Shooter

Shooter

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Shooter S03E06 HDTV x264-SVA
Shooter S03E06 720p HDTV x264-AVS
Shooter S03E06 XviD-AFG
Shooter S03E06 480p x264-mSD
Shooter S03E06 720p HEVC x265-MeGusta
Shooter S03E06 480p HDTV x264-RMTeam
Shooter S03E06 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Shooter S03E06 HDTV XviD-RMX
Shooter S03E06 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Shooter S03E06 HDTV x264-RBB
ناشر Caseraw
█► کسری، میثم موسویان | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

برچسب‌ها

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
تاریخ انتشار: 2018-07-27
تعداد دانلود: 56
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در شوتر گذشت...

‫رئیس سابقت یه چیزی رو که مال ‫من بود نگه داشته بود...

‫یه دستگاه رمزگشایی که ‫ما بهش میگیم جعبه خدا.

‫- ما نداریمش. ‫- گرگسون داره.

‫کارت رو به من نشون بده.

‫میبینم که هنوز کارهای ‫کثیفشون رو تو انجام میدی.

‫اون انداختش تو جیبم.

‫اون کارت تنها چیزیه که اطلس الان میخواد.

‫هر چی که هست اونا دنیا رو ‫زیر و رو میکنن تا بگیرنش.

‫چرا به ریک کالپ پول دادی تا ‫به فرار جیمی پول کمک کنه

‫- از زندان؟ ‫- نمیدونم چی داری

‫میگی.

‫اگه تو و بابات پول رو به من ندید،

‫به سواگر هر چیزی که میدونم میگم و بعد...

‫من با یه پسر تقریبا همسن تو خدمت کردم.

‫یک سرجوخه به اسم گوتیرز، تو پای خودش تیر زد

‫کل شب رو گرفتار شده بودیم.

‫من دنبال اطلاعات در مورد یه تکاور

‫که سال 1970 توی ویتنام زخمی شده بود هستم.

‫سرجوخه گوتیرز.

‫کی هستی؟

‫رامون گوتیرز

‫پاتریشا گرگسون گفت که ‫میخوای با من حرف بزنی.

‫بخاطر این همه دردسری که داشتیم این ‫یارو بهتره اطلاعات داشته باشه

‫در مورد اطلس.

‫گرگسون یه کاری کرد که ‫بتونیم باهاش تماس بگیریم.

‫قبل این که بمیره. باید یه دلیلی داشته باشه.

‫- این خیلی خطرناکه. ‫- گوتیرز با ما ملاقات نمیکنه

‫مگر این که دستورالعمل هاش رو دنبال کنیم.

‫برو راست من میرم چپ.

‫ما توی اتوبوس 168 بلومزویل همو میبینیم.

‫- و اگه مشکلی پیش اومد؟ ‫- حلش کن، و ما

‫- توی پناهگاه دی سی همو میبینیم. ‫- باشه.

‫آره اینجاست. سیلور اسپرینگ. بیا.

‫کدوم گوری هستی؟

‫نگه دار! نگه دار!

‫سوار اتوبوس اشتباهی شدم. ببخشید.

‫نزدیک بودا.

‫میخواستم مطمئن شم که مشکلی نداریم.

‫خانم ها و آقایان.

‫- بخاطر تاخیر عذر میخوام... ‫- حالا چی؟

‫تنها چیزی که گوتیرز گفت این بود که

‫توی ایستگاه بلومزویل مریلند پیاده شو.

‫پس ما میشینیم.

‫فکر نکنم بتونم این کارو بکنم.

‫روی کارت رمز گشایی نوشته "شرکت تایتان"

‫دوستت ربکا سیمونز برای ‫شرکت تایتان کار میکنه.

‫میدونم، اما از زمان دانشگاه ‫تقریبا با هم حرف نزدیم.

‫ما فقط پست های همدیگه رو لایک میکنیم

‫و به هم تولدت مبارک میگیم.

‫اون مشکوک میشه که من میخوام ببینمش

‫یهویی.

‫نه اگه وانمود کنی که یه قرار شامه.

‫باهاش لاس بزن و بپرس با ‫کسی رابطه داره یا نه،

‫بعدش مکالمه رو بکشون سمت کار

‫بعدش کارت رمزگشایی.

‫من دوست ندارم با احساسات مردم بازی کنم.

‫این کارو از روی بدجنسی انجام نمیدی.

‫این کارو برای زنده موندن انجام میدی.

‫چون اگه نتونی از آشناهات استفاده کنی

‫پس ارزش

‫حفاظت ما رو نداری.

‫تو کی بودی؟

‫- یه دوست. ‫- باشه.

‫خب بهت برنخوره دوست، اما این حفاظت رو

‫من نمیخوام.

‫اون دیگه شد یکی از ما؟

‫هریس، گفتی میخوای کمک کنی.

‫پس کمک کن.

‫فکر کنم دیر شده الان.

‫اوناهاش.

‫مطمئن شو که کنار پنحره بشینی،

‫- و گرنه نمیتونیم ازت محافظت کنیم. ‫- باشه.

‫و گوشیت رو روشن بزار. ما گوش میدیم.

‫- باشه. ‫- و بلافاصله به کارت اشاره ای نکن

‫طبیعی جلوه کن.

‫طبیعی.

‫حتی اگه ربکا اطلاعات داشته باشه ‫هریس مهارت این رو نداره که

‫اونو استخراج کنه.

‫میدونم.

‫پس داریم چکار میکنیم؟

‫باید اونا رو زیر نظر داشته باشیم.

‫من میفهمم که چرا به اون نمیگی

‫نقشه رو، اما چرا از من مخفی میکنی؟

‫چون بهت اعتماد ندارم.

‫متوجه شدی؟

‫این اتوبوس داره به یه بزرگراه سمت جنوب میره

‫در حالی که بلومزویل شماله.

‫میرم از راننده اتوبوس ‫میپرسم که گم شده یا نه.

‫نه، من میرم.

‫نمیخوام بخاطر یه پیچ ‫اشتباهی به طرف شلیک کنی.

‫- ایزاک. ‫- نه.

‫گوتیرز؟

‫از ملاقات باهات خوشحال شدم.

.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|

«: مـتـرجـمـیـن: مــیــثـم مـوسـویـان و کـــســری :» .:: Caseraw , MeysaM.UnicorN ::.

‫از کجا اینو گرفتی؟

‫پروفایلت تو سایت دوستیابی.

‫گفتم که دنبال یه آدم نظامی میگردم.

‫فکر میکنی که اینی که تو عکسه من نیستم.

‫اما نمیتونی گذشته رو تغییر بدی.

‫نمیتونی ازش مخفی بشی.

‫شلیک تصادفی بعد از مستی

‫یک شب بعد ماموریت.

‫بابات بهت داستانش رو گفته؟

‫همه اینا توی یه پروندست که دست اطلسه.

‫درسته.

‫برای همین من مخفی شدم از زمانی که ارل سواگر

‫ترور شد.

‫پس اگه اینقدر ترسیده بودی باید میدونستی که

‫چرا اونو کشتن.

‫من همکارام رو با گفتن رازهام بهشون

‫به خطر نمیندازم.

‫بیا دنبالم.

‫پس اطلس نیستی اما قاچاقچی موادی؟

‫وقتی که مخفی شدم درآمد میخواستم.

‫و این دارو هست.

‫- هروئین نیست. ‫- خب نقشه چیه؟

‫میخوای در مورد خاصیت درمانی ‫ماریجوانا باهامون صحبت کنی،

‫یا میتونیم بریم سر اصل مطلب؟

‫ما هیچ کاری نمیکنیم تا من بفهمم که تو

‫تعقیب شدی یا نه.

‫لباسات رو عوض کن.

‫اندازه من نیستن اینا.

‫ممکنه یه دستگاه شنود توی لباست دوخته باشی.

‫زود باش، ما چیزی نداریم که ازش خجالت بکشیم.

‫بخاطر تو دارم رعایت میکنم.

‫میخواستم باهات حرف بزنم وقتی ‫که شنیدم سناتور هیس مرده،

‫اما فکر کردم که نیاز داری تنها باشی.

‫آره، آره این سخت بود.

‫خوشحالم که زنگ زدی.

‫همیشه این حس رو داشتم که

‫شما جز آدم خوبا بودید.

‫خب میدونی من سعی خودمو کردم.

‫- میدونی که واشنگتن چجوریه. ‫- آره بابا.

‫پایین بالاست، بالا پایینه، خیلی داغونه.

‫من وقتی که توی وسایل هیز میگشتم

‫یه چیزی پیدا کردم.

‫این کارت کوچیک.

‫چقدر طبیعی جلوه کردی هریس.

‫- میدونی چیه؟ ‫- آره و تو نباید

‫اینو داشته باشی. از سطح اطلاعاتی ‫مجازی که بهش دسترسی داری بالاتره.

‫میخوای باهاش چکار کنی؟

‫من این کلید رو به مقر میبرم ‫و تو رو گزارش میکنم.

‫در غیر این صورت اخراج ‫میشم، شاید محاکمه بشم.

‫صبر کن، صبر کن.

‫من با حسن نیت اومدم، باشه؟

‫چی هست؟ چیه این؟

‫چرا اینو با بقیه وسایل هیس تحویل ندادی؟

‫چون سناتور به من گفت که نگهش دارم

‫اگه اتفاقی براش افتاد.

‫اما بهت نگفت که چکار میکنه؟

‫دروغگوی بدی هستی هریس.

‫با من بیا.

‫تو راهیم.

‫بیا بریم.

‫بفرما.

‫ممنون.

‫چی داری؟

‫از باب لی خواستند که

‫یه اظهارنامه رسمی بده ‫برای پرونده افراد گم شده.

‫صبر کن، کی گم شده؟

‫ریک کالپ.

‫نوشته که یه نگهبان توی ‫زندان ویلسون بود و باب لی

‫یکی از آخرین کسایی بود که باهاش ‫حرف زده قبل این که ناپدید شه.

‫خب این قضیه شوخی بردار نیست.

‫قبلا ازینا گرفته بوده؟

‫نه ولی آدما میان سراغ باب لی

‫به طرق مختلف.

‫اولاش همیشه بی خطر به نظر ‫میان، اما یاد گرفتم که

‫به نیت هاشون پی ببرم.

‫خب چکار میکنی؟

‫اینو نادیده میگیری؟

‫اگه از طرف یه وکیل معمولی میومد آره،

‫اما این بزرگترین شکایت توی تگزاسه، پس...

‫پشتش پوله.

‫خب، ما هر کاری خواستی کردیم.

‫حالا صحبت کن.

‫چرا اطلس پدرمو کشت؟

‫پدرت میخواست به دنیا در مورد اونا بگه.

‫نه فقط این که اونا وجود دارن، بلکه ‫نحوه انجام عملیاتشون هم میخواست بگه.

‫منابع مالیشون. همه چیزو.

‫منظورت چیه همه چیز؟

‫ما میدونیم که پدرش یکی از

‫- بنیانگذاران اطلس بوده. ‫- اون واقعا بود.

‫اون مدرک زنده از اولین جنایات جنگی

‫اطلس هم بود.

‫دستای پدرت آغشته به خون آدمای بیگناه بود.

‫میخوای بگی که اون یه جنایتکار جنگیه؟

‫چرت نگو، اون

‫فقط یه واحد ضربتی رو اداره میکرده، مسلما

‫ده ها نفر دیگه مثل اون بوده.

‫اما این واحد ها نمیخواستن که

‫برن اطلس بشن. بابات شد.

‫آره، اما اینو نمیدونست.

‫- اگه میدونست... ‫- چکار میکرد؟

‫جلوش رو میگرفت؟

‫سرتو از تو کونت در بیار.

‫میدونست که یه تاریکی درونش هست.

More Farsi Persian subtitles for Shooter

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left