نخستین 200 خط.
« تـرجمه از : سروش، حسام الدین » Nora, Soroush_abg
«سیاره زمین 2»
در جهان تنها تعداد انگشت شماری قله وجود دارند که به ارتفاع 5 مایلی آسمان می رسند
و همه شون هم اینجا در کوه های "هیمالیا" قرار دارند
با سرمایی کشنده همراه با طوفان، برف و کولاک
این کوه ها جزء خطرناک ترین زیستگاه های سیاره ی زمین هستند
با اینحال، تعداد کمی از حیواناتی استثنایی توانستند تا در این منطقه زندگی کنند
"پلنگ های برفی"
مانند تمام موجوداتی که در همچین مکان های مرتفعی زندگی میکنند
آنها مجبور شدند تا هم بدن و هم رفتارشان را به منظور زنده ماندن
با این مکان وفق دهند
زندگی در همچین مکان های مرتفعی
تعدادی از سرسخت ترین حیوانات روی کره زمین رو به وجود آورده است
کوه های در آفتاب پخته شده ی "پنینسولا عربی"
تنها قسمت کوچکی از بلندی کوه های هیمالیا رو نشون میده
اما با اینحال به طرز سرگیجه آوری شیب دار هستند
که پای بیشتر بشر به اکثر مناطق این کوه ها نرسیده
با اینحال "مرال" های اهل حبشه این مکان رو به خونه خودشون تبدیل کردند. (نوعی بز کوهی)
مرال ها توی شیب دار ترین صخره ها بچه های خودشون رو بزرگ میکنن
که مکانی امن و دور از دسترس شکارچیان هست
اما زندگی کردن در این پناهگاه ...هم برای خودش قیمتی داره
...این کوه ها انقدر شیب دار هستند که
که هیچ آب جاری و ثابتی در این مکان ها پیدا نمیشه
پس برای آب خوردن خانواده ی مرال ها باید به پایین دره ها بیان
...300متر پایین تر
مادر ها سریع راه به سمت پایین دره ها رو انتخاب میکنن
با پاهایی سم مانند که بهتر از هر کفش کوه نوردی دیگری عمل میکند
آنها ماهر ترین کوهنوردان کوهستان هستند
اما نوزاد های تازه به دنیا اومده هنوز وقت میخوان تا به پاهای خودشون عادت کنن
این اولین پایین اومدن آن هاست
تنها یک اشتباه میتونه این سفر رو تبدیل به آخرین سفرشون بکنه
پشت بزرگتراشون، بچه ها هم بالاخره به پایین دره میرسن
اما وقتی که به زمین های مسطح میرسن دیگه آسیب پذیرن
روباه های قرمز در کمین صبر میکنند
...در اولین تشخیص خطر
مرال جوان به طور غریزی به کوه های شیب دار تر باز میگردد
اما برگشتن به سمت این یکی صخره های شیب دار ممکنه اشتباهی بزرگ باشه
ارتفاعش تا پایین 4 متری میشه
...روباه تو چنگش گرفتارشون کرده
..یا اینکه فقط اینطور به نظر میرسه
مرال ها اصن به دنیا اومدن تا همچین پرش هایی بکنن
پخش بودن مرال ها کار روباه برای انتخاب کردن یه هدف رو سخت کرده
و مطمئنا هم نمیتونه تا این بالا دنبالشون بره
تنها کاری که میتونه بکنه اینه که منتظر بمونه که یکی از مرال ها سر بخوره و از اون بالا بیوفته
اما این جوون ها خیلی باهوشن و زود یاد میگیرن
و الان هم تقریبا به تیزبایی والدینشون رسیدن
روباه مجبور میشه تا غذایش را جای دیگر پیدا کنه
...اصلا روز خوبی برایش نبوده
حال، بالاخره مرال جوان میتواند آبی بنوشد
اما خیلی زود باید به خونه امنشون که صخره های شیب دار هست برگردند
ماهر شدن تو این صخره های شیب دار هیشه کار چالش برانگیزیه
اما مشکلات اساسی تری برای زندگی در کوهستان ها وجود دارد
کوه های آلپ، بلندترین قله های اروپا
الان زمستونه و غذا به سختی پیدا میشه
یک عقاب طلایی مجبور است تا همه ی روز را بیرون صرف
جست و جو کردن این زمین های شیب دار کند تا چیزی یا جایی را پیدا کند که بتواند تغذیه کند
بالا های دومتری اش بهش این اجازه را میدهد که خیلی آسان در آسمان پرواز کند
آن هم برای صد مایل در یک روز
چشم های شگفت انگیزش به او این اجازه را تا شکارش را از فاصله دو مایلی تشخیص دهد
اما او تنها کسی نیست که دنبال غذا می گردد
وقتی که فرصتی رو بدست میاره باید سریع عمل کنه
او میتواند با سرعت 200 مایل بر ساعت در هوا شیرجه بزند
فقط یک شاهین از او سریع تر است
در هنگام زمستان، حتی عقاب ها هم اکثرا برای غذای خود روی لاشه ها تکیه میکنند
این یک روباه مردهست و میتواند غذای او را برای چندین روز فراهم کند
..لاشخور های دیگر فعلا باید صبر کنند
کلاغ های گرسنه به زودی جرعت پیدا میکنند
و از هر کلکی استفاده میکنند تا یک لقمه غذا بدزدند
و به شدت هم مصر هستند
اما الان مشکلات بزرگتری از این کلاغ ها دارد
یک عقاب بزرگتر کنترل اوضاع را بدست یگیرد
اما این لاشه مهم تر از اونیه که رهاش کنه و بره
برای همین هم باید برایش بجنگد
برای یک لحظه، عقاب اولی لاشه را پس میگیرد
اما لاشه ای مثل این نظر همه ی عقاب های منطقه را به خودش جلب میکند
مانند همیشه، قوی ترین عقاب سهم بیشتر را هم میبرد
با توجه به اینکه عقاب اولی دیگر نمیتواند برای لاشه بجنگد
او مجبور می شود تا جست و جویش را ادامه دهد
ممکن است چند روزی طول بکشد تا دوباره بتواند تغذیه کند
تنها رقابتی ترین حیوانات
از خطر های کوه های زمستان جان سالم به در میبرند
یک بهمن
صد هزار تن برف
که با سرعت 80 مایل بر ساعت به سمت پایین می آیند
که توانایی نابود کردن هر موجود زنده و غیر زنده ای در راهش را دارد
"کوه های "آمریکای شمالی
هر ساله هزاران بهمن به آنها حملهور می شوند
با اینحال یک نوع حیوان تمام زمستان را
با چرت زدن نزدیک این بهمن ها میگذراند
و وقتی بهار از راه میرسد از خواب بیدار می شوند
در تمام طول این کوهستان ها
خرس های خاکستری لانه هایشان را در ارتفاع
ده هزار پایی درون برف های زمین های شیب دار پشت به باد میسازند
و هنگامی که در عمق زمستان در حال خواب بودند
بچه هایشان به دنیا آمدند
حال این نوزاد ها دارند اولین قدم هایشان را در جهان بیرون بر میدارند
این خرس مادر دارد سه فرزندش را
به مکانی میبرد که در آنجا میتوانند غذا پیدا کنند
آنها باید به سرعت هر چه تمام به پایین بروند
قلوه سنگ های بجا مانده از بهمن قبلی
دلیل محکمی هستند که این زمین های شیب دار هنوز هم به طرز خطرناکی لرزان هستند
اینجا مکانی برای وقت تلف کردن نیست
تازه، آن ها دلیل دیگری هم برای ادامه دادن دارند
بعد از گذروندن 5 ماه درون لانه هایشان این خرس ها الان بسیار گرسنه هستند
خرس هایی که خواب زمستانیشان را درون این قله ها گذرانده اند
حال همه ی آن ها به دره هایی میروند که در آنجا بهار زود تر فرا میرسد
در دره های "راکیز" تغییرات فصلی خیلی سریع و نمایشی هستند
فقط در طی چند روز فصل زمستان به بهار تغییر میکند
چمنزار هایی که تنها همین چند هفته پیش زیر برف دفن شده بودند
اکنون سرشار از زندگی هستند
اما در این کوهستان ها اوقات خوش خیلی موندگار نیست
برای همین هم خرس ها باید به سرعت هر چه تمام تغذیه کنند
در طی این ماه های تابستانی
خرس ها میتوانند تا 180 کیلوگرم از گیاهان تغذیه و آنها را ذخیره کنند
و اگر آنها را بگیرند
...یکی دو تا موش خرمایی فوقش میگیرند
اما، در حال حاضر خرس ها به فکر چیز دیگری هستند
هوا دارد گرم تر می شود
و خرس ها به شدت خارش بدن میگیرند و مایلند تا آن را بسرعت برطرف کنند
خرسهای مادر به فرزندانشان نشان می دهند تا برای حل این مشکل چه کاری کنند
اونا بزودی یاد میگیرند
به نظر میرسد که بعضی از درختان مخصوصا مناسب مالیدن خود به آن هستند
خرس ها درخت های مورد علاقه خودشون رو دارن و فواصل زیادی رو برای رسیدن به آنها طی میکنند
بعضی از جاهای بدن باید خارونده شوند
الانه نزدیک به 30 خرس در این تنها یک دره پیدا می شود
همینطور که خودشون رو میمالند هر کدومشون بویی شخصی و قابل تشخیص برای دیگران بجا میگذارد
پس درختان بزودی نشان دهندهی لیستی از حیواناتی می شوند که این اطراف هستند
که میتونه به اون ها کمک کنه تا از مبارزه پرهیز کنند
برای اینکه بوی خودشون رو به خوبی به جا بگذارند
"واقعا باید "از کمرشون بهره تمام رو ببرند
اما تابستان خیلی کوتاه است
حال که به اندازه کافی پشت خود را خاریدند
اکنون وقت غذا خوردن است
طی دو سه ماه آینده
مجبورند تا برای خواب زمستانی به لانه هایشان بازگردند
برای همین هم الان باید تا میتوانند وزن اضافه کنند
زمستان ها در کوهستان به سرعت میرسه و ضربه ی سختی رو هم وارد میکنه
دما در "راکیز" به منفی 54 درجه میرسد
به حدی سرد که رطوبت هوا
به شکل کریستال هایی کوچک یخ میبندند که به "خاکستر الماسی" معروف هستند
این "سیاه گوش" یکی از تنها شکارچیانی است که در زمستان هم به فعالیت خود ادامه میدهد
در حال حاضر اکثر شکار هایش زیر زیر برف پنهان شده اند
و کل منطقه زندگیاش همینگونه است
او بوسیله ی گوش کردن به خفیف ترین صداهای حرکت حیوانات شکار میکند
و برای جلوگیری از صدای قدم هایش ...و لو رفتن حضورش
روی تخته سنگ ها راه می رود
...یک موش
اما یکی که کافی نیست
هرچه برف عمیق تر باشد یافتن شکار هم سخت تر می شود
و پاداش تلاش هایش ممکن است که بسیار ناامید کننده باشد
بدون هیچ اغراقی
تا وقتی که به اواسط فصل زمستان میرسیم عمق برف بسیار زیاد می شود
که سیاه گوشها مجبور می شوند تا منطقه زندگیشون رو ترک کنند
تا بتوانند راحت تر شکار کنند
و این سیاه گوش ممکنه رو شانس باشه
چونکه به همچین دره ای رسیده
یک دریاچه در این دره هیچوقت یخ نمیزند
زیرا بوسیلهی یک چشمه ی آتش فشانی تغذیه می شود
که این آب ها را تا 50 درجه
بیشتر از هوای اطراف گرم میکند
حیوانات گرسنه از هر نوعی که باشند برای غذا خوردن به این منطقه می آیند
...هنگام زمستان
این رودخانه پر از غذاست
البته برای حیواناتی که بلد باشند چگونه به آنها دست یابند
اینجا، حتی گرگ های صحرایی هم به ماهیگیرانی زبردست تبدیل شدهاند
اما برای گربه ای که عادت ندارد تا شنا کند اینطور شکار کردن کار سختیست
برای همین هم او باید هدفش را با دقت هر چه تمام انتخاب کند
"اردک های چشم طلایی"
اما میتونه به اندازه کافی نزدیک بشه تا شکارش کنه؟
شاید در طرف دیگر رودخانه شانس بهتری داشته باشد
اینجا، بخاری که از رودخانه ایجاد میشود درختهای اطراف را گرم میکند
پس ممکن است بالای شاخههای درختان صیدهایی باشد
اگه فقط میتونست بهش برسه
ارتفاعش 6 متره
بالاخره... یه سنجاب
خیلی نیست، اما برای زنده نگه داشتنش کافیست
برای جان سالم به در بردن از همچین کوههای زمستانیای باید بسیار سرسخت باشی
و گوش سیاه ها هم بسیار سرسخت هستند
برفهای روی خط استوا
برخلاف "راکیز"، در این کوهستانها
هیچ فصل مشخصی وجود ندارد
اینجا "قله کنیا"ی آفریقاست
و در ارتفاع 17000 پایی سطح دریاست
که باعث میشه قلهش 30 درجه سردتر
از زمین های اطراف باشه
"گیاهانی مانند "شیخالربیع"، "برگ توتون هندی و "خلنگ" در بالای این شیب ها رشد میکنند
همهی آنها بوسیلهی خورشید استوایی رشد میکنند
از اینها گذشته، هر روز تابستان است
اما لحظه ای که خورشید غروب میکند هر شب به سردی شبهای زمستان میرسد
دما تا پنج درجه زیر دمای انجماد پایین میآید
که کوهستان رو به یک باغ یخی تبدیل میکنه
همه چیز یخ میزند
اما شیخ الربیع های سر کلمی راهی برای محافظت کردن از خودشان دارند
آنها برگ های چرمیشان را طوری به داخل میآورند تا یک روکش عایقمانند شکل دهند
تا از شکوفه های مرکزیشان که بسیار آسیب پذیر هستند حفاظت کنند
...شب به پایان میرسد
و آفتاب طلوع میکند...
شیخ الربیع ها برگ هایشان را باز میکنند
تا دوباره حمام آفتاب بگیرند
"طلوع در کوهستای های مرتفع " اندیز
No comments yet. Be the first to leave one.