نخستین 146 خط.
چهل و پنج سالمه
! یا خدا
- هی ، این ...؟ - درسته
نونام میشی - چی گفتی ؟ نونا ؟-
برو بیرون ، برو
تو که واقعا فکر نکردی من ۴۵ سالم باشه ؟ مگه نه ؟
... آره ، ولی
... ولی بازم
جدی جدی برم ؟
آره برو
نونا
دوباره میبینمت
عقلمو از دست دادم
واقعا دیوونه شدم
متولد سال ۲۰۰۲#
نوزده سال#
نوزده سال ؟
... پس بگو
دقیقا بهترین سن برای شروع اینجور وزّه بازیاست
منم همینجوری بودم -
بیست سال ؟
دیوونه شدی ؟
! ساری دهنتو
چی میگی برا خودت ؟
!!! پرام
فک کن وقتی ما تازه وارد دانشگاه شدیم و هر شب سوجو میزدیم
آقا تو دبستان داشته شیر می خورده
عذاب وجدان گرفتم
من شیر دوست نداشتم برا همون همیشه چایی میخوردم
منم شیر توت فرنگیو به شیر خالی ترجیح میدادم
شنیده بودم اگه شیرتوت فرنگی بخوری ، سایز سینه هات بزرگ میشن
ف..ک
مسخره ها
خب حالا بگو بینم دیشب خوش گذشت ؟
این قضیه اصلا برات بد شانسی نمیاره ، شما دوتا خیلی به هم می اومدید
... نمی دونم
اِ اِ ، بحثو عوض نکن هی
یه ذره در مورد دیشب بگو
سیاهیه دور چشامو نمی بینی ؟ کل شبو بیدار موندم
منم انقدر دعا کردم ، زانوهام درد می کنه
! دیوونه
... ببخشید ، ولی
نمیدونم- یعنی چی نمی دونی ؟-
چرا نمیدونی ؟
نگو که دیشب اونقدر مست بودی که هیچ چی یادت نمیاد
آقا توروخدا - نه که یادم نیادا ، ولی -
نتونستم
اصلا با هم کاری نکردیم
چی گفتی ؟
صبر کن
پس قراره فقط همدیگرو بغل کنیم و بخوابیم ؟
من اوکی ام
چون امروز آخرین روزی نیست که همو می بینیم
ولی نزدیک تر نیای ها
چی می گی ؟
واقعا چه پسر خوبیه
آدم با درکیه
می گید چیکار کنم ؟ طرف بیست سالشه
ولی به عنوان یه بیست ساله
خوب تونسته خودشو کنترل کنه
راستشو بخواید منم مشکلی نداشتم ولی
کاشکی یه کم سنش بیشتر بود
... فقط
... اگه یه کم سنش بیشتر بود
... ولی
دوست دختر که نداره؟
خودم ته و توی قضیه رو درمیارم
اوکیه - گفتی اسمش چی بود ؟ -
... یون هاریم
یون هاریم ؟ من بهت دروغ نگفتم فقط حقیقتو یه نمه دیرتر رو کردم
ولی ما اسم این کارو میذاریم دروغ
نونا آخه تو هم خیلی کیوتی هم تایپ ایده آل منی ، برا همین دروغ گفتم
ممنون ، عکس پروفایل توام خیلی کیوته
باید بیشتر بگردیم - آره -
بابا بیخیال ، ولش کنید
بقیه ی چیزاشو بیخیال ، فقط تاریخ تولدشو برام در بیار
بس کنید توروخدا
خودش از عکساش قشنگ تره ، فکر کنم بلد نیست چجوری سلفی بندازه
پس سِلگوعه از عکساش خیلی کیوت تره * سِلگو به کسی میگن ک بلد نیست عکس سلفی از خودش بندازه *
عه ، تو این عکسه کیوت افتاده
هی من دیگه میرم خونه
فک کنم از این بچه پولداراست
رفتما ، بچه ها ... الو ؟؟؟
تیم ترجمه فرشتگان کره ای با افتخار تقديم ميکند @KoreanAngels
معذرت می خوام
شرمنده ام
پرااام ، اونی باورنکردنیه
حق با توعه ، مهم نیست تو خیابون با کی برخورد کنه، همیشه طرف پسر از آب در میاد
خیلی معذرت می خوام
از طرف دوستامم ازتون عذر می خوام
خیلی ببخشید
معذرت می خوام
خیلی شرمنده ام
پراااااممم -
هی ، نمی گید از خجالت آب می شم ؟
!!! وای خدا
اوه شِت
دیگه چیه ؟
جانگ او سونگ برگشته کره
گربه ای که از خونش فرار کرده بود برگشته برنامه کُنتون اینجاست من اومدم
خوشت نیومد ؟
دوست داشتم
پس چرا قیافت این شکلیه
ناراحت به نظر می رسی
عزیزم ...
چیه؟
یا مشروب بزنیم
تا کی قراره مثل یه راز بمونه ؟
نمی دونم
فعلا تا وقتی من کار می کنم
در مورد چی انقدر معذبی؟
دقیقا همونجاش که مردم میگن ( زن و مرد نمی تونن با هم دوست معمولی باشن )
دیگه خسته شدم از شنیدن این جور حرف ها
به علاوه توام خیلی جذابی
کی ؟ من ؟
این چیزا که مهم نیست
پس چی مهمه ؟ چرا یهو خواستی مشروب بخوریم؟
چون که به چُخ رفتم
هی ، حواست به حرفات باشه
باز چیه ؟ چرا به چُخ رفتی؟
من دیشب رفتم کلاب
برای اولین بار ... اه ، نمیدونم
یدفعه تحت تاثیر جو قرار گرفتم
حالا هر چی ، بعد با یه پسر خیلی خوب آشنا شدم
صادقانه بگم ، خیلی وقت بود همچین حسی نداشتم
اونم خیلی پسر باحالی میزد ، برا همین بردمش خونه
پس برا همین منو از خونتون پرت کردی بیرون ؟
یا خدا ترسوندیم
اینجا چیکار میکنی ... یعنی در این حد گرسنته ؟
ها ؟ نه
برا چی اومدی ؟
نمیخوای بذاری بیام تو؟ - نه ، نمی شه -
هی بکش کنار - نمی شه -
این کارا چیه ؟ پس این چی میشه ؟
با اینا چیکار کنم ؟
ببخشید ، خیلی ببخشید
یالان یه کاری دارم ، بعدا میبینمت
هی ، گو سا ری
صبح اول صبح پا شدم رفتم یه عالمه تو صف واستادم
آها آره ، بخاطر اون قضیه واقعا شرمندتم
به هر حال،شروع بدی نداشتم نه؟
درواقع نه تنها بد نبود خیلیم دوست داشتم
ولی یه کم سخته
حتی خودم دکمه هامو باز کرده بودم
چی ؟ عقلتو از دست دادی ؟
تمرین می کردم خوب
No comments yet. Be the first to leave one.