The Apothecary Diaries

The Apothecary Diaries (薬屋のひとりごと)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

KusuriyanoHitorigoto-22 [AioFilm com]
ناشر AioFilm

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-03-10
تعداد دانلود: 54
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 166 خط.

احساساتی که با نوشتن بیان شدن

احساساتی که با نوشتن بیان شدن

احساساتی که با نوشتن بیان شدن

احساساتی که با نوشتن بیان شدن

کاغذ یادداشت رو با اشک های گرد خیس می کنن

کاغذ یادداشت رو با اشک های گرد خیس می کنن

کاغذ یادداشت رو با اشک های گرد خیس می کنن

کاغذ یادداشت رو با اشک های گرد خیس می کنن

در زندگی روزمره تنهایی ای که عقب افتاده بود دوباره به اوج رسیده

در زندگی روزمره تنهایی ای که عقب افتاده بود دوباره به اوج رسیده

در زندگی روزمره تنهایی ای که عقب افتاده بود دوباره به اوج رسیده

در زندگی روزمره تنهایی ای که عقب افتاده بود دوباره به اوج رسیده

پیش تو من همیشه شبیه بچه ها میمونم

پیش تو من همیشه شبیه بچه ها میمونم

پیش تو من همیشه شبیه بچه ها میمونم

پیش تو من همیشه شبیه بچه ها میمونم

!ببین

!ببین

!ببین

!ببین

عشق مثل دارو میمونه، اشک ریختن روی گونه های خیس

عشق مثل دارو میمونه، اشک ریختن روی گونه های خیس

عشق مثل دارو میمونه، اشک ریختن روی گونه های خیس

عشق مثل دارو میمونه، اشک ریختن روی گونه های خیس

اشک ها روی خطوط لبخند حک میشن، بارون قطع میشه

اشک ها روی خطوط لبخند حک میشن، بارون قطع میشه

اشک ها روی خطوط لبخند حک میشن، بارون قطع میشه

اشک ها روی خطوط لبخند حک میشن، بارون قطع میشه

عشق مثل دارو میمونه، رویاهای شکننده رو خیس می کنه

عشق مثل دارو میمونه، رویاهای شکننده رو خیس می کنه

عشق مثل دارو میمونه، رویاهای شکننده رو خیس می کنه

عشق مثل دارو میمونه، رویاهای شکننده رو خیس می کنه

شادی میاره و گرما رو به جریان میندازه

شادی میاره و گرما رو به جریان میندازه

شادی میاره و گرما رو به جریان میندازه

شادی میاره و گرما رو به جریان میندازه

تا روزی که فقط با خودم حرف نزنم و بتونم ازت تشکر کنم

تا روزی که فقط با خودم حرف نزنم و بتونم ازت تشکر کنم

تا روزی که فقط با خودم حرف نزنم و بتونم ازت تشکر کنم

تا روزی که فقط با خودم حرف نزنم و بتونم ازت تشکر کنم

قبل از اینکه دست نیافتی بشه، تا وقتی که بتونم توی چشمات نگاه کنم و بگمش

قبل از اینکه دست نیافتی بشه، تا وقتی که بتونم توی چشمات نگاه کنم و بگمش

قبل از اینکه دست نیافتی بشه، تا وقتی که بتونم توی چشمات نگاه کنم و بگمش

قبل از اینکه دست نیافتی بشه، تا وقتی که بتونم توی چشمات نگاه کنم و بگمش

تو همیشه نترس و بی پروا بودی

مثل گربه ای که شیفته چیزی شده

دلیل اینکه احساس درخشان بودن می‌کنی

احتمالا اینه که من داشتم نگاهت می کردم

مجذوب طرز فکر فریبنده و جدیدت شدم

هنوز انعکاس خودمو توی اون چشم های آبیَ آبی نمی‌بینم

تو امروز هم مثل همیشه بودی

این احساسات لرزانِ لرزان جایی روی هم انباشته میشن

الان دارم از کنار تماشات می کنم

داروساز یک خاطرات

داروساز خاطرات یک

.این داستان یک اثر تخیلی است. نام تمامی شخصیت ها، سازمان ها و... خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با رویدادهای واقعی ندارد

قسمت بیست و دوم: رزهای آبی

سرباز

سرباز

سرباز

سرباز

رودخانه

مشاور

فیل

قسمت بعد

قسمت بیست و سوم: حنا و شبدر

موقعی که عطر بهار به مشام رسید

.باردار بودن بانو گیوکویو قطعی شده بود

عجیبه. می فهمه یه بچه اون توعه؟

!الهی

...شاید منم باید شروع کنم

حتی اگه پیشنهاد ازدواج هم بهش میشد

.احتمالا نمیذاشتن بره

.زیادی کاربلد بودن هم ممکنه کار دست آدم بده

.روزهای خوشی مثل این مثل برق و باد میگذرن

عوضش دو ماهی که پیش ارباب جین شی .گذروندم انگار صد سال گذشت

دوست دارید دوباره نقاشی بکشید؟

!آره

...این یه قارچ سمیه، اسمش

!آخ

.گل های عادی بکش لطفا

گل های عادی؟

رز آبی؟

بله. تا حالا ندیدید؟

.رنگ آبی گیراشون خیلی زیبا بود

.معمولا توی قصر می دیدمشون

خواب نبودید؟

.رز آبی وجود نداره

.ولی واقعا وجود دارن

.خیلی دوست دارم دوباره با بقیه ازشون لذت ببرم

نظرتون چیه؟ میشه کاریش کرد؟

با قدرتی که شما دارید چیزی نیست که .نتونید داشته باشید

فهمیدم. اگه همچین رزی وجود داره .منم دوست دارم ببینمش

.پس قطعی شد

!خدای من، نمی تونم صبر کنم

.با اجازه

.امیدوارم توی مهمونی باغ ماه بعد ببینمشون

.همین الانم خیلی سرتون شلوغه .مجبور نبودید کار بیشتر قبول کنید

.بیخیال، لطفا فقط برو از گل فروش ها سراغ بگیر

.گل فروش ها میگن الان فصلِ رز نیست

.ببخشید که انقدر ناگهانی خواستم بیای

می خواستیم رز آبی جمع کنیم .تا همه با هم ازشون لذت ببریم

رز آبی...؟

.من فقط یه داروسازم ها

...بله، میدونم

یعنی علتش چیه؟ .خیلی خسته به نظر میاد

.رز؟ یکم درموردشون می دونم

قبلا فروختمشون تا با همنشین ها ...یکم پول جمع کنیم ولی

واقعا گفت رز آبی دیده؟

.آره

توهم زای جدیدی اومده یا...؟

!این مایه ننگ کل کشوره

.ارباب جین شی

غیرممکنه؟

درخواستتون دقیقا چیه؟

میتونی تا مهمونی باغ بعدی چندتا پیدا کنی؟

.ماه بعد؟ رزها حداقل تا دو ماه دیگه شکوفه نمیدن

...می دونم

.یه جوری ردش می کنم بره

واکنش ارباب جین شی و این حالتی که ...بقیه رو مجبور میکنه کارهای غیرممکن انجام بدن

این فکر یه راهبردشناسِ خاص بوده؟

.آره

.فهمیدم. این کارو قبول می کنم

مطمئنی؟

مطمئن نیستم که موفق بشم .ولی تمام تلاشم رو می کنم

.نمی خوام فقط ازش فرار کنم

.میخوام اون عینک چندش رو تو صورتش خرد کنم

ارباب جین شی، میتونم چندتا خواهش بکنم؟

.ممنون که گذاشتید ازش استفاده کنم بانو لی هوآ

.خواهش میکنم. اصلا خودت بودی که ساختیش

.خیلی وقت گذشته

یادمه اون موقع بهشون گفتم یه اتاق بخار برای بانو لی هوآ بسازن

.چون اون موقع مسموم شده بود

فعلا قرضش گرفتم ولی اینکه .رایگان ازش استفاده کنم حس بدی داره

.این کتاب مرد علاقه امپراتوره

.خیلی ممنونم

.خوب شد از فاحشه خونه آوردمش

.اون طرف با شما

!بله

.ارباب جین شی

.اوه، اومدی

...همونطور که خواستی گفتم اینو بسازن ولی

این برای چیه؟

.قراره رزها رو دیوونه کنیم

رزها رو دیوونه کنیم؟

منظورت چیه داروساز؟

میذاریم آفتاب بیاد تو و .از اونجا بخار بیاد داخل

.رزها توی این اتاق گرم رشد میکنن

.اینطوری گل ها شاید فکر کنن الان وقت شکوفه زدنه

."آهان پس "دیوونه میشن

.ولی نمی تونم تضمینش کنم

.اوه

!مائو مائو

شیائولان؟

!منم کمک می کنم

پات خوبه؟

احضارش کرده که مراقب من باشه؟

.همش بهم گفتن خیلی به خودم فشار نیارم

.من خوبم. شرمنده مجبور شدی کمک کنی

طوری نیست. خیلی وقته با هم کار نکردیم، نه؟

.آره

.بیشتر از صدتا رز آوردیم

.این آخریشه

!وای خیلی زیادن

گونه های مختلف رو جمع کردیم .و سعی کردیم اونایی که زود شکوفه میدن رو بیاریم

همشون شکوفه میدن؟

More Farsi Persian subtitles for The Apothecary Diaries

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left