نخستین 200 خط.
از بهم زدن دیوی با ایثن یک هفته گذشته بود
و اون حتی باورش نمیشد که نزدیک بود اجازه بده اون احمق جذاب،
آیندهشو خراب کنه
ولی الان داشت بلاخره به سفر نیویورکی که خانم وارنر ترتیب داده بود، میرفت
جایی که میتونست یک مقدار از آیندهای که در انتظارشه رو ببینه
سلام بچهها واقعا ذوق دارم
باورم نمیشه داریم میریم دانشگاههای رویاهامون رو ببینیم
من میرم پرینستون، ال جولیارد، فب هم...
فب، گفتی مامانت مجبورت کرد بری دانشگاه تاپ ولی نگفتی که کدوم دانشگاه
اگه قیافه فبیولا یجوریه که انگار قراره از ترس برینه
شاید یادتون باشه، به خاطر اینه که
درخواستشو به دانشگاه رویایی یه دوست خاصی داد
بدون اینکه به اون دوست خاص بگه
فب جورابات بهت دارن فشار میارن؟
نه فقط اینکه...
یه جایی درخواست دادم
فکر فکر نمیکنم که خیلی خوشحال بشی بشنوی
من؟ دیوونه شدی فب؟
هرجا که درخواست بدی من برات خوشحال میشم
مگه اینکه جای منو تو پرینستون بگیری
اصلا، به هیچوجه، من به «ییل» درخواست دادم
عالیه که، چرا دوستش نداشته باشم
چون املای ایالت کانتیکت یجوریه
آره درست میگی
چرا باید یه حرف رو بنویسن ولی تلفظ نکنن؟
اوه، باید وسط سفر فرار کنی بری «نیو هیون» ببینی چجوریه
آره، خیلی مفید میشه برام این کار
وای دخترا، باورم نمیشه قراره دقیقا ببینیم،
سال دیگه زندگیهامون قراره چطور پیش بره
- ها، همم - آخ، اوم...
دیوی جان میشه صندلیو ندی عقب؟ میخوام یکم یوگای صندلی کار کنم
خیل خب باشه
«تا الان هیچوقت: به نیوجرزی نرفتم» «فصل چهار، قسمت پنجم»
خب اگه بخوام نقل قولی کنم از بهترین شاعر آمریکاییمون یعنی تیلور سویفت،
«به نیویورک خوش آمدید»
بخوام به خصوص بگم، غرب محله «آشپزخونه جهنم»
که به دستشویی جهنم معروفه، پس به همچین جایی خوش اومدید
حین این سفر، همگی باهم میریم میگردیم
ولی امروز یکم استثنا هست، آقای شپیرو؟
اول از همه، خانم النو وانگـمون، باید بره دانشگاه جولیارد تست بده
[من در استراحت صوتی هستم، لطفا با من صحبت نکنید]
خوشحالم که به تمرینهات احترام بذارم
همچنین بن گروس،
پدرت یه تور خصوصی دانشگاه کلمبیا ترتیب داده
در اصل یکی از مشتریاش، جری ساینفیلد، یه برادر زاده داره که اون دانشگاه میره
میدونی که آخر هفته همرو قراره ببریم اونجا؟
نه همین خوبه
خیل خب، و دیوی، توهم یه برنامه خاص برای...
پرینستون عزیزان، ازم بدتون نیاد چون که جای من نیستید
- مردم برای این ازت بدشون نمیاد - خیل خب تو ساکت
تو فقط حسودیت میشه که قراره با خنگهایی که پارتی بازی میکنن بگردی
ولی من قراره شب رو پیش اسطوره شرمن اوکس، یعنی «بلر کوان» بگذرونم
وقتی دیوی سال اولی بود
بلر کوان دانش آموز برتر سال آخری دبیرستان شرمن اوکس بود
نه تنها اون نماینده دانشآموزا بود،
بلکه اینقدر درسش خوب بود که زودتر از موعد رفته بود پرینستون
خیل خب بچهها، به نفعتونه تو نشریۀ این هفته غلط املایی نباشه
هیچی جز بی نقص بودن رو قبول نمیکنم
اگه نمیتونید زیر فشار کار کنید، برگردید همون کتاب سال رو انجام بدید
دیوی مصمم بود که کارهای خفن اونو تکرار کنه
خب میبینمتون بازندهها، با سرنوشت تو نیوجرزی قرار دارم
او یادم اومد
فبیولا، نمیخوای با دیوی بری پرینستون، چون؟
چون تو مترو مراقبت میخواد؟
نه من خیلی زورم زیاد نیست
همه فکر میکنن چون قدم بلنده قویم، ولی استخونهام همشون پوکن
تموم نشد حرفهاتون؟ میدونم ملت میخوان برن دانشگاههای اطراف شهر رو ببینن
ولی من باید قطار شماره یک رو سوار شم برم بالا شهر خیابون 116ام
- خیلی پیچیدست - خیل خب جناب گوگل مپ، هیچکی اهمیت نمیده
خب بسه دیگه شما دو تا هم خیل خب، همگی بزنیم بریم
خیل خب، دانشگاه نیویورک ازین طرف
بعله همونطور که میبینید
با اینکه دیوی تو مراسم درخواست دانشگاه، زندگی بن رو نجات داد،
این دوتا هنوز باهم رفیق نشدن
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
اوه خوب شد دیدمت، میخواستم درباره یچی باهات حرف بزنم
البته، چی شده؟
خب میدونی که چطور مامان بزرگ بعد عمل چشمم ولم کرد رفت مغازه
و بعدشم اتوبان 210 رو اشتباه رفت و از وسط بیابون سر دروورد
- درسته - آره
خب... من مطمئنم وقتی داشتم چرت میزدم لن یه زنه رو اورد خونه
- چی؟ - آره
- حاضرم قسم بخورم یه صدایی شنیدم - صداش چجوری بود؟
یجورایی شبیه... «کایلی مینوگ» (بازیگر و خواننده استرالیایی)
اممم
کاملا اون روز کلی والیوم خورده بودی فکر میکنی ممکنه اشتباه کرده باشی؟
احتمال داره
چون یبارم فکر کردم یه پنگوئن کنارم نشسته
آره، ممکنه به خاطر داروها باشه
درسته
خب، منم باید برم سر کار تا بتونم سریع برگردم خونه
این آخر هفته، بعد از 17 سال، میتونم خونه تنها باشم
و قراره محشر پیش بره
چیز بامزهای گفتم؟
ام... نه فقط اینکه موفق باشی
وقتی عادت به تنهایی نداشته باشی تنها بودن برات سخت میشه
به نظر من که سخت نیست
یبار تو یه کلاس دوچرخه سواری، شنواییم رو از دست دادم
بهترین شنبه زندگیم بود اون روز
خب، خدافظ همگی
«ترجمه از امیرعلی_پیام» .:: Amirali_Pm ::.
یا خدا، پرینستون چقدر خوشگله
انگار وسط شهر چندتا صومعهسرا کنار هم ساخته باشن
- خب شما دارید چیکار میکنید؟ - خب ما دانشگاه جولیاردیم
من یکم ال رو تنها گذاشتم که آماده شه
تقریبا...
گــاو قهــوهای
...نصف تمرینات صداشو انجام داده
خب خب، خیلیم خوبه
دیوی؟
و این شما و این، افسانه و اسطوره، بلر کوان
بلر ســـلام، فب من باید برم
سلام! چقدر خوشحالم که نسخه کوچیک خودمو میبینم
وای دیوی، همین الان گفت شما شبیه همید
خب من رفتم بخش پذیرش
با آکشارا هم حال و احوال کردم حالا باید چیکار کنیم؟
شاید بشه دانشگاه رو بگردیم یا شاید بتونیم بریم یکی از کلاسهات
چرا این چیزای حوصلهسربر رو برای بعد نذاریم
و جاش اول یکار باحال نکنیم؟
به مهمونخونه آرمسترانگ خوش اومدی
یه باشگاه خورد و خوراکیه که عضوشم
چرا وسایلت رو همینجا نذاری، بعد میریم اطراف رو نشونت میدم
و بعدش میریم یکی از کلاسهام
یا خدا دیوی
یه باشگاه مخصوص اعضاء اونم تو یه عمارت تاریخی
تو کی هستی دختر؟ شدی بچه یه میلیونر خرپول؟
- ...و بیدار میشود - کارت عالی بود
[سکوت را رعایت کنید! امتحان در حال برگزاری هست]
کارت خوب بود مرد جوان
دوباره ممنونم
النور وانگ
سلام بله خودم هستم
خب فبیولا میخوای بهم بگی چرا اینقدر درباره رفتن به پرینستون،
با دیوی اینقدر عجیب رفتار کردی؟
جدی عجیب بود؟ کاملا یادمه که خونسرد بودم
به دیوی نگفتی که درخواست دادی؟
میدونی که باید بگی، آره؟
فکر کردم بهتره صبر کنم تا وقتی که قبول شه، و بعدش یهو بگم «سورپرایز!»
تو الان توی ساحل شرقی هستی،
و بلاخره باید بری اون دانشگاه
من حتی مطمئن نیستم که باید به اونجا درخواست میدادم
تا الان عصبانیت دیوی رو دیدید؟
یکاری میکنه هالک پیشش شبیه اون غورباقه کرمیت میشه
بعله از خشم رفیقت آگاهم، برای همین تو دفترم کلاه ایمنی گذاشتم
ولی باید اولویتت خودت باشی
و بری ببینی اون دانشگاه برات خوبه یا نه
تو هیچوقت نفهمیدی خوشحالی چه شکلیه
ولی صبر کن عمو وانیا
لطفا صبر کن
استراحت میکنیم
استراحت میکنیم، استراحت
و تمام
خب ممنون خانم وانگ، مرسی که تشریف اوردید
اوه
البته
خب چرا دست نزدید
ببخشید؟
خب... شنیدم برای نفر قبلی دست زدید
اون پسری که نمایش «اتلو» رو بازی کرد
خب هر اجرایی متفاوته
من شانس قبولی ندارم درسته؟
خانم وانگ، بهتون اطمینان میدم که فعلا تصمیمی نگرفتیم
ولی قطعا گرفتید درسته؟
میتونید رک بگید بهم، تحمل شنیدنشو دارم
اگه بخوام صادق باشم
فکر نمیکنم جولیارد جای خوبی برای شما باشه
ولی خب کلی راه برای بازیگر شدن هست
مثلا بازیگر فلو از تبلیغ «پروگرسیو» رو ببین
شرط میبندم دو تا خونه داره حتی
اوه
قول میدم بهت که راهتو پیدا میکنی
ممنونم
سلام بچهها، ایشون بن هست
داره درخواست زودهنگام میده الانم میخواد ببینه زندگی اینجا چجوریه
پس آبروم رو نبرید
قولی نمیدم
سلام، ما داشتیم در مورد مقاله مجله اتلنتیک صحبت میکردیم
درباره تثبیت پولهای نامعلوم، نمیخواین بشینید؟
در دبیرستان، افرادی که با بن معاشرت داشتند
شامل صفر عدد دوست و یک دشمن بودند
امیدوار بود که تو دانشگاه اوضاع عوض بشه
آره خب، واقعا مسخرست
ساده بخوام بگم، شرکتهای نفتی دارن قوانین رو دستکاری میکنن
کاملا، به نظر میرسه که خیلی از خودروسازان دارن سمت ماشینهای برقی میرن
حداقل این خوبه
خب بن میدونی که ماشینهای برقی هم همونقدر مضرن، آره؟
منظورم اینه که، استخراج فلزات سنگین واقعا یه مشکل حقوق بشری جدیه
تازه بدون یه شبکه سالم چه فایده داره؟
آره درسته
من... من فقط امیدوارم یه روزی،
بتونیم با ذرت سوخت ماشینهارو تامین کنیم
بیخیال بن
ما واقعا نباید کشاورزی تک فرهنگی رو
بیشتر از این تشویق کنیم
نه نه...
البته که نه
شما غذا نمیخواین سفارش بدید؟
بن تو مهمون مایی، چه غذایی میل داری؟
غذا؟
No comments yet. Be the first to leave one.