Voice from the Stone

Voice from the Stone

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Voice from the Stone 2017 720p BluRay x264-ROVERS
Voice from the Stone 2017 1080p BluRay x264-ROVERS
Voice from the Stone 2017 BDRip x264-ROVERS
Voice from the Stone 2017 BRRip XviD MP3-RARBG
Voice from the Stone 2017 BRRip XviD AC3-RARBG
ناشر HosseinTL
► HosseinTL | IranFilm.Net ◄

برچسب‌ها

bdrip
bdr
x264
BDR
تاریخ انتشار: 2017-05-19
تعداد دانلود: 45
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫جیکوب

‫جیکوب اینجایی؟

‫میشنوی؟

‫جیکوب

‫جیکوب

‫من اینجام

‫من همینجام

‫- نه ‫- هیس

‫ساکت باش

‫و حرفم رو گوش کن

‫روزگار همینه

‫یه زن دیگه میاد

‫خواهی دید

‫دیگری میاد جای من

‫اون با عشقی که...

‫بهت ابراز میکنه میشناسیش

‫بذار کلماتی که از دهنت بیرون میان

‫کلماتی باشن که من رو صدا کنن

‫بهم قول بده

‫قول بده

‫جیکوب

‫من همیشه مادرت خواهم بود

‫ صـدای برخـاسته از سـنگ

‫اینم نامه‌ی معرفیت

‫واقعاً بابت تمام کارهات ازت سپاسگزاریم

‫ممنونم. متأسفانه باید عجله کنم

‫کجا داری میری؟

‫باید برم چون تو حالت بهتر شده

‫دیگه به من نیازی نداری

‫معلومه که بهت نیاز دارم

‫نه

‫تو به مامان و بابات نیاز داری

‫کارلوتا

‫همیشه به یادت میمونم

‫خواهش میکنم نرو

‫از پیشم نرو

‫- کارلوتا... ‫- خدانگهدار

‫زنی که میبینم رو خیلی کم میشناسم

‫اسمش "ورنا"ـه

‫تنهاست

‫همه‌شون رو به یاد داره

‫تمام جدایی‌ها

‫زندگیش غرق وداع شده

‫هر کدوم سخت‌تر از قبلی

‫به سمت کوه‌های راکی...

‫و پسری که حرف نمیزنه

‫ترجمه از: ‫حسـین ‫H o s s e i n T L

‫سلام

‫اسم من "ورنا"ـه

‫به گمونم دعوت شده بودم

‫بخاطر پسره اومدم

‫عذر میخوام قربان

‫زمان ملاقتمون رو اشتباه متوجه شدم؟

‫خیر

‫امیدوارم هنوز اون موقعیت شغلی موجود باشه

‫هست، برای یه پرستار انگلیسی‌زبان

‫زبون مادریم

‫اینها رو از کارفرماهای قبلی گرفتم

‫- با تمام خانواده‌ها زندگی کردی؟ ‫- بله

‫نظر من اینه که شناختن خانواده ‫به درک بهتر کودک

‫کمک میکنه

‫و بعد هم با این آدم‌ها ارتباطت رو حفظ میکنی؟

‫وقتی کودک بهبود پیدا میکنه، ‫خانواده‌ش

‫معمولاً ترجیح میدن که فراموش کنن

‫هیچ مدرک تحصیلی‌ای نداری

‫ولی میگن یه استعداد خدادادی داری

‫من مهارتم رو با تجربه بدست آوردم

‫و مقداری احساس

‫احساس

‫تو از خودت بچه نداری

‫نه

‫پسرتون

‫خودش انگلیسی رو ترجیح میده؟

‫مادرش

‫همسرم میخواست انگلیسی صحبت کنه

‫اون فوت شد. ‫یه بیماری داشت

‫پسرم از اون موقع حرف نزده

‫هفت ماه...

‫و 16 روز

‫آلسیو تا اتاقت همراهیت میکنه

‫دوست دارم خودم رو معرفی کنم

‫به پسرتون

‫اسمش رو بهم نگفتین

‫باید بگم پرستارهای دیگه‌ای هم اومدن و رفتن،

‫همه‌شون هم به اندازه تو ‫به مهارتشون مطمئن بودن

‫اسم پسرم جیکوب ـه

‫سلام جیکوب

‫اسم من ورنا ـه

‫و قراره یه مدت اینجا بمونم

‫بهت قول میدم من مثل بقیه نیستم

‫خیلی بدترم

‫لطفاً من رو نگاه کن، جیکوب

‫میخوام کمکت کنم. متوجهی؟

‫فایده نداره

‫حتی سرش هم تکون نمیده

‫نه مینویسه، نه نقاشی میکشه...

‫نه آواز میخونه، نه میخنده...

‫نه لبخند میزنه...

‫نه گریه میکنه

‫ممنونم

‫فردا صبح کارمون رو شروع میکنیم جیکوب

‫ساعت 9 خوبه؟

‫سوالاتت بی فایده‌ان

‫جیکوب لازم نیست جوابم رو بده

‫بنظرم متوجه میشه

‫کافیه

‫بشین

‫حالا میتونی بری

‫شب خوش جیکوب

‫خیلی مطیعه

‫این هم بخشی از مشکله

‫برای سرپیچی باید چیزی بگه، در نتیجه...

‫در نتیجه اطاعت میکنه

‫نمیخواد بهت آسیب بزنه

‫مسئله پسرمه، بانوی جوان، ‫نه من

‫جیکوب نمیخواد تو اینجا باشی

‫هنوز نشونش نداده، ولی میده

‫تو سکوتش قدرت عجیبی هست

‫حسش خواهی کرد

‫باهاش خیلی زننده حرف میزنی

‫از بقیه با دل و جرئت‌تری

‫سوالاتی دارم که باید بپرسم

‫چه سوالاتی؟

‫باشه فردا، اگه شد

‫برای شروع، من بهت میگم چی میبینم

‫من میبینم...

‫که اگه دلت میخواست صحبت کنی،

‫میتونستی

‫و میدونم چقدر میتونه سخت باشه

‫اینکه واقعاً هیچی نگی...

‫اینکه روی تک تک لحظات ‫چه تمرکزی داری

‫و باید اقرار کنم، ‫کارت هم خیلی خوبه

‫من یه چیزایی میدونم از اینکه چه حسی داره

‫که از کل دنیا جدا باشی

‫وقتی سنم یه مقدار از تو کمتر ‫بود مادرم رو از دست دادم

‫و وقتی سنم یه مقدار بیشتر از تو بود پدرم رو

‫روز قشنگیه

‫یه فکری دارم

‫جیکوب؟

‫جیکوب!

‫صبح بخیر

‫من دنبال جیکوب هستم

‫به این زودی گمش کردی؟

‫اگه دیدیش، بهش بگو میخوام باهاش صحبت کنم

‫جیکوب؟

‫جیکوب؟

‫جیکوب؟

‫اوه. من رو ببخشین. نمیخواستم...

‫ورینا

‫همون پرستاره هستی

‫بیا جلوتر

‫بذار لیلیا تو رو ببینه

‫اومدی که پسره رو به حرف بیاری

‫فقط میخوام کمک کنم

‫خوش اومدی

‫خوش اومدی

‫به راکی خوش اومدی، فرزندم

‫متشکرم

‫لطف دارید

‫ولی باید برم

‫بله، البته. برو پسره رو پیدا کن

‫کاری کن حرف بزنه

‫شرمنده... دنبال جیکوب میگشتم

‫بلدی بنوازی؟

‫نه، هیچوقت نتونستم

‫این همسرتونه؟

‫بله

‫اسمش چی بود؟

‫تو امروز صبح با جیکوب وقت گذروندی؟

‫بله

‫و متوجه چیزی شدی؟

‫باید بفهمم چه مسائلی رو پشت سر گذاشته

‫مالوینا

‫مالوینا ریوی

‫شاید اسمش به گوشِت خورده باشه

‫نه

‫اون سالن "کارنگی"ـه

‫اون در تمام دنیا نوازندگی کرد، ‫در تمام سالن‌های بزرگ

‫برای پادشاهان و ملکه‌ها،

‫رئیس‌جمهورها

‫خیلی زیبا بوده

‫شش ماه بعد از این عکس،

‫اون مُرد

‫بعد از برگشتمون به خونه داستان شروع شد

‫با یه تب ساده شروع شد

‫و مثل آتیش شد

‫هر روز، مقدار بیشتری از نیروش رو

‫از بین میبرد،

‫همینطور زیباییش رو

‫من باید از خونه میرفتم تا کمک بیارم

‫و جیکوب پیشش موند

‫اون و لیلیا با هم ازش پرستاری کردن

‫از کنار مادرش جم نمیخورد

‫اون استعداد مادرش رو داره

‫اینجا مینشستن و ساعت‌ها با هم پیانو میزدن

‫خودش میخواد حرف نزنه

‫اینم... اینم با استفاده

‫از همون حس بینظیرت متوجه شدی؟

More Farsi Persian subtitles for Voice from the Stone

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left