نخستین 200 خط.
گوش کن، گوش کن، گوش کن!
باید اینو بشنوی! باید اینو بشنوی!
لوید، اگه فقط داروهاتو بخوری، دیگه صداشونو نمیشنوی.
خواهش میکنم! کمکم کن!
دارم سعی میکنم کمکت کنم.
باید کمکم کنی.
دارم سعیمو میکنم کمکت کنم!
تو باید کمکم کنی.
خواهش میکنم!
همه چی خوبه. تو جات امنه!
دیگه دیره، اونا اینجان.
اونا اینجان. دیگه دیره.
لوید، خواهش میکنم، به من گوش کن...
نه! مگه نمیبینی؟ اونا اینجان.
لوید، خواهش میکنم، خواهش میکنم.
تو نمیفهمی! اونا دارن از همه جا بالا میان!
بس کن! بس کن!
داروتو پیدا کن! وای خدای من! خدای من!
فقط به من گوش کن. سعی کن آروم باشی.
اونا فقط منو میخوان. با تو و بچهها کاری ندارن.
نه! وای خدای من! داری چیکار میکنی؟ داری چیکار میکنی؟
نه، لوید، نکن! نه!
رسیدیم، مدیسون.
همه چی باید تو اتاقم باشه، درسته مامان؟
امیدوارم. اگه نبود، لطفاً بهم زنگ بزن.
مطمئنی هنوز میخوای این کارو بکنی؟
آره، مامان.
آخه هنوز دیر نشده که پشیمون بشی.
میتونیم همین الان ماشینو دور بزنیم.
مامان.
من خوبم.
ببین، خودتم میدونی که باید میومدم اینجا.
من هیچوقت نتونستم از برندون خداحافظی کنم.
شاید اینجا بودن کمکم کنه باهاش کنار بیام.
فقط دلم براش تنگ شده.
میدونم عزیزم. منم دلم براش تنگ شده.
دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
آره.
بعداً بازش کن.
مرسی.
مدیسون مکبراید.
بفرمایید، خانم مکبراید.
اون سالن شمالیه. سوئیت ۳۱۲.
و همه دانشجوها باید تا ساعت ۴ عصر تو سالن اجتماعات تگرت باشن
برای جلسه توجیهی اجباری. باشه؟ سال خوبی داشته باشید.
ممنون.
ببخشید، خانم.
اشکالی نداره.
داری میری اون خوابگاه جدیده؟
آره.
مراقب باش.
باشه، مکی.
یارو یکم ترسناکه، ولی بیخطره.
اون کیه؟
مسئول تأسیساته. هر چیزی رو میتونه تعمیر کنه.
بیشتر از ۴۰ ساله که اینجاست.
گفت مراقب خوابگاه جدیده باشم.
اون پیرمرده فکر میکنه اون خوابگاه جنزدست.
به هر حال، اسم من کلسوئه. مشکلی داشتی، بیا پیش خودم.
اینجا جدیده؟
ببخشید.
خواهش میکنم.
اونجا اتاق منه.
باحاله.
خب، باید چیکار کنم تا جامو بهت بدم؟
از تخیلت استفاده کن.
باید باهات خشن رفتار کنم؟
میتونی. ولی حواست باشه، چون من خشن دوست دارم.
جدی؟ جدی.
باشه. باشه.
خوب نگاه کن.
دارم نگاه میکنم.
"برندون دوست داشت که این مال تو باشه.
"خیلی دوستت دارم. مامان."
به خودت بیا.
هی، من هولتام.
بابت قبل معذرت میخوام. داشتم شوخی میکردم.
اشکالی نداره. منم مدیسونام.
مدیسون.
چندتا داف خفن تو این خرابشده هست. خفن.
ایول، اینم یکیشون.
ممههات واقعاً قشنگن.
فقط خواستم اینو رو راست بهت بگم.
فقط نگاهش نکن. واقعیان؟
آره بابا. جونِ تو، رفیق.
فقط نگاهش نکن.
چیو نباید نگاه کنیم؟ چیزی هست؟ هیچی.
اوه، من تامیام.
چطوری؟ من هولتام. مدیسون.
مدیسون. چطوری؟ سلام.
منتظر چی هستیم؟
مشاور دانشجویی ارشد.
شنیدم خیلی آدم سگاخلاقیه.
- از ژاکتت خوشم اومد. - ممنون.
چه باحاله، داداش. چشمات واقعاً آبیه.
واقعاً آبیان. نمیخوام مختو بزنما.
هی، این جوجه رو نگاه کن.
سلام. من مدیسونام. اسمت چیه؟
استرینگ (نخ). سلام.
سلام.
هی، چند سالته؟
شونزده. نه بابا؟
وایسا ببینم. گوشی دستت.
یعنی پدر و مادرت اسمتو گذاشتن یه جور نخ؟
نه، در واقع، یه لقبه. ببین؟ اینجا.
واو، حتماً خیلی رفیق داری.
این برج شرقیه.
واو، واقعاً باحاله.
هی، من مایا هستم.
چطوری، مایا؟
خیلی خفنه و اینا، ولی بذار...
فکر کنم یه چیزی دارم که میتونه کمکت کنه. بهش میگن یه نخ سیگاری.
ببخشید، میدونی چیه؟ من علف نمیکشم.
راستش، سلولهای مغزو میکشه.
آره. خب، باکره بودن هم همینطوره،
ولی تو که با اون مشکلی نداری، داری؟
یکی گفت "باکره بودن"؟
همینجا. این پسره.
فکر نمیکردم نسل شماها هنوز تو همچین جایی وجود داشته باشه.
من باکره نیستم.
اینکه کاندوم بذاری و با جوجهت ور بری
واقعاً حساب نمیشه.
هرچند، احتمالاً کارتو راه میندازه.
تامی، ولش کن.
شوخی میکنم باهات، پسر.
ولی جدی، برای آخرین بار، میخوای بکشی یا نه؟
چون اگه نخوای، مشکلی نیست.
من راحتم.
خب، بچهها. آروم باشید.
جمع شید، جمع شید، جمع شید.
نزدیک. من خودمونی دوست دارم.
خوش اومدید، دانشجوهای جدید.
اسم من الجین رزنیکه.
اوه، این... چه اسم تخمیای.
آره، الجین اسم مسخرهایه.
همه منو رِز صدا میکنن، باشه؟
من مشاور دانشجویی ارشد شما هستم.
خب، هدف از این جلسه توجیهی
اینه که فرصتی برای دانشجوهای سال اول فراهم بشه
تا با بقیه تعامل کنن و با محوطه دانشگاه آشنا بشن.
شما قبلاً مهماندار هواپیما بودی؟
آخه کل این ماجرا... خیلی مسخرست.
تو موهات دکلرهست، یا ذاتاً اینقدر خنگی؟
کاملاً طبیعیه. هرچند خیلی طول میکشه تا اینجوری بشی.
تو تو لیستمی. من تو چه لیستیام؟
لیست دافها.
ایول!
این لیست خوبی برای بودن نیست. خب، کجا بودم؟
آها، درسته. ولی شماها دانشجوی معمولی نیستید.
شما چند نفر خوششانسید.
چون گروه من اولین کسایی هستن
که بعد از ۶۰ سال تو این ساختمون زندگی میکنن.
ولی من خیلی سختگیرم، بچهها.
هر کدوم از قوانین منو زیر پا بذارید، زندگیتونو اینجا جهنم میکنم.
باشه، جناب شیطان. حالا قوانینت چیه؟ فقط که همهمون بدونیم.
وسط حرفم نپر و دهنتو ببند.
قوانین اینان.
حالیته، خوشگله؟
خب، همونطور که میبینید، شما به گروههای مختلفی تقسیم شدید.
هر مشاور شما رو برای یه گشت تو خوابگاه و محوطه میبره.
سوالی هست؟ خوبه. بیاین تور خوابگاه رو شروع کنیم.
عالیه. همه شما، یالا!
خب، بچهها. اینجا تابلوی اعلاناتتونه.
آخر هفته پارتی داریم.
و یادتون نره، موقع لباس شستن هیچوقت رنگها رو قاطی نکنید.
در صورتی که اونجا لباس بشوری، استرینگ جان.
اینجا هم سالن استراحتتونه با تلویزیون پلاسما.
میز پوکر،
دستگاههای فروش خودکار و یه باشگاه کوچیک.
حتی شیشههای نشکن جدید برای اون مهمونیهایی که از کنترل خارج میشن.
ایول. حالا زدی تو خال.
تو از پنجرههای نشکن خوشت میاد؟
آره، راستش، دوست دارم تخمهامو بهشون بچسبونم.
وقتی سرده حس خیلی خوبی داره.
نه! زنهای لاتین.
گوش کن، یکم آروم بگیر، باشه؟ تو تیپ من نیستی.
من تیپ تو نیستم؟ تیپ تو چیه؟ چون من میتونم عوض بشم.
پسرایی که تیشرتهای بچگونه نمیپوشن.
آخ!
هر چی تنگتر بهتر، عسلم.
باشه، اسمت چیه؟
آیوی.
خب، استرینگ، این اولین باریه که از خونه دوری، رفیق؟
خب، یه بار رفتم کمپ فضایی.
مامانت باهاته؟ نه.
خوبه، پس. بچهها، اینجا منطقه بدون اسلحهست.
همچنین، بعضی درها ورودی با رمز دارن.
شماره تلفنتون، به علاوه شماره ملیتون،
منهای فامیلی مادرتون. همه فهمیدن؟
عجب جیگریه.
اسمش هولته.
چال لپاشو نمیخوای بخوری؟
دروغگو. من طرز نگاه کردنت بهشو میبینم.
تو اونی هستی که حاضره تیکه پارههاشو بخوره.
دانشگاه میخواست این ساختمونو خراب کنه،
ولی طرفدارای حفظ آثار باستانی نجاتش دادن. الان دیگه مدرن شده.
خب اینم ورودی پل هوایی به ساختمون شرقی ناتمومه.
به خاطر افزایش ثبتنام، دانشگاه این ساختمونو ضمیمه کرد
و ساخت و ساز رو سریع انجام داد تا دانشجوهای بیشتری رو جا بده.
No comments yet. Be the first to leave one.