نخستین 200 خط.
گروهبان لی
...میتونی بگی
دخترم که دنبالم بوده کیه؟
هر روزم که بیای اینجا باز چیزی عوض نمیشه
...پس لطفا
ازتون خواهش میکنم
بیت نا به تماس های من جواب نمیده
لطفا
چند بار باید بهتون بگم؟
من نمی تونم به شما بگم کیه
گروهبان لی، این آرزوی منه
...لطفا درک کنید
احساس مادری که دخترش گم کرده
اگه هی بخواین اینجوری مانع کارم بشین مجبور میشم بیرونتون کنم
باز برمیگردم
معلوم نیست کی میخواد دوباره نظرش عوض بشه
خانم جون مهمون دارید
مهمون ؟
ایوای سلام
ته یانگ خیلی بزرگ شده
اولین بار که دیدمش از همسالاش بلندتر بود
از اون موقع خیلی بزرگتر شده
ببخشید میشه بپرسم شما کی هستین؟
ایوای ببخشید خودم معرفی نکردم
من مادر لئون هستم که روبروی خونه ته یانگ تو فرانسه زندگی می کردیم
بله درسته از دیدنتون خوشبختم
از جه گیونگ در مورد شما زیاد شنیدم معمولا با هم بودین
بله از فرانسه برگشتم و اتفاقی تو این منطقه بودم
گفتم بیام مادر ته یانگ ببینم
مادر ته یانگ خیلی کمکم بود تو بزرگ کردن لئون
جه گیونگ ما؟ - بله -
مامان لئون
سلام
سلام
ته یانگ، دقیقا شبیه شاهزاده ها شدی
خیلی وقته ندیدمت مگه نه؟
-آره دلم براتون تنگ شده بود - منم همینطور
حالا که جه مین ازدواج کرده
بخش روابط عمومی میخواد سر و صدا درست کنه
پس به بعضی از زوج های شرکت
از جمله مدیر یون ، مدیر مون ، شارون و من پیشنهاد می کنین
یه تیم بشیم برای تبلیغ محصول جدید؟
چیه ...خوشت نیومد؟
به نظر که جالب میاد پدر
به هر حال، مردم خوششون میاد؟
به نظر ایده ی خوبی میاد
حتی تو برنامه های تلویزیونی هم این روزها زوج ها حضور دارن
جدی؟
بخش روابط عمومی این بار همچین ایده درخشانی رو مطرح کرده
به هر حال، چرا جه گیونگ نیومده؟
حالش خوب نبود، زودتر رفت
خوبه هنوز جوونه
سرتو تکون بده
پاهات رو بکوب
خیلی قشنگ اجرا کردی
تا حالا ته یانگ اینقدر هیجان زده ندیده بودم
حتما خیلی خوشحاله که شما رو می بینه
ته یانگ بچه خوب و فهمیده ایه
وای خدا داشت یادم میرفت
بخاطر ته یانگ یه سری خوراکی
و اسباب بازی های مورد علاقه شو براش آوردم
همینجوری هم از اومدنتون ممنونم
راستی لئون کجاست؟
فعلا مامانم مواظبشه
که اینطور
ببین چطوری میدوه
ته یانگ چرا آلبوم آوردی؟
هان؟
-میخواستی عکسهارو بهشون نشون بدی؟ - نگاه کن
این عکسهای بچگیم تو فرانسه است
واقعا؟ بذار ببینم
اوه؟
چرا میخندی؟
...خب
...این عکس
لئون منه
بیشتر عکسهای اینجا مال لئون منه
چی؟
اینجارو ببینید
این عکسها
مال ته یانگ نیست مال پسر شماس؟
بله
خیلی خوب سو چول، تمام دوربین های امنیتی منطقه رو چک کردی؟
منم دنبالشون گشتم ولی خسته شدم دیگه الان اومدم خونه
باشه
بازم بگردم ببین کی پولهای من دزدیده
حتما باید پیداش کنیم
این منم
اینها عکسهای منه
فکر کنم اشتباه میکنی ته یانگ
مامانم گفت این عکسهای بچگی منه
خب همسایه هامون میگفتن لئون و ته یانگ شبیه همن
حتی بعضی ها فکر می کردن برادرن
من اومدم
مامان لئون
جه گیونگ مشتاق دیدار
اینجا چه میکنی؟ برگشتی کره ؟
نه اومدم دیدن فامیل
مامان، اون منم، مگه نه؟
این عکسهای بچگی منه
چی؟
ته یانگ مدام میگه عکسهای لئون، عکسهای بچگی اونه
خب بچه ها معمولا نمی تونن قیافه شونو تو بچگی تشخیص بدن
اولین باره میای خونه من میخوای بریم اتاق من؟
باشه
با اجازه
برای مهمونم شام آماده کن
بله خانم
چرا جه گیونگ گفته عکس های لئون مال ته یانگه؟
مامان این عکسهای منه مگه نه؟
مال لئون نیستن مگه نه
ته یانگ برو یه کم اونجا بازی کن
بهت گفتم که اشتباه گرفته
...تو از وقتی لئون دنیا اومد دوستش داشتی
و اغلب ازش عکس میگرفتی
از زمان تولدش ازش عکس میگرفته؟
چرا از بچه یکی دیگه عکس میگرفته؟
راستش من تمام عکسهای بچگی ته یانگ گم کردم
نمی خواستم ته یانگ غصه بخوره
لطفا درک کن
درسته
گفتی گوشتیو دزدیدن همه عکسات گم شده
با اینحال نباید بگی عکسهای بچه من مال ته یانگه
به نظر درست نمیاد
بخاطر ته یانگ بوده پس بیخیال شو
...پس تمام عکسهای قبل دو سالگی ته یانگ
واقعا مال لئونه؟
وقتی عکسهارو از فرانسه میفرستاد
من فکر کردم چون بزرگ شده قیافه اش عوض شده
جه گیونگ چرا دروغ گفته؟
...تماس شما به پوست صوتی
در صوت نیاز پیام بگذارید
سون هوا، میدونم چه احساسی داری
اما یه کم بهم وقت بده
بهت گفتم یه ایده دارم
به من زنگ بزن
خیلی وقته بونگ سون هوارو ندیدم
احتمالا میدونی کجاس؟
نمی دونم
با این حال، چرا اینو از من می پرسی؟
فکر کردم شاید مثل قبل با همسر سابقت صحبت می کنی
هر چند شماها دیگه بچه ای بینتون نیست
پس دلیلی برای ارتباط ندارین
نمی دونم چرا یهویی این حرفو میزنی
لطفا سرت به کار خودت باشه
باشه
برو
اوپا
خوشگله چی شده؟
موضوع چیه ...هان؟
چی شده؟
اوپا
متاسفم، اوپا
فکر نمی کنم بتونم باهات ازدواج کنم
چرا نمیتونی؟
اون عینک آفتابی رو بردار
کی اینکارو کرده؟
کدوم عوضی زده تو صورت خوشگل من؟
- کار کی بوده؟ - اوپـا
اوپا اروم باش
خوشگلم
چی؟ مامان لئون اومده بوده؟
...اما ته یانگ آلبوم بچگیشو باز کرده
و اصرا داشته که عکسهای لئون مال اونه
قلبم اومد تو گلوم
بعدش چی شد؟ مادر متوجه شد؟
فکر نکنم
نمی دونم
جو هه ران هچی وقت از صورتش چیزی نمیتونی بفهمی
شاید نفهمیده باشه ولی به نظرش عجیب میاد
اگه مادرت بفهمه به دردسر میفتیم
اگه جو هه ران بفهمه بیچاره شدم کارمون تمومه
اگه بفهمه فوری به بابام میگه
الان حتی پولم نداریم
اگه بابام بدونه همه چی تمومه
باید مطمئن شیم همچین اتفاقی نمیفته
خیلی خب من مطمئنم اون نمیدونه
امیدوارم
خیلی وقته برگشتی
چطوره که نمیشه دیدت
آخرشم مجبور شدم خودم برا دیدنت بیام
متاسفم سونبه
من خیلی سرم شلوغه
شنیدم پسرتم ازدواج کرده
و همه با هم زندگی میکنین
خدایی خانواده بزرگی دارین
شوهرم نمیخواد بچهها بیرون برن
میخواد بچه هاش تو خونه خودش باشن
سونبه باید بیشتر مراقب دخترت باشی
حتما خیلی احساس ناراحتی میکنه
چی؟
اون نمی تونه بچه دار بشه
فکر کن اگه زن برادرش حامله بشه اون چقدر ناراحت میشه
منظورت از این حرف چیه؟
جه گیونگ نمی تونه بچه دار شه؟
نمیدونستی؟
بعد از سقط کردن بچه اش
فکر کردم شماها متوجه شدین
...خب البته که میدونم
که اون نازاس
No comments yet. Be the first to leave one.