Never Have I Ever

Never Have I Ever

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Never Have I Ever S04E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-EDITH
Never Have I Ever S04E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Never Have I Ever S04E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Never Have I Ever S04E05 WEBRip x264-XEN0N
Never Have I Ever S04E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Never Have I Ever S04E05 480p WEB HEVC x265-RMTeam
Never Have I Ever S04E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-Archie
Never Have I Ever S04E05 1080p WEBRip x265-INFINITY
ناشر Amirali_Pm
█⫸ امیرعلی_پی‌ام ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
تاریخ انتشار: 2023-06-14
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ از بهم زدن دیوی با ایثن یک هفته گذشته بود

‫ و اون حتی باورش نمیشد که ‫نزدیک بود اجازه بده اون احمق جذاب،

‫ آیند‌ه‌شو خراب کنه

‫ ولی الان داشت بلاخره به سفر نیویورکی که ‫ خانم وارنر ترتیب داده بود، می‌رفت

‫ جایی که می‌تونست یک مقدار از آینده‌ای که ‫ در انتظارشه رو ببینه

‫سلام بچه‌ها واقعا ذوق دارم

‫باورم نمیشه داریم می‌ریم ‫دانشگاه‌های رویاهامون رو ببینیم

‫من میرم پرینستون، ال جولیارد، فب هم...

‫فب، گفتی مامانت مجبورت کرد بری دانشگاه تاپ ‫ولی نگفتی که کدوم دانشگاه

‫ اگه قیافه فبیولا یجوریه که ‫انگار قراره از ترس برینه

‫ شاید یادتون باشه، به خاطر اینه‌ که

‫ درخواستشو به دانشگاه رویایی یه دوست خاصی داد

‫ بدون اینکه به اون دوست خاص بگه

‫فب جورابات بهت دارن فشار میارن؟

‫نه فقط اینکه...

‫یه جایی درخواست دادم

‫فکر فکر نمی‌کنم که ‫خیلی خوشحال بشی بشنوی

‫من؟ دیوونه شدی فب؟

‫هرجا که درخواست بدی من برات خوشحال میشم

‫مگه اینکه جای منو تو پرینستون بگیری

‫اصلا، به هیچ‌وجه، من به «ییل» درخواست دادم

‫عالیه که، چرا دوستش نداشته باشم

‫چون املای ایالت کانتیکت یجوریه

‫آره درست میگی

‫چرا باید یه حرف رو بنویسن ولی تلفظ نکنن؟

‫اوه، باید وسط سفر فرار کنی بری ‫«نیو هیون» ببینی چجوریه

‫آره، خیلی مفید میشه برام این کار

‫وای دخترا، باورم نمیشه قراره دقیقا ببینیم،

‫سال دیگه زندگی‌هامون قراره چطور پیش بره

‫- ها، همم ‫- آخ، اوم...

‫دیوی جان میشه صندلیو ندی عقب؟ ‫می‌خوام یکم یوگای صندلی کار کنم

‫خیل خب باشه

‫«تا الان هیچوقت: به نیوجرزی نرفتم» ‫«فصل چهار، قسمت پنجم»

‫خب اگه بخوام نقل قولی کنم از ‫بهترین شاعر آمریکاییمون یعنی تیلور سویفت،

‫«به نیویورک خوش آمدید»

‫بخوام به خصوص بگم، ‫ غرب محله «آشپزخونه جهنم»

‫که به دستشویی جهنم معروفه، ‫پس به همچین جایی خوش اومدید

‫حین این سفر، همگی باهم می‌ریم می‌گردیم

‫ولی امروز یکم استثنا هست، آقای شپیرو؟

‫اول از همه، خانم النو وانگ‌ـمون، ‫باید بره دانشگاه جولیارد تست بده

‫[من در استراحت صوتی هستم، ‫لطفا با من صحبت نکنید]

‫خوشحالم که به تمرین‌هات احترام بذارم

‫همچنین بن گروس،

‫پدرت یه تور خصوصی دانشگاه کلمبیا ترتیب داده

‫در اصل یکی از مشتریاش، جری ساینفیلد، ‫یه برادر زاده داره که اون دانشگاه میره

‫می‌دونی که آخر هفته همرو قراره ببریم اونجا؟

‫نه همین خوبه

‫خیل خب، و دیوی، ‫توهم یه برنامه خاص برای...

‫پرینستون عزیزان، ‫ازم بدتون نیاد چون که جای من نیستید

‫- مردم برای این ازت بدشون نمیاد ‫- خیل خب تو ساکت

‫تو فقط حسودیت میشه که ‫قراره با خنگ‌هایی که پارتی بازی می‌کنن بگردی

‫ولی من قراره شب رو پیش اسطوره شرمن اوکس، ‫یعنی «بلر کوان» بگذرونم

‫ وقتی دیوی سال اولی بود

‫ بلر کوان دانش آموز برتر سال آخری ‫ دبیرستان شرمن اوکس بود

‫ نه تنها اون نماینده دانش‌آموزا بود،

‫ بلکه اینقدر درسش خوب بود که ‫زودتر از موعد رفته بود پرینستون

‫خیل خب بچه‌ها، ‫ به نفعتونه تو نشریۀ این هفته غلط املایی نباشه

‫هیچی جز بی نقص بودن رو قبول نمی‌کنم

‫اگه نمی‌تونید زیر فشار کار کنید، ‫برگردید همون کتاب سال رو انجام بدید

‫ دیوی مصمم بود که ‫کار‌های خفن اونو تکرار کنه

‫خب می‌بینمتون بازنده‌ها، ‫با سرنوشت تو نیوجرزی قرار دارم

‫او یادم اومد

‫فبیولا، نمی‌خوای با دیوی بری پرینستون، چون؟

‫چون تو مترو مراقبت می‌خواد؟

‫نه من خیلی زورم زیاد نیست

‫همه فکر می‌کنن چون قدم بلنده قویم، ‫ولی استخون‌هام همشون پوکن

‫تموم نشد حرف‌هاتون؟ می‌دونم ملت می‌خوان ‫برن دانشگاه‌های اطراف شهر رو ببینن

‫ولی من باید قطار شماره یک رو سوار شم ‫برم بالا شهر خیابون 116ام

‫- خیلی پیچیدست ‫- خیل خب جناب گوگل مپ، هیچکی اهمیت نمیده

‫خب بسه دیگه شما دو تا هم ‫خیل خب، همگی بزنیم بریم

‫خیل خب، دانشگاه نیویورک ازین طرف

‫ بعله همونطور که می‌بینید

‫ با اینکه دیوی تو مراسم درخواست دانشگاه، ‫زندگی بن رو نجات داد،

‫ این دوتا هنوز باهم رفیق نشدن

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫اوه خوب شد دیدمت، ‫می‌خواستم درباره یچی باهات حرف بزنم

‫البته، چی شده؟

‫خب می‌دونی که چطور مامان بزرگ ‫بعد عمل چشمم ولم کرد رفت مغازه

‫و بعدشم اتوبان 210 رو اشتباه رفت و ‫از وسط بیابون سر دروورد

‫- درسته ‫- آره

‫خب... من مطمئنم وقتی داشتم چرت می‌زدم ‫لن یه زنه رو اورد خونه

‫- چی؟ ‫- آره

‫- حاضرم قسم بخورم یه صدایی شنیدم ‫- صداش چجوری بود؟

‫یجورایی شبیه... «کایلی مینوگ» ‫(بازیگر و خواننده استرالیایی)

‫اممم

‫کاملا اون روز کلی والیوم خورده بودی ‫فکر می‌کنی ممکنه اشتباه کرده باشی؟

‫احتمال داره

‫چون یبارم فکر کردم یه پنگوئن کنارم نشسته

‫آره، ممکنه به خاطر داروها باشه

‫درسته

‫خب، منم باید برم سر کار ‫تا بتونم سریع برگردم خونه

‫این آخر هفته، بعد از 17 سال، ‫ می‌تونم خونه تنها باشم

‫و قراره محشر پیش بره

‫چیز بامزه‌ای گفتم؟

‫ام... نه فقط اینکه موفق باشی

‫وقتی عادت به تنهایی نداشته باشی ‫تنها بودن برات سخت میشه

‫به نظر من که سخت نیست

‫یبار تو یه کلاس دوچرخه سواری، ‫شنواییم رو از دست دادم

‫بهترین شنبه زندگیم بود اون روز

‫خب، خدافظ همگی

«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام» ‫ .:: Amirali_Pm ::.

‫یا خدا، پرینستون چقدر خوشگله

‫انگار وسط شهر ‫ چندتا صومعه‌سرا کنار هم ساخته باشن

‫- خب شما دارید چیکار می‌کنید؟ ‫- خب ما دانشگاه جولیاردیم

‫من یکم ال رو تنها گذاشتم که آماده شه

‫تقریبا...

‫گــاو قهــوه‌ای

‫...نصف تمرینات صداشو انجام داده

‫خب خب، خیلیم خوبه

‫دیوی؟

‫ و این شما و این، افسانه و اسطوره، بلر کوان

‫بلر ســـلام، فب من باید برم

‫سلام! چقدر خوشحالم که ‫نسخه کوچیک خودمو می‌بینم

‫ وای دیوی، همین الان گفت شما شبیه‌ همید

‫خب من رفتم بخش پذیرش

‫با آکشارا هم حال و احوال کردم ‫حالا باید چیکار کنیم؟

‫شاید بشه دانشگاه رو بگردیم ‫یا شاید بتونیم بریم یکی از کلاس‌هات

‫چرا این چیزای حوصله‌سربر رو برای بعد نذاریم

‫و جاش اول یکار باحال نکنیم؟

‫به مهمون‌خونه آرمسترانگ خوش اومدی

‫یه باشگاه خورد و خوراکیه که عضوشم

‫چرا وسایلت رو همینجا نذاری، ‫بعد میریم اطراف رو نشونت میدم

‫و بعدش میریم یکی از کلاس‌هام

‫ یا خدا دیوی

‫یه باشگاه مخصوص اعضاء ‫اونم تو یه عمارت تاریخی

‫ تو کی هستی دختر؟ ‫شدی بچه یه میلیونر خرپول؟

‫- ...و بیدار می‌شود ‫- کارت عالی بود

‫[سکوت را رعایت کنید! ‫امتحان در حال برگزاری هست]

‫کارت خوب بود مرد جوان

‫دوباره ممنونم

‫النور وانگ

‫سلام بله خودم هستم

‫خب فبیولا می‌خوای بهم بگی ‫چرا اینقدر درباره رفتن به پرینستون،

‫با دیوی اینقدر عجیب رفتار کردی؟

‫جدی عجیب بود؟ ‫کاملا یادمه که خونسرد بودم

‫به دیوی نگفتی که درخواست دادی؟

‫می‌دونی که باید بگی، آره؟

‫فکر کردم بهتره صبر کنم تا وقتی که قبول شه، ‫و بعدش یهو بگم «سورپرایز!»

‫تو الان توی ساحل شرقی هستی،

‫و بلاخره باید بری اون دانشگاه

‫من حتی مطمئن نیستم ‫که باید به اونجا درخواست می‌دادم

‫تا الان عصبانیت دیوی رو دیدید؟

‫یکاری می‌کنه هالک پیشش ‫شبیه اون غورباقه کرمیت میشه

‫بعله از خشم رفیقت آگاهم، ‫برای همین تو دفترم کلاه ایمنی گذاشتم

‫ولی باید اولویتت خودت باشی

‫و بری ببینی اون دانشگاه برات خوبه یا نه

‫تو هیچوقت نفهمیدی خوشحالی چه شکلیه

‫ولی صبر کن عمو وانیا

‫لطفا صبر کن

‫استراحت می‌کنیم

‫استراحت می‌کنیم، استراحت

‫و تمام

‫خب ممنون خانم وانگ، ‫مرسی که تشریف اوردید

‫اوه

‫البته

‫خب چرا دست نزدید

‫ببخشید؟

‫خب... شنیدم برای نفر قبلی دست زدید

‫اون پسری که نمایش «اتلو» رو بازی کرد

‫خب هر اجرایی متفاوته

‫من شانس قبولی ندارم درسته؟

‫خانم وانگ، بهتون اطمینان میدم ‫که فعلا تصمیمی نگرفتیم

‫ولی قطعا گرفتید درسته؟

‫می‌تونید رک بگید بهم، تحمل شنیدنشو دارم

‫اگه بخوام صادق باشم

‫فکر نمی‌کنم جولیارد جای خوبی برای شما باشه

‫ولی خب کلی راه برای بازیگر شدن هست

‫مثلا بازیگر فلو از تبلیغ «پروگرسیو» رو ببین

‫شرط می‌بندم دو تا خونه داره حتی

‫اوه

‫قول میدم بهت که راهتو پیدا می‌کنی

‫ممنونم

‫سلام بچه‌ها، ایشون بن هست

‫داره درخواست زودهنگام میده ‫الانم می‌خواد ببینه زندگی اینجا چجوریه

‫پس آبروم رو نبرید

‫قولی نمیدم

‫سلام، ما داشتیم در مورد ‫ مقاله مجله اتلنتیک صحبت می‌کردیم

‫درباره تثبیت پول‌های نامعلوم، ‫نمی‌خواین بشینید؟

‫ در دبیرستان، افرادی که با بن معاشرت داشتند

‫ شامل صفر عدد دوست و یک دشمن بودند

‫امیدوار بود که تو دانشگاه اوضاع عوض بشه

‫آره خب، واقعا مسخرست

‫ساده بخوام بگم، ‫شرکت‌های نفتی دارن قوانین رو دستکاری می‌کنن

‫کاملا، به نظر می‌رسه که خیلی از خودروسازان ‫دارن سمت ماشین‌های برقی میرن

‫حداقل این خوبه

‫خب بن می‌دونی که ماشین‌های برقی هم ‫همونقدر مضرن، آره؟

‫منظورم اینه که، استخراج فلزات سنگین ‫واقعا یه مشکل حقوق بشری جدیه

‫تازه بدون یه شبکه سالم چه فایده داره؟

‫آره درسته

‫من... من فقط امیدوارم یه روزی،

‫بتونیم با ذرت سوخت ماشین‌هارو تامین کنیم

‫بیخیال بن

‫ما واقعا نباید کشاورزی تک فرهنگی رو

‫بیشتر از این تشویق کنیم

‫نه نه...

‫البته که نه

‫شما غذا نمی‌خواین سفارش بدید؟

‫بن تو مهمون مایی، ‫چه غذایی میل داری؟

‫غذا؟

More Farsi Persian subtitles for Never Have I Ever

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left