نخستین 189 خط.
.خسته نباشي. فردا ميبينمت
شب بخير
راحت نيستي نه؟ بذار درش بياريم
هوم
اينم خوابه؟
خواب نيست
نخواب
مثل خواب ميمونه
واقعيته
يه خواب خوب
گفتم که خواب نيست
نخواب
با من بخواب
به خودت بيا
الو؟ - پدر سه او هستم -
بله؟
ميشه بذارين دخترم از اون آشپزخونه بره؟
بـ... بـ... بله؟
...فقط بذارين بره. بذارين بره و
فردا همديگه رو ميبينيم
سلام عرض کردم
از ديدنتون خوشحالم
سو پونگ هستم هموني که اون موقع تلفنتونُ جواب داد
خب، الان دخترم کجاست؟
...دخترتون
الان تو اتاق شب کارا خوابه
من الان ميرم ميارمش
نه با هم بريم. کجاست؟
...نه من
بفرماييد بريم
...کليد
همونجا وايسا
دستتُ بکش برو عقب
اينجا واقعا اتاق شب کاراس؟
بله
...ما هيچ کاري
نکرديم
راست ميگم
تو دنبال من بيا
بابا
لطفا چند دقيقه با من تشريف بياريد بالا
اينجا جاييه که دختر من توش کار ميکنه؟
بله
آشپزخونه ايه که سه او توش کار ميکنه
سه او آتيش کار پنجمه
حق دارين نگران باشين
آتيش کاري يه کار کاملا مردونه ـس
تحملش واسه يه زن خيلي سخته
...آتيش قويه و وسايل آشپزخونه هم
به روحيه ي خانوما نميخوره
هي هي
من که نگفتم بزن همه چيزُ اينجوري بسوزون
نميتوني آتيشُ تنظيم کني؟
نگفتم وکُ بسوزون که ديوانه
!گفتم ته مونده ي تو وکُ بسوزون، خنگ
چشم جناب آتيش کار
...با يه دست يه وک سنگينُ ميگيره
و همونطور که موادُ اضافه ميکنه آتيشم کنترل ميکنه
.کار خطرناکيه. اولش منم مخالف بودم
سس سويا رو آروم بسوزون
ادويه بهش نميزنيم عطر و رنگ بهش اضافه ميکنيم
چشم سرآشپز
شونه ـتُ شل کن
همينه
ادويه بهش نميزنيم
عطر و رنگ بهش اضافه ميکنيم
همينه
سه او وکُ دوست داره
وقتي يه آشپز عاشق وک باشه
غذاش بدمزه نميشه
سرويس؟
سرويس - بله سرآشپز -
...مشتريايي که غذاي سه او رو ميچشن
بايد خيلي خوشحال باشن
،نميدونم خبر داري يا نه
ولي من خيلي وقت نيست که از زندون آزاد شدم
از اينکه دخترم به خاطر من ...به اين روز افتاده و اينقدر سختي کشيده
دلم خيلي خونه
واسه همين گفتم که بدوني
بين شما دوتا چه خبره؟
ما همديگه رو دوست داريم
شنيدم تو هم طلاق گرفتي
بله
دختر منم خيلي وقت نيست که طلاق گرفته
نبايد يه کم بيشتر محتاط باشين؟
بله
...حتما
بايد بذارم سه او از اين آشپزخونه بره؟
...سخته
ولي کاريه که خودش خواسته
نميشه اجازه بدين يه کم ديگه بمونه؟
...به هر دري زدم
ولي بازم اشک بچه ـمُ درآوردم
...بالاخره
همديگه رو ديديم
...ولي تا آخرش
هي
برقا رو خاموش کن برو من ميخوام بخوابم
.گفتم برو. حرفم که گوش نميدي
تو که خوابيدي ميرم
چيل سونگ
آدم بايد بدونه کِي شرمنده باشه
من تو رو ول کردم
...و حالا که مريض شدم
...چون پيدات کردم
نميتونم ازت بخوام نجاتم بدي
واسه همين نتونستم بهت بگم
...پس بايد تا آخر
ازم قايمش ميکردي
تو مادري مثل من نداشته باشي بهتره
...مادر سرطاني داشتن
چيش خوبه که بخواي داشته باشي؟
...واسه همين
به روي خودم نياوردم
...و از قصد همه ـش دور و برت
پرسه زدم
...چون نگفته بودم مادرتم
...با وجود سرطان
ميتونستم هروقت بخوام بيام ببينمت
و راحت باهات حرف بزنم
...يا اگه تو مريض ميشدي
بيام بيمارستان ديدنت
من واقعا خوشحال بودم
...اين سال هاي آخر عمرم خيلي خوشحال بودم
که تو آدم خوبي شدي
ديگه از اين حرفا نزن
مثل وصيت کردن ميمونه
...اولش که
...نزول خور بودي
،و گانگستر
...دلم شکست و
...دلواپس و
نگران شدم
نه
راستشُ بخواي هنوزم همون احساسُ دارم
نميشه ديگه دست از گانگستر بودن برداري؟
ساکت باش
مگه خيلي پول نداشته باشي چي ميشه؟
نزول خوري رو هم بذار کنار
شايد تو از مردم سود زياد نگيري
...ولي مردم نزول خورا رو
آدماي بدي ميدونن
...نفست به زور بالا مياد
اون وقت سخنراني هم ميکني
واي چه حوصله سر بر
حوصله ـم سر رفت نميخوام گوش بدم
نميخوام گوش بدم
...تو زندگي بعديم من
هيچ کار ديگه اي نميکنم
و فقط واسه تو مادري ميکنم
قول ميدم
...وقتي دوباره به دنيا اومديم
تو ميتوني منُ ول کني و بري
...ميتوني به خاطر پير بودنم
...تو يه رستوران چيني
ولم کني و بري
هرچقدر دلت خواست بي رحم باش
مادر
چرا جوابمُ نميدي؟
...تو
...حتي وقتي من مردم و ناپديد شدمم
منُ نبخش
من لياقت ندارم جواب تو رو بدم
من با يه دل که تا آخر عمر پر از حس گناه بود ميميرم
چون حقمه
...چرا من اون موقع با تو
هنوز 5 سالت هم نشده بود
چطوري تونستم باهات همچين کاري بکنم؟
به منم ميگن مادر؟
...من شرمنده و سرافکنده
...هميشه
...سرمُ ميندازم پايين و صورتمُ ميگيرم
و يه بارم آسمونُ نگاه نميکنم
چطوري ميتونم به آسمون نگاه کنم؟
...وقتي زنده بودم
...يه جوري بي شرم و حيا آسمونُ نگاه ميکردم
انگار هيچ کاري نکردم که ازش بترسم
مگه نه؟
گريه نکن پسرم
چون مادرت پيره به اين راحتيا نميميره
به اين زودي نميميرم
انقدر همُ ميبينيم که از همديگه خسته بشيم
:ترجمه و زيرنويس Mahboobe1994 - محبوبه
راسته
سه او کجاست؟
صبح زود رفت بيرون
بيا بشين با هم غذا بخوريم سول جا
خانوم، آقا
من واسه ناهار گوشت گاو و سوپ جلبک درست کردم
No comments yet. Be the first to leave one.