Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

빨강 구두Red Shoes E79-HDTV&WEB KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
web
HD
تاریخ انتشار: 2021-11-15
تعداد دانلود: 16
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

سرجات وايسا

عذرخواهی کن خانم مین

عذر خواهی کن

- ...تو - متاسفم خانم یو

بخاطر کاری که ازت خواستم

...خانم مین عصبانی شد و حتی

بهت سیلی زد

اون یه شخص معمولی نیست

به نظر میاد شخص دست راستته

این کارت زیادی خشن نبود؟

...یا اینکه عصبانی بودی

که زن دست راستت به من کمک کرده؟

ببخشید خانم یو

من زیاده روی کردم

معذرت میخوام

آفرین

حالا دیگه کارمندا از این شکایت نمی کنن

...وقتی در مورد سیلی خوردن اون

از شما بفهمن

...این وفاداری من

نسبت به شما بود، نامادری

مار خوش خط و خال

حالا تماشا کن

من به زودی وزیر ميشم

اما واقعا

دفترچه خاطرات چي شده

جلسه رو شروع کنیم؟

باشه

این مجلات طراحی شده مورد نظر شماس

ممنون - خواهش میکنم -

آره گذاشتمش تو گاوصندوق دفترم

یعنی کسی اومده تو برداشته؟

جای گاوصندوق من پیدا کردن؟

سلام عزیزم

چرا اونقدر زود اومدی خونه؟

باید یه سری مدارک برا جلسه تایید باید آماده کنم

به هه بین سر زدی؟ - چی؟ -

البته

دارو خورده خوابیده

عزیزم

کمکم کن

منظورت چیه... کمکت کنم

پسر نماینده سون چیکارس؟

بارها مخفیانه باهاش ملاقات کردی

برنامه های استراتژیکی نداشتین؟

به درد هردومون میخوره

اگه طرف منو بگیری

پس لطفا هوای من داشته باش

فراموش نمیکنم

کاری که برام کردی

لطفا کمکم کن ، باشه؟

باشه به آقای سونگ میگم مدارک رو آماده کنه

در مورد املاک، پرونده های مالیاتی، سوابق تحصیلی و غیره مون

میگم بررسی کنن فردا به دستت برسونن

مرسی

درسته مین هی کیونگ

بدون من هیچ کاری نمیتونی بکنی

و به لطف اون، منم می تونم نقاط ضعف تو رو پیدا کنم

هر کسی میتونه اون مدارک احمقانه رو جمع کنه

تو فقط یه شوهر مفیدی

که الان به عنوان شوهر بهش احتیاج دارم

کیه؟

منم آقای مدیر

میخواستم اینو نشونت بدم

ترازنامه تشک لورا و کفش لوراس

برای پنج سال گذشته

چرا اینو به من نشون میدی؟

مگه ما طرف هم نيستم؟

ازت ميخوام کنار من بجنگي

خوشحالم که ما تو يه تيميم

هرچند نمی دونم چه احساسی داری

خب

بد نیست کسی کنارم باشه

داشتن کسی که همیشه کنارم باشه خوبه

از اونجا که ما هر يه چيز ميخوايم

اينو ببين

همونطور که ميبيني تشک خوب کار کرده

با فروش بالا و بدون بدهی

جریان پولشم خوب بوده

اما کفش لورا نصف فروش اونو داشته

اما بازم سرمايه گذاري هاي هنگفتي داشته

اينجارم ببين

چندین بار بوده که وجوه تشک

به کفش لورا فرستاده شدن

اونها بلافاصله پرداخت شدن

اين يه جور حيله است

مطمئنم

به این دلیل بوده که اونها یک سرمایه گذار قوي داشتن

تو هم خیلی خوب میشناسیش

خانم چوي سوک جا

مادر بزرگ کي سوک

بعد از اين همه حرف گشنه ام شد

خانم کم با مرغ و آبجو چطوري؟

چي...آخه هنوز

- بیا بریم - بیا بریم یه جای دیگه

نه

اونجا يه کاري دارم

آقای یون

مهمون دارين

بزن به سلامتی، زن دست راستم

چي؟

جو هیونگ

کجا بودی؟ رئیس باید همیشه اینجا باشه

مطمئنم خانم کیم رو خوب میشناسی

از حالا قراره

اون زن دست راستم باشه

زن دست راست؟

به نظر می رسه همه اینجا یه دست راست و یه دست چپ دارن

من می خواستم تو رو دست راست خودم کنم

اما بعد از اینکه بهش فکر کردم، خانم کیم مناسب‌تر بود

درضمن شايد بهتر باشه با يکي که خوشگله همراه بشم

اومدم ازت یه خواهشي کنم

بذار خانوم چوی رو ببینم

من الان مدیر ارشد بازاریابی لورام

صبر کن

بايد برم دستشويي

وقتی برگشتم بیشتر صحبت مي کنیم

با هر دو نفر دست راست و دست چپ من

حالت خوبه؟

بله

جو هیونگ

پسر خوبیه

بله

خیلی عجیبه

چرا مثل غريبه ها رفتار ميکني؟

من ديگه ميرم

جما

من کشتم

اون زن

من اونو کشتم

هیچ رازی برای همیشه باقی نمی مونه؟

عمراً

بسیاری از رازها تو اين دنيا چنان دفن می شن که انگار وجود نداشتن

و هرگز برملا نمي شن

نکنه

واقعا اونو کشته

مامان جو هیونگ؟

الو؟

چرا زود رفتي؟

میخواستم یه چیزی بپرسم

متاسفم

انگار يکي وارد دفتر خانم مين شده

خيلي عصباني شده بود تو چيزي در موردش نشنيدي؟

به خانم یو تهمت دزدی زد

یه سیلی هم خوابوند بیخ گوشش

من نمی دونستم

... من فکر کردم

تو خیلی نترسی کیم جما

گفتم شاید تو بودی که رفتی دفتر خانم مین

احتمالا خانم یو چیزی گفته؟

به من؟

معلومه که نه

اون دست راست خانم مینه

این؟

من قراره اینو براش ببرم

تو هم بهتره برای جلسه آماده بشی

از حالا لطفا مواظب باش، میتونی؟

اگه دوباره اخراج شی خیلی ناراحت میشم

الو؟

جما؟ خوابت برد؟

نه آقا

صرف نظر از این، به نظر میرسه یه چیزی از دفترش گم شده

گفتم ببینم تو خبر داری برای همین زنگ زدم بهت

چون تو زن دست راست منی

فردا می بینمت

آقای مدیر

بیا فردا صبح زود ساعت 6 تو دفتر همو ببینیم

من ميام دفتر شما

به این زودی؟

باشه

فکر کنم جما برداشته

به نظرم خانم مین دنبال دفتر خاطرات بود

می خواد دفتر خاطراتُ بده من؟

واقعا تو برداشته بودی

چرا اینارو به من میدی؟

احتمالاً به همین دلیل اینو از دفتر خانم مین دزدیدم

شبیه کاری که شما

منو به لورا برگردوندی و منو رئیس کردی

اشتباه نمیگی

اما من تو رو رئیس کردم

صرفاً بر اساس مهارتهات چه باور داشته باشید یا نه

با اینکه سپاسگزارم

نمی‌دونم خووندن دفترچه خاطرات دیگران درسته یا نه

متاسفم

فکر کنم اشتباه کردم

ممنون زن دست راست من

مدتی طول می کشه تا بقیه بیان

آروم آروم بخونین آقای مدیر

برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام

هر روز احساس خفگی می کنم

این عوضیا میخوان

یواش یواش جون منو بگیرن

راه دیگه ای نیست

یکی دیگه قراره بمیره

ام سانگ می

ام سانگ می

مامان جو هیونگ

اگه اونو بکشم

من قاتل میشم؟

نه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left