نخستین 200 خط.
اون چه بود؟ یک رویا؟
رویا؟؟ چجور رویایی؟
صبح بخیر
فراموش کردم
که اینطور
!یادم اومد
من داشتم با ماشین غذام رانندگی میکردم که یهو یه پیچ جلوم ظاهر شد
تا اونجا که میشد سریع حرکت کردم
ولی نتونستم ازش رد بشم و اینطوری افتادم
یا اینطور فکر کردم، اما اینطوری برگشتم
بعد اونجا یک صف طولانی الاغ بود
در واقع همشون مشتری هام بودن و داشتن منو تحسین میکردن
این چه داستانیه؟- اما قبل از اون-
توی خواب دیدم که با یه سوسک شاخدار بزرگ که اندازه یه خرس بود میجنگیدم
بهت حسودیم میشه که انقدر بیخیالی
هارو گفته که رویاها جلوهای از ذهن ناخودآگاه ما هستن
چیزی که اخیراً توی خواب دیدم این بود که یکی داشت تعقیبم میکرد
و بعد، درست زمانی که فکر کردم دارم توی یه حمام گرم میرم
این رویا تبدیل به جهنمی شد که یک کتری آب درحال جوش بود
مامشیبا ماشیبا
...یجورایی، تو
زیادی افسردهای
ممکنه بیش از حد استرس داشته باشم
آهای
صبح بخیر
صبح بخیر
تو بدون اجازه من نقاشیم رو آپلود کردی؟
شاهکار هاسه
بدون اطلاعش اپلود کردی؟
نه، اگه خوب یادم باشه
درباره این نقاشی، میتونم اینو پست کنم؟
رد کردی؟ صبح جلوی در ورودی خونه بود
اصلا نشنیدم
نکنه خواب دیدی؟
دستت رو اینطوری تکون دادی ...منم فکر کردم
یادم نمیاد
پس اگه اشتباه متوجه شدم، عذر میخوام
بلافاصله حذفش میکنم
اما، لطفا یه نگاه بنداز
کلی ازش تعریف شده
!صبح بخیر
صبح بخیر
به هر حال دفعه بعد مراقب باش
صبح بخیر
دیشب کل شب بیدار بودی؟
بله، تمام شب به نگرانی های مشتریم گوش میدادم
فکر میکنم این برای بدنت بد باشه
مراقب باش
هاسه آدم خوبیه
به نظر میاد نحوه صحبت کردنش با بقیه خیلی متفاوتتر از رفتارش با منه
ببخشید سرصبح پیام دادم
آخرین خبرنامه از رئیس هسوگای
رو لطفا برام بفرست
الان میفرستم - هنوز مثل همیشه مشغولی-
اگه اتفاقی افتاد، همیشه میتونی با من درموردش مشورت کنی
خیلی ممنونم
!آه، من خیلی..... متاسفم
ایرادی نداره
!ببخشید- نه بابا-
..ما
چی؟
ما انجامش دادیم؟ انجام دادیم
اینجا چیکار میکنی؟
الان به "ماشیبا بعدی" تبدیل شدی، ها؟
بعدی"؟" منظورت چیه؟
ماشیبا قبلی اینطوری بود که
یک ماشیبای اسفنج مانندِ مطیع
حالا ماشیبای بعدی اینطوریه
مخلوطی از کرم توت فرنگی ماشیبای سرحال و سرزنده
لطفا مردم رو با کیک توصیف نکن
من باید برم
!مراقب باش
دیگه میرم
دام زندگی مشترک
انجام شد
ارسال شد
ماشیبا، لطفاً مطمئن شو که ناهارت رو درست و حسابی بخوری
باشه، فعلا اینو دارم
!این پسره
احیاناً دوستپسرته؟
بله، گفت که قصد داره به محل فارغالتحصیلیش برگرده
من حس بدی نسبت به این موضوع دارم
در واقع از اون آدماست که وقتی مست میشه ممکنه هرکسی رو ببوسه
عادت مستی؟
به گفته خودش
در هر لحظه معنا و مفهوم عمیقی وجود نداره
معنای عمیقی در لحظات وجود نداره؟
میدونستم، واقعا همینطوره نه؟
چی؟ نه هیچی
!اینجایی
!دختر خوش شانس
!و تو هم، یک پسر خوش شانسی
منظورت چیه؟
درامرول
بذارید رسماً اعلام کنم
تغییر بنر برای تابستان
کایانو و آکیبا مسئولش هستن !تبریک میگم
این فرصت خوبی برای یادگیری تونه
تغییر بنر برای تابستان؟ منظورتون برای صفحه اصلی ئه؟
درسته
این عکس هاییه که توی صفحه اصلی هستن
ما اونها رو به یک تم تابستانی تغییر خواهیم داد
این کار رو به همراه کویزومی از بخش شبکه انجام میدید
به نظر جالب میرسه
این یک حس سبک خوب رو القا میکنه
درسته
قبلاً هرگز مسئول صفحه اصلی نبودم
عیبی نداره، بهت کمک میکنم
همین بیشترین نگرانی منه
اگه تو باشی، مطمئنم اشکالی پیش نمیاد
میتونی در مورد نقاط اصلی این موارد بیشتر بدونی
اگه اتفاقی بیفته، ما همیشه میتونیم کمک کنیم - نه، ماشیبا -
ماشیبا، چند لحظه با من بیا
بشه
این یکی
عکسی که در حساب رسمی اینستاگرام
دیروز آپلود شده
متأسفانه، همون عکسیه که 3 روز قبل پست شده
حق با شماست
متاسفم
بلافاصله حذفش میکنم
صبر کن، صبر کن، ماشیبا
ما میخوایم تو یک وقفه مناسب داشته باشی
ماشیبا
لطفا مرخصی استحقاقی با حقوق بگیر
در غیر این صورت، من با یک موقعیت بالاتر از دستت عصبانی میشم
باشه؟
این همون چیزیه که آقای هایاما قبلاً به من گفته بود
بعضی مواقع حالم خیلی خوب نبود اون منو به خوردن مارماهی کبابی مهمون کرد
"گفت: "وقتی خستهای، باید درست استراحت کنی
تعجب میکنم که آقای هایاما الان کجاست و چه کاری میکنه
"KM"عصر بخیر، نام کاربری
....این اولین مشاوره شما
ماشیبا!؟
عصر بخیر
خیلی متاسفم که یهویی اینکارو کردم
ترسوندیم
خب؟ چه اتفاقی افتاده؟
گفتی اگه اتفاقی افتاد میتونم ازت مشاوره بگیرم
برای همین، رسماً اومدم تا شما رو ملاقات کنم
که اینطور
خب، گوش میدم
صحبتهای اول 30دقیقه درنظر گرفته میشه
....اگه چیزی هست که میخوای صحبت کنی
امروز با رئیس بخشم صحبت کوچکی داشتم
این باعث شد مارماهی کبابی رو یادم بیاد
مارماهی کبابی؟
برای زمانی بود که من هنوز تازه وارد بودم
بالاخره رئیسی رو که مدتها دنبالش بودم همراهی میکردم
همه شما توی تمریناتون خوب عمل کردید
خیلی ممنونم - بیخیال، اخم نکنین -
جلوی خودتون رو نگیرید و با آرامش غذاتون رو بخورید
ممنون برای غذا
ممنون برای غذا
میدونی؟
"روزی که مارماهی می خوریم"
بله بله
روزیه که مارماهی میخوریم، درسته؟
اوه، برای جلوگیری از خستگی گرما؟
نظریه های مختلفی پیرامونش وجود داره، اما
میگن این یک شعارِ که توسط ایجاد شده Gennai Hiraga
از اون خواسته شد تا از مغازه مراقبت کنه و مارماهی بفروشه
اینطوره؟
این نوعی کار در روابط عمومی ئه
نمیدونم میتونم مدیریتش کنم
مگه تو اون کیسه چتر رو برنداشتی؟
کیسه چتر؟
حین مصاحبهات بود
کیسه چتری رو که جلوی آسانسور افتاد،برداشتی
"اون دختر نیرویی میشه که میشه رو حساب کرد"
این اون چیزیه که بهش فکر کردم
همونطور که ازت انتظار میره !ستون قدرتمند
رئیس کاملاً مهربون بود
"من میخوام ستون این شخص باشم"
"فکر کردم: "هر کجا که بره ، دنبالش میکنم
که اینطور
هنوز تو فکر رئیس هستی؟
و بعد؟
ولی
اخیراً دیدم که خیلی خیلی بهش فکر نمیکنم
ممکنه به این دلیل باشه که الان با همه زیر یک سقف زندگی میکنم؟
وقتی میخوام بهش فکر کنم، هاسه ظاهر میشه
به نوعی، با من با احتیاط رفتار میکنه
اون در مورد مزخرف ترین چیزها با من صحبت میکنه
و در نهایت به یک مشاجره ختم میشه
شون چطور؟
درسته
به حرفهای من درباره اون گوش بده
اون قبل و بعد از اینکه آرایش میکنم میاد و درموردم یه چیزی میگه
یه چیزایی درباره "ماشیبا قبلی و بعدی" میگه
!مدام اطرافم مسخرهبازی درمیاره
این چیه دیگه؟
به هر حال، طوری نیست که انگار اون بیشتر اوقات وقتش آزاد باشه؟
اصلا کی کار میکنه؟ کی فروشگاهش رو میخواد باز کنه؟
نمیخوام کسی که خودش هیچی نمیدونه بیاد و اینچیزا رو بهم بگه
کسی که توی رویاش میبینه داره با !یه سوسک شاخدار که اندازه یه خرسه میجنگه
درسته
ماماشیبا ماشیبا اینکارو کرده؟
درسته
من مشاور اون شدم
No comments yet. Be the first to leave one.