Protect the Boss

Protect the Boss (보스를 지켜라)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Protect The Boss E12

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-12-09
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اها، در مورد چیزی که قبلاً گفتی

،من واقعاً نمی دونم چی درسته

ولی دوباره در موردش فکر می کنم

اگه فقط یه بار باشه اشکال نداره، درسته؟

داشتی براش مسئله رو روشن می کردی، آره؟

اشکال نداره

...بغل کردنش لازم نبود، ولی

خیلی با جنبه این کارتو می پذیرم

!اه، باید روبروی خونه پیادم می کردی

خیلی خسته کننده است

چی کار باید بکنم؟

...چرا همیشه اوضاع اینجوریه؟ آزار دهنده است

خوبی؟

من... من خوبم

پس لطفاً نگران من نباش

اه، ترسوندیم

.فکر کردم یه غریبه است

به نظر می آید حالت خوبه

!چی کار داری می کنی؟ خطرناک

واقعاً درد داره

خسته ام ، گمشو

امروز با کارمندام شام خوردم

اونا دور سوم مشروب خوردن هم شروع کردن ولی منو با یه تاکسی فرستادن خونه و بهم گفتن که من مستم

.اما من اصلاً مست نبودم

که چی؟

تو نمی خواهی مشروب بخوری؟

گفتم خسته ام

چرا؟

اتفاق بدی افتاده؟

از صورتت معلوم که خسته ای

نشنیدی؟

!بهت گفتم گمشو

تو باید خونه می موندی، برای چی دوباره اومدی؟

--قسمت 12-- تو باید خونه می موندی، برای چی دوباره اومدی؟

تو باید خونه می موندی، برای چی دوباره اومدی؟

یه کاری داشتم که باید انجام می دادم

یه چیزیو باید فراموش کرده باشی... که توی هر شرایطی که هستی، باید به تماس های من جواب بدی .قبل از اینکه دوباره زنگ بزنم

!درسته

!اینجوریه

فراموش کردم

اینطوریه؟

.پس دوباره یادادشت بردار و یادت بمونه

...فهمیدم

چی کار داری؟

،قبل از اون، بزار من یه چیزی رو بپرسم

مون وون گفت که اون این شرایط رو دوست نداره؟

بهت گفت که راحت نیست تو رو توی یه دفتر کار مشترک ببینه؟

نه

باشه

خیلی خوب. یک، تو باید درخواست جابجاییت ،رو کنسل کنی

اگه این کار رو نکنی، بدترین کاریو که یه رئیس می تونه سر کارمندش در بیارو نشونت می دم

.به یکی از شعبه های، توی یه کشور جهان سوم می فرستمت

دو

،من گشنمه

بهم غذا بده

چی گفتی؟

!نو ایون سئول، اینجا رو ببین

شام نخوردم و با کلی اضطراب منتظر موندم تا .کارت تموم بشه

و کلی انرژی صرف کردم که خودمو آروم کنم .وقتی که شما دوتا رو با همدیگه دیدم

من غذا می خواهم

فهمیدی؟

پس بهم غذا بده؟

.آهای ، میونگ ران

منم

یه چیز دیگه بهم بده

این وحشتناک

خیلی چیز توشه و شلوغه

...خیلی حال بهم زنی

.خیلی چیزا هم هست که من دوست ندارم

...فقط

،خیلی حرفات شبیه "بستنی"

داری به بیبیم باپ که غذای سنتی کره است بی احترامی می کنی؟

.می بینی؟ آدما اینجورین

بیبیم باپی که من می شناسم، اینقدر شلوغ پلوغ و بهم .ریخته نیست

!فقط خفه شو و بخور

همون کاریو که با "دختر بستنی" کردم. سر تو هم .در میارم

!بگو"آ"

چی؟

چرا داری این کار رو می کنی "خانم کشتی گیر"؟

"!آ"

فقط انجام اش بده

! بگو "آ"

چطوری همش رو توی یه لقمه بخورم؟

!"آ"

خیلی خوب داری می خوری. خوشمزه است، آره؟

!بیشتر ، بیشتر

همینه

.من دارم می رم

متاسفم

فراموش اش کن

.خیلی بی احساس بودم

.مشکل از تو نیست. از منه

.از خودم عصبانی بودم

.نه می تونستم دروغ بگم، نه می تونستم رو راست باشم

همه چیز رو امتحان کردم. ولی آخرش وسط .نا کجا گیر افتادم

.ترجیح می دم، گفته بودم "از جلوی چشم ام گمشو"

.یا حتی از دست اش عصبانی می شدم

.یا حتی آویزونش بشم بهش التماس کنم که بمونه

.اما نتونستم هیچ کاری کنم. همینه که عصبانیم می کنه

.می خواهم آرومت کنم. ولی نمی دونم چطوری

می خواهم بهم یاد بدی؟

چی کار باید بکنم؟

.اشکال نداره اگه نمی دونی

.نه ، می دونم

.فقط بهش فکر کردم

.تو اینجور مواقع... الکل بخور، آواز بخون و برقص

چی؟

... نو ایون سئول

.نه... من اینو از میونگ ران یاد گرفتم

...من ، نا یونگ ، بهترینم! آره

من که جا گذاشته شدم

شبهای زیادی رو با اشک ریختن می گذرونم

...باید به این باور می رسیدی که برام متاسفی اما

!اما حالم خوبه... دلت برام نسوزه

...الکل خوردن بسه

.من حالم خوبه

!تو الکل خوردن پیشرفت کردم

.فکر نکنم که همه چیزم بودی

با اینکه ممکنه ضعیف به نظر بیام... با اینکه .شاید مشکل باشه... حالم خوب میشه

.به راحتی زمین نمی خورم

.بعضی وقت ها کلی جر و بحث داریم

.ما سوء تفاهم نسبت به هم داریم که ازشون بی خبریم

،ولی با لبخندهای ضایع

تو من بودی... من تو بودم

.اون همه خاطره

.همیشه اینجا خواهم موند

.اینجوری وقتی از راه رفتن خسته شدی، منو اینجا می بینی

.و من اون بالا ستاره می خواستم

.اینجوری می تونی قلب منو که عاشقته ببینی

حقوق مدیریتی؟

.اونطوری مسئول این کارکرد، مگه نه؟ که منو متقاعد کنی؟

.که منو به حقوق مدیریتی علاقه مند کنی

،این بخاطر این نیست که رئیس اینو از من خواسته

کنجکاوم بدونم فکرت چیه؟

...خوب

.یه مدت کوتاه علاقه داشتم

.اما زود خسته ام کرد

من صلح طلبم

.دوست ندارم با بقیه بجنگم

پس می خواهی بجنگی؟

مثل این؟

داری چی کار می کنی؟

.پس ، این

!خواهش می کنم سعی کن جدی باشی

.قبلاً گفتم اش

.که برام مهم نیست که بیام به محله نو ایون سئول

.من اینو دوست ندارم

،که بیای به این محله

چطور می خواهی بخوری و زندگی کنی؟

پس تو چی دوست داری نو ایون سئول؟

.هنوز بهش فکر نکردم

.بهش فکر کن

...شاید

.هر چی تو بگی 100درصد قبول می کنم

...ای وای

،می خواهم براتون سوت بخرم

.که بتونید قبل از اینکه کاری بکنید. منو خبر کنید

.برای همه مون

ها؟

،مثل احمقا

.انگار هیچ کس نمی دونه

،تظاهر می کنم که به تو توجه نمی کنم

.فقط از پشت سر دیدنت

و هیچی ندیدن

با چشمام که دودو می زنه

.روزهای خوش گذشته، خیلی با الان فرق دارن

فقط می تونم

حس خداحافظیو حس کنم

پس من و تو

.حتماً خیلی همدیگه رو دوست داشتیم

نمی دوستم چطوری عصبانی بشم

.همیشه خوشحال بودم

،آره اینجوری بود

.دوست داشتن تو همچین حسی داشت

برای من ، دنیا گیرایش بیشتر بود

برای من ، دنیا گیرایش بیشتر بود

،اگه اون لحظه گم می شد

زمان کوتاهی که زندگی کردم

زمان کوتاهی که زندگی کردم

بی ارزش می شد

می خواهم بر گردم

.تا پیدات کنم

،حتی اگه بدون تو زندگی کنم

،ولو اینکه معلوم نباشه

نمی تونم پشیمونی و اشتیاق رو

.تحمل کنم

.مطمئن نیستم بتونم یه روز دیگه دوام بیارم

.دارم می رم

.برو داخل

.از این به بعد خوب رفتار می کنم

.البته. لطفاً خوب رفتار کن

.نه با تو ، با مون وون

هوم؟

نا یونگ

...اون حرفا

،ما ، دوتا

واقعاً عاشق بودیم

!آهای ، آهای ، آهای ، آهای ، آهای

چقدر گذاشتی الکل بخوره؟

یه قوطی و نیم آب جو

More Farsi Persian subtitles for Protect the Boss

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left