Better Things

Better Things

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Better Things S05E01 720p WEB h264-GOSSIP
Better Things S05E01 1080p WEB h264-GOSSIP
Better Things S05E01 WEB XviD-RMX
Better Things S05E01 Fuck Anatolys Mom 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Better Things S05E01 480p WEB x264-RMTeam
Better Things S05E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Better Things S05E01 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Better Things S05E01 XviD-AFG
Better Things S05E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
ناشر KiarashNg
⚞ کیارش نعمت گرگانی ⚟

برچسب‌ها

XviD
تاریخ انتشار: 2022-03-01
تعداد دانلود: 19
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫هوم.

‫بچه‌ها.

‫چوئی.

‫آفرین عزیز دلم!

‫بیاین بچه‌ها. برین بیرون.

‫آفرین.

‫ایول.

‫وزش باد نه چندان شدید ‫در سانتا آنا پیش‌بینی شده...

‫کجایی؟

‫اِم...

‫گمون کنم قطعا بلاکش کنم.

‫آخه اگه می‌خواد بدون من ‫بره واسه خودش بگرده،

‫اصلا... بگذریم.

‫مامانم بابت خال‌کوبی‌هایی که می‌کنم...

‫خیلی اذیتم می‌کنه.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

‫تبلیغ کسب و کارتون می‌تونه اینجا باشه! ‫کانال من در تلگرام: realKiarashNg@

‫بهترین کانال موسیقی تلگرام: ‫RealGMusic@

‫ولش کن!

‫- بابا، بابا، بابا. ‫- ولش کن!

‫- برو بالا. ‫- خودت تماس گرفتی‌ها.

‫- بابا! ‫- با تو نیستم سم. پسرمه.

‫به خدا قسم می‌خورم.

‫تحریکم نکن جناب.

‫گوشیت رو قطع کن.

‫بابا داره با گوشیش صحبت می‌کنه. ‫ما که صحت کرده بودیم عزیز دلم.

‫- گوشیت رو بذار کنار. ‫- عزیز دلم.

‫- عزیز دلم، عزیز دلم. ‫- نه‌خیر. نه‌خیر.

‫- عزیز دلم؟ عزیز دلم. ‫- بابا!

‫ممنون.

‫ای خدا.

‫امان از دست بچه‌ها، مگه نه؟

‫- خیلی‌خب. ‫- سلام سم.

‫تماس گرفتم که بگم پرو لباست ‫تو «وستر کاستوم» تأیید شد.

‫- جمعه، ساعت دوئه. ‫- خیلی‌خب، یادم رفته بود.

‫به نظرت چقدر طول می‌کشه؟

‫آخه سه و نیم کار دارم.

‫منظورت چیه؟ ‫پرو لباسش چهار ساعت طول می‌کشه.

‫باید چهار ساعت خالی کنی.

‫ای خدا. چهار ساعته؟ واسه چی؟

‫آخه قراره لباست چندلایه باشه ‫و یه پیراهن هم روش بپوشی.

‫درام تاریخیه‌ها.

‫طی چهل و هشت ساعت آینده هیچی نخور.

‫فقط مایعات بخور. ‫کمر ملت اون موقع‌ها خیلی باریک بوده.

‫کمرشون خیلی باریک بوده.

‫خیلی‌خب، ولی واسه چی چهار ساعت طول می‌کشه؟

‫تقریبا تو کل سکانس‌ها حضور داری. ‫یازده لباس مختلف می‌پوشی.

‫خیلی بهت حسودیم می‌شه،

‫قراره یه نگه‌دارنده دامن هم بپوشی.

‫خیلی عصبانی‌ام. ‫همسرم از غصه دق می‌کنه.

‫- بابا! ‫- باید قطع کنم.

‫آخ!

‫نمی‌خوام یه پیراهن دیگه هم بپوشم.

‫- الو؟ ‫- سـ...

‫اعصابم بدجوری خرد شده.

‫رفته بودم فروشگاه «ورایزن» ‫که خطم رو عوض کنم،

‫- ولی این‌قدر معطلم کردن که... ‫- خیلی‌خب.

‫عه، گوشی دستت باشه.

‫لطفا گوشی دستت باشه.

‫- الو؟ ‫- برنامه امروزمون...

‫هنوز پابرجاست یا نه؟

‫آره ماریون.

‫واسه چی نباید باشه؟

‫صرفا پرسیدم دیگه. ای خدا.

‫مامان، پسرت زنگ زده.

‫به زودی میام دنبالت که بریم اونجا.

‫من اصلا علاقه‌ای ندارم بیام اونجا.

‫از مردگان که نمی‌شه درسی گرفت.

‫خیلی‌خب، پس مرسی. خداحافظ.

‫ببین، می‌شه یه موقعی وقت بذاریم...

‫و راجع به مسائل مالی صحبت کنیم ‫و بهم توضیح بدی؟

‫آخه جریان اعتبار و امور مالی...

‫و این چیزها واقعا گیجم کردن.

‫ضمنا، می‌خوام جریان ‫رمز غیرمثلی رو هم بدونم.

‫اصلا رمز غیرمثلی دیگه چه کوفتیه؟

‫اگه بخوام ماهیت رمز غیرمثلی ‫رو برات توضیح بدم،

‫عمرم کم میاد، جوابم هم منفیه.

‫قبلا هم سعی کردیم ‫راجع به پول صحبت کنیم.

‫من و تو نمی‌تونیم ‫چنین مکالمه‌ای داشته باشیم،

‫- دلیل اصلیش هم خودتی. ‫- این دفعه بهتر رفتار می‌کنم.

‫حواست عین قزل‌آلای رنگین‌کمان ‫سریع پرت می‌شه.

‫وایستا ببینم، چی داشتی می‌گفتی؟

‫برو بابا...

‫راستی،

‫یادته که...

‫چی رو یادمه؟

‫ولش کن. ‫ساعت سه می‌بینمت.

‫سلام مامان، بجنب دیگه. منتظره‌ها.

‫دارم سعی می‌کنم بیام، بیست دقیقه است ‫که دارم دور می...

‫وای خدایا! الان میام.

‫شرمنده. وای.

‫یه لحظه وایستا دیگه. ‫جای پارک خودمه.

‫جای پارک...

‫ای بابا.

‫خیلی‌خب.

‫وای!

‫ایول.

‫- رانندگی یاد بگیر دیگه! ‫- ایول.

‫انگشت وسط بنده و کلی...

‫فحش و ناسزا هم تقدیم به شما جناب.

‫اوهوم. ایول.

‫بیا دیگه.

‫کفشم مناسب نیست.

‫- کلی منتظر بوده‌ها. ‫- واقعا؟

‫وای.

‫تنها ساختمون پنج‌طبقه...

‫بدون آسانسور لس آنجلس همینه‌ها.

‫شوخیشون گرفته؟

‫وایستا.

‫جدی می‌گم.

‫ایول، طرح آجری دیوارش رو خیلی دوست دارم.

‫وای، یه کم گرمه.

‫اینجا کولر نداره؟

‫اِم، نه، متأسفانه نداره.

‫ولی می‌شه پنجره رو باز کرد...

‫که بین دو پنجره کوران بشه...

‫و چشم‌انداز حیاط رو تماشا کنین.

‫حتما می‌کنم.

‫اِم، راستی، من خیلی دوستتون دارم.

‫- عه. ‫- نوار ویدئوی...

‫نوار ویدئوی «جریان عرفانی» ‫مامانم رو قاپیده بودم.

‫آره، تو بچگی تماشاتون می‌کردم.

‫وای، چه ناز.

‫ممنون.

‫کل مردم دنیا اون پایین می‌شاشن؟

‫توهین نباشه‌ها.

‫هالیوود همین شکلیه دیگه.

‫- خیلی دوستش دارم. ‫- آها.

‫ولی... اِم...

‫- هوم... هوم. ‫- اجاره‌اش می‌کنم.

‫- هوم؟ ‫- عه. خیلی‌خب.

‫بذارین برم اسنادش رو بیارم.

‫ولی مامانت هم باید ضامنت بشه.

‫- خیلی‌خب. ‫- اِم...

‫می‌شه باهاتون سلفی بگیرم؟

‫- اِم... آها، چرا که نه؟ ‫- هورا.

‫خیلی‌خب.

‫«اسپینلی»!

‫- هه. ‫- ممنون. خیلی‌خب، الان میام.

‫الان میام.

‫خیلی‌خب.

‫آدم که همین‌جوری نمی‌گه ‫«خیلی دوستش دارم. اجاره‌اش می‌کنم.»

‫آخه... وایستا ببینم. ‫آخه چه‌جور آدمی این‌جوری می‌گه؟

‫- کل خونه همین شکلیه‌ها. ‫- تخت‌خوابم رو اینجا می‌ذارم.

‫- وای خدایا. ‫- ابزار کارم رو اینجا می‌چینم.

‫- خیلی‌خب. ‫- حرف نداره.

‫ضمنا،

‫آزمایشگاه تولید شیشه‌ات رو ‫هم اونجا می‌چینی...

‫این چیه؟ ‫انگار آژیر...

‫- نه... روشنش نکن. ‫- آژیر شناسایی دوده.

‫- آره. ‫- وای خدایا.

‫دختر جان.

‫وای نه. بی‌شوخی؟

‫- آخ... ‫- مامان،

‫چطور ممکنه اعتبار بانکیت ‫در حد خودم باشه مامان؟

‫واسه چی وضع اعتبارت این‌قدر خرابه؟

‫- چطور می‌تونی این‌قدر بی‌خیال باشی؟ ‫- عجب.

‫کس دیگه‌ای نیست ‫که بتونه ضامنم بشه؟

‫ای خدا.

‫چطوری مامان جون؟

‫سلام عزیز دلم. دلم برات تنگ شده. ‫دلم برات تنگ شده عزیز دلم.

‫- چه بامزه. ‫- عزیزم، عزیزم، کلاهت رو بردار.

‫بذار صورتت رو ببینم.

‫- نه مامان. ‫- سلام.

‫کی برمی‌گردی؟

‫مامان، لطفا برام خیارشور و «تاکیز» بخر.

‫«گیترید» قرمز هم می‌خوام. ‫تخم‌مرغ آب‌پز هم می‌خوام.

‫ضمنا، وقتی رسیدم خونه، ‫کل غذاهای محبوبم رو درست کن.

‫خواهش می‌کنم بابا. ‫آدامس هم می‌خوام.

‫- به گری غذا دادی؟ ‫- خودت که می‌دونی دادم.

‫- جفتمون می‌دونیم دادم. ‫- جفتمون می‌دونیم دادی.

‫ای خدا، دلم واسه کوچولو موچولوم تنگ شده.

‫اینجا بدون تو خیلی فرق داشت.

‫مامان، می‌خوای به بابا سلام کنی؟ ‫به بابا سلام کن.

‫عه، اِم...

‫- عه، اِم... ‫- سلام.

‫- سلام. سلام. ‫- اِم، حالت چطوره؟

‫- آره. خیلی خوبم بابا. ‫- اِم، صرفا داشتیم...

‫- حالِ... آره. ‫- صرفا، اِم...

‫- حتما هوا خیلی گرمه. آره، اِم... ‫- خیلی خوش می‌گذره. داریم، اِم...

‫ممنون که...

‫- ممنون. ‫- سلام بابا.

‫عه، سلام، حالت چطوره؟

‫صرفا... استرس دارم.

‫جریان چیه؟

‫بعدا تو گروه خانوادگیمون ‫بهت پیام می‌دم.

‫گروه خانوادگی؟

‫گروه خانوادگی. هوم.

‫خداحافظ.

‫مامان؟

‫فقیری؟

‫وای، نمی‌دونم چی بهت بگم مکس.

‫دنیا همین شکلیه دیگه. ‫همه‌چی سیاه و سفید نیست.

‫چه بد.

‫اون واحد رو خیلی دوست داشتم.

‫فرانسیس فارمر قبل از بستری شدنش،

‫ساکن همون واحد بوده.

‫شاید هم بعدش بوده. ‫بالاخره ساکنش بوده دیگه.

‫خیلی‌خب.

More Farsi Persian subtitles for Better Things

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left