مگه نگفتین مشکلی ندارین عروست بشه؟
بله من مشکلی ندارم ولی نظر من اهمیتی نداره
رئیس بهم گفت قصد داره اونو قطع کنه
فکر نمیکنی این روش ترسناکیه برا بیان این حرف
فکر کردم شاید بخوای کمک کنی
جونگ مین فقط با پدرش سر به سر میذاره
بعدش رئیس از جی یون عصبانی میشه
و همه چی نتیحه معکوس میگیره
و آخرشم اونو از تیم پروژه مشترک اخراج میکنه
و این صدمات زیادی به شغلش میزنه
حتی اگر سعی کنه کار دیگه ای پیدا کنه ، شایعاتی وجود خواهد داشت
و میتونه فقط یک کارگر قرار دادی باشه
بنابر این پیدا کردن کار براش آسون نیست
...بنابر این تو باید پا پیش بذاری
...هرکار ازت بر میاد بکتی تا یک کار مناسب
براش پیدا کنی تا همه چی درست بشه
شما قبلا زن و شوهر بودین
بنابر این مطمئنم راحت نیستی
با اینکه به رئیس در این مورد نگفتم
...اما میدونم که شما بودی که
پیشنهاد رفتن می ران رو صحنه رو دادی
حدس می زنم تو و جی یون خیلی با هم جیک تو جیکین
فکر نکنم اگه جونگ مین بفهمه خوشش بیاد
می بینم که دارین از موضوع اصلی طفره میرین
اما جی یون چاره ای نداشت جز این که حرف شمارو گوش بده...
چون شما نامادری جونگ مین هستید
لی جی یون اینطوری بهت گفته؟
درسته که ایدش از من بود
اما اگه میدونستم یون می ران میتونه راه بره
اینقدر سرم میشد که این موضوع می تونه شرکت بخطر بندازه
فکر میکنی در این صورت اجازه میدادم بهش
چرا همسر رئیس باید همچین کاری بکنه؟
حق با شماست منطقی نیست
درسته که اولش ایده من بود
...اما جی یون بود که گذاشت
یون می ران بره رو صحنه
اونقدرام که فکر میکردم با فکر نیستید
فعلا این مهم نیست که کی درست بوده کی غلط
مهم اینه که فوری یک راهی برای جی یون پیدا کنی
من باید اینو به مدیر سئو بسپارم
بله ، من می دونم که ااون هر کاری بتونه میکنه
اما من به شما پیشنهاد می کنم که کمک کنید.
آیا این اشتباه بود؟
بیاین رو راست باشیم اینها تقصیر یون می ران نیست
و وقتی مسئله می ران باشه شما باید مسئولیت پذیر باشی
...اون از جی یون کینه داره
چون رابطه اش با شما خوب پیش نرفته
و در نهایت باعث شده به شرکت ضرر بخوره
...خوب که کر کنید
مسئولیت شما بزرگتره
...خودت میدونی که رئیس عصبانی میشه
اگه بفهمه شماها قبلا زن و شوهر بودین
پس بهترین کاره اینه که سریع برای جی یون یه کار پیدا کنی
تا سریع از سورین بی سرو صدا بره
جونگ مین شاید فعلاً بخاطر اون دست و پا بزنه
اما هرگز نمیشه حدث زد چه اتفاقی برای یک زوج یپش میاد
دقیقا مثل رابطه شما و می ران
با اینکه داستان عشق تون در سراسر نت پخش شده بود
اگه مغزت بدونه که قلبت چی میخواد
کارها خیلی آسونتر میشد
اما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است
از چیزی که فکر میکردم مفید تری
وزیر کیم کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری ـه
بااحترام باهاش رفتارکن وی کامل بهش اطمینان نکن
هر چقدرم باهاش صمیمی شدی خیلی خودتون نشون نده
باید باشه که تا پشتت رو بکنی در بسته میشه
حتما باید از ترفندهای سیاسی
برای گردوندن شرکت استفاده کنی؟
...فکر کردی من خوشم میاد
به سیاستمدارا رشوه بدم ؟
تا زمانی که تجارت و سیاست رابطه نزدیک داشته باشند ،
ما باید اطمینان حاصل کنیم که از جنبه بد دولت عبور نکنیم.
شرکت های زیادی وجود دارند که منحل شدند...
بخاطر پشت کردن به دولت
این مال وقتیه که دیکتاتوری نظامی وجود داشته باشه
حتی اگر اوضاع و شرایط دولت تغییر کرده باشد ،
...به راحتی یک تجارت بخطر میفته
حتی اگه در رده سه گروه برتر باشی
من میدونم که دولت خوشش میاد از مقررات گذاشتن
و دوری کردن شرکتها غیر ممکنه
اما بزرگترین مشکل اینه که ما استقلال نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.