Tokyo Ghoul:re

Tokyo Ghoul:re

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tokyo Ghoul Re - 10
Tokyo Ghoul Re - 10 AnimeSubtitle
[HorribleSubs] Tokyo Ghoul re - 10
ناشر AnimeSubtitle
انیمه سابتاتیل - دانلود زیرنویس انیمه | AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-06-06
تعداد دانلود: 44
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 181 خط.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏me/animesubtitle

اون پسر خوشگله‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اگه دفعه‌ی بعد ببینمش‏‏،‏‏ حتما می‌کشمش‏‏.‏‏

به خدا قسم‏‏.‏‏

سلام عرض شد‏‏،‏‏ کانائه‏‏-‏‏کون‏‏.‏‏

تو دیگه کی هستی؟

غول‌ـه؟ نه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ چه بوی عجیبی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ اون کی‌ـه واقعا؟

بوی عجیبی می‌دم‏‏،‏‏‌ مگه نه؟

غولم؟ آدمم؟ به نظرت کدومشم؟

اگه درست بگی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

این سیب‌ـه واسه تو می‌شه‏‏.‏‏

تو کی هستی؟

تو‏‏،‏‏ از بازمانده‌های خاندان رزوالدی‏‏،‏‏ مگه نه؟

اینو از کجا می‌دونه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

نکنه داری دستم میندازی‏‏،‏‏ بچه جون؟

تو رو هم یه لقمه‌ی چپ می‌کنم‏‏!‏‏

کدوم گوری رفتی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

من رو بخوری؟ ولی فکر نکنم بتونی همه‌ی من رو بخوری‏‏.‏‏ رودل می‌کنی‏‏.‏‏

یه غولِ تک‌چشم؟

بله‏‏،‏‏ درست گفتی‏‏!‏‏

الآن سیر شدی؟

به نظرت چرا خدا‏‏،‏‏ درختِ دانش رو توی باغ عدن کاشته بود؟

نیگا؟ داره التماس‌ت می‌کنه که بیا من رو بخور‏‏.‏‏

خدایی که من تصور می‌کنم‏‏،‏‏ اصلا پدری با ابهت نیست‏‏،‏‏

بیش‌تر شبیه بچه‌ای هست که قدرتِ خیلی زیادی داره‏‏.‏‏

چی داری واسه خودت زرت و پرت می‌کنی؟

مگه این دنیا‏‏،‏‏ پر از موجوداتِ ناقص و بی‌خود نیست؟

مثلا‏‏،‏‏ جناب‌عالی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

خودت رو جرواجر دادی‏‏،‏‏ ولی اربابت نتونست حواس‌ش رو به دست بیاره‏‏،‏‏

ولی تا ساساکی هایسه پیداش شد‏‏،‏‏ درجا همه‌شون رو به‌دست آورد‏‏.‏‏

واقعا می‌خوای بکشیش‏‏،‏‏ نه؟

هایسه رو میگم‏.‏

تو از ته قلبت راضی نبودی تا اربابت به زندگی برگرده‏‏.‏‏

نه‌خیر‏‏!‏‏

من شو‏‏-‏‏ساما رو از ته قلبم دوسـ

ولی اون نسبت به تو عشقی نداره‏‏.‏‏

خفه شو‏‏.‏‏

چه دلیلی برای دوست داشتنِ کسی هست که تو رو دوستت نداره؟

خفه شو‏‏!‏‏

خفه شو‏‏!‏‏ خفه شو‏‏!‏‏ خفه شو‏‏!‏‏ خفه شو‏‏!‏‏

بیا عوضش کنیم‏‏.‏‏

وفاداری من برای‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ شو‏‏-‏‏ساماست‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

تو دیگه خیلی مثبت فکر می‌کنی‏‏.‏‏

من‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

تنها چیزی که تو لازم داری‏‏،‏‏ یه سیب‌ـه‏‏.‏‏

زندگی تو به ازای دانش‏‏.‏‏

من خدای تو می‌شم‏‏.‏‏

هوی‏‏،‏‏ وایسا اوری‏‏-‏کون‏!‏

گفتم که سرخود کاری نکن‏‏!‏‏

من که از تو دستور نمی‌گیرم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

تو فقط مفت و مجانی یه کاگونه گیرت اومده‏،‏

که حتی عرضه استفاده از کوئینکه‌ش رو نداره‏.‏‏.‏‏.‏

اگه نمی‌تونی مبارزه کنی‏،‏ فقط بی‌خیال شو‏،‏ بچه ننر‏.‏

مردد

هی‏‏!‏‏

کوری مگه‏‏!‏‏ کجا انداختی؟

داداشی‏‏،‏‏ چشمم می‌خاره

بذار ببینم‏‏.‏‏

راس می‌گی‌ها‏‏!‏‏ انگار یه چیزی اونجاست‏‏.‏‏

حله جیگر‏‏.‏‏

می‌ریم دکتر تا یه نگاهی بهش بندازه‏‏.‏‏

اههمم‏.‏

هارو‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

گین‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

من می‌خوام‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ خوشگل باشم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

مثل یه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ شاهزاده خانم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

پول‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ پول لازم دارم‏‏.‏‏

باید یه عالمه پول دربیارم‏‏.‏‏

برای به دست آوردنش هم باید کلی غول بکشم‏‏.‏‏

بیش‌تر و بیش‌تر باید بکشم و بکشم تا بتونم کلی پول در بیارم‏‏.‏‏

اوه‏‏،‏‏ تو توی تیم ساساکی هستی‏‏.‏‏

فورا‏‏-‏‏سان‏‏.‏‏

سلوم‏‏.‏‏

نمی‌تونی از کوئینکه‌ت استفاده کنی؟

خب‏‏،‏‏ اولین بارم نیست که این حرف رو می‌شنوم‏‏.‏‏

همه‌ی تازه کارها همین‌طوری هستن‏‏.‏‏

ساسان— بازرس ساساکی هم همین رو گفت‏‏.‏‏

منم واسه اولین بار وقتی یه غول کشتم تا مدتی نمی‌تونستم از کوئینکه‌ش استفاده کنم‏.‏

عه؟ چطوری تونستی باهاش کنار بیای؟

یک‌شبه که نمی‌شه با این قضیه کنار اومد‏‏.‏‏

حس گناه و پشیمونی هر روز هر روز تو مغزت رژه می‌ره‏‏،‏‏

بعدش سعی می‌کنی ازین گرفتاری نجات پیدا کنی‏‏،‏‏

سرآخر هم به نظرم یه جوابی یا توجیهی پیدا می‌کنی که بالاخره تو رو راضی می‌کنه‏‏.‏‏

منم واقعا دو دل بودم‏،‏ خیلی زمان برد تا درست شد‏.‏

می‌گم‏‏،‏‏‌ شیرازو‏‏.‏‏

به نظرم اون‌هایی که همیشه نگران افرادی هستن که شکارشون می‌شن

از نظر روانی توی وضعیت بهتری هستن

ربطی هم به بازرس بودنت نداره‏.‏

چیزهایی که داریم می‌گیریم‏،‏ جونِ یه موجود زنده‌س‏.‏

چیزهایی که داریم می‌گیریم‏.‏‏.‏‏.‏

جون‌ـه‏.‏

باقی‌ش با شما‏‏.‏‏

هوی شیرازو‏‏.‏‏ ناتکرکر واست خوب کار می‌کنه؟

اگه نمی‌خوای من می‌خوامش‌ها‏‏.‏‏

هایاشیمورا‏‏-‏‏سان‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

می‌شه موی سرم رو کوتاه کنین؟

کوتاه کنم؟

چـ چه بلایی سرت اومده‏‏،‏‏ شیرازو‏‏-‏‏کون؟

مـ مگه کار بدی کردی که تنبهت کردن؟

عصبانی نمی‌شم‏‏.‏‏ بگو چی شده‏‏.‏‏

از همه معذرت می‌خوام‏‏!‏‏

شرمنده اون روز نتونستم به دردتون بخورم‏.‏

به عنوان رهبر گروه‏،‏ سعی می‌کنم قوی‌تر هم بشم‏.‏

اوریه‏‏،‏‏ ازت ممنونم‏‏.‏‏

به خاطر تو روحیه گرفتم‏‏.‏‏

خواهش‏‏.‏‏

چی شد که اینطوری شد؟

احتمال این وجود داره که رزه و آئوگیری باهم دارن کار می‌کنن‏‏.‏‏

البته این فقط یه نظریه هست‏‏.‏‏

ولی احتمال اینکه این کارشون پاسخی به اون ویدیو باشه هم وجود داره‏‏.‏‏

وای وای‏‏.‏‏

به نظر می‌رسه اون ویدیو با روش‌های غیرقابل پیشبینی‏،‏ نتایجِ فوق ‌العاده‌ای داشته‏.‏

نتایج فوق‌العاده؟

اون که افتضاح بیش‌تری رو به بار آورد‏‏.‏‏

اینطور فکر می‌کنی؟

این فرصتِ مناسبی‌ـه تا

با یک حرکت‏‏،‏‏ اطلاعات بیش‌تری درمورد رزه و آئوگیری به دست بیاریم‏‏.‏‏

چطور چنین چیزی رو نتیجه‌ی فوق‌العاده نگیم؟

بازرس یویی‏‏،‏‏ بنده سر این قضیه با کیجیما‏‏-‏‏سان موافقم‏‏.‏‏

تا وقتی که شکستشون بدیم مشکلی وجود نداره‏‏،‏‏ درسته؟

هایرو‏‏.‏‏

بله چشم‏‏،‏‏ ببخشید‏‏.‏‏

این حماقتِ محضِ که دامنه‌ی بازرسی رو

بدونِ دونستنِ قدرت دشمن‏‏،‏‏ گسترش بدیم‏‏.‏‏

پس فقط باید بفهمیم که دشمن چقدر قوی‌ـه‏‏،‏‏ درسته؟

بازرس اویی‏‏،‏‏ لطفا درمورد نقشه‌ی اون روز تجدید نظر کنید‏‏.‏‏

بازرس ساساکی‏‏،‏‏

لطفا خودت برای بقیه توضیح بده‏‏.‏‏

بله‏‏.‏‏

واقعا عینِ خودِ جنسی‌ها‏،‏ ساسان‏.‏

واقعا؟

اطلاعات رو گرفتی؟

آره‏.‏ من به ناحیه‌ی ۱۸ نفوذ کردم ولی ظاهرا

میزای سه تیغه‏،‏ مسئولِ اون منطقه هست‏.‏

اگه همه چی درست پیش بره‏‏،‏‏

ممکنه به یکی از اعضای آئوگیری بر بخوریم‏‏.‏‏

پس اینطور‏‏.‏‏

اوریه‏‏-‏‏کون‏‏،‏‏ شما چطور؟

ما تحقیقمون رو تو ناحیه‌ی ششم انجام دادیم‏‏،‏‏

اما همه‌ی غول‌هایی که بهشون برخوردیم به شدت مراقب و هوشیار بودن‏‏،‏‏

به همین دلیل‏‏،‏‏ نیاز به تحقیق بیش‌تری داریم‏‏.‏‏

بعد از ماجرای رزه‏‏،‏‏ احتمالا بیش‌تر حواس‌شون جمع شده و به همه‌چیز مشکوک‌ هستن‏‏.‏‏

آهان‏‏.‏‏

حدس می‌زدم نسبت به غریبه‌ها مشکوک باشن‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ خودت چی‌کار کردی ساسان؟

غول تک‌چشم‏.‏‏.‏‏.‏

ماسکم رو غول‌ها شناختن‏‏.‏‏

من باید درمورد غول تک‌چشم بیش‌تر بدونم‏.‏‏.‏‏.‏

آمون کوتارو

آمون کوتارو طی انجام وظیفه و نبرد کشته شد‏‏.‏‏

ولی کسی نمی‌دونه چطور‏‏.‏‏

آمون کوتارو‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ در نبرد کشته شد‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اطلاعات محرمانه‏.‏‏.‏‏.‏ غول تک چشم‏.‏‏.‏‏.‏

چشم‌بند‏.‏‏.‏‏.‏ آخ‏!‏

من‏.‏‏.‏‏.‏ کشتمش‏.‏

همه‌ش تقصیر من‌ـه‏.‏‏.‏‏.‏

من‏.‏‏.‏‏.‏

آمون‌‏-‏سان رو‏.‏‏.‏‏.‏

آلیزا‏‏.‏‏

شو‏‏-‏‏ساما‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

می‌بخشی‏‏.‏‏

یوما به خاطر من گرفتار شد‏‏.‏‏

شو‏‏-‏‏ساما‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ من‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

نمی‌خوام از دستش بدم‏‏.‏‏

من هرکاری از دستم بر بیاد انجام می‌دم تا یوما رو بگردونم‏‏.‏‏

بونجور روز به خیر

درمورد چندروز پیش معذرت‏‏.‏‏

راستش منم می‌خواستم شمارو ببینم‏‏.‏‏

عه آره؟ چقدر خوبه نه؟

راستش‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

شما‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ غول هستین؟

طور دیگه می‌پرسم‏‏.‏‏

شما کانکی کن رو می‌شناختین؟

تو این موقعیت باید چه غلطی بکنم؟

من‏‏،‏‏ با هر روش ممکن از شناختن خودم طفره رفتم‏‏.‏‏

اما شاید شناختن خودم

باعثِ آرامشش بشه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

نگران تاثیرش به زندگی‌ای که الان داری نیستی؟

چرا هستم‏‏.‏‏

من با این‌که بدنم یه غول‌ـه می‌خوام یه آدم باقی بمونم‏‏.‏‏

نمی‌خوام کانکی کن ای که حتی غول‌ها هم ازش وحشت دارن رو قبول کنم‏‏.‏‏

More Farsi Persian subtitles for Tokyo Ghoul:re

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left