نخستین 35 خط.
داری چه غلطی میکنی؟
تو نمیدونی من که چه حالی کردم
چه بازیکنی
این طبیعت توئه
بزن بریم هوهو دوباره
این جاده ای که من ازش قبلا رفتم
من دیگه این کارو انجام نمیدم
خسته شدم
نیاز به تغییر
باید بهت بگم
هرگز احساس بهتری نداشت
واو
تو باید راه بیفتی، باید راه بیفتی هاه؟
الان
می خوام بهت بگم که مثل هاه عه
بالا و پایین و دور میریم
من تو رو مثل یه رودئو پرت می کنم
فکر نکن که هیچ وقت بگم من اینکارو میکنم
پس برای چی بهم چسبیدی مثل تتو
تلاش نکن منو صدا کنی، من یه روحم
وقتی بیشتر از همه درد داری، منو بزن
تو شیرین صحبت میکنی اما همه چیز رو قبلا دیدم
پس برای چی بهم چسبیدی مثل تـ
روی منه مثل تتو
تتو تتو تتو
تتو تتو تتو
تتو تتو تتو آره آره آره آره
من خیلی خستم، خیلی خستم، نیازی به درام ندارم
ما قبلاً اینجا بودیم، عشق تو فقط باعث دردسر می شه
و زیبا بود
ولی این مال خیلی وقت پیش بود
در حال حاضر، من مشغول تکون دادن خودمم
همین الان، من با خوشحالی انجامش میدم به تنهایی
چون اون نمیتونه اون چیزی که من می خوام رو بهم بده
من تازه یکی دیگه پیدا کردم
No comments yet. Be the first to leave one.